برای یک ایران آزاد

خامنه‌ای در پاسخ به پومپئو چه گفت؟

0

به‌واقع خامنه‌ای بر سر دو راهی کنار آمدن با آمریکا یا ایستادگی در برابر آن قرار ندارد. خامنه‌ای تنها یک گزینه دارد؛ با خرید زمان به امید تغییر شرایط در بیرون باشد. یال و کوپال نشان دادن‌های او را تنها از این زاویه می‌توان درک کرد هرچند در عالم واقع دیگر پشمی به کلاهش نمانده باشد.

در پی اعلام استراتژی جدید آمریکا علیه نظام ایران که در سخنرانی پومپئو، وزیر خارجه این کشور صورت گرفت؛ [۱۲ شرط وزیر خارجه آمریکا برای نظام ایران – تغییر سیاست؛ تغییر دوران] خامنه‌ای مواضع نظام ولایت فقیه در شرایط فعلی را اعلام کرد.

او طی یک سخنرانی مفصل با حضور مجموعه‌ی تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران نظام که به تاریخ ۲ خرداد ۹۷ انجام شد، ضمن آنکه جلسه‌ی حاضر را «جلسه‌ی بسیار مهمی» توصیف کرد، به حاضرین در جلسه یادآوری کرد که اگر «بنیه معنوی خودمان را تقویت نکنیم» نمی‌توانیم از پس مرحله‌ی حاضر بربیاییم.

محور سخنرانی خامنه‌ای، آمریکا بود؛ دولتی که آنرا دشمن نظام ولایت فقیه «از اول انقلاب تا امروز» توصیف کرد.

چند تجربه‌ی نظام

خامنه‌ای در ابتدای سخنرانی‌اش بر روی چند تجربه نظام دست گذاشت و خواهان درس‌گیری از آنها شد:

۱.«دولت جمهوری اسلامی نمی‌تواند با آمریکا تعامل کند؛ چرا؟ برای خاطر اینکه آمریکا پابند به تعهدات خودش نیست.»

۲.«دشمنی آمریکا» با نظام «دشمنی عمیق است»؛ «مسئله‌ی آنها این است که این نظام اسلامی و جمهوری اسلامی نباید باشد». با همین هدف است که آنها می‌خواهند «عناصر مؤلفه‌ی قدرت جمهوری اسلامی» را «از بین ببرند.»

۳.«انعطاف در مقابل این دشمن» «تیغ دشمنیِ او را کُند نخواهد کرد، بلکه او را گستاخ‌تر خواهد کرد».

خامنه‌ای در توضیح این تجربه تصریح می‌کند که اگر در برجام حق غنی‌سازی نظام را به رسمیت شناختند به خاطر «مذاکره» نبود بلکه «منشأش» این بود که نظام به غنی‌سازی «بیست درصد» رسید، در نتیجه «اینها به تب راضی» شدند.

۴.«تجربه‌ی همراهیِ اروپا با آمریکا در مهم‌ترین موارد».

۵.«گره زدن حلّ مسائل کشور به برجام و امثال برجام یا به مسائل خارجی، یک خطای بزرگی است. ما نبایستی مسائل کشور را، مسائل اقتصادی کشور و مسائل گوناگون کشور را گره بزنیم به امری که از اختیار ما خارج است، در بیرون کشور تدبیر می‌شود و تصمیم‌گیری می‌شود.»

شکست در برجام؛ و تفرقه در جبهه خودی

در ادامه او تصریح می‌کند که هدف از برجام برداشته شدن تحریم‌ها بود در حالی که «بسیاری‌ از تحریم‌ها برداشته نشده، حالا هم دارند تهدید می‌کنند که تحریم‌های چنین‌وچنان را بر ایران تحمیل خواهیم کرد». به این ترتیب خامنه‌ای می‌پذیرد که تجربه برجام، تجربه‌ی یک شکست برای نظام بوده است.

نتیجه‌ی هر شکست ایجاد تفرقه در جبهه‌ی خودی‌ست و خامنه‌ای بیش از هرچیز نیازمند وحدت در درون جبهه‌ی خودی است. او خطاب به حاضران در جلسه تصریح می‌کند: «اینکه همدیگر را سرزنش کنیم، اهانت کردن، هتک حرمت کردن، متهم کردن، اینها باید از بین [برود]؛ یک دودستگی و دوقطبی براساس برجام به وجود نیاید.»

در برابر برجام چه باید کرد؟

خامنه‌ای پس از برشمردن تجربه‌هایی که نصیب نظام شده است اقدام به برشمردن مواردی که نظام در مواجهه با برجام باید در پیش بگیرد می‌کند:

۱.«امروز اقتصاد کشور را از راه برجام اروپایی نمی‌شود درست کرد».

۲.«سه کشور اروپایی در سیزده چهارده سالِ قبل، یک بدعهدی و بی‌صداقتی بزرگی با ما کرده‌اند سر همین قضیه‌ی هسته‌ای؛ سالهای ۸۳ و ۸۴ یک بی‌صداقتیِ بزرگی با ما کردند؛ یک چیزی را قول دادند، عمل نکردند، برخلافش عمل کردند. بایستی ثابت کنند که آن حالت را دیگر ندارند».

۳.«در دو سال گذشته آمریکا رفتارِ نقض‌کننده‌ی برجام را تکرار کرده» است. «اروپایی‌ها» «بایستی در مقابل آمریکا می‌ایستادند». «اگر اعتراض می‌کردند ممکن بود کار به اینجا نرسد که آمریکا مثل آب خوردن امضای خودش را بگذارد کنار و بگوید من خارج می‌شوم. اینها بایستی آن غفلتی را که در این دو سال کردند جبران کنند.»

۴.«آمریکا قطعنامه‌ی ۲۲۳۱ -که طی آن قطعنامه‌های قبلی شورای امنیت علیه نظام که منجر به تحریم آن شده بود، ملغی شد- را نقض کرده است؛ آنهایی که عضو شورای امنیتند بایستی در مقابل این حرکت آمریکا، قطعنامه‌ای علیه او به شورای امنیت ببرند؛ یک قطعنامه علیه آمریکا به‌عنوان اینکه این [کشور] ناقض قطعنامه‌ی ۲۲۳۱ است.»

۵.«اروپا باید متعهد بشود که بحث موشک و حضور جمهوری اسلامی در منطقه را مطرح نخواهد کرد».

۶.اروپایی‌ها «باید با هرگونه تحریمی علیه جمهوری اسلامی هم مقابله کنند.» یعنی «اینها باید صریح در مقابل تحریم آمریکا بِایستند. اگر بنا است معاهده‌ای وجود داشته باشد بین ما و اروپایی‌ها، این جزو شرایطش است.»

۷.«جمهوری اسلامی از مؤلفه‌های قدرت قطعاً دست نخواهد کشید» یعنی از «دفاع از دور» یا همان موشکی، «نیروی دفاعی»، «عمق راهبردی» یا همان حضور در کشورهای منطقه.

خامنه‌ای در این رابطه تصریح کرد: «حضور در کشورهای منطقه و طرف‌داری ملتهای منطقه از جمهوری اسلامی، عمق راهبردی جمهوری اسلامی است».

در کنار این مؤلفه‌ها، خامنه‌ای اصل ولایت فقیه را نیز قرار داد در حالی که از آن به صراحت سخن نمی‌گفت و آنرا در قالب این عبارات پنهان کرده بود: «حرکت جمهوری اسلامی با شعار و افتخار به اسلامی‌ بودن و مسلمان بودن».

سپس نتیجه گرفت که مجموعه‌ی مؤلفه‌های قدرت «چیزهایی است که اساس و استخوان‌بندی و مایه‌ی قوام جمهوری اسلامی است».

۸.«اروپا باید فروش کامل نفت ایران را تضمین کند؛ یعنی حالا اگر چنانچه آمریکایی‌ها توانستند به فروش نفت جمهوری اسلامی لطمه بزنند، آنها بایستی به‌قدری که جمهوری اسلامی می‌خواهد [خریداری بکنند]».

۹.«بانک‌های اروپایی باید دریافت و پرداخت و انتقال وجوه مربوط به تجارت دولتی و تجارت خصوصی با جمهوری اسلامی» را «تضمین کنند.»

۱۰.«اگر اروپایی‌ها در پاسخگویی به این مطالبات تعلل کردند، حق ما برای آغاز کردنِ فعالیتهای تعطیل‌شده‌ی هسته‌ای محفوظ است.»

مسائل در داخل کشور

قسمت بعدی سخنان خامنه‌ای به موضوعاتی که نظام در داخل کشور با آنها مواجه است اختصاص یافت. در این رابطه او مسائل نظام در داخل کشور را اینگونه بر شمرد:

۱.«مسئله‌ی اوّل کشور فعلاً مسئله‌ی اقتصادی است.» و «مشکل اقتصاد کشور با تکیه‌ی به ظرفیتهای فراوان داخلی قابل حل است؛ این را باور کنیم.»

۲.«نسخه‌های غربی برای ما قابل اعتماد نیستند.» «نه در زمینه‌ی اقتصاد، نه در زمینه‌های دیگر مثل مسئله‌ی جمعیت.»

۳. «سپردن کار به خارجی‌ها» «بایستی در حدّ اضطرار باشد».

۴.استفاده از ظرفیت‌های طبیعی، سرزمینی و انسانی در داخل کشور.

۵.«اقتصاد دولتی جواب نمی‌دهد؛ مردم را باید وارد کرد، سیاستهای اصل ۴۴ را باید جدّی گرفت.»

۶.«اقتصاد نفتی -یعنی تکیه‌ی اصلی به فروش نفت خام- یکی از عیوب اساسی اقتصاد ما است» «ما بایستی به جایی برسیم که هر وقت اراده کردیم بتوانیم درِ چاه‌های نفتمان را ببندیم».

۷.«اقتصاد دانش‌بنیان را اهمیت بدهیم.»

۸.«تولید داخل و کالای ایرانی را باید تقویت کنیم».

۹.«مسئله‌ی اقتصاد را» «به برجام و امثال آن گره نزنیم»؛ «این‌جور نگویید که اگر این نشد اقتصاد ما خراب خواهد شد؛ اگر این شد اقتصاد درست خواهد شد؛ خب شد، دیدید برجام تشکیل شد، اقتصاد هم درست نشد».

۱۰.«با سیاست ناامیدسازی و ایجاد توهم بن‌بست در کشور به‌شدت باید مبارزه بشود؛ این یک سیاست خصمانه‌ی آمریکایی و غربی است که در کشور احساس بن‌بست به وجود بیاورند». [سایت خامنه‌ای ۲ خرداد ۹۷]

ملاحظاتی درباره سخنرانی خامنه‌ای

۱.خامنه‌ای از اینجا شروع کرد که در شرایط فعلی نیاز به حفظ روحیه و وحدت در درون نظامش از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. او به خوبی می‌داند به دنبال خروج آمریکا از برجام و تحریم‌های گسترده‌ای که در چشم‌انداز نظامش قرار دارد، بسیاری از نیروهایش روحیه خود را از دست داده و در پی مفری می‌باشند. این وضعیت هنگامی تأثیر قطعی خود را بر صفوف نظام می‌گذارد که زمینه‌ی جوشان در داخل کشور نیز بر آن افزوده می‌شود. قیام دی ماه ۹۶ ارکان نظام را لرزاند اما پایان ماجرا نبود. در همان زمانی که خامنه‌ای مشغول سخنرانی بود رانندگان کامیون در سراسر کشور دومین روز اعتصاب سراسری‌شان را به پایان می‌بردند. [اعتصاب سراسری رانندگان کامیون؛ قانون جرقه و حریق]

او همچنین اجزای نظام را مستعد یافت که به خاطر شکست برجام به جان یکدیگر بیافتند در نتیجه خواست که در این رابطه کسی کاری به کسی نداشته باشد و همه وحدت را حفظ کنند؛ آنچه بعید به نظر می‌رسد که در نظام رعایت شود؛ موضوع آنقدر جدی و سطح مناقشه در درون الیگارشی حاکم به میزانی بالاست که به طور طبیعی کسی در این رابطه به حرف خامنه‌ای گوش نخواهد کرد.

۲.خامنه‌ای تجویز می‌کند که نظام باید در برابر فشارها بایستد و هر دستاوردی هم که تاکنون نظام داشته است به خاطر ایستادن بوده است؛ موضوعی که البته به طور جدی محل چالش است و آیا مجموعه‌ی داشته‌های نظام به آن امکان ایستادگی می‌دهد. خلافت اسلامی! از اقتصاد مستحکمی برخوردار نیست، نیروی نظامی آن توان هماوردی با قدرت‌های بزرگ را ندارد، در داخل کشور هم اکثریت مردم از نظام ناراضی هستند پس خامنه‌ای با اتکا به چه چیزی می‌خواهد بایستد؟!

۳.خامنه‌ای از اروپا می‌خواهد که در برابر آمریکا و در کنار نظام بایستد؛ امری که هیچ دلیل اقتصادی و سیاسی برای آن متصور نیست. [به‌عنوان نمونه: آیا اقتصاد ایران می‌تواند در برابر تحریم‌ها دوام بیاورد؟] مقامات ارشد اروپایی نیز ضمن آنکه اعلام کردند به برجام پایبند می‌باشند اما متذکر شدند که قصد مقابله با آمریکا را ندارند. [به‌عنوان نمونه: شرکت‌های اروپایی که با نظام ایران کار می‌کنند در برابر تحریم‌ها مصون نیستند] با این همه مخاطب خارجی اصلی در سخنرانی خامنه‌ای اروپاست و نشان می‌دهد که او در عرصه‌ی بین‌المللی کس دیگری را پیدا نمی‌کند که در تضاد با آمریکا، دست به دامن او بشود. حتی سخنی از روسیه و چین هم به میان نمی‌آورد در حالی پیش از خروج آمریکا از برجام مقامات امنیتی نظام تهدید کرده بودند که به سمت شرق خواهند رفت. [به‌عنوان نمونه: حداکثر تهدید نظام در برابر انتصاب بولتون به‌ مشاورت امنیت ملی چیست؟]

مخاطب قرار دادن اروپا از طرف خامنه‌ای به وضوح نشان دهنده‌ی دست خالی او در عرصه بین‌المللی‌ست.

۴.خامنه‌ای برجام را به‌مثابه یک مؤلفه قدرت از دست داده است؛ مؤلفه‌ای که به او کمک کرد تا سایر مؤلفه‌های قدرتش را تقویت کند؛ گسترش پروژه‌های موشکی، افزایش دخالت در کشورهای منطقه؛ هیچ‌کدام بدون برجام امکان پذیر نبود. حال با از دست رفتن برجام سایر مؤلفه‌های قدرت نظام نیز در مسیر افول و تضعیف قرار گرفته است.

خامنه‌ای به جای اذعان به این واقعیت که بهره‌برداری‌های نظام از برجام پایان یافته است بر این تأکید می‌کند که از دخالت در منطقه، از دست باز دادن به سپاه، و از توسعه موشکی، دست برنخواهد داشت. در حالی که بدون تضمین برجام همه‌ی این داشته‌های نظام می‌تواند در برابر خطرات بنیان‌کن قرار بگیرد.

۵.خامنه‌ای می‌گوید: «دشمن ما اتاق جنگ را برده است در وزارت خزانه‌داری؛ [اتاق] جنگ علیه ما به جای وزارت دفاع، وزارت خزانه‌داری آنها است». این اظهار نظر از یک طرف می‌تواند نشان دهنده‌ی ارزیابی نظام از وضعیت موجود باشد به این معنی که تهدید را تماما اقتصادی می‌بیند و خیالش از سمت حمله‌ی خارجی راحت است. این ارزیابی درست به نظر می‌رسد زیرا نشانه‌ای دال بر اینکه آمریکا یا سایر قدرت‌ها بخواهند با حمله‌ی نظامی به مشکل نظام برای منطقه پایان بدهند وجود ندارد. اما خامنه‌ای در این اظهار نظر به عمد از روی مشکل اصلی می‌پرد. وضعیت جوشان در داخل کشور به سرعت می‌تواند جنگ اقتصادی علیه خامنه‌ای در عرصه بین‌المللی را به نبرد برای سرنگونی او در داخل کشور تبدیل کند. شعارهایی همچون «وای به روزی که مسلح شویم»، «می‌کشم می‌کشم آنکه بردارم کشت» [به‌عنوان نمونه: مردم کازرون در «نماز جمعه» می‌گویند: «وای به روزی که مسلح شویم»] جای خود را هرچه بیشتر در اعتراضات مردمی تثبیت می‌کنند. بردار کشیدن آدمک سیف، رئیس بانک مرکزی توسط غارت شدگان مؤسسات مالی و اعتباری متعلق به سپاه و پشت کردن کشاورزان اصفهانی به امام جمعه خامنه‌ای با شعار #رو_به_میهن_پشت_به_دشمن [به‌عنوان: از سر در دانشگاه تهران تا #رو_به_میهن_پشت_به_دشمن] همه نشانه‌های بالغ شدن شکاف سیاسی و اجتماعی میان اقلیت حاکم و اکثریت به جان آمده است.

خامنه‌ای می‌گوید: «دشمن ما اتاق جنگ را برده است در وزارت خزانه‌داری؛ [اتاق] جنگ علیه ما به جای وزارت دفاع، وزارت خزانه‌داری آنها است». این اظهار نظر از طرف دیگر می‌تواند با هدف روحیه دادن به نیروهای نظام صورت بگیرد با این امید که باور کنند؛ خطر اقتصادی‌ست و آن هم چندان مهم نیست! (توفان خنده‌ها)

۶.خامنه‌ای مدعی می‌شود که می‌توانند مسائل اقتصادی کشور را با اتکا به منابع داخلی کشور حل کنند؛ ممکن است این حرف در پایه درست باشد به این معنی که در این روزگار و در این عصر هم، یک کشور می‌تواند در انزوا و با اتکا به منابع درونی‌اش از پس مسائلش بر بیاید؛ هرچند نمی‌توان نمونه مشابهی در جهان امروز در این رابطه نشان داد. واقعیت بزرگ‌تر و فراتر از نظریه‌پردازی‌های صرف آن است که نظام ولایت فقیه در طول ۴۰ سال تسلط بی‌چون و چرا بر تمام منابع انسانی، طبیعی و سرزمینی ایران نه تنها نتوانسته است مسائل اساسی اقتصادی و اجتماعی جامعه را حل کند بلکه حتی نتوانسته است چشم‌اندازی از حل آنها نشان بدهد. آنچه قابل تردید نیست وارد کردن زیان‌های خارج از تصور به اقتصاد، محیط زیست و زیست اجتماعی مردم ایران است. طبیعت ایران در طول ۴۰ سال حاکمیت دو ولی فقیه تخریب شده‌تر و زندگی اقتصادی مردم فقیرانه‌تر شده است. حال پس از ۴۰ سال و بعد از به هدر دادن میلیاردها دلار از سرمایه‌های نقدی و غیر نقدی کشور اینک خامنه‌ای چگونه می‌خواهد با اتکا به منابع داخلی مشکلات را حل کند.

اضافه بر همه‌ی اینها در طول ۴۰ سال گذشته بدون حمایت‌های بی‌دریغ بین‌المللی از نظام و اعطای فرصت‌های اقتصادی و سیاسی به آن، هرگز خلافت اسلامی! در انتهای قرن بیستم و ابتدای قرن بیست‌ویکم نمی‌توانست تا آستانه ۴۰ سالگی عمر کند.

۷.خامنه‌ای یادآوری می‌کند که «اقتصاد دولتی جواب نمی‌دهد؛ مردم را باید وارد کرد، سیاستهای اصل ۴۴ را باید جدّی گرفت.» در حالی که کلمه‌ی مردم در این عبارت تنها برای رد گم کردن است. اجرای سیاست‌های اصل ۴۴ به معنی انتقال مالکیت نهادها و مؤسسات بزرگ از دولت به سپاه بود. [سیاست‌های کلی اصل ۴۴؛ خصوصی سازی به سبک خامنه‌ای] اکنون حرف اصلی خامنه‌ای تقویت اقتصادی بیشتر سپاه به بهانه اصل ۴۴ است.

۸.خامنه‌ای تصریح می‌کند که هرکس اعلام کند کشور در بن‌بست است دارد سیاست آمریکا را به پیش می‌برد و با آن به‌شدت باید مبارزه کرد.

او دانسته یا نداسته به این ترتیب خود را در برابر بخش عمده‌ای از نظامش قرار می‌دهد. زیرا بسیاری از افراد در درون نظام به طور علنی اعلام می‌کنند که کشور در بن‌بست قرار دارد و بسیاری دیگر هم که تلاش می‌کنند این‌را بر زبان نیاورند در درون خویش تردیدی ندارند که نظام در بن‌بست است.

۹.در حالی‌که خامنه‌ای در عرصه‌ی بین‌المللی منزوی و بدون پشتیبان مانده است، در عرصه‌ی داخلی با تداوم خیزش‌های مردمی نیز مواجه می‌باشد. اکنون نظام او متفرق‌تر و ترسان‌تر از گذشته است و به همین میزان در برابر تحولات نیز آسیب‌پذیر‌تر می‌باشد.

خامنه‌ای نه اقتصاد پر قدرتی دارد و نه بر روی سپاهش می‌تواند در صورت برپایی یک قیام سراسری حساب کند. همان قیام دی‌ماه نشان داد که عناصر بسیجی و سپاهی که در چرخش تعادل قوا به سرعت صفوف یگان‌های خود را ترک می‌کنند کم نیستند.

به‌واقع خامنه‌ای بر سر دو راهی کنار آمدن با آمریکا یا ایستادگی در برابر آن قرار ندارد. خامنه‌ای تنها یک گزینه دارد؛ با خرید زمان به امید تغییر شرایط در بیرون باشد. یال و کوپال نشان دادن‌های او را تنها از این زاویه می‌توان درک کرد هرچند در عالم واقع دیگر پشمی به کلاهش نمانده باشد.

در همین زمینه:

پاسخ منفی شمخانی به پومپئو؛ دشمن اصلی کجاست؟

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.