برای یک ایران آزاد

سرکوب اعتراضات کشاورزان اصفهان؛ حرکت نظام بر لبه‌ی شمشیر و پایان ماجرا

0

 

کشاورزان اصفهانی در اعتراض به محروم شدن‌ از حق‌آبه‌شان هفته‌هاست که دست به اعتراض می‌زنند؛ نظام می‌داند که در شرایط قیام از همین نقطه می‌تواند حریق برخیزد.

کشاورزان اصفهان

از ۲۷ بهمن کشاورزان ورزنه با قراردادن تراکتورهایشان در خروجی شهر شروع به اعتراض برای بازستادن حق‌آبه‌ی خود کردند پس از بی‌نتیجه ماندن این اعتراضات، دامنه‌ی آن به داخل شهر ورزنه و اصفهان کشیده شد سپس به تدریج کشاورزان از سایر نقاط شرق اصفهان نیز به آنها پیوستند.

از ۹ اسفند اعتراضات به‌صورت تجمع و از جمله راهپیمایی در حاشیه زاینده رود ادامه یافت؛ اعتراضاتی با شعارهای: «روحانی دروغگو زاینده رود من کو؟»،‌«آب زاینده رود حق مسلم ماست»، «می‌جنگیم می‌میریم حقمان را می‌گیریم.»

به گفته‌ی یکی از شاهدان، کشاورزان معترض چهار روز را در اصفهان و حوالی آن دست به تظاهرات می‌زنند بی‌آنکه پاسخی دریافت کنند. در نهایت آنها تصمیم می‌گیرند که روز ۱۸ اسفند در ورزنه گردبیایند؛ نتیجه آنکه درگیری شدیدی بین آنها و نیروی انتظامی شکل گرفت و تعداد زیادی از کشاورزان مجروح شدند.

کم‌آبی در ایران

روند خشک شدن زاینده رود از ۱۷ سال پیش زندگی کشاورزان این منطقه را تحت تأثیر قرارداده است. زندگی کشاورزان به تدریج به طرف نابودی می‌رود.

سیاست‌های نظام ولایت فقیه از جمله سد‌سازی‌های غیر علمی و گستراندن چاه‌های عمیق از جمله علل کم آبی در ایران به شمار می‌رود؛ پروژه‌هایی که با رصد هر یک به کشف نقش سپاه در آنها می‌رسیم. اکنون زمان آن فرا رسیده است که نظام از بادی که کاشته است توفان درو کند. پیشتر در سال ۹۵ وزیر نیرو هشدار داده بود که وضعیت زیستی در کشور به‌خاطر کمبود آب در خطر است. و تابستان ۹۶ بود که علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت مجلس از بحران آب به‌عنوان یک بحران امنیتی برای نظام خبر داد.

در سال‌های اخیر به‌خصوص در فصل تابستان شاهد اعتراضات مردمی و درگیری‌های مردم با نیروهای امنیتی بر سر کمبود آب بوده‌ایم؛ موضوعی که نه تنها در اصفهان که در خراسان، لرستان، چهارمحال و بختیاری، خوزستان و … مشاهده شده است.

تظاهرات‌های اعتراضی بر سر انتقال آب کارون و دز در استان خوزستان و خشک شدن زاینده رود از جمله اعتراضات به‌نسبت ثابت سال‌های اخیر بوده است.

کم‌آبی و انقلاب سوریه

از یاد نباید برد که یکی از زمینه‌های انقلاب سوریه کم‌آبی گسترده در بازه زمانی ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۱ بوده است؛ مشکلی که منجر به بیکاری بیش از یک میلیون سوری شد؛ افرادی که عمده‌ی آنها از میان کشاورزان بوده‌اند. وضعیت پیش آمده منجر به مهاجرت یک و نیم میلیون نفر به حواشی شهرهای بزرگ در آن کشور شد.

زمانی که انقلاب سوریه در سال ۲۰۱۱ به صورت مسالمت‌آمیز آغاز شد همین حاشیه‌نشین‌ها، در آن به ایفای نقش پرداختند اما پاسخ دیکتاتور سوریه به مانند متحدان آن در تهران، گلوله و کشتار بود؛ بعدها سران سپاه تایید کردند که اگر مشاوره‌های آنها در روزهای نخست انقلاب سوریه نبود؛ وضعیت به سرعت علیه اسد می‌چرخید.

اینجا سوریه نمی‌شود

کشاورزان اصفهانی در روز ۱۸ اسفند با پرتاب گاز اشک‌آور و شلیک گلوله توسط نیروی انتظامی مجروح شدند، شماری از آنها دستگیر شدند و فرمانده نیروهای سرکوب‌گر که در صحنه حاضر بود گفت اعتراض شما باعث می‌شود که آمریکا شاد شود و به این ترتیب آنها را به خارج منتسب کرد.

طباطبایی‌نژاد، «امام جمعه اصفهان» نیز خطاب به معترضان گفت: «حیفه شما کاری بکنید که دشمن سو استفاده بکند.»

نظام از یک طرف می‌داند که ایران را نمی‌تواند به سوریه تبدیل کند و از آن زمینی سوخته بسازد زیرا سوریه به‌خاطر وجود نظام ولایت فقیه و حضور سپاه بود که به چنین روزگاری دچار شد در غیر اینصورت بسیار زودتر از اینها اسد می‌باید جای خود را به یک دولت منتخب مردم می‌سپرد.

از سوی دیگر نظام می‌داند که از جرقه حریق برخواهد خواست زیرا در ۷ دی مشاهده کرد یک تظاهرات اعتراضی در مشهد به سرعت تا ۱۴۲ شهر در سراسر کشور امتداد یافت.

در میان این دو راهی، نظام چاره‌ای ندارد که جز با اعمال میزانی از سرکوب، گسترش اعتراضات را به تعویق بیاندازد و اجازه ندهد که تظاهرات در یک نقطه، حالت سراسری به خود بگیرد؛ با این همه او بر لبه‌ی یک شمشیر حرکت می‌کند که دیر یا زود بر آن فرو می‌شود.

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.