برای یک ایران آزاد

کارها را به دست سپاه بسپاریم!؛ توصیه هوشنگ امیراحمدی

0

هوشنگ امیراحمدی همکار قدیمی سپاه، پیشنهاد می‌کند که برای نجات نظام مقامات نظام یا مشمول استعفا یا اصلاح شوند و کارها تحت رهبری خامنه‌ای به سپاه سپرده شود.

چند اعتراف کوچک اما مهم

«نتیجه یک نظرسنجی در صفحه توئیتر آقای روحانی، رئیس جمهور، حاکی از آن است که ۹۷ درصد مردم ایران معتقدند که اکثریت ایرانیان دیگر جمهوری اسلامی را نمی خواهند. حتی اگر این نظر اغراق آمیز هم باشد، ادامه جمهوری اسلامی با این سطح از بی‌اعتمادی مردم به آن در آینده‌ای نه چندان دور غیرممکن می‌شود.»

««کاسه صبر مردم» لبریز است و انقلابی بنیان برانداز در راه.»

«حتماً این شعار که اخیراً در خیابان‌ها داده شده است را شنیده اید: «اصلاح طلب، اصول گرا، دیگر تمام است ماجرا.» این یعنی مردم به دنبال یک گزینه سوم هستند اگرنه به دنبال یک نظام متفاوت. باید تا دیر نشده مردم را شنید.»

عباراتی که هوشنگ امیراحمدی از همکاران قدیمی سپاه در آمریکا آنرا در نامه‌ای سرگشاده خطاب به مهدی کروبی نوشته بود؛ در تاریخ ۲۳ بهمن ۹۶.

او که خود را مشاور و حامی قدیمی کروبی معرفی می‌کند این نامه را در پاسخ به نامه‌ی کروبی به خامنه‌ای نگاشته است. پیشتر و به دنبال قیام ایران کروبی در نامه‌ای به خامنه‌ای خواستار پاره‌ای اصلاحات برای حفظ نظام شده بود. [نامه کروبی به خامنه‌ای ۹ بهمن ۹۶]

تقویت نقش سپاه

امیراحمدی پاسخ به نامه‌ی کروبی را بهانه‌ای قرار داد تا بر تقویت نقش سپاه در سپهر سیاسی ایران تاکید کند. او خطاب به کروبی نوشت: «مطمئنم مستحضر هستید که در دوره «پالایش» و «اصلاح ساختارها»، با توجه به مشکلات داخلی و خارجی کشور، می‌تواند بی‌ثباتی ایجاد شود مگر اینکه در کنار رهبری نیروهای مسلح با قدرت حضور داشته باشند. متأسفانه شما به این نکته توجه ندارید و برای همین هم خواهان تضعیف سپاه و نه اصلاح آن هستید.»

در همین نامه او از جمله راه‌حلهایی که در میان می‌گذارد، «استعفای رئیس جمهور و نمایندگان مجلس» و «پاکسازی» «قوه قضاییه» توسط خامنه‌ای‌ست. امیراحمدی به‌خصوص بر استعفای روحانی تاکید دارد زیرا از جمله «به جای مبارزه با مفسدین، سپاه پاسداران انقلاب را متهم به «دولت تفنگ» کرد و باعث تحریک آمریکا علیه این نیروی وطن پرست شد.»

همکار قدیمی سپاه در آمریکا با توجه دادن به وضعیت بحرانی نظام در نامه به کروبی نوشت: «دوره‌های گذار معمولاً با بی‌ثباتی سیاسی و ملی همراه هستند. بنابراین، در این دوره، سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی رسمی کشور باید کنترل کامل امنیت کشور را به دست بگیرند و ارتش هم در آماده باش کامل برای دفاع از مرزهای کشور باشد.» [انتخاب خبر ۳ اسفند ۹۶]

پاسخ به نامه کروبی خطاب به خامنه‌ای، بهانه‌ای بود تا امیراحمدی به ترویج سپردن همه چیز به دست سپاه بپردازد. جناح خامنه‌ای و به طور مشخص سپاه خود را راه‌حل برون رفت از معضلاتی که نظام در آن گرفتار آمده است می‌داند. برای رساندن کشور به این نقطه که همه‌چیز به طور علنی در اختیار سپاه قرار بگیرد، پاره‌ای از زمینه‌سازی‌های سیاسی لازم است؛ کاری که از جمله هوشنگ امیراحمدی به آن همت گمارده است؛ همچنین سایر کسانی که به هر عنوان با «ملی» لقب دادن سپاه و زدن تهمت میهن پرستی به آن، تلاش می‌کنند تا این نیروی تروریستی را به‌عنوان یک ناجی ملی معرفی کنند در همین زمره قرار می‌گیرند.

یکی از استدلال‌های رایج در این عرصه ترساندن مردم از سرنگون کردن نظام ولایت فقیه است؛ استدلالی که به کرات به‌خصوص از شروع قیام ایران عرضه شده است. امیراحمدی هم در این رابطه می‌گوید: «سرنگونی نظام اسلامی سوای اینکه بسیار مشکل خواهد بود، نتایج خطرناکی هم برای کشور، با توجه به چالش‌های داخلی و خارجی، به همراه خواهد داشت.» [انتخاب خبر ۳ اسفند ۹۶]

در نتیجه راهی نمی‌ماند مگر پناه بردن به سپاه برای نجات کشور؛ به عبارت دیگر در یک شوی تبلیغاتی همان نیرویی که موضوع و هدف تغییرات در ایران است در نقش منجی ظاهر می‌شود؛ سناریویی که کمتر ابهامی در نگارش آن، توسط اطلاعات سپاه یا بخش‌های مربوطه می‌توان داشت.

دولت نظامی

هوشنگ امیراحمدی در نخستین روزهای سال جدید و کمتر از یک ماه و نیم بعد از نامه سرگشاده به کروبی انتصاب جان بولتون به مشاورت شورای امنیت ملی آمریکا را بهانه قرار می‌دهد تا بار دیگر بر سپردن همه‌ی کارها در نظام ولایت فقیه به سپاه تاکید کند.

او در این رابطه می‌نویسد: جان بولتون علاوه بر اینکه به‌عنوان مشاور امنیت ملی رئیس جمهور مشورت خواهد داد، «مدیر شورای امنیت ملی آمریکا هم خواهد بود.‌ این پست بسیار مهمی است چون دارنده آن به هر مقام دیگری به رئیس جمهور نزدیک‌تر است و بیش از هر مقام دیگری می‌تواند روی افکار و تصمیمات رئیس جمهور تاثیر بگذارد.»

امیراحمدی نقشه مسیری که با آمدن بولتون در دولت ترامپ در حال شکل‌گیری‌ست را اینگونه توصیف می‌کند: «آقای بولتون می‌خواهد آقای ترامپ اول از برجام‌ خارج شود. بعد از طریق وسیع‌ترین تحریم‌ها و متعاقبا بلوکه کردن آبی و شاید هم هوایی جمهوری اسلامی ایران، آن را وادار به تسلیم بدون قید و شرط کند.‌ هدف اولیه، گرفتن موشک‌ها و پایان دادن به «دخالت»‌های سپاه در منطقه است(لبنان، سوریه، عراق و یمن). این استراتژی، بعد از برجام، مرحله دوم خلع سلاح ایران است.

در نهایت آقای بولتون به همراه‌ آقای پمپیو، وزیر خارجه‌ احتمالی، می‌خواهد جمهوری اسلامی سرنگون‌ شود. برای این هدف هم‌ به هر کاری دست می‌زند. منجمله پول و نیرو ریختن زیر پای مخالفین برانداز جمهوری اسلامی مخصوصا مجاهدین».

«در همه حال، خبر برای جمهوری اسلامی خوش نیست. به نظر من‌ جمهوری اسلامی از امروز باید با فرض بدترین سناریو(مثلا آشوب داخلی) تجدید تفکر و تغییر ساختار کند.»

در چنین شرایط راه‌حل امیر‌احمدی کنار زدن روحانی و قبضه قدرت توسط سپاه است تا تصویر ضعیف بودن نظام از خاطره‌ی آمریکایی‌ها زدوده شود.

«در یک سال و نیم‌ گذشته طی نوشته‌ها و مصاحبه‌های متعدد به کرات‌ هشدار داده ام‌ که دولت آقای روحانی قابلیت رودررویی سیاسی و دیپلماتیک با دولت آقای ترامپ را ندارد(و تجربه این را نشان می‌دهد) و باید به حاشیه رانده شود.

در همین‌حال هم آمریکایی‌ها بعد از برجام به این نتیجه رسیده‌اند که «زور» تنها راه‌ مقابله با جمهوری اسلامی است‌ چون حکومت ایران به زور جواب مثبت می دهد و تسلیم‌ می‌شود، به همان شکل که در مذاکرات سر برجام‌ تسلیم شد.»

«من در نوشته‌ها و مصاحبه‌های متعددی قبل از انتخابات اخیر ریاست‌ جمهوری و بعد از انتخابات موقع تشکیل کابینه‌ جدید‌ پیشنهاد کردم که دولتی تشکیل شود که‌ بتواند در مقابل دولت ترامپ عرض اندام کند. مشخصا یک دولت نیمه نظامی و یا حداقل دولتی که در آن نظامیان در سیاست خارجی، امنیتی و دفاعی و شاید اقتصادی کشور حرف اول را می زنند و حتی چهره اول این‌ سیاست‌ها در دنیا باشند را پیشنهاد کردم.»

به توصیف امیراحمدی در شرایط فعلی نزاع و کشاکش در درون نظام بالا خواهد گرفت در نتیجه راه‌حل بقای نظام در این است که پیشدستی کرده و خود زودتر روحانی را به کناری بگذارد. در همین رابطه همکار سپاه در آمریکا می‌نویسد: «راهبرد دولت ترامپ ایجاد درگیری بین دولت روحانی و نظامیان درون حاکمیت است.»

با این همه او خود بهتر از هرکس می‌داند که نظام ولایت فقیه توانایی رویارویی نظامی با آمریکا را ندارد. با این همه با دامن زدن به جنگی که آنرا محتمل و نسیه می‌داند، می‌خواهد قدرت سیاسی نقد را در ایران را به نفع سپاه یکپارچه کند.

«بدیهی است که‌ جمهوری اسلامی در مجموع قابلیت رویارویی نظامی با آمریکا را‌ در هیچ شرایطی ندارد. هدف من صرفا نمایش قدرت و نفی آن‌ درکی بود که آمریکا از دولت آقای روحانی گرفته است. یعنی این درک که زور با جمهوری اسلامی کار می‌کند. ممکن است نیمه نظامی کردن دولت هم ترامپ را از راهی که در پیش گرفته منصرف نکند. با این وجود، پیشنهاد من موجب تقویت قدرت دولت خواهد شد نه تضعیف آن.»

مهمترین اعتراف

امیراحمدی تاکید می‌کند که «اعتقاد راسخ دارم که در غیاب این تغییرات محتوایی-نظامی در مقابل ترامپ، حفظ وضع موجود عملی نیست». [انتخاب خبر ۳ فروردین ۹۶]

به این ترتیب او ناخواسته اذعان می‌کند که موضوع، حمله‌ی نظامی آمریکا نیست بلکه برهم خوردن تعادل درونی نظام در برابر نیروی برانداز در داخل کشور است. به عبارت دیگر سپاه می‌خواهد با گرفتن ابتکار عمل در درون نظام آنرا از مرحله‌ی اکنونی عبور دهد اما از آنجایی که می‌دانند ایفای چنین نقشی فاقد مشروعیت داخلی و بین‌المللی‌ست می‌خواهند آنرا به زیور ایجاد تغییرات بنیادین در نظام سیاسی نیز آراسته کنند! زیرا خود بهتر می‌دانند که امکان کشتارهای وسیع به مانند دهه‌ی ۶۰ را نیز دیگر ندارند.

با این همه سپاه یک موضوع اصلی را فراموش می‌کند؛ موضوع تغییر در ایران پیش و بیش از هرچیز نظام ولایت فقیه است؛ نظامی که از دو پایه‌ی رهبری آخوند و بازوی سپاه تشکیل شده است؛ نظامی که با فروپاشی همین دو پایه فرو خواهد پاشید؛ پس نمی‌توان در میانه‌ی قیام ایران موضوع دعوا را به فراموشی سپرد؛ آنچه در روزها و ماه‌های آینده بیشتر خود را بارز خواهد کرد.

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.