برای یک ایران آزاد

گام به گام با کانون‌های شورشی!؛ کنفرانس حسین میرداماد درباره‌ی چیستی آن

0

کانون‌های شورشی ست که قیام ایران را به پیش می‌راند؛ موضوعی که حسین میرداماد طی کنفرانسی به آن می‌پردازد.

دوستان زیادی درباره کانون‌های شورشی که اخیرا در ادبیات مقاومت مطرح می‌شه سئوالاتی پرسیده‌اند که سعی کردیم به تعدادی از این سئوالات بپردازیم.

پرسش: مهمترین وظیفه کانونهای شورشی چیست؟

حسین میرداماد: کانونهای شورشی کوچکترین سلول برای نیروی مقاومت هستند. مثلا الان که در آستانه چهارشنبه سوری آتشین هستیم و ستاد اجتماعی مجاهدین فراخوان به قیام در چهارشنبه سوری داده کانونهای شورشی باید با تمام قوا وارد شده این مهم رو به پیش ببرند. این یک وظیفه مهم و مبرم برای تمامی کانونهای شورشی است. مهمترین مسئله روز برپایی یک چهارشنبه سوری آتشین و بسیج مردم برای آن است. در اطلاعیه ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور آمده که جشن ملی چهارشنبه سوری؛ جشن آتش برای روشنایی و آزادی در ظلمت استبداد آخوندی فرا می‌رسد.
قیام ایران زمین، بار دیگر، شعله‌ور می‌شود. پرچمهای برافراشته کاوه‌های آهنگر و آتش‌افروز در هزار اشرف به اهتزار در می‌آید.
در جشن ملی چهارشنبه سوری؛ هر کوچه سنگری، هر خانه قلعه‌یی، و هر خیابان و هر کوی و برزن، میدانی برای کارزار آزادی است.
در جشن ملی چهارشنبه سوری؛ جوانان انقلابی و کانونهای شورشی، قیامی دیگر علیه دیکتاتوری آخوندی برپا می‌کنند. ایران را باید از ضحاک عمامه‌دار پس گرفت.
توفان قیام سرِ بازایستادن ندارد و تا سرنگونی فاشیسم دینی با شعارهای مرگ بر اصل ولایت فقیه به پیش می‌تازد.
بهار خجسته پیروزی در راه است. ایران‌زمین آزاد می‌شود.
این مبرمترین وظیفه نیروهای انقلابی و کانونهای شورشی است.

پرسش: کانون شورشی یعنی چه و پیشینه‌اش چی هست؟

حسین میرداماد: کانون شورشی یک تیم یا گروه در یک محله یا دانشگاه یا کارخانه یا مدرسه و مجتمعی است با تعدادی محدود و از دو نفر بیشتر که در ارتباط با سازمان مقاومت سراسری علیه دیکتاتوری به فعالیتهای مبارزاتی می‌پردازد. این کانون شورشی به دلیل اینکه از داخل مردم و در میان مردم است شناسائی آن برای دشمن بسیار مشکل است و از این رو می‌تواند ضمن حفظ نکات امنیتی ضربات قابل توجهی به دشمن وارد کند و در سازماندهی مبارزات اجتماعی فعالانه شرکت کند. کانون شورشی یک هسته کوچک و پیش برنده یک خط در جهت سرنگونی رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه با هدف آزادی و حاکمیت مردمی است.

پرسش: پیشینه کانونهای شورشی چیه؟

حسین میرداماد: این اصطلاحی است که در جریان انقلابهای آمریکای لاتین برای مبارزه علیه دیکتاتوری این کشورها توسط چه گوارا ابداع شد و وارد ادبیات انقلابی جهان شد. در ایران هم در دهه ۶۰ با عنوان هسته‌های مقاومت از اونها یاد شده. و البته کانون شورشی برخاسته از یک استراتژی برای براندازی نظام دیکتاتوری است.
وقتی مردم یک کشور با رژیمی سر وکار دارند که این رژیم هیچ گونه حقی برای مردم قائل نیست و یک دسته اقلیتی بر عموم مردم حاکمند این رژیم دیکتاتوری است.
در مورد اقلیت بودن حاکمیت آخوندی یکی از کارشناسان رژیم به نام بیژن عبدالکریمی از اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی در مصاحبه‌ای در نهم اسفند می‌گه: ‌«برآورد دارم كه طرفدارهای حاكمیت بین سه تا پنج و یا در وضعیت خوشبینانه هفت درصد هستند تازه همین طرفدارانی كه بین سه تا هفت درصد در نوسان هستند در بخشهای فعال و غیر فعال و نیمه فعال حضور دارند كه باز اگر حاكمیت بخواد به طرفدارهای جدی خودش اشاره بكنه باید انگشت اشاره‌اش رو ببره به سمت طرفدارهای فعال اونها حتی اون كسانی كه در بسیج حضور دارند این چند میلیون نفری از كارمندان و دانش آموزانی كه در بسیج حضور دارند اینها هیچكدوم از طرفداران جدی و فعال حاكمیت نیستند بعنوان مثال در عسلویه شاهد بودم كه اكثریت كاركنان قراردادی كه حدود هفت هزار از كاركنان اونجا هست ده هزار نیرویی كه در عسلویه در پارس جنوبی در پالایشگاه فعالیت داشتند بیش از هفت هزار نفر نیروهای قراردادی بودند كه اینها بدلیل متزلزل بودن جایگاه كار خودشون لاجرم به ترتیبی به عضویت بسیج در می‌آوردند كه از امتیازات بسیج و از جمله ثبات كار بهره‌مند بشوند».
قیام دی‌ماه در ۱۴۲ شهر به وضوح نامشروع بودن رژیم رو نشون می‌ده که مردم ایران این رژیم رو نمی‌خوان و با شعار مرگ بر خامنه‌ای و حکومت آخوندی نمی‌خوایم نمی‌خوایم به روشنی به همه دنیا نشان دادند که رژیم آخوندی حکومت اقلیتی مطلق بر اکثریتی عظیم از مردم ایرانه و هیچگونه مشروعیتی نداره.
اما آیا این رژیم به راحتی کنار می‌ره؟ هرگز! این رژیم به هیچ وجه تن به آراء واقعی مردم نداده و نخواهد داد چون خودش رو نماینده خدا و منتسب به وحی می‌دونه و همانطور که خمینی می‌گفت اگر تمام مردم یک حرف زدند ولی فقیه حرف دیگه‌ای گفت حرف ولی فقیه درسته و باید اجرا بشه. چند وقت قبل آخوند علم الهدی امام جمعه مشهد با صراحت گفت رئیس جمهور در این نظام منصوب ولی فقیه هست و باید از نظرات اون تبعیت کنه. اخیرا احمدی‌نژاد در نامه‌ای که برای خامنه‌ای نوشته گفت که انتخابات آزادی بگذارید که توسط شورای نگهبان مهندسی نشده باشه. مهندسی انتخابات اسم شیک تقلب و دستکاری در آراء هست.
بنابراین وقتی رژیمی نامشروعه و به زور سرنیزه داره حکومت می‌کنه براساس اعلامیه جهانی حقوق بشر مردم حق دارند علیه چنین رژیمی شورش کرده و سرنگونش کنند. چنانکه که در مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده: «از آنجا که بایسته است تا آدمی، به عنوان آخرین راهکار، ناگزیر از شوریدن علیه بیدادگری و ستمکاری نباشد، به پاسداری حقوق بشر از راه حاکمیت قانون همت گمارد».

رژیم آخوندی به هیچ وجه هیچ راه کاری جز شوریدن علیه این نظام بیداد که هر روز هم در شعارهای مردم از بیدادگریش می شنویم باقی نگذاشته است. بنابراین کانونهای شورشی برای احقاق حقوق حقه مردم و سرنگونی چنین رژیمی تشکیل شده‌اند. شعارهای بازنشستگان و فرهنگیان در همین هفته این بود: فریاد از این بیداد، شعار کارگران بود: «زیر بار ستم نمی‌کنیم زندگی»، «مرگ بر فقر مرگ بر ظلم» شعار غارت شدگان بود: «تا کی ظلم و بیداد»، «یا حجت بن الحسن ریشه ظلمو بکن»
و یا شعار می‌دادند که «ما بندگان الله غارت شدیم به والله» همچنین شعار می‌دادند: «عزا عزاست امروز پولهای ما مردم زیر عباست امروز»، و یا شاهد تجمع و راهپیمایی غارت شدگان مقابل مجلس بودیم با شعار «مرگ بر روحانی و علی لاریجانی»
ببینید وقتی یک رژیم ساده‌ترین خواسته‌های مردم رو با سرکوب وحشیانه و یگان ویژه و اعدام و شکنجه جواب می‌ده پاسخ چیزی جز قهر در برابر قهر نیست. پاسخی که بخصوص در چهارشنبه سوری باید حساب این جنایاتش رو رژیم پس بده. کانونهای شورشی وظیفه شون همینه. باید مردم محروم و ستمدیده وقتی اسم کانون شورشی میاد قوت قلب بگیرند که کسی هست که حق ما رو می‌گیره.

پرسش: برای کندن ریشه ظلم که حاکمیت آخوندیست چکار باید کرد؟

حسین میرداماد: این سئوال محوری برای هر انسان آزاده ایرانیست. هر کسی که دل در گرو آزادی و حاکمیت مردمی و عدالت اجتماعی برای مردم ایران داره و هر روز حاکمیت ولایت فقیه رو معادل پس رفت و فقر و سرکوب میلیونها هموطن می‌دونه سئوالش اینه که چه باید کرد تا این رژیم سرنگون بشه؟
و از اونجایی که این رژیم مطلقا راه هرگونه مبارزه مسالمت آمیز رو از روز ۳۰ خرداد سال ۶۰ بست و با دستور خمینی تظاهرات مسالمت آمیز ۵۰۰ هزار نفره مردم ایران به رگبار بسته شد و شمار زیادی رو کشت و فردای اونروز هم دسته دسته حتی بدون احراز هویت اعدام کرد دیگه هیچ راهی جز مبارزه قهر آمیز برای دستیابی به آزادی وجود نداشت.
اگر این حرف غلط بود چیزی از مجاهدین که به این راه ایمان داشتند باقی نمی‌ماند با اینکه اینهمه شهید و اسیر هم دادند. برعکس همه اونهایی که می‌گفتند نباید با رژیم آخوندی جنگید هیچ اثری از اونها باقی نموند. بنابراین باید خط مشی یا استراتژی یا راهبرد مشخصی برای سرنگونی یک رژیم دیکتاتوری وجود داشته باشد.

پرسش: آیا استراتژی یک خط مشی گذرا است یا یک مقوله پایداره؟ و کلا چگونه به وجود میاد؟

حسین میرداماد: استراتژی یعنی خط مشی. که در کاربردهای نظامی به مفهوم روش عام حاکم بر مسیر حرکت برای رسیدن به هدف هست. مجاهدین هم در زمان خمینی تا قبل از ۳۰ خرداد استراتژیشان مبارزه مسالمت آمیز بود از طریق شرکت در انتخابات که خمینی در تمامی اینها با اینکه در خیلی جاها مجاهدین برنده انتخابات بودند اما با تقلب و باطل کردن رأی و دخالت خود خمینی همه این راهها رو بر مجاهدین بست. حتی کاندیدایی را هم که از مجاهدین وارد مجلس اول شده بود رد صلاحیت کردند. پس وقتی همه راههای مسالمت آمیز بسته است دیگر استراتژی مبارزه مسالمت آمیز پاسخگوی رسیدن به هدف که همان آزادی و حاکمیت مردمی می‌باشد، نیست. باید استراتژی‌ای اتخاذ کرد که برای رسیدن به این مهم، مقدمتا از سرنگونی رژیم استبدادی حاکم عبور کند.
مجاهدین شیوه‌های مختلفی رو تجربه کردند از چریک شهری تا …بقیه شیوه‌ها اما نهایتا و پس از جنگهای بسیار با پاسداران و رژیم خمینی اون استراتژی که حقانیت خودش رو به اثبات رسوند ارتش آزادیبخش ملی ایران بود.

پرسش: از کجا بفهمیم که استراتژی درست است؟

حسین میرداماد: از اینکه اگر واقعی نباشد یعنی اگر مثلا تضاد بین مردم و رژیم آشتی پذیر باشه و رژیم حاضر باشه لااقل بخشی از حقوق مردم رو بده در این صورت استفاده از استراتژی قهرآمیز به سرعت علیه خود طراحان استراتژی عمل می‌کنه و اونها رو متلاشی می‌کنه.
مثل کسانی که در ابتدای انقلاب و هنوز خمینی آزمایش پس نداده بود استراتژی قهرآمیز رو پیشه کردند. آنها به سرعت از بین رفتند. چون هنوز می‌شد رفت و کاندیدای مجلس شد و تقلبات رژیم رو افشا کرد و حتی اگر چماق هم خورد ولی فضای سیاسی هنوز بسته نشده بود. یا بعد از ۳۰ خرداد سال ۶۰ که خمینی دیکتاتوری مطلق خودش رو با کشتارهای بی‌وقفه یکپایه کرد و دیگر راهی جز استراتژی قهرآمیز جواب نداشت کسانی که در برابر خمینی استراتژی‌ای غیر قهرآمیز رو مطرح می‌کردند از بین رفتند. در حالی که مجاهدین که استراتژی ارتش آزادیبخش و مبارزه قهرآمیز رو پیشه کردند عملا با اینکه هزاران برابر بقیه خون دادند و اسیر و شکنجه شده و آوارگی و موشکباران و غیره داشتند اما ارتش آزادیبخش به عنوان تنها راه حل سرنگونی رژیم ماندگار شد و حقانیتش رو اثبات کرد.

پرسش: آیا کانونهای شورشی یک حرکت جدا از توده‌هاست؟

حسین میرداماد: خیر کانونهای شورشی در میان توده‌ها قرار دارند و با امکانات مردم و با پشتیبانی مردم به بقای خودشون ادامه می‌دهند. اونها با تهور و شجاعت به سازماندهی قیام مردم می‌پردازند و نقش پیشرو در جنگ با نیروهای فاسد و جنایتکار دشمن را دارند. باید دشمن بداند که جنایات و غارتگریهایش بی‌پاسخ نیست. باید سپاه پاسداران بداند که اینطور نیست که ماهها حقوق کارگران رو غارت کنه و هر کس هم اعتراض کرد دستگیرش کنه. باید جواب مناسب به این سرکوبگران داد. این وظیفه کانونهای شورشیه. باید خامنه‌ای بدونه که مؤسسات غارتگری که با پوشهای مختلف و تحت عنوان مؤسسات مالی انتفاعی که به راه انداخته و میلیونها نفر رو از زندگی ساقط کرده، اینطور نیست که فقط این مردم آواره خیابونها باشن، اینها هم ابزار نشون دادن قدرت خودشون رو دارن و اونهم کانونهای شورشیه. و این شامل همه مردم و اقشار می‌شود. شامل دستفروشان، معلمان، زنان، حاشیه‌نشینهایی که خانه‌ها و آلونکها رو روی سرشون خراب می‌کنند، کولبرها و …..

پرسش: آیا معنای کانونهای شورشی این است که سایر اشکال مبارزه تعطیل می‌شود؟

حسین میرداماد: خیر به این معنا نیست. همه اشکال مبارزه علیه دیکتاتوری ولایت فقیه بدون هیچ گونه خللی نه تنها نباید تعطیل بشه بلکه باید افزایش هم پیدا کنه اما شکل محوری مبارزه که همه باید برای اون تلاش کنیم ایجاد کانونهای شورشیه که وظیفه اصلیش اینه که در مقابل نیروهای سرکوبگر و مزدور ولایت فقیه بایستد و اونها رو از دور خارج کنه و راه رو برای ورود هرچه بیشتر مردم به مبارزه باز کنه.

پرسش: مناسبات داخلی کانونهای شورشی چگونه باید باشد؟

حسین میرداماد: در اساس مناسبات داخلی کانونهای شورشی از اصل «کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من» استفاده می‌کنه. یک هسته انقلابی و مبارز است که وارد هر نوع عملی می‌شه که در دستورش قرار می‌گیره. از اونجایی که خصلت مرحله کنونی مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم ضد بشری ولایت فقیه سازماندهانه بودن اونه بنابراین مناسبات داخلی کانونهای شورشی باید از اصول عام تشکیلاتی پیروی کنه تا بتونه مبارزه رو پیش ببره. مثلا در یک کانون شورشی باید مسائل متعدد رو حل کرد از قبیل مشکلات مالی، مسائل ارتباط با مردم، شناخت دشمن و عوامل جاسوس آن در منطقه‌ی حضور کانون شورشی، کسب اطلاعات برای ضربه زدن به دشمن، و از نظر روابط انسانی فداکارانه، صادقانه و برادرانه و خواهرانه می‌باشد. اعضای کانونهای شورشی عاشق مردم هستند و اگر در برابر دشمنان مردم که بر میهن ما حاکمند سختگیر هستند ولی در برابر مردم مهربان و دارای از خودگذشتگی هستند. اعضای کانونهای شورشی خطوط رهبری مقاومت را خالصانه به پیش می‌برند و مبلغ و مروج اون هستند. اونها تا مغز استخوان ایمان دارند که سرنگونی رژیم آخوندی فقط و فقط با از خودگذشتگی همین اعضای کانونهای شورشی و شجاعت و تهورشون علیه مزدوران خامنه‌ای میسره.

پرسش: مهمترین مسئله روز کانونهای شورشی چیست؟

حسین میرداماد: مهمترین مسئله روز؛ برپایی چهارشنبه سوری آتشین و بسیج مردم برای آن است. در اطلاعیه ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور آمده که:
قیام آفرینان،
جوانان اشرف‌نشان،
جشن ملی چهارشنبه سوری؛ جشن آتش برای روشنایی و آزادی در ظلمت استبداد آخوندی فرا می‌رسد.
قیام ایران زمین، بار دیگر، شعله‌ور می‌شود. پرچمهای برافراشته کاوه‌های آهنگر و آتش‌افروز در هزار اشرف به اهتزار در می‌آید.
در جشن ملی چهارشنبه سوری؛ هر کوچه سنگری، هر خانه قلعه‌یی، و هر خیابان و هر کوی و برزن، میدانی برای کارزار آزادی است.
در جشن ملی چهارشنبه سوری؛ جوانان انقلابی و کانونهای شورشی، قیامی دیگر علیه دیکتاتوری آخوندی برپا می‌کنند. ایران را باید از ضحاک عمامه‌دار پس گرفت.
توفان قیام سرِ بازایستادن ندارد و تا سرنگونی فاشیسم دینی با شعارهای مرگ بر اصل ولایت فقیه به پیش می‌تازد.
بهار خجسته پیروزی در راه است. ایران‌زمین آزاد می‌شود.

شاه سلطان ولایت، آتش جواب آتش

مرگ بر خامنه‌ای روحانی-زنده باد ارتش آزادی

درود بر رجوی

ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور

۲ اسفند ۱۳۹۶

این دستور روز کانونهای شورشی است. برای جوانان پرشور و انقلابی که به چیزی جز نبرد با دیکتاتوری ولایت فقیه برای سرنگونی اون و آزادی ایران فکر نمی‌کنند.

در همین زمینه:

ضعف نشان دادن خامنه‌ای و ناتوانی‌اش از مانور؛ کنفرانس حسین میرداماد در شبکه ایران آزادی
جشن ملی چهارشنبه سوری، قیامی دیگر علیه دیکتاتوری آخوندی؛ کنفرانسی از حسین ربوبی
جدایی دین از دولت، چرا؟!؛ لائیسیته، سکولاریسم، اسلام مجاهدین و مسیر پیشا روی
ولایت فقیه در سوریه به دنبال چیست؟؛ نقش نظام در سوریه و محوریت سپاه در صدور تروریسم

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.