برای یک ایران آزاد

بحران جاری، آخرین بحران؟

0

بحران جاری، می‌تواند آخرین بحرانی باشد که رژیم آخوندی با آن مواجه می‌شود؛ زیرا این بحران می‌تواند به پایان این رژیم منتهی شود.

اسماعیل محدث

کسانیکه سیاست ایران را دنبال می کنند بحرانی که رژیم آدمخوار آخوندی در آن گیر کرده است را نتیجه‌ی طبیعی روند رفتار این رژیم غیرمتعارف تلقی می کنند. رژیم بحران زا و بحران زی ولایت فقیه به خاطر سرشت و منش عقب مانده اش با همه، و به خصوص با مردم ایران سر جنگ دارد و این جنگ، بعد از ظهر ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ به شکل عملی و واضح براه افتاده است. دقیقاً به همین خاطر است که سرنوشت این بحران سرانجام در خیابانهای میهن و به دست مردم ایران و با پیروزی آنان به پایان می رسد.
در روزهای اخیر با تحریکات متعدد رژیم آخوندی و براه انداختن جنگ نیابتی و سلسله حملاتی به نفتکش‌ها در آبهای ساحلی امارات و حمله به تأسیسات نفتی عربستان؛ تحولات منطقه‌یی و بین‌المللی شتاب بیشتری گرفته است، اما برداشت صحیح از این حرکات به ظاهر غیر منطقی رژیم آخوندی را تنها می توان با ترسش از قیام مردم ایران، که مهارش برای رژیم آخوندی در اولویت قرار دارد، درک کرد.
بحران سیاسی و اقتصادی و اجتماعی که گریبانگیر رژیم آخوندی شده است کسی جز خود سرکردگان این رژیم مسئول آن نیستند. اینکه حشمت‌الله فلاحت پیشه رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس رژیم آخوندی درباره احتمال وارد شدن ایران به یک جنگ نیابتی با آمریکا گفته است که: هیچ گروهی نمی‌تواند اعلام کند از جانب ایران وارد «جنگ نیابتی» شده است، تنها نشانه‌ی ترس و مفت خوری این جماعت می باشد.
با نگاهی به خاورمیانه، این منطقه از جهان هرگز اینگونه در بحران جنگ و بی ثباتی نبوده است و اگر به کانون این بحرانها در کشورهای مختلف نگاه کنیم غلظت بحران رابطه‌ی مستقیمی با کثرت حضور رژیم آخوندی و مزدورانش دارد. سیاست مماشات غرب، به خصوص سیاست دولتهای قبلی آمریکا، بحرانهای دست ساز رژیم تجاوزگر آخوندی را انبار کرده و اکنون سررسید تمامی فرافکنی ها روی میز کار قرار گرفته است، به نظر می رسد که به جز پرداختن به آن راه دیگری وجود نداشته باشد.
توسعه طلبی رژیم آدمخوار آخوندی از روز اول به خاطر ناتوانی در اداره‌ی امور کشورِ پیچیده‌ی ایران و ترسی که این رژیم از خواسته های دمکراتیک مردم ایران داشته، انجام می گرفته است. به سخن دیگر توسعه طلبی دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران را می بایست صدور بحران داخلی و نقطه‌ی ضعف آن تلقی کرد. بنابراین واضح است که این انباری که رژیم آخوندی، با کمک سیاست مماشات دولتهای غربی، بحرانهای متعدد داخلی را در آن می ریخت روزی سرانجام پر شود.
وجود رژیم عقب مانده‌ی آخوندی، که از حربه‌ی مذهب به غایت سوء استفاده کرد، سرطانی بود که دامن مردم ایران را گرفت و اکنون به مثابه متاستاز تمام خاورمیانه را به کام مرگ فرا می خواند. مردم ایران در مقابل این سرطان بدخیم هرگز دست از مبارزه برنداشتند؛ آیا کشورهای منطقه و جهان هنوز هم می توانند در مقابل این سرطان پیشرفته که اکنون دیگر به مرحله‌ی دگرنشینی (متاستاز) رسیده است را تحمل کنند؟ مزدورانی که در کشورهای دیگر برای رژیم آخوندی و به خرج ملت ایران عملیات نیابتی انجام می دهند را فقط با توجه به موجودیت سرطانی این رژیم و متاستازی حاصل از آن می توان درک و فهم کرد. اینکه رژیم درمانده‌ی آخوندی جرأت قبول مسئولیت این عملیات نیابتی را ندارد را هم می توان در حال و وضع وخیمش جستجو کرد. نشانه های این وخامت را می توانیم در تصویه ها و جا به جائی در سپاه پاسداران به وضوح ببینیم.
رئیس جمهور آمریکا در رابطه با رژیم آخوندی می گوید که: «آنها حقیقتا عامل شماره یک تحریک تروریسم بوده اند»؛ آیا این حرف تازه و یا غیرواقعی است؟ دولت آمریکا طی چند جلسه اعضای کنگره را درباره تحولات منطقه و اطلاعات به دست آمده از تحرکات تروریستی رژیم مطلع کرده است. آمریکا تلاش می‌کند که شکافهای داخل هیأت حاکمه خود و اروپا و سایر طرفهائی که رژیم به آنها چشم دوخته بود را ببندد؛ این یعنی به اجرا درآمدن پایان سیاست مماشات. نتیجه؛ تشدید انزوای بین‌المللی رژیم است و بدتر از آن رژیم درمانده نه برگی برای مذاکره‌ی فرضی در دست دارد و نه توان عملی کردن هارت و پورت کردنهای توخالی اش را. این یعنی بحران مرگبار که می تواند آخرین بحران دیکتاتوری مذهبی در ایران باشد، چراکه مردم ایران آماده و در صحنه و مقاومت سازمانیافته در میدان قادر خواهند بود طومار رژیمی که دیگر از امکانات غیبی محروم شده است را درهم بپیچند.

در همین زمینه:
چه کسی موشک را به منطقه سبز بغداد پرتاب کرد؟

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.