برای یک ایران آزاد

رژیم در تنگه،آلترناتیو در مدار براندازی !:گفتگوبا دکتر حسین جهانسوز

0

آلترناتیو در مدار براندازی  بحثی است که درشرایط کنونی درمحافل سیاسی مطرح است . درروزهای اخیر رژیم به مناسبت سالگرد  عملیات فروغ جاویدان و قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷، روی موضوع  مقاومت مردم ایران با به صحنه آوردن قاتلانی همچون مصطفی پور محمدی و علی رازینی دنبال تصفیه حساب با مجاهدین  است .

دکتر حسین جهانسوز از اعضای شورای ملی مقاومت ایران طی گفتگویی با تلویزیون ایران آزادبه سئوالاتی درمورد آلترناتیو و واکنشهای رژیم دربرابر معرفی آلترناتیو با گردهمایی هایی که درکشورهای مختلف وهمچنین گردهمایی ۵ روزه دراشرف ۳ برگزار شد پاسخ میدهد

حسین جهانسوز : در ۱۵ سال گذشته کهکشان و گردهمایی حداقل سالی یکبار همیشه داشتیم، البته در پاریس بود و امسال تفاوتش در این بود که در اشرف۳ در خانه مجاهدین برگزار شد، شکلش هم با سالهای قبل تفاوت داشت، به نظر من بهتر بود و درست است شما مجاهدین معتقد به تکامل هستید و قانون تکامل هم میگوید ما همیشه به سمت بعلاوه یک بی نهایت حرکت میکنیم، بنابراین امروزمان از فردا و فردایمان از امروز بهتر است و متکاملتر خواهد بود، اگر به ویديوهای ۱۵ سال گذشته کهکشان نگاه کنیم میبینیم هر سال از سال قبل بهتر برگزار شده است، کیفیت امسال به خواست و درخواست مسئول شورای ملی مقاومت آقای مسعود رجوی تظاهرات از خیابانها شروع شد، قبلا در پاریس فقط زیر یک سقف جمع میشدیم حدود ۱۰۰هزار نفر مردم بودند و میهمانان هم میآمدند و سال قبل حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ نفر مهمان خارجی داشتیم، که از وزرای کابینه کشورهای مختلف سناتورها، پارلمانترها، کنگرسمن‌ها بودند ، نویسندگان و افراد بسیار سرشناس نخستوزیرهای سابق دولتها، و در زیر یک سقفی بودند و چند ساعتی برنامه تمام میشد، البته خبرگزاریها بودند و گزارش میکردند.

امسال تفاوتش این بود به خواست آقای رجوی از تظاهرات خیابانی از بلژیک شروع شد، در واشنگتن تظاهرات داشتیم و در برلین و بعد در استکلهم و آخرینش در لندن بود.  در واشنگتن من افتخار این را داشتم که شرکت کنم و تظاهرات از جلوی وزارتخارجه شروع شد بعد راهپیمایی تا کاخ سفید بود،  که تقریبا حدود دو کیلومتر بود، خوبی این مراسم این بود که برای مردم جالب بود، صف بسیار بسیار طولانی بود، افراد مختلفی شرکت داشتند از مادرانی که بچه کوچکی داشتند و نتوانسته بودند مسئله بچه را حل کنند او را همراه آورده بودند و بچه را در کالسکه گذاشته و کالسکه را هل میدادند، افرادی بودند که توان راه رفتن نداشتند و بر روی ویلچر حرکت میکردند، پیر و جوان و همه تیپ افراد بودند، با بنرها و خواسته های مختلف که خواست اصلی سرنگونی رژيم ددمنش جمهوری اسلامی بود.

امروز که هر کسی یک گوشی همراه دارد در واقع یک دوربین عکاسی بهمراه دارد، مردم بسیار زیاد فیلمبرداری میکردند، و سوال میکردند و بنرها را میخواندند، شعارها را گوش میکردند، تظاهرات امسال نسبت به سالهای قبل بیشتر کارش گرفت، و اینکار در کشورهای دیگر انجام شد، چیزی که برای من جالب بود این بود بعضی از این تلویزیونها و سایتهای ایرانی و وب سایتهای ایرانی مختلف که ظاهرا ادعا میکنند حتی برانداز یا ضد رژيم هستند، حتی یکی از اینها تظاهراتها را انعکاس ندادند.  جالب بود و یادم هست حدود ۲۰ سال پیش آقای مهدی ابریشمچی امریکا آمده بودند، و بعد یکسری تحقیقاتی انجام داده بود، بعد سخنرانی داشتند خیلی سخت است که از سخنرانی ۲۰ سال پیش یادم باشد ولی نکته جالبی را اشاره کردند، گفتند این بحثی که در امریکا و لوس‌آنجلس، تلویزیونهای شاهی و سلطنت‌طلب چنین چیزی معنا و مفهوم ندارد، تمام این تلویزیونها به شکلی دمشان به دم وزارت اطلاعات بدنام آخوندی وصل است، و واقعا اگر آن موقع قبولش مشکل بود، امروز با گزارش نکردن این تظاهرات عظیم که چندهزار نفر شرکت کرده بودند، نشان میدهند همه‌شان رژيمی هستند، در حالیکه روز بعدش تریتا پارسی چند ده نفری جلوی کاخ سفید آورده بود، بی بی سی و تلویزیونها سلطنت‌طلب همه را نشان دادند، این برای من خیلی خیلی جالب بود.

جریان تظاهرات خیابانی که تمام شد، گردهمایی در کانون و یا خانه مجاهدین  اشرف۳ بود، که نسبت به سالهای قبل خیلی خیلی جالب بود، مجبور نبودیم محل در پاریس اجاره کنیم و چیزی که جالب بود و نظر همه مهمانان را گرفت حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر مهمان داشتیم از لیبلهای مختلف سیاسی منجمله یکی که بقیه مشهورتر از نیویورک آقای رودی جولیانی، شهردار سابق بود، آمفی‌تاترهای زیادی در اروپا هست ولی من در هیچکدام از این آمفی‌تاترها ندیدم که از نظر تکنولوژی به آن آمفی‌تاتری که شما در آنجا درست کرده بودید برسد، بسیار زیبا و عالی بود و سخنرانی مهمانان جالب بود، که میگفتند شما در عرض یکسال و نیم یک قطعه زمینی را که (شنیدیم ۸۰ قطعه بوده) را باید تکه به تکه میخریدید و محلی بود که نه فاضلابی و نه آب لوله‌کشی تصفیه شده و نه برق و نه گاز هیچی نداشت، شما آنجا را تبدیل به شهر زیبایی کردید حتی شنیدم از یکی از مقامات آلبانیایی گفت اگر من میخواستم اجازه آب و برق را میگرفتم دو سال طول میکشید. آقای جولیانی در ضمن سخنرانی‌شان گفتند( ایشان شهردار قوی و توانمندی بودند) اگر میخواستیم در نیویورک چنین محلی را بسازیم ۱۵ سال طول میکشید و از توی آن ۱۴ فساد مالی بیرون میزد، و شما توانستید در عرض یکسال و نیم بسازید. یکی از مهمانان گفت ما قبلا معتقد بودیم مجاهدین و شورای ملی مقاومت آلترناتیو هستند ولی الان میتوانند رژيم را سرنگون کنند، الان یک چیزی به من اضافه شد و آنهم این است که الان میتوانند رژيم را سرنگون کنند و از فردای سرنگونی میتوانند کشور را بخوبی اداره کنند، در واقع به نظر من ساختن اشرف۳ نور امیدی را به مردم ایران داد.

الان رژيم بقدری کشور را نابود کرده بلحاظ اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و دزدی و فساد، مردم ناامید شدند و بعضی‌ها وقتی سوال میکنیم میگویند اینها در این ۴۰ سال آنقدر خراب کردند شاید ۴۰۰ سال طول بکشد تا کسی بیاید از نو درست کند، شما با ساختن اشرف۳ که مشت نمونه خروار است نشان دادید ما وقتی بتوانیم در کشورغریبه چنین کاری را انجام بدهیم شهری به این زیبایی با تمام امکاناتش برای ۳هزار نفری که الان در آنجا ساکن هستند بسازیم، میتوانیم در ایران خودمان با داشتن ۸۰ میلیون جمعیت و امکانات مالی بسیار وسیع حتما اینکار را انجام بدهیم و ایران را دوباره بسازیم، این برای من جالب بود، که توانمندی شما مجاهدین را نشان میداد. ولی راجع به توانمندی ممکن است خیلی‌ها داشته باشند ولی توانمندی اگر در راستای درست نیفتد و در راه کجی بیفتد توانمندی میتواند ضد خودش تبدیل بشود.  اگر در گوگل تایپ کنید چه کسی مدال طلای المپیک را دارد؟ میبینید اسم شخصی بنام مایکل فلپس میآيد ایشان ۲۸ مدال المپیک دارد که از اینها ۲۳ طلا و ۳ نقره و دو برنز بنابراین این فرد بسیار بسیار توانمند است، این توانمندی را این نفر کسب کرده بعد امکاناتی در اختیار او گذاشته شده، مربی برای او تعیین شده و سالها بر روی او کار کردند تا کشیده شده به مایکل فلپس برنده ۲۳ مدال طلای المپیک.  اگر همین مایکل در شهر قوچان که من متولد شدم، که حدود ۱۲۰ کیلومتری غرب مشهد قرار دارد در روستاها متولد میشد آنجا که امکان آموزش شنا هم نیست، حتی شنا هم یاد نمیگرفت، و اگر در حوض خانه‌شان میافتاد خفه میشد، بنابراین امکان توانمندی داشتن کافی نیست، مهم اینکه توانمندی را چگونه پرورش بدهیم. یک مثال دیگر من چون دبیر دبیرستان بودم عادت کردم مثال بزنم، فرض کنید هسته یک میوه مثل گیلاس یا زردآلو،  دارای توانمندی هست، و اگر در محل مناسبی بکارند و یک کشاورز مسلط و مدیر تربیتش کند شاخه‌های بیخودیش را بزند و غذا بدهد وقتی مریض شد سم بزند تبدیل به درخت گیلاسی میشود که صدها و هزاران گیلاس میتواند بدهد، ولی اگر همین هسته که این همه توانمندی دارد، در یک گوشه خانه بگذاریم یکسال و ده‌سال و صدسال هم بگذاریم هیچکاری نمیشود.

شما مجاهدین به این دلیل توانمند هستید و دارای این حد از توانمندی هستید که وارد سازمانی، به اسم مجاهدین خلق ایران شدید، مجاهدین خلق سازمانی است که بسیار منسجم هست، با همه آن تعاریفی که سازمان مجاهدین خلق باید داشته باشد، یعنی رهبریت بسیار زلال و پاک و خالص که توانسته انسانهای فداکار ، جان بر کف، انسانهای که به صدق و وفا معتقد هستند، مثل شما را پرورش بدهد، و ما ایرانیان خوشحال هستیم که شماها را داریم، فقط یک لحظه کافی است آدم چشمش را ببندد و مجسم کند چیزی بنام مجاهدین خلق وجود ندارد، ببینید چه معرکه‌ای در ایران بوجود میآيد، و رژيم چه بلایی بیشتر از اینکه تا الان بوجود آورده بر سر مردم میآورد.اگر ظرف استوانه‌ای داشته باشیم و یک مایعی مثلا کوکاکولا داشته باشیم در این ظرف بریزیم به شکل استوانه در میآید، اگر ظرفمان به شکل مکعب مستطیل باشد این کوکاکولا به شکل مکعب مستطیل و اگر هرمی باشد به شکل هرم دیده میشود.

بنابراین این ظرف یا تشکیلات است که به محتوی شکل میدهد، حالا این شخص اگر بجای این تشکیلات مجاهدین وارد تشکیلات دیگری بشود، مثل مزدور و خودفروخته و خائنی مثل مسعود دلیلی(ذلیلی) او وقتی از مجاهدین جدا شد، به سمت دشمن رفت، به آنچنان لجنی تبدیل شد که حتی رژيم هم بعد از استفاده‌ای که از او کرد او را کشت، دیگر به دردش نمیخورد. بنابراین درست است افراد توانمند هستند ولی اگر در یک تشکیلات درست و حسابی نیفتند و تحت مدیریت درستی انجام نگیرند، میتوانند به ‌راه کج کشیده بشوند. واقعا باید به این تشکیلاتی که گوهران بی بدیلی مثل شما میسازد، ما افتخار کنیم و افتخار هم میکنیم، و میبینیم وقتی این گوهران بی بدیل از سیستم شما خارج شوند و به سیستم کثیف و لجن جمهوری اسلامی وارد شوند آن میشوند که شدند. شما اینکارها را به این دلیل میتوانید انجام بدهید که به سلاحی مسلح هستید بنام میتوان و باید، که خواهر مریم این را در اختیار شما گذاشته است، شما میتوانید با این میتوان و بایدها مثلا فرض کنید وقتی در عراق بودید و آنها آن تشکلی را بوجود آوردند تا سیستم شما را بشکنند، و شما را نابود کنند به اسم تیف شما از آن گذشتید، شما آن ۳۰۰ بلندگو که گذاشته بودند و شبانه روز به شما فحش و بدوبیراه میداد که اگر حتی برای یکی یکساعت بگذارند روانی میشود شما توانستید از آن هم بگذرید، شما توانستید لیست‌کذایی تروریستی را که اسم شما را در آن گذاشته بودند اسم خودتان را خارج کنید.

من یادم هست وقتی تلاش میکردند اسم شما را از لیست در بیاورند و با وکلا و حقوقدانان مشورت میکردند اغلب میگفتند وقت خودتان را تلف نکنید و پولتان را خرج نکنید امکان ندارد شما را از لیست خارج کنند، تنها کسی که معتقد بود میتوان خواهر مریم بود و تیمش میگفتند میتوان و باید، و دیدیم با این میتوان و باید یعنی این سلاح برنده به نظر من از بمب اتم هم قدرتش بیشتر است به این توجه که بمب اتم برای تخریب ساخته میشود و میتوان و باید برای ساختن درست میشود.

شما توانستید از دست رژيم با تمام تشکیلات از عراق خارج بشوید و در آلبانی مستقر بشوید، و آخرین میتوان و باید در ساختن شهر بسیار بسیار زیبای اشرف شما خودش را نشان داد، که باعث افتخار همه ما ایرانیان است، دست شما مجاهدین درد نکند.

حسین جهانسوز : اگر به جریان فروغ جاویدان برگردیم داستانی بود که بعد از جنگ ایران و عراق که تقریبا تمام شده بود اتفاق افتاد ، جنگ ایران و عراق که به تحریک خمینی انجام گرفت وقتی جنگ شروع شد خمینی آن را به یک موهبت الهی بیان کرد و جنگ به او این امکان را داد که تمام نیروهای انقلابی و افراد مبارز را از سر راه خودش بردارد. اگر این جنگ میخواست ادامه پیدا کند هشت سال نه که هشتاد سال هم خمینی ادامه میداد، برای اینکه از خودش مایه نمیگذاشت، با موشک و بمباران خانه مردم خراب میشد و جوانان مردم میمردند، بچه خمینی که احمد خمینی بود و نوه هایش در کاخ جماران بودند، هیچوقت در جبهه شرکت نکردند احمد خمینی به گفته آقای منتظری از چهار سال پیش از سال ۶۷ میگفت ما باید حتی روزنامه خوانان و روزنامه پخش‌کنهای مجاهدین را اعدام کنیم، کارش توطئه بر علیه نیروهای مقاومت بود.  بچه‌های رفسنجانی هم که هیچکدام به جبهه نرفتند. پارسال شرکت توتال را بخاطر پولی که به جیب بچه رفسنجانی ریخته بود محاکمه میکردند ، بچه‌های خامنه‌ای هم هیچوقت به جبهه‌ها نرفتند، چهارتا پسرش در دوروبرش هستند، بچه‌های سران رژيم هیچکدام به جبهه نرفتند.  بنابراین خمینی میتوانست جنگ را هنوز ادامه بدهد، چون هیچ مایه‌ای از خودش نمیگذاشت، پول و هزینه‌ش را مردم میدادند،  جانش را هم باز مردم میدادند، عراق بخصوص بعد از سال اول که نیروهایش از ایران بیرون رانده شده بود میخواست صلح کند، عراق که معتقد به سرنگونی رژيم نبود، کشورهای دیگر مثل امریکا که سوپر قدرت بود و آن موقع ریگان که رئيس جمهور بود و صحبت میکرد گفت ما نمیخواهیم هیچکدام از این دو طرف جنگ ایران و عراق برنده شوند، هر موقع یکی ضعیف‌تر میشد کمک میکرد، فقط یک نیرو بود که میخواست سرنگون کند و آن هم ارتش آزادیبخش ملی بود . رژيم در آن موقع استراتژیش این بود که سکوت کند و هیچ اسمی از مجاهدین و از ارتش آزادیبخش نمیبرد، حتی وقتی عملیات نظامی صورت میگرفت میگفت اینها چند تا از این افراد مجاهدین در داخل نیروهای عراقی بودند و آمدند اینکار را کردند همه را نیروی عراقی میگفت، اما جایی که ترس برش داشت موقعی بود مجاهدین مهران را تسخیر کردند، حدود ۱۵۰۰ تن از مزدوران رژيم را بعنوان اسیر گرفتید، حدود ۳ میلیارد دلار به پول آن موقع اسلحه و تانک و زرهپوش به غنیمت گرفتید، آن موقع بود که رژيم را وحشت گرفت، یعنی سرنگونی برای رژيم خط قرمز بود، اگر نه کشته شدن مردم اصلا برای آنان مطرح نبود. خراب شدن شهرها اصلا برای آنان مطرح نبود، فروغ جاویدان واجب بود باید حتما انجام میشد تا ببینند موقعی که عراق جنگ را تمام کرده، وقتی نیروی بیاید، این نیرو صدروی‌صد نیروی مجاهدی است و دشمن نمیتواند باصطلاح برچسب بزند که نیروی خارجی است، حتی موقعی که شما وارد خاک ایران شده بودید و طرف اسلام آباد میرفتید رژيم گفته بود اینها نیروی عراقی هستند که میآیند و برای همین مردم خانه و کاشانه‌شان را ترک کرده بودند، و به کوه‌ها رفته بودند و وقتی متوجه شدند شما مجاهدین هستید، برگشتند و بغل کردند و مردم شما را کمک کردند، خیلی از مردم اسلحه گرفتند و جنگیدند و بعد از عقب نشینی همانطور که رازینی جنایتکار میگفت عده‌‌ای از آنان را گرفتند و از ساختمان نیمه تمام دار زدند.

تفاوتی که در اینجا دارد از این مسئله رژیم خیلی سوءاستفاده کرد، مرتب حتی موقعی که صیاد شیرازی معدوم جنایتکار زنده بود سالگرد فروغ که میشد او را میآوردند  سخنرانی و ابرقدرتی میکرد، اینها قبلا میخواستند دو چیز را به مردم بگویند یکی اینکه آلترناتیوی وجود ندارد، اگر وجود داشت در فروغ جاویدان ما از بین بردیم، بنابراین شما باید با ما بسازید، هر چه هستیم همین که هستیم، اگر شرائط از این بدتر هم بشود با ما باید کنار بیایید، یکی هم میخواست به نیروهای خودش پاسداران و بسیجیان روحیه بدهد که از بدنه رژيم ریزش نکنند، این دو کار را قبلا میکرد.  ولی دوباره با قدرتی که مقاومت پیدا کرده و تعادل قوایی که بهم خورده و ضعف رژيم از یکطرف و قدرت مقاومت و مجاهدین از طرف دیگر و کانونهای شورشی و شوراهای مردمی ، تظاهرات در خارج کشور، حمایت بین‌المللی از مقاومت دوباره رژيم سرنگونی را به چشم میبیند، احمدی نژاد موقعی که رئيس جمهور بود به سازمان ملل رفته بود و سخنرانی کرد و گفت هاله‌ای در تمام مدت دور سرم میچرخید، اینها هم الان هاله‌ای بنام فروغ جاویدان دور سر اینها میچرخد، و وحشت تمام وجود اینها را گرفته است. برای همین قبلا که سکوت میکردند که مجاهدینی نیست، آلترناتیوی نیست، امروز آلترناتوی مجاهدین را قبول کردند، جنایتکارانی مثل رئيسی ، پورمحمدی، رازینی، واضح صحبت میکنند و سعی میکنند سرنگونی را به نوعی مهار بکنند، که من فکرمیکنم  این کار سرنگونی عملی میشود.

حسین جهانسوز : وضعیت رژيم را شاید بتوان سه قسمت کرد. یکی داخلی، شرائط رژيم بسیار بسیار اسف‌انگیز است و فساد تمام وجود رژيم را گرفته و مردم بسیار از رژيم مایوس هستند، میدانند توان هیچکدام از این گرفتاریها و بدبختی‌های که مردم دارند را حل کند ندارد، مسئله اعتیاد است، مسئله بیکاری است، کودکان کار هست، کارتون خوابها و گورخوابها هست، افرادی که بیمار میشوند پول برای دوا و درمان ندارند،  دزدی و اختلاسهای میلیارد دلاری ، قبلا یکی از همین ها « توکلی» گفته بود مثلا ۲۰ سال پیش ۱۰ میلیون و ۲۰ میلیون میدزدیدند حالا میلیاردی میدزدند. شرائط داخلیش خارج از کنترل است، حتی اگر دلشان بخواهد کنترل کنند نمیتوانند، از نظر بین‌المللی با فشارهای که امریکا گذاشته شرائطش بسیار بسیار سخت شده و از نظر اقتصادی وضعش خراب است، اخبار دیروز بود میگفتند ماه قبل توانسته فقط ۱۰۰هزار بشکه نفت بفروشد، یعنی تقریبا به صفر میرسد، ۹۵ درصد کاهش پیدا کرده است.  میتوانند تحریمها را هندلش کنند و میتوانند در داخل زندان و شکنجه را ادامه بدهند ولی تنها چیزی که خارج از کنترل آنها است، وجود آلترناتیو هست، آلترناتیوی که معتقد به سرنگونی است به همین خاطر در شرائط بسیار سختی رژيم قرار گرفته است، و فکر نمیکنم از این تله‌ای که برای او بوجود آمده بتواند رهایی پیدا کند.

حسین جهانسوز : مسئله‌ای که سرشکنجه‌گر دهه ۶۰ و امروز بعنوان سخنگوی دولت میگوید حرف دل همه سران رژيم هست، درست است خودش را در تنگه چارزبر میبیند، الان هاله سرنگونی در وجود اینها در بالای سر آنها هست. در منطق میگویند تعادلی مانی، از مشهد میخواهم بروم تهران در جاده کنارگرگان تصادف شدیدی میکنم زخمی میشوم و به بیمارستان میروم بعد از مدتی خوب میشوم، سه سال بعد اسم گرگان را که ببرند تصادف یاد من میآید، برای اینها هم هر موقع اسم فروغ میآید تعالی معانی سرنگونی میشود، چون تا سرنگونی ۴۸ ساعت بیشتر فاصله نداشتند، ۴۸ ساعت دیگر مجاهدین در تهران بودند، و خمینی با رژيمش سرنگون میشد، دشمن همیشه از خود آدم ضربه را بیشتر احساس میکند، دشمن دقیقا متوجه شده رفتنی است، دشمن میداند مجاهدین نسبت به سال قبل در مدار بسیار بالایی قرار دارند، و آلترناتیو واقعی هستند و آلترناتیوهای قلابی که شب میخوابند و صبح بیدار میشوند و آلترناتیو میشوند نیستند، به همین خاطر وحشت تمام وجودشان را گرفته است، انشاءالله سرنگون میشود.

حسین جهانسوز : اولا ما معتقد به سخن بسیار بسیار رهبر مقاومت هستیم که «کس نخارد پشت من جزء ناخن انگشت من»، بنابراین ما بر روی کسی حساب باز نمیکنیم چون اگر حساب باز میکردیم تا الان ده‌ها بار از بین رفته بودیم، ولی اینها فاکتورهای هستند که کمک میکنند، مثلا تحریم کمک میکند، ولی کار کافی برای سرنگونی رژيم نیست، فرض کنید کوبا بیش از ۵۰ سال است توسط امریکا تحریم شده و در یک قدمی امریکا هم هست، سرنگون نشد، یا فقر به تنهایی یک رژیم را سرنگون نمیکند، فاکتور هست، ناراضی بیشتر بوجود میآورد، بنابراین آلترناتیوها بیشتر میتوانند توده‌گیری بکنند، ولی الان فشاری که امریکا بر روی آخوندها گذاشته بسیار جدی است، خیلی فرق دارد با زمانی که دولت اوباما سر کار بود و جان کری با ظریف در خیابانهای اروپا قدم میزدند. چنین چیزی دیگر وجود ندارد، الان که ظریف امریکا آمده بود فقط میتوانست از یک نقطه به دو نقطه دیگر برود و بیاید، و بیشترین توهین را به او کرده بودند ولی آنقدر وقیح و پررو هستند که باز هم میآيند.

بنابراین میبینیم شرائط عوض شده است. در این موردمیخواستم بگویم امریکا با این تحریمهای که کرده نسبت به دولت قبلی بسیار جدی‌تر است، و آنقدر فشار گذاشته که فروش نفتش به ۱۰۰هزار بشکه رسیده است، اروپا هم سعی میکند سیاست مماشات را زنده نگه بدارد، ولی واقعا در یکسال گذشته نتوانسته کاری برای رژيم انجام بدهد، بلاخره اروپا هم بین رژيم و امریکا هم باید یکی را انتخاب بکند، مشخصا در صحنه بین‌آلمللی رژیم ایران اعتبار و ارزش‌ش را از دست داده است و با وجود آلترناتیو که خودش را به دنیا نشان داده مردم میدانند رژيم رفتنی است، و جایگزین او شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق ایران است، این مسئله برای همه جا افتاده است، من فکر میکنم کسی نیست که در این رابطه سوالی داشته باشد.

حسین جهانسوز : اروپا دوست دارد مماشات را همیشه ادامه بدهد ولی با توجه به آمدن نخست وزیر جدید انگلستان بوریس جانسون شرائط بیشتر به ضرر رژیم شد و کشورهای مثل آلمان و فرانسه نهایتا فشار امریکا را قبول میکنند، اگر نه خودشان دچار مشکل بیشتری خواهند شد، بنابراین در طولانی مدت نمیتوانند به رژيم کمک کنند.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.