برای یک ایران آزاد

واقعیت رژیم آخوندی، حقیقت آلترناتیو دمکراتیک

0

آلترناتیو دمکراتیک یک حقیقت است که از ابتدای سرقت حاکمیت  مردم ایران توسط نظام ولایت فقیه که باسرکوب آزادیها شروع شد ، برای کلمه «آزادی » وحفاظت و دفاع از آن طی ۴دهه  با حاکمیت آخوندی چنگ درچنگ شده و دراین مسیر قیمتش را تمام کمال پرداخته و می پردازد .

 اسماعیل محدث

در یک تحلیل علمی و بدون هرگونه جنجال سیاسی در مورد رژیم من درآوردی آخوندی، مشاهده می‌کنیم که پاگرفتن و ماندگاری آن اساساً و بدون تعارف فقط بر سرکوب بی شکاف داخلی و جنگ و گریز و تروریسم و بحران سازی خارجی بنا شده است؛ که این دو محور در ماه‌های اخیر به شدت ضربه خورده‌اند. جریان بی بوتهٔ خمینی، که با فریب بزرگ جانشین دیکتاتوری شاه شد،‌ نتیجهٔ بسته بودن جامعهٔ ایران در آن زمان بود و نتیجهٔ اهداف دنبال شده از طرف کشورهای اجنبی و سیاست نواستعماری آنان در قبال کشورِ مهم و ثروتمند ایران.

اگرچه در قلب انقلاب ضدسلطنتی شعار به روز شدهٔ «یا مرگ، یا مصدق!» یعنی «استقلال، آزادی» قرار داشت، قابل پیش بینی بود که همان نیروهای داخلی، (مرتجعین مذهبی) و استعمار نو (دشمنان سیاست مصدق)، با پروژهٔ گروه برژینسکی (مشاور کارتر و اوباما) بر سر انقلاب شکوهمند مردم ایران خراب شوند و کشور را به ویرانی بکشانند. اما روند قیام برای آزادی در کشور ما ایران ریشه دارتر از آن بود که متوقف شود؛ اگر محمد رضاشاه ساده لوح ریشه داریِ روند آزادیخواهی در ایران را درک نمی‌کرد، روح الله خمینی خوب از آن خبر داشت و دشمن آن بود و هم از روز اول در مقابل آن مقاومت نشان داد و سرانجام کمر به قتل آزادیخواهان ایران زمین بست.

جنبش مجاهدین خلق برآمده از شکست نیروهای سنتی در مقابل دیکتاتوری سازمان یافتهٔ سلطنتی، بعد از ضربهٔ اپورتونیستی سال ۱۳۵۴، با اشراف به پایان حکومت شاه، به وجود و خطر نیروی خفتهٔ ارتجاع مذهبی در جامعه واقف بود. مسعود رجوی در بیانیهٔ معروف در زندان در مورد آیندهٔ انقلاب و خطر ارتجاع هشدار داده بود و بر اساس آن تحلیل، «اسلام در چپ مارکسیسم»، برنامهٔ خود را پایه ریزی کرده بود. از آن تحلیل، بعد از سرنگونگی حکومت سلطنتی، واژهٔ آزادی در مقابل کلمهٔ اسلام خمینی در آمد و مجاهدین توانستند در مقابل ارتجاع مطلق و استعمار بی کله دوام بیاورند.

مجاهدین با فدای مطلق پای حرفشان ایستادند و هنوز حرف اول و آخرشان آزادی است که سه راه برای رسیدن به آن هم وجود دارد: سرنگونی، سرنگونی، سرنگونی تام و تمام دیکتاتوری مذهبی در ایران است.

در این مبارزه مجاهدین عنصر انسانیت را وارد سیاستشان کردند و حول آن جبهه‌ای بزرگ از نیروهای ایرانی و خارجی متشکل کردند. سلسه تظاهرات ایرانیان هوادار مقاومت در واشنگتن و برلین و استکهلم و برنامهٔ پنج روزهٔ اشرف ۳ خود نشان از ریشه داری و صلاحیت این مقاومت سترگ دارد. در مقابل ارتجاع مطلق و هار و دجال و استعمار نوی حریص بی چشم و رو فقط ایدئولوژی مترقیِ رو به آینده دوام دارد.

بر روی ستون طاق نصرت شهر زیبای اشرف ۳ نوشته است: «از آن ماست پیروزی! از آن ماست فردا!». این چشم انداز مبارزین آزادی ایران در نُه توی کارزار تاریخ ساز است، که در مدت زمان کوتاهی از چند قطعه زمین زراعتی اشرف ۳ را خلق کردند، که دیدنی است، موجب حیرت است.

برای کسی به تازگی در اشرف بوده، نوشتن کار ساده‌ای نیست. به همین دلیل بخشی از نامهٔ نمایندهٔ معلمان آزادهٔ ایران سید هاشم خواستار را به کمک می‌طلبم: «ملت قهرمان ایران: بین رژیم و سازمان مجاهدین خلق، دریایی از خون قرار دارد و همه می‌دانند که بزرگترین دشمن رژیم سازمان مجاهدین خلق است، چرا که از سازماندهی آهنین برخوردار و بگفته و اقرار خود حاکمان، آن‌ها در تمام شورش‌ها دست دارند، بالعکس نیروهای سلطنت طلب بسیار پراکنده و «سازمانده ای» نشده هستند. بنابراین حکومت تلاش می‌کند که مبارزین را به اردوگاه سلطنت طلب‌ها سوق داده و همینطور افراد نفوذی بسیاری نیز بداخل انها فرستاده تا ضمن حمایت از شاهزاده و فحاشی به رژیم، به سازمان مجاهدین خلق نیز فحش بدهند. یعنی بجای تضاد با جمهوری اسلامی، تضاد اصلی را با سازمان مجاهدین خلق بوجود بیاورند. حتی برای اینکه این افراد اعتبار کسب کنند چه بسا که چند صباحی هم به زندان رفته تا بعد از آزادی با نام و نشانی که پیدا می‌کند و از حاشیهٔ امن برخوردار می‌شوند، بتوانند با وجههٔ بهتری ماموریتشان را انجام دهند و چه بسا ناخودآگاه افراد دیگر نیز در خط نیروهای امنیتی قرار گرفته وبجای اینکه تضاد اصلی با رژیم برقرار کنند با سازمان مجاهدین خلق بوجود آورند. (همان گونه که دولت سوریه، ارتش آزاد سوریه را بمباران کرده تا انهاعقب نشینی کرده و داعش جایگزین آنها شود. چرا که داعش دشمن ارتش آزاد سوریه یعنی دشمن حکومت بشار اسد است.) این‌ها همان دموکرات‌های کوتوله هستند. اصلاح طلبانی همچون سیدمحمد خاتمی و تاجزاده و بهزاد نبوی و…با مواضعی که برای حفظ و بقای نظام موجود گرفته و از این نظام عبور نکرده‌اند نیز از دموکرات‌های کوتوله هستند».

اگر فرماندهٔ ارتش آزادیبخش گفته است: «از آن ماست پیروزی! از آن ماست فردا!»، تاریخ او گواهی می‌دهد که او می‌داند که چه می‌گوید. تاریخ او، رزمندگان او در اشرف ۳ و کانون‌های شورشی او و مردم او گواهی می‌دهند که حق با اوست.

از همین نویسنده:

آینده‌ی تاریک رژیم آخوندی؛ آینده‌ی روشن مردم ایران

سرنگونی رژیم آخوندی و اراده‌ی مردم ایران

 

 

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.