برای یک ایران آزاد

مسئله مرکزی سیاست ایران؛ هماوردی آلترناتیو با خلافتی که می‌خواست یک قدرت اتمی باشد

0

مسئله مرکزی سیاست ایران، نبرد بر سر بودن یا نبودن خلافت اسلامی! است. برای کنار زدن آن نمی‌توانیم آلترنایتوش را نشناسیم. برای شناخت آلترناتیو نمی‌توانیم نقاطی که به‌هماوردی با دشمن برخاسته است را نبینیم. یکی از این عرصه‌ها؛ عرصه‌ی اتمی‌ست.

رویای اتمی و میزی که به‌هم خورد
نظام ایران برای تبدیل شدن به یک خلافت اسلامی! ابد مدت، نیازمند مسلح شدن به سلاح اتمی‌ست. آنها برای آنکه موقعیت خود را در منطقه تثبیت و شرایط را برای پیشروی خلافتشان فراهم کنند هیچ چیز مطمئن‌تری از سلاح اتمی برای خودشان متصور نبوده‌اند. سلاح اتمی تضمین می‌کرد که در بیرون از مرزها کسی به فکر مقابله با آنها نیافتد و در درون مرز نیز در بستر سیاست مماشات بین‌المللی هرچه می‌خواهند علیه مردم انجام دهند.
با این حال این میز که به طور شتابان و البته مخفیانه از دهه ۷۰ در حال شکل‌گیری بود در مرداد سال ۸۱ بر هم خورد. بنا به نوشته ایسنا در اوت ۲۰۰۲ سازمان مجاهدین خلق ایران، «اقدام به انتشار گزارشی کردند که در آن از وجود تأسیسات غنی‌سازی نطنز و آب سنگین اراک اطلاعاتی منتشر شده بود. این خبر سر و صدای زیادی را در دنیا علیه ایران به راه انداخت و از همان موقع «پرونده»ای برای ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای بررسی و راستی‌آزمایی از فعالیت‌های هسته‌ای ایران تشکیل شد که خیلی زود به مهم‌ترین بحران بین‌المللی با محوریت ایران تبدیل شد.»
در زیر فشار سلسله‌ای از افشاگری‌های سازمان مجاهدین خلق ایران درباره پروژه ساخت بمب اتمی توسط نظام ایران، خلافت اسلامی! تن به مذاکرات با آژانس و کشورهای انگلیس، فرانسه و آلمان داد. نخستین نتایج این مذاکرات سه توافق‌نامه تهران، سعدآباد و پاریس بود که طی آن نظام «به تدریج فعالیت‌های مرتبط با غنی‌سازی اورانیوم خود را به حالت تعلیق درآورد.»
بعدها حسن روحانی؛ دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، مدعی شد که در آن مقطع بر سر اروپایی‌ها کلاه گذاشته‌اند و هدفشان خریدن زمان برای برنامه اتمی نظام بوده است.

تهاجم اتمی! و زانوان خونین
در مرداد سال ۸۴، هنگامی که خاتمی روزهای آخرش را می‌گذراند و احمدی‌نژاد –به‌مثابه رئیس جمهور پاسداران- آماده نشستن بر کرسی ریاست جمهوری می‌شد؛ و در عراق نیز دولت دست‌نشانده نظام ایران بر سر کار آمده بود؛ خامنه‌ای فرصت را برای یک تهاجم اتمی فراهم دید. نظام «با فک پلمب از فعالیت‌هایUCF اصفهان» غنی‌سازی را که مدعی تعلیق آن شده بود از سر گرفت. در زمستان همان سال (ژانویه ۲۰۰۶)، نظام از تاسیسات هسته‌ای نطنز نیز فک پلمب کرد. در اوایل بهار ۸۵ (آوریل ۲۰۰۶) نظام اعلام کرد که متخصصانش توانسته‌اند «چرخه سوخت هسته‌ای را در مقیاس آزمایشگاهی تکمیل کنند.»
در فروردین ۸۵، احمدی‌نژاد اعلام کرد که نظام «موفق به غنی‌سازی اورانیوم به میزان ۳.۵ درصد شده‌است.» نزدیک به ۶ سال بعد در تاریخ ۲۶ بهمن ۹۰ نظام «از ساخت میله سوخت هسته‌ای ۲۰ درصد غنی شده و بارگذاری آن در رآکتور تحقیقاتی تهران خبر داد.»
ماجراجویی‌های اتمی نظام ایران از یک طرف؛ و تداوم افشاگری‌ها درباره برنامه اتمی مخفی آن، توسط سازمان مجاهدین خلق ایران از طرف دیگر، حلقه محاصره جهانی نظام را تنگ‌تر می‌کرد.
در ژوئیه ۲۰۰۶ قطعنامه ۱۶۹۶ شورای امنیت در و اکنش به اقدامات هسته‌ای نظام ایران به تصویب رسید؛ این قطعنامه خواستار تعلیق غنی‌سازی اورانیوم در ایران شد.
در دسامبر همان سال، قطعنامه ۱۷۳۷ در شورای امنیت سازمان ملل تصویب شد که «بیش‌تر فعالیت‌های تجاری، مالی، صنایع موشکی و هسته‌ای ایران را بر اساس بند ۴۱ فصل هفتم منشور ملل متحد، هدف قرار داده بود. این قطعنامه نخستین سند بین‌المللی حقوقی بود که فعالیت‌های هسته‌ای ایران را به‌عنوان تهدیدی علیه صلح و ثبات منطقه‌ای معرفی می‌کرد.»
در ادامه قطعنامه‌های ۱۷۴۷ (در مارس ۲۰۰۷)، ۱۸۰۳ (در مارس ۲۰۰۸)، ۱۸۳۵ (در سپتامبر ۲۰۰۸) و ۱۹۲۹ (در ژوئن ۲۰۱۰) در شورای امنیت سازمان ملل تصویب شد که «بر اساس این قطعنامه‌ها محدودیت‌های مالی بر شرکت‌ها و افراد وابسته به سپاه پاسداران و سازمان انرژی اتمی افزایش یافته بود.»
در پایان دوره احمدی‌نژاد و با برآمدن روحانی؛ آنچنان که خامنه‌ای توصیف کرده است: نظام مقدس! تن به «نرمش قهرمانانه» در زمینه اتمی داد. اما در پشت صحنه آنچنان که ایسنا گزارش می‌کند نظام از «رو به اتمام» بودن «منابع اولیه» و «نیز مواد غنی‌شده» در رنج بود؛ امری که موجب شده بود «در دو سال پایانی دولت محمود احمدی‌نژاد در عمل غنی‌سازی و تولید سانتریفیوژ ایران کاهش» یابد.
با بر آمدن روحانی، مسئولیت مذاکرات هسته‌ای از دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی به وزارت خارجه و شخص وزیر خارجه منتقل شد؛ علت این امر آن بود که رئیس جمهور نظام؛ خود یکی از امنیتی‌ترین مقامات خلافت اسلامی! و برای سال‌ها دبیر شورای عالی امنیت ملی و مدتی نیز مسول مذاکرات اتمی بود.
دور جدید مذاکرات که طرف آمریکایی نیز به آن ملحق شده بود در نهایت منجر به توافقی در ۲۳ تیر ۹۴ بین نظام ایران و ۵+۱ (آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، انگلیس و آلمان) شد؛ با این حال تا رسمی و فعال شدن این توافق، نظام باید تا دی ۹۴ صبر می‌کرد. [ایسنا ۵ بهمن ۹۷]

نخوردن از میوه برجام
در همان زمان، روحانی که علاقه داشت برجام را به‌عنوان دستاورد دولت خود معرفی کند؛ علی‌رغم آنکه می‌پذیرفت نظام در عرصه اتمی دست به عقب‌نشینی‌هایی زده است اما مدعی بود که به این ترتیب امنیت و بقای خلافت اسلامی! را حفظ کرده است؛ و همچنین باب فرصت‌های اقتصادی به روی نظام گشوده شده است. جناح مقابل روحانی اما از همان ابتدا به اعتراض در برابر برجام برخاستند؛ آنها بر این باور بودند که هرگونه تاخیر در تجهیز نظام ایران به بمب اتمی، بقای آنرا در معرض تهدید قرار می‌دهد.
اما هر دو جناح در یک امر مشترک بودند؛ رویای اتمی شدن آنها توسط مجاهدین نقش بر آب شده بود یا دست‌کم با تاخیر جدی مواجه شده بود. شبکه مجاهدین در داخل کشور از سال ۸۱ به طور پیوسته اطلاعات مخفی‌ترین مراکز اتمی و بمب‌سازی نظام را در اختیار جامعه جهانی قرار می‌داد.
علاوه بر همه کسانی که در مسیر افشای طرح‌های اتمی توسط خلافت اسلامی! اسیر و شهید شدند؛ نظام مقدس! از سال ۸۱ تا سال ۹۵ یعنی زمانی که مجاهدین در عراق مستقر بودند؛ بارها آنها را هدف حملات زمینی و موشکی قرار داد.
با این همه نه خامنه‌ای و نه روحانی موفق نشدند تا از میوه برجام بهره‌ایی ببرند؛ وقتی قیام ایران در دی‌ماه ۹۶ آغاز شد؛ رویاهای برجامی نظام نیز پایان یافت. به گفته روحانی به‌واسطه قیام بود که رئیس جمهور آمریکا عزم خود را برای خروج از برجام جزم کرد. [مصاحبه تلویزیونی روحانی و موقعیت واقعی «منفورترین گروهک در تاریخ ایران»]
اکنون نظام ایران باقی مانده است با برنامه‌ای اتمی که در آن سکته‌های جدی وارد شده است؛ با جنگ‌های منطقه‌ای نیمه‌کاره و عموما مغلوبه‌ای که نقاط آسیب‌پذیر سپاه را از سوریه تا یمن گسترش می‌دهند؛ با قیامی که با محوریت‌های کانون‌های شورشی در سراسر کشور ادامه یافته است و کنفرانسی ورشو که نظام تصور می‌کند در آن تصمیم به برچیدنش گرفته خواهد شد. [کنفرانس لهستان؛ جایگاه آلترناتیو در سمت‌گیری شرایط]
این روزها همچنین نظام تازه دارد تاوان عملیات‌های شکست‌خورده‌اش علیه مجاهدین در اروپا را می‌پردازد؛ بخشی از وزارت اطلاعات آن در فهرست تروریستی اروپا قرار گرفته است؛ دیپلمات‌هایش از خاک اروپا اخراج می‌شوند یا حین عمل تروریستی دستگیر شده‌اند؛ و ماهان‌ایر سپاه نیز دیگر نمی‌تواند به آلمان پروازی داشته باشد؛ با این همه بدترین روزها خلافت اسلامی! هنوز شروع نشده است.

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.