برای یک ایران آزاد

دوران آماده باش برای قیام و سرنگونی رژیم : گفتگو با حسین میرداماد

0

آماده باش برای قیام دراین شرایط ضروری ترین ومبرمترین وظیفه هر ایرانی وطن پرست میباشد.شرایطی که شاهد اوجگیری اعتراضات اجتماعی و مقابله با اقدامات سرکوبگرانه رژیم، توسط مردم و بخصوص جوانان در شهرهای مختلف کشور بودیم. چرا اعتراضات اوج میگیرد؟ اقدامات رژیم برای پاسخ به اعتراضات اجتماعی چیست؟ چرا رژیم آخوندی پیوسته بر اقدامات سرکوبگرانه اضافه می‌کند؟ و آیا این افزایش اقدامات سرکوبگرانه، مشکلی را از رژیم حل میکند یا نه؟ درهمین رابطه اقای حسین میرداماد طی گفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به سئوالات فوق پرداخته وبه آنها پاسخ میدهد

حسین میرداماد : تا آنجا که توانستیم از آن میزان از اعتراضات اجتماعی که از زیر تیغ سانسور رژیم خارج بشود ویا مردم در شبکه های اجتماعی گذاشتند، از اول تیر تا هفتم تیرماه ۳۸ حرکت اعتراضی ثبت شده است، ۱۵ مورد مربوط به کارگران، که حقوق‌شان را نمیپردازند، و یا از کار اخراج‌شان میکنند، ۶ حرکت مربوط به دانشجویان است، ۱۴ حرکت مربوط به سایر اقشار جامعه است، ۳ حرکت اعتراضی کشاورزان داشتند، و همچنین حرکت اعتراضی معلمان، بازنشستگان و غارت شدگان که در هفته گذشته شاهد آن بودیم، اعتصاب غذای زندانیان سیاسی هم داشتیم که بخشی از این اعتراضات بوده است.

حسین میرداماد :  بدلیل شرائط انفجاری جامعه که رژيم نمیتواند مسائل جامعه را حل بکند، حتی نمیتواند یک قشر اجتماعی را از خودش راضی نگه بدارد، مثلا حقوق‌شان را بپردازد اعم از معلمان، بازنشستگان، دانشجویان و پرستاران، هیچکدام را نمیتواند رسیدگی بکند تا رضایت کسب بکند، برعکس دائم در حال چپاول، سرکوب و خالی کردن جیب آنها است، به همین خاطر شرائط جامعه ما شرائط انفجاری است، اصلا قابل توصیف نیست و هر روز و هر هفته   درگیری و رویارویی با رژیم بیشتر میشود، بطور خاص در این هفته شعارهای که غارت شدگان کاسپین میدادند، این شعارها نسبت به هفته قبل قوی‌تر بود، یا درگیریهای که سایر اقشار در جامعه با رژیم داشتند. درشعارهایشان میگفتند «اگر که دزدی نبود ملت که اینجا نبود» در واقع دزدی به کی میگویداگر نبود؟ به سپاه پاسداران که این موسسه غارتگر وابسته به او هست، و آن موسساتی که زمینه او هستند، مثل ثامن‌الحجج که به اسم امام رضا که مردم را غارت میکنند، یا در دانشگاه‌ها ۶ حرکت اعتراضی در طول هفته داشتیم در حالیکه دانشگاه‌ها تعطیل هستند، حرکت اعتراضی علیه تحمیلی سیاست حجاب اجباری در دانشگاه‌ها و تفکیک جنسیتی در دانشگاه علم و صنعت، اعتراض علیه حق تغذیه دانشجویان در دانشگاه صنعتی شریف، اعتراض در دانشکده علوم اجتماعی تهران علیه دستگیری دانشجویانی که در روز کارگر بازداشت شده بودند را داشتیم، و هنوز در اسارت رژیم هستند و در همبستگی با کارگران تظاهرات کرده بودند، اعتراضات دیگر دانشجویان در همین اعداد است، علاوه بر آن اعتراض معلمان را هم داشتیم معلمان خرید خدمتی که در واقع به شدت توسط رژیم خامنه‌ای و روحانی غارت میشوند، تحت عنوان خرید خدمتی همه حق و حقوق آنان را میچاپند به همین خاطر اعتراض کردند، این چندمین اعتراض آنان و در چندین شهر بوده است، جمع شدند و در پلاکاردها خواسته هایشان را مطرح میکنند، علاوه بر معلمان بدلیل تخریب زیر ساخت کشور مسئله قطعی آب و برق در شهرهای مختلف مسئلاه بحرانی شده است، در ابتدای سال به میزان زیادی بارندگی شد، که خامنه‌ای و روحانی گفتند فکر نکنید باعت تخریب شده رحمتی هم دارد، اما بدلیل تخریب روند طبیعی و با سدسازیها و تخریب محیط زیست و زمین برای غارت آب کشور امروزه بعد از یکی دوماه از سیل هم هنوز نمیتوانند از آن استفاده کنند، چون ساختارها نابود شده است، به همین خاطر برق نیست آب نیست و قطع میشود، الان در دو شهر علیه قطعی آب و برق تظاهراتهای در کرمان و آستانه اشرفیه صورت گرفته است. آب مردم را نمیتواند حل کند بعد این همه ادعا هم میکند، علاوه براینها در سیستان و بلوچستان اعتراضاتی در هفته و هفته های قبل داشتیم، در خاش دزدیهای سپاه و نیروهای انتظامی از گالنهای سوخت مردم میکند، و جایگاه‌های که میزنند در حالیکه سپاه قطار کامیونهای قاچاق به آن طرف مرز میفرستد، برای اینکه با قیمت بیشتری پول به جیب بزند، مردمی که یک گالن سوخت دارند و یا میزان سوخت کمی که دارند را به گلوله میبندند، اما با همه اینها من فکر میکنم بیشترین کیفیتی که در اعترضات شاهد بودیم موضوع حمله نیروی انتظامی سرکوبگر و وحشی خامنه‌ای به چند دختر جوان در پارک تهران پارس بود که یکی از آنان را بشدت کتک زدند،  با وحشیگری تمام او را به داخل ماشین نیروی انتظامی هل دادند، و این فیلمبرداری شد و غوغایی بپا کرد، این برگ کیفی بود که ما در اعتراضات هفته گذشته داشتیم.

حسین میرداماد :  علتش این  است رژیم در بن‌بست سرکوب قرار گرفته است، از یک طرف بدلیل وضعیت شکنندگی در داخل و سطح بین‌المللی بشدت نیاز به سرکوب دارد، تا جامعه را برابر وضعیت متزلزل رژیم کنترل کند و از آن طرف به هیکدام از مطالبات مردم نتوانسته پاسخ بدهد جامعه را خاموش کند، از طرف دیگر مقاومت ا جتماعی میبینیم چقدر بالا است، این رژیمی است که تا چندی قبل خانمها را کتک میزد و اذیت و آزار میکرد اما صدای در نمیآمد، الان ببینید به کجا رسیده است، که حتی در مجلس رژیم سی نماینده نامه دادند که داستان چیست و یکی از نمایندگان مجلس ارتجاع بنام پروانه سلحشوری گفته این نوع رفتارها باعث اغتشاش در جامعه میشود، یعنی ببینید وحشت‌شان از کجاست؟ بعد تلویزیرن رژیم بدلیل همین وضعیت یک مصاحبه با رئيس پلیس تهران گذاشت که غلط کردیم را از زبان او بیرون بکشد و همینطور که فضا را میگوید اغتشاش نشود، بعد فضا آنقدر بالا گرفت که محمد رضا عارف یکی از اعضا مجلس و رئيس باصطلاح فراکسیون باند اصلاح‌طلب مجلس گفت هر از چند گاهی شاهد برخوردهای زشت و زننده با بانوان کشورمان توسط افرادی که باید الگوی فرهنگی و ارزشی کشور باشند هستیم، بنابراین میبینیم موضوع اصلی این است که رژیم واقعا در یک بن‌بست سرکوب قرار گرفته است، به همین خاطر این وضعیت پیش میآید.

حسین میرداماد : این تناقض در ذات رژیم و از وضعیت خراب او هست، همین آخوند اژه‌ای معروف به آخوند گوشتخوار سخنگوی قوه قضاییه رژیم و معاون قوه قضاییه گفته است، باید از عامران به معروف و ناهیان از منکر حمایت کنیم، برنامه داریم بصورت عملی‌تر و جدی‌تر از آنان حمایت کنیم، همچنین از کسانی که امنیت مردم( یعنی رژيم) را بخطر میاندازند، پس مشکل این است که مردم عناصر سرکوبگر تحت عناوین عامر به معروف و ناهی از منکر هستند را گوشمالی میدهند، آخوند رئيسی سرکرده قوه قضاییه و همان قتل‌عام‌گر معروف گفت وظیفه دولت و پلیس و دستگاه قضایی حمایت از عامران به معروف و ناهیان از منکر است، باندهای لمپن و جنایتکاری که به نوامیس مردم و جوانان در خیابانها حمله میکنند، گفت به موجب قانون دستگاه قانون و قوه قضایی موظف است از عامران به معروف و ناهیان از منکر حمایت کند.

حسین میرداماد :  بدلیل شکست سیاستهای رژيم، رژيم سالیان سال است تحت عنوان باصطلاح حجاب و عفاف انواع و اقسام طرحها را رفته است، بلکه نوع اندیشه پلید شیطانی و ارتجاعی خودش را بر مردم تحمیل کند، و از همین موضوع اهرمی برای سرکوب ایجاد کرده است، توجیهی برای گشتهای ضدمردمی ارشاد، در واقع اضلال و دستگاه‌‌های سرکوبگر بوجود آورده است، اینها را به صحنه آورده تا تضادش را حل بکنند، اما در پروسه دیدیم تمام این کارهای که کرده هیچکدام پیش نرفته است، برعکس شده، در جریان قضیه تهران پارس سایت حکومتی مشرق‌نیوز مربوط به باند خامنه‌ای هست انعکاس داده است،  پلیس را تا الان هیچوقت این میزان بی دفاع و عقب نشسته ندیده بودم، شب گذشته مجری تلویزیون تا اقرار سرکلانتر نسبت به اشتباه مامور انتظامی تا ماجرای زن بدحجاب در شرق تهران نگرفت کوتاه نیامد، همین تلویزیون رژیم که مستمر از سرکوب زنان میهن رپرتاژ ‌تهیه میکند و پشت چماقدارها است، ببینید به چه ذلتی افتاده و نشانه شدت ضعفشان است، نشانه چرخش تعادل قوا در داخل ایران به نفع مردم و علیه رژيم هست، رژيمی با این همه وحشیگری تحت محاصره مردم قرار گرفته و یک دختر چگونه در پارک میتواند وضعیت متزلزل رژيم را برجسته بکند، ببینید چی میگوید: عقب نشینی عاجزانه پلیس در برابر حادثه برخورد با زن بدحجاب در تهران پارس صحنه دیگری را رقم خواهد زد( میگوید حواست باشد، این کار را میکنی قانون شکن را نسبت به مجری قانون، قانون رژيم، و در شبکه اجتماعی عکس سرکرده های سپاه که در برابر آن نجفی قاتل تا کمر خم شده بودند، نشان دادند، و این دختری که در پارک آب بازی میکرده و این را نشان دادند، اسم این را هم قانون، و اسم آن دختر را قانون شکن گذاشتند)، در عقب نشینی عاجزانه پلیس در برابر حادثه برخورد با زن بدحجاب در تهران پارس صحنه دیگری را رقم خواهد زد که قانون شکن را در مقابل قانون گستاخ تر میکند نمونه‌ش راننده ترییلی که چند وقت قبل در یکی از جاده های جنوب با فرمان ایست پلیس مواجه شد تمکین نکرد و در آخر از روی بدن مامور وظیفه‌شناس عبور کرد، صحنه های دیگری از تعرض به پلیس و امکانات دولتی هست که همه ما در حافظه داریم، همین هفته گذشته شاهد کشتن زندانی سیاسی در زندان فشافویه با ترفند اینکه آدم قاتلی او را کشته است، که هیچ کس نپذیرفت و باعث شد خشم جامعه افزایش پیدا کند، و بر عکس در مراسم تدفین این زندانی سیاسی صحبتها و سخنانی را مردم بیان کردند و تمامیت رژيم تبهکار و فاسد را زیر علامت سوال بردند.

حسین میرداماد :  به نظر من رژیم ترس واقعی‌ش از سازمانیابی وتشکل‌یابی جامعه است، همین خانم نمودی از فضای اعتراضی و انفجاری جامعه ما است، نیازش به قیام علیه رژیم را با صراحت بیان میکند، رژیم از آنی میترسد که در کانون قیام قرار دارد، در کانون تشکل دادن مردم قرار دارد، آنی که توان و تولید کانون شورشی دارد، آنی که توان تولید مقاومت در زندان را دارد، آنی که توان یقه‌گیری رژیم در سطح بین‌المللی را دارد، آن هم کسی جزء مجاهدین نیست، شما نگاه کنید آخوند گوشتخوار به نماز جمعه تهران در هفتم تیر ماه رفت مجموعه صحبتهای کرد، که وحشتش را از آینده بشدت بی ثبات رژيم را نشان میدهد، قسمتهای از صحبتهایش را بخوانم، قبلش بگویم پاسدار علی لاریجانی رئيس مجلس ارتجاع در روز ششم تیرماه گفت: بولتون نماینده مجاهدین در امریکا شده و بهمراه رئيس جمهور امریکا از مجاهدین مشاوره و اطلاعات غلط میگیرند، و همین امر باعث شد در تصمیگیریها دچار اشتباه شوند، مثال زد و گفت در سال ۸۱ که سفر مدیر کل آژانس به ایران بود افشاگری مجاهدین باعث شد رژيم در تله اتمی بیفتد، در ابتدای ایجاد مسئله اتمی ایران که مجاهدین آن را ایجاد کردند، و البرادعی مسئله را دنبال کرد، ۳ وزیر اروپایی به ایران آمدند و آنها گفتند مسئله را حل میکنیم و ایران میتواند بعد از مدتی غنی سازی را ادامه بدهد، گام به گام این ترس و وحشت را راجع به همه چیز از مجاهدین اعلام کرد، حالا اژه‌ای گوشتخوار ( در دم و دستگاه رژيم معروف است با هر کسی مخالفت میکند قندان بر سر و کله‌ش میزند و یا گوشش را میجود، گفت: کسانی که خود را مدافع خلق میدانستند و کسانی که با منیت خودشان از مسیر آنچنان انحراف پیدا کردند تا امروز در آن انحراف در پیش هستند و با کمال تاسف سردمداران آنان هنوز هم به خود نیامدند، ( یعنی بعد ا زآن همه جنایاتی که علیه مجاهدین کردند مجاهدین دست از آرماهنهایشان بردارند، در حالیکه کور خوانده ومجاهدین ادامه میدهند)، بعد گفته مجاهدین ۱۷ هزار تن از آدمهای رژيم را کشتند و همانهای که ادعا میکردند با امپریالیزم میخواهند مبارزه بکنند و ادعا میکنند به نفع مردم بر علیه برخی کشورهای غربی میخواهند مبارزه بکنند با همین شعارها عده‌ای از جوانان را همراه خودشان کرده بودند شما ببینید کارشان به کجا کشیده که به دامن امریکا و اسرائيل پناه بردند تا امروز تحت حمایت آنان قرار گرفتند، بعد هشدار میدهد، امروز ولی امر ما ، امام زمان ما، ( امان زمانش هم کرد این مردک جنایتکار خامنه‌ای را)، نائب امام زمان ما، میگویند نمیشود به امریکا اعتماد کرد، نمیشود با او دست بدهیم، بعضی از کشورهای منطقه‌ای مقداری قدرت داشتند امریکا به خودش اجازه حمله به آنها را نداد، آن زمانی که صدام مقداری در برابر قدرتهای غرب بود به او حمله نکرد کی حمله کرد؟ و صدام را با آن وضع فجیع اعدام کردند، آن زمانی که صدام کوتاه آمد ودست به سوی آنان دراز کرد، و آنان صدام را ضعیف دیدند و به او حمله کردند، به کشور او حمله کردند، کی قذافی را از بین بردند؟ کی به کشور لیبی حمله کردند؟ کی به کشور مصر یورش بردند؟ مردم بپاخاستند و قیام کردند و مسئولین قبلی کم آوردند، حالا آن عده به زعم خودشان باید با امریکا کنار میآمدند تا کشورشان پیشرفت میکرد، مصر وقتی مرسی آمد پیشرفت کرد؟ مرسی الان کجاست؟ خیلی با صراحت سرنوشت رژيم ولی فقیه پوسیده را در چشم‌اندازی مثل قذافی و مرسی میبیند، در این شرائط از چی میترسد؟ از مجاهدین میترسد که کانونهای شورشی تولید میکنند، سخنگوی مجاهدین چند جمله در برابرحرفهای همین آخوند گوشتخوار گفته بود به نظرم دو جمله‌ش را بگوییم، بهتر از این نمیشد سران فاشیزم دینی در ایران را در تکرار آن چه در عراق و لیبی و مصر واقع شده به نمایش گذاشت، ترس بسیار و اقعی و منطقی با این تفاوت که نه راه پس دارد و نه راه پیش، در باره ناراحتی آخوند گوشتخوار که چرا مجاهدین یقه امپریالیسم را رها نموده و بر عمامه و فرق نظام ولایت فقیه میکوبند گفت ابتدا باید دست آخوند و فاشیزم دینی را که دشمن مردم وما است در همینجا کوتاه کرد( مردم شعار میدهند دشمن ما همینجاست)، در جنگ با فاشیم هیتلری اتحاد شوروی با امریکا و انگلستان برای سرنگون کردن آن در کنار هم قرار گرفتند، بنابراین اژه‌ای و رئيسی و خامنه‌ای و روحانی سایر جلادان و شیادان و دژخیمان نظام میتوانند نسبت به دنیا و آخرت خود که چیزی جز آتش محتوم جهنم نیست مطمئن باشند، علت ترس و وحشت از مجاهدین این است که همین الان از فاصله قیام دی ماه ۹۶ در ۱۴۲ شهر که مجاهدین و مقاومت ایران آمار میدادند، در حالیکه خود رژيم ۱۶۰ شهر میگفت، بعد از راه افتادن کانونهای شورشی، تا امروز مثل گلهای باغ در حال شگفتن در جامعه هستند و همینطور شاهد فعالیتهایشان هستیم، و نیاز جامعه برای مبارزه با رژيم را میتوان دید، مردم رژيم را نمیخواهند، میخواهند سرنگون بشود.

بنابراین ابزار سرنگونی نیاز دارند و ابزار سرنگونی همان کانونهای شورشی است، همان شوراهای مردمی است که در جریان سیل شکل گرفتند و کمک کردند، رژيم از اینها وحشت دارد، از ایستادگی و مقاومت مجاهدین در زندانها و فضای مقاومت دادن به همه زندانها وحشت دارد، از ارتباط گیری مردم با مجاهدین وحشت دارد، از اینکه مجاهدین تحولات را علیه رژيم سمت و سو میدهند و دست دجالگری و غارتگری و سرکوبگری رژيم را باز میکنند چه در صحنه داخلی و چه در صحنه بین‌المللی وحشت دارد، مردم هم همان نیروی را میخواهند که بتواند آنان را سازمان بدهد و بتواند نیرویشان را در سمت سرنگونی رژیم هدایت کند، و آن هم چیزی جزء کانونهای شورشی نیست.

حسین میرداماد :  اساسا یکی از مهمترین دلائل فرق مجاهدین با خمینی بر سر انحصار طلبی خمینی بوده، مجاهدین از روز اول بنایشان بر این بود و پدر طالقانی هم گفت جامعه بصورت شورایی اداره بشود، و فارق از اینکه چه کسی چه عقیده‌ای دارد بر اساس رای مردم انتخاب بشود و هر کسی میتواند هر عقیده‌ای داشته باشد، اساسا یکی از محورهای جنگ اصلی ما با خمینی از همین جا شروع شد، ما آن موقع به خمینی انحصارطلب میگفتیم، در برابرش کثرت‌گرایی، در برابرش مردم‌گرایی،  اگر به تاریخ اوائل انقلاب ضدسلطنتی نگاه کنیم میبینیم که برای کاندیداتوری برادر مسعود رجوی رهبر مجاهدین تقریبا تمامی احزاب و گروه های سیاسی و اقلیتهای مذهبی کاندیداشان مسعود بود، چرا ؟ چون در مرام و عمل مجاهدین هیچگونه تحمیل عقیده جای ندارد، به هیچوجه عدم تحمل عقیده هم وجود ندارد، نه تحمیل عقیده و نه عدم تحمل عقیده وجود دارد، برعکس ما میخواهیم همه اجزاء مردم ایران شرکت داشته باشند، برای چه کسی را باید حذف کرد؟ آنها مال این آب و خاک هستند و فرزندان این آب و خاک هستند، ارمنی، یهودی، دین ومذهب دیگری دارد، عقیده دیگری دارد، عقیده سیاسی دارد اصلا مجاهدین را قبول ندارد، شورای ملی مقاومت را قبول ندارد، آزادی یعنی همین، هر انسانی در جامعه حق حیات و حق حیات سیاسی دارد، باید بتواند خواسته های خودش را از طروق قانونی و رسمی اعمال بکند، در واقع آنچه ضد عقیده مجاهدین است تحمیل است، به هیچوجه تحمیل را قبول ندارند، در ۱۰ ماده‌ای خانم مریم رجوی به صراحت آمده تحمیل پوشش ممنوع است، تحمیل عقیده ممنوع است، فرصتهای برابر برای همه مردم ایران، هر کس با هر عقیده، و الان میبینیم خیلی کسانی از هموطنان‌مان بدلیل داشتن مذهبی از دانشگاه بیرون میاندازند، چون مرام و مسلک دیگری دارد، اینها همه کارهای سرکوبگرانه و ضدمردمی است که مجاهدین با آنان مخالف هستند، یک نکته دیگری در این سوال بود که این هم اشتباه است، اولا نمیشود گفت چون مردم ایران ۴۰ سال زیر این حاکمیت بودند این را پذیرفته‌اند، مردم تحت فرمان خمینی و خامنه‌ای نبودند، قیام ۷۸، قیام ۸۸ ، قیام ۹۶ ، نشان میداد مردم اینها را نمیخواهند، تازه کل مردم بودند، تا جای که به پیشتاز برمیگردد ۳۰ هزار تا جلوی طناب دار خمینی ایستادن و به خمینی تف کردند، و گفتند نمیخواهیم و دیکتاتوری نمیخواهیم، ما آزادی میخواهیم، در برابر کلمه مجاهد خلق که او میخواست با اتهام و توهین برخورد بکند، جان خودشان را پای این قضیه دادند، پس تا آنجا که به مردم ایران برمیگردد چنین اتهامی زشت است، که مردم ایران اینها را پذیرفتند، الان فاکتهایش را میخواندیم که چقدر از مردم وحشت دارند، چرا این همه نیروی سرکوبگر در جامعه ریخته؟ کجای دنیا بخاطر حجاب به مردم این همه فشار بیاورند، این قدر مردم را اذیت کنند، دانشگاه، مدارس، معلمها، و غارتگریهای که میکنند، از سرکوبش و از غارتش، پس به نظرم این گفته هموطن اشتباه است بگوییم مردم تحت فرمان رژیم هستند نه اختناق هست، اختناق و سرکوب است که میتواند خودش را نگه بدارد، همینطور که دیدیم دختر خانم را با زور و به شکل فجیع در ماشین میاندازد، با سرکوب اینطوری خودش را حفظ میکند، این هم عمری دارد، پاسخ سرکوب در کانون شورشی است، کانون شورشی وصل به نیروی پیشتاز یک جمع ۵ و ۶ نفره ، در خودشان شروع به تجمع اعتراضی و اعتراض علیه اعمال رژيم و وصل به نیروی مقاومت هستند از آن طریق خط و خطوط میگیرند، علیه رژیم عمل میکنند، این کانونهای شورشی هستند که میتوانند پاسخ اختناق باشند، پیشقراول ارتش آزادیبخش و قیام مردم ایران هستند، رژيم هم از آنان وحشت دارد، و دیدیم در ابتدای سال جدید وزیر بدنام و قاتل اطلاعات آخوندی گفت ۱۰۰ تن از کانونهای شورشی را دستگیر کردیم، دلیل وحشت این است که اینها راه را باز میکنند و رژیم این را خوب میداند، بدلیل اینکه در دل مردم جا دارند و بدلیل گستردگی و هر روز جامعه فریاد میزند نیازمند چنین راه حلی هست کاری نمیتواند بکند، برای آزادی به هیچ کس آزادی را در سینی طلایی تقدیم کسی نکردند، باید قیمت را داد، همه جای دنیا قیمت دادند تا آزادی را کسب کردند، همین کشورهای اروپایی و امریکا سالیان سال علیه فاشیزم هیتلری، علیه دوران قرون وسطا و دستگاه کلیسا ، علیه تفتیش عقائد مبارزه کردند، مردم ایران هم الان یک قرن است از مشروطه تا الان که مبارزه میکنند،  الان در دوران آخر دیکتاتوری هستیم، باید با همبستگی و اتحاد با یکدیگر و اصلا هیچکدام از اجزاء مردم ایران نه در دیدگاه مجاهدین و شورای ملی مقاومت حذف نمیشوند بلکه در ایران فردا و ایران آینده همه آحاد مردم ایران برای سازندگی و پیشرفت ایران و شکوفایی جامعه ایران متحد و همبسته‌تر خواهد بود. رژيم آخوندی رژيمی پا بگور و اساسا بدلیل ماهیت قرون وسطایی کما اینکه میبینیم، هیچ توانی برای حل مسائل جامعه را ندارد، صدها میلیارد دلار درآمد نفتی و گازی و منابع طبیعی ایران را به یغما برد  تمام مردم ایران را فقیرتر کرد، سرکوب را گسترده‌تر کرد و نتوانست، مجاهدین مشعل پیکار همین جامعه‌ای سرکوب شده هستند اما تسلیم نشدند، مردم ایران تسلیم نشدند و بر همه مردم ایران درود میفرستم، که اینطوری حامی مجاهدین و پیشتازانش هستند،

حسین میرداماد :  در خارج کشور الان هموطنانمان اشرف نشانان با انرژی‌گذاری و مایه گذاری بسیار زیاد کارشان جای بسیار تقدیر دارد تظاهراتهای که در بروکسل و واشنگتن انجام دادند، و هفته آینده در برلن دارند، در واقع فعالیت کردن برای رساندن صدای مردم ایران به دنیا ، صدای همان کارگران، صدای گورخوابها، صدای کودکان کار، صدای دخترانی که توسط مزدوران پلید خامنه‌ای مورد هتاکی قرار میگیرند، صدای زندانیان سیاسی را منعکس کردن، صدای معلمانی که به فقر کشانده شدند، صدای دانش‌آموزانی که از مدرسه بیرون میروند چون پول ندارند، صدای مردم محروم و زلزله زده و سیلزده، در خارج کشور میشوند، و صدای قیام آفرینان را منعکس میکنند، و اشرفیان در داخل کشور و کانونهای شورشی را منتقل میکنند، که مردم ایران این رژیم را نمیخواهند، در داخل کشور فعالیتها بطور عمده برای کسی که بخواهد ، یکی از ویژگیهای این دوره از مبارزه مردم ایران علیه رژیم سازماندهی است، این را برادر مجاهد مسعود رجوی در جمعبندی یکساله مقاومت در سال ۶۱ در اولین سال شروع ۶۰ – ۶۱ مبارزه گفتند، ویژگی این دوره از مبارزات مردم  ایران سازماندهی است، بدون سازماندهی نمیتوان مبارزه را پیش برد، خوشبختانه سازمان مجاهدین خلق ایران ۴۰ سال نبرد با رژیم ضدبشری و با عبور از کورانهای بسیار بسیار سخت و سنگین که همه مردم شاهد آن بودند، در این سالیان از قتل‌عام زندانیان، از شکنجه های وحشیانه دهه ۶۰ ، از آن کشتارهای صد تا صدتا ، عملیات ارتش آزادیبخش، و برگرداندن تمام توطئه ها علیه خمینی و جام زهر را به حلقوم خمینی ریختند، دورانی در عراق ، ارتش آزادیبخش راه انداختند، عراق بدست رژیم افتاد، بعد دوران ۱۴ سال پایداری ، همه این آزمایشات در جلوی چشم مردم ایران هست، اینها را مجاهدین نانش را از تشکیلات میخورند، ویژگی قیام علیه آخوندی این است، بدون سازماندهی نمیشود، یک جمع بی حرکتی میشود بدلیل انواع و اقسام سازمانهای اطلاعاتی دشمن و مفت میخوردند برای اینکه این کارهای ضدمردمی را انجام بدهند، کار با مشکل پیش میرود، نگاهی کوتاه به تشکلاتی که توسط رژیم نابود شدند، بدلیل اینکه عنصر سازماندهی قوی نبوده، قوت سازماندهی از ( چه دانشجو، چه کارگر، چه معلم) قوتش از جای گرفته میشود که شکست ناپذیر است، که رژيم با همه شیطان‌سازیها، با همه جنایتها، با همه اعدامها نتوانست از بین‌ش ببرد، امروز هم این همه سوز و گذار علیه آن میکند، بنابراین سرنگونی رژیم امکانپذیر است،  راه و وظیفه ما و هموطنان ما در داخل کشور و خارج کشور راهش اتحاد و همبستگی، سازمانیابی در یکی از ارگانها و کارهای است که مقاومت ایران انجام میدهد، در داخل کانونهای شورشی و شوراهای مردمی در خارج هم ستادها و دفاتر و بخش های که کار میکنند و تظاهراتها و کارهای مختلفی که پیش میبرند.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.