برای یک ایران آزاد

«پیگیری شکنجه» و «نقش کشاورزان در امنیت»؛ آملی لاریجانی و روحانی در بن‌بست

0

آملی لاریجانی و روحانی هر دو وارد صحنه شده‌اند تا بحران‌های موجود را به نحوی مهار کنند، اولی وعده پیگیر موضوع شکنجه اسماعیل بخشی را می‌دهد و دومی بر نقش کشاورزان در رابطه با امنیت تاکید می‌کند؛ هر دو هم می‌دانند که تنها به دنبال خریدن فرصت هستند.

علی جوینی

سران دو قوه قضائیه و مجریه‌ی رژیم، به صحنه آمده و تلاش می‌کنند تا با وعده‌های دروغین، شاید که دردی از دردهای لاعلاج این نظام پوسیده را حل کنند!
این روزها انتشار خبر شکنجه اسماعیل بخشی و اعتراضات کشاورزان اصفهان در فضای اجتماعی، گریبان آخوندها را گرفته است. اسماعیل بخشی، وزیر اطلاعات آخوندها را به چالش کشیده و برای اثبات شکنجه شدنش توسط دژخیمان اطلاعات، وی را به مناظره طلبید. کشاورزان اصفهان نیز چند ماه است که در اعتراض به بحران آب، تجمع می کنند. آنها با شعارهای تند خود روحانی را هدف قرار داده و فریاد می زنند: «مرگ بر روحانی»، «روحانی دروغگو، زاینده رود ما کو».
دو روز پیش، شیخ حسن روحانی در جمع مدیران ارشد کشاورزی، به لاف و گزاف درباره کارهای دولت خود برای بهبود وضع کشاورزی و کشاورزان ایران پرداخت. او مدعی شد که در ۴ سالِ دولتش ، به اندازه ۴۰۰ سال برای کشاورزان کار انجام شده است!
حال اگر اینهمه کار در دولت این آخوند شیاد صورت گرفته، معلوم نیست پس چرا نگران امنیت است؟ امنیتی که باید از طریق کشاورزان تامین بشود؟ [پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری ۱۷ دی ۹۷]
همزمان، آخوند جنایتکار صادق لاریجانی نیز در حالیکه وعده پیگیری موضوع شکنجه شدن اسماعیل بخشی را می‌داد، برای کسانی که این شایعات را در فضای مجازی پخش می‌کنند وعده مجازات و برخورد داد!
علت این تناقض گوییها چیست؟ جواب در یک جمله کوتاه این است:‌ بن بست نظام در سرکوب! [مجاهدین ۱۹ دی ۹۷]
اگر شکنجه کند، دیگر دهه ۶۰ نیست که خمینی گفت: «خودشان خودشان را شکنجه می‌کنند!»
به‌مدد شبکه‌های مجازی، شکنجه کردن منجر به فضاحتی می‌شود که نمی‌توانند جمع و جورش کنند و اگر شکنجه نکند چگونه می‌خواهد سرپا بماند؟ این نظامی است که ۴۰ سال تماما با بساط شلاق و شکنجه و تیرباران سرپا مانده است.
اگر کشاورزان زحمتکش اصفهان را سرکوب کند در این فضای ملتهب جامعه حکم بنزین ریختن بر آتش خواهد بود و اگر حقآبه کشاورزان محروم اصفهان را بدهد، بقیه اقشار جامعه سر برخواهند داشت.
بله! این همان بن بستی است که نظام دزد و چپاولگر آخوندی در آن گیر افتاده است. نه راه پس دارد و نه راه پیش! شیخ حسن روحانی و شیخ صادق لاریجانی اینبار علاوه بر «امید درمانی»، چاره را در حرف درمانی دیده‌اند اما این حرافیها، و لاف و گزافها دردی از این نظام غرقه در بحران درمان نخواهد کرد. این نظام رفتنی است!

در همین زمینه:
تنش آبی یا خودکفایی در مواد غذایی؛ حسن روحانی و نظام مقدس! بر سر دو راهی

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.