برای یک ایران آزاد

آیا شانسی برای مذاکره هست؟: گفتگو با علی صفوی

0

شانسی برای مذاکره، موضوعی است که این روزها در مورد آن بین باندهای رژیم آخوندی صحبت می‌شود. بخصوص روحانی همچنان روی این مذاکره سرمایه گذاری می‌کند و شانس ماندگاری حکومت آخوندی را در مذاکره می‌بیند، درصورتیکه خامنه‌ای مذاکره را سم می‌داند. همچنین تنش در روابط رژیم با آمریکا ادامه دارد. به دنبال آزادسازی نفتکش رژیم توسط جبل الطارق، آمریکا هم خواهان توقیف مجدد آن شده است. در چنین شرایطی رسانه‌های حکومتی نسبت به امکان مذاکره بین رژیم و آمریکا ابراز نا امیدی می‌کنند.

آقای علی صفوی درگفتگویی با تلویزیون ایران آزاد به این موضوعات پرداخته و به سئوالات پاسخ می‌دهد.

علی صفوی: دیروز یا پریروز بود که دادگاهی در جبل الطارق حکم به آزادی این ابرنفتکش داد. رژیم با شور و فتور و اینکه ما قدرت نشان دادیم و بزعم خودشان اقتدار نظام را نشان دادیم اینها مجبور شدند کوتاه بیایند و به نفع ما رأی بدهند. هر چند همین امروز وزارت خزانه‌داری و دادگستری امریکا شکایت جدیدی را به همین دادگاه ارائه دادند که این نفتکش را بخاطر اینکه محموله نفتی‌ش برای کلاهبرداری و پولشویی و همینطور برای حمایت از تروریزم بکار گرفته می‌شود حدود یک میلیون دلار ارزش نفتی بود که در این کشتی بود شکایت جدیدی ارائه دادند همینطور امریکا تهدید کرد تمام خدمه این کشتی را مورد تحریم قرار خواهد داد وحداقل تا این نقطه کشتی آزاد نشده و آنطوری که در خبرها بود کاپیتان کشتی استعفا داد و رفت و قرار است خدمه جدید بیاید تا اینها بیایند و کشتی را تحویل بگیرند این کشتی راه بیفتد این قصه سر دراز دارد و باید دید دادگاه چه واکنشی به شکایت وزارت دادگستری امریکا نشان خواهد داد.

علی صفوی: در واقع وضعیتی که الان در روابط و تنشی که بین رژیم و امریکا است چیزی است که از زمانی که انتخابات ریاست جمهوری در امریکا برگزار شد با آن مواجه هستیم، و آنچه که تحولات از آن زمان تا الان نشان داده این است که تضاد بین رژیم و امریکا رو به تزاید و تشدید است، البته دلیل اصلی بر خلاف آنچه رژیم و لابی‌هایش در غرب و امریکا سعی می‌کنند القاء کنند ناشی از عملکردها سیاستهای مخرب، جنگ‌افروزی و تروریستی مداخله جویانه همین رژیم هست. بنابراین روشن است تا زمانی که آخوندها از بی‌ثبات کردن منطقه خاورمیانه، از حمایتشان از گروه‌های تروریستی چه در لبنان و چه در عراق و یمن و حمایت از رژیم جنایتکار بشار اسد، از استمرار برنامه موشکی بالستیکی‌شان، از تلاش‌شان در برنامه هسته‌ای، دست برندارند نباید انتظار داشت تغییری در موقعیت یا مواضع دولت امریکا در قبال رژیم ایجاد شود، کما اینکه هم وزیرخارجه این کشور و هم مشاور امنیت ملی و رئیس جمهور امریکا تاکید کردند آخوندها بایستی از فعالیتهایی که سالیان سال است به آن مبادرت کردند و در دوران ۸ ساله اوباما هم بخاطر سیاست استمالت تشدید شد دست بردارند. اگر در یک کلام بخواهم جواب سؤال را بدهم سرنوشت این کشتی هر چه که بشود عنصر تعیین کننده‌ای نیست چون مسائل خیلی جدی‌تر و بنیادی‌تری وجود دارد، نه فقط موجب نگرانی امریکا اصلاً موجب نگرانی جامعه بین‌المللی حتی اروپا هم هست، اروپایی که ما شاهد هستیم به جد بدنبال برجام هست و بدنبال امدادرسانی به این رژیم هست، ولی حتی آنها هم به کرات چه آلمان و چه فرانسه و چه سایر کشورها تاکید کردند عملکردها و سیاستهای رژیم در سطح منطقه برای‌شان قابل قبول نیست.

علی صفوی: من در پاسخ به این هموطن عزیزمان بایستی بگویم اولاً سؤال خیلی خوبی کردند لاجرم آدم خبرها را می‌خواند و یا در پرده تلویزیون می‌بیند، ممکن است دچار این لحظه بشود و دچار قیاس بشود ولی فکر می‌کنم شاید از دو نظر به سؤال این هموطن پاسخ داد.

اولاً اقداماتی که رژیم در رابطه با روسیه به آن دست زده نه اولین وطن فروشی آخوندها است و نه آخرین است، در واقع همانطور که رهبر مقاومت گفتند هیچ رژیمی در تاریخ ایران باندازه آخوندها سرمایه‌های ملی کشور ما را و مردم ما را برای حفظ بقاء خودش به تاراج نداده است، این نکته اول. اما فکر می‌کنم همانطور که هموطن گفتند مقایسه هنگ کنگ با رژیم آخوندی شاید مقایسه درستی نباشد، اولاً دولت هنگ کنگ هر چه سیاستهایش باشد و هر مقدار هم شهروندانش اعتراضاتی داشته باشند به هر حال بر اساس نرمها و ضوابط و استانداردهایی که در هر حال در سطح بین‌المللی شناخته شده است عمل می‌کند، کجا در هنگ کنگ بساط داغ و درفش در میادین هست؟ کجا چشم در می‌آورند؟ کجا دست می‌برند؟ کجا شلاق می‌زنند؟ کجا نوجوانان زیر ۱۸ سال را اعدام می‌کنند؟ کجا در زندانها شکنجه می‌کنند؟ یعنی می‌خواهم بگویم باید در نظر گرفت ما راجع به چه شرائطی صحبت می‌کنیم ضمن اینکه اعتراضاتی که در هنگ کنگ شاهدش هستیم کسی شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه نمی‌دهد، کسی خواستار سرنگونی دولت هنگ کنگ نیست، در ایران خمینی زده چه خبر است؟ ملت ایران با ریسک‌پذیری بالا و شجاعت و تهور بی نظیر به خیابان‌ها می‌آیند و شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه، مرگ بر خامنه‌ای و مرگ بر روحانی می‌دهند، اصلاح‌طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا می‌دهند، یعنی طبیعی هم هست رژیم برای کنترل اوضاع به یک سرکوب عریان و مطلق رو آورده است. ما شاهدش هستیم وقتیکه شما می‌بینید وقتی چند زن را به قول خودشان به جرم آخوند ساخته بدحجابی دستگیر کرده ۵۵ سال به آنان زندان می‌دهد، در کجای دنیا یک چنین وضعیتی است؟ ما از رژیمی صحبت می‌کنیم که یکی از مهمترین خصیصه‌ها و ویژگیهایش ضدبشری بودن آن است، هر چند که باید عرض بکنم بالاخره ما در قیام دی ماه ۹۶ که استمرار هم پیدا کرد شاهد صحنه‌های بودیم در هیچ کجا دیده نشده، بی‌نظیر بود، ملت با دست خالی به مصاف پاسداران ظلمت و تباهی و بسیجی‌ها و نیروی انتظامی و انواع و اقسام نیروهای سرکوبگر می‌رفتند و مقابله می‌کردند از قضاء فکر می‌کنم الان آنچه در ایران ما می‌گذرد یک آتش زیر خاکستری است کما اینکه روزی نیست اقشار مختلف مردم ایران از مالباختگان تا پرستاران، معلمان، تاکسیرانان، کامیونداران، دانشجویان تا کارگران در یک نقطه از کشور ما دست از اعتراض برداشته باشند.

علی صفوی: من فکر می‌کنم اتفاقاً اگر شما به صحنه اجتماعی ایران نگاه کنید مردم ایران اصلاً ساکت نیستند، اصلاً وحشت روز افزون رژیم اگر ملاحظه بفرمایید مقامات رژیم که همین دیروز روحانی می‌گفت ما در وضعیت بسیار بحرانی قرار داریم، نمایندگان مجلس ارتجاع در صحن مجلس هر روز صحبت از فوران خشم مردم ایران می‌کنند، یکی از مقامات رژیم می‌گفت من شبها از فرط نگرانی نسبت به آینده نظام خوابم نمی‌برد، روحانی می‌گفت شبها اگر دو ساعت بخوابم کلاهم را هوا می‌اندازم، بنابراین اصلاً اینطوری نیست جامعه ایران در سکوت است، اتفاقاً جوشش انقلابی و اعتراضات مردم مستمر در جریان است منتهی باید در نظر گرفت ما با یک سرکوب عریان و همه جانبه مواجه هستیم، و قطعاً همین فعالیتهای که کانونهای شورشی در سرتاسر ایران می‌کنند که ما شاهد آتش زدن پایگاه‌های بسیج و حوزه‌های ضد اسلامی و تصاویر منحوس خامنه‌ای و بقیه سردمداران رژیم هستیم نشاندهنده این است که اعتراضات کماکان در ایران ادامه دارد، بیشتر هم به سوی سازمانیافتگی پیش می‌رود و در انتظار بود که مجدداً آنچه را ما در دی ماه ۹۶ به مدت ۱۸ ماه شاهد آن بودیم دوباره شاهد آن باشیم. اولی که مقوله تسلیحات اتمی رژیم هست، و موضوع برجام هست، قراردادی که مقاومت ایران در فردای انعقادش مطرح کرد و موضعی که خانم مریم رجوی گرفتند، گفتند این قرارداد رژیم را از دسترسی به بمب اتمی جلوگیری نخواهد کرد. مسیرش را بلوکه نمی‌کند، و دارای حفره‌های بسیار زیادی است، امتیازات بیش از حدی به رژیم داده شد از همان زمان تا الان ما شاهدش هستیم از قضاء ساختار اصلی برنامه اتمی رژیم دست نخورده باقیمانده است، و همان کارهای که قبل از برجام می‌کردند هنوز هم می‌کنند، یعنی موضوع فقط غنی‌سازی اورانیوم نیست، فقط آب سنگین اراک نیست بلکه ابعاد نظامی و تحقیقات رژیم است که اصلاً برجام به آنها نپرداخته است. همانطور که دولت جدید امریکا هم سر کار آمد و رئیس جمهور امریکا گفت برجام وحشتناک است و از آن خارج شد.

موضوع دوم، برنامه موشکهای بالستیک رژیم است که نه فقط کشورهای منطقه را مورد تهدید قرار می‌دهد که هر روز به عربستان و امارات و برخی کشورهای دیگر مزدوران رژیم حوثی‌ها با موشکهای که رژیم در اختیارشان قرار می‌دهد حمله می‌کنند، ایضاء ده‌ها هزار موشکی که در اختیار گروه ترویستی حزب‌الله (حزب‌الشیطان) در لبنان است.

موضوع سوم فعالیتهای بی ثبات کننده رژیم در کل منطقه هست، از جمله حضور ده‌هزار از مزدوران رژیم چه پاسدارها و چه افغانیها و چه سایر مزدورانی که در سوریه اجیر کرده، که در کشتار مردم سوریه نقش مستقیم دارند، دخالت‌های رژیم در عراق، و آموزش و کمک‌مالی و سازماندهی گروه‌های فرقه‌گرا شیعه در خاک عراق، حمایت‌هایش از طالبان و القاعده در افغانستان، فرستادن بمب‌های کنار جاده‌ای در آنجا و حمایتش از حوثی‌های یمن و بی ثبات کردن آن کشور و حملات به کشورهای حاشیه خلیج فارس و این هم موضوع جدی دیگری است که مورد نگرانی امریکا است.

دخالت‌های رژیم در امریکای لاتین و حتی در افریقا، این هم موضوع بعدی است موضوع دیگری که در ماههای اخیر دولت امریکا بیشتر متمرکز شده مقوله رفتار رژیم و سیاستهای رژیم در داخل ایران است، و سرکوبی که علیه مردم ایران در واقع اعمال می‌کند که مخالفان سیاسی و زنان و چه شهروندان دو تابعیتی و هر کسی که به نحوی از انحاء با سیاستهای رژیم مخالف است و اینها موضوعات خیلی جدی است. تا زمانی که حل و فصل نشود طبعاً امریکا آن سیاستی را که اعلام کرده که سیاست قاطعیت است و به قول معروف سیاست ماکزیمم فشار این را ادامه خواهد داد. به واقع این مقاومت و جنبش اعتراضی که ما در جامعه با آن مواجه هستیم شاهد آن هستیم، عمق پیدا کرده و بدرون زندان‌ها هم رفته است.

نامه اخیری که زندانی سیاسی ابوالفضل فولادوند نوشته بود، نامه‌های زیادی آمد ولی این بطور خاص کسی که در زندان است و در چنگال رژیم آخوندی یک چنین تهور و بیباکی از خودش نشان می‌دهد بیانگر عمق نفرت و نارضایتی مردم ایران از رژیم هست و وای اگر در پس امروز بود فردایی، آخوندها فکر می‌کنم باید سریعاً بدنبال سوراخ موش بگردند.

علی صفوی: واقعیت این است جامعه بین‌المللی بطور عام و دولت امریکا بطور خاص با هم فرقی نمی‌کند چه دولت دمکرات و چه دولت جمهوریخواه، این‌ها ترجیح می‌دهند مسائل و اختلاف و مشکلاتشان را با رژیم از طریق مذاکره با کمترین هزینه حل و فصل کنند، شما اگر به سیاست ۴۰ سال گذشته امریکا نگاه بکنید، بعضی‌ها از طریق چماق بعضی‌ها از طریق حلوا، ما دیدیم بعضی‌ها پیچ را مقداری سفت می‌کردند و بعضی‌ها شل می‌دادند، و به رژیم امتیاز می‌دادند، ولی ته خط می‌خواستند با همین رژیم مذاکره بکنند، کما ا ینکه الان همین دولت امریکا که مبلغ ماکزیمم سیاست فشار حداکثر است، و به واقع قدمهای برداشته که ظرف ۴۰ سال گذشته بی سابقه بوده است.

خروج از برجام، نامگذاری سپاه، دستور اجرایی علیه وزارت اطلاعات، تحریم کردن ولی فقیه ارتجاع، تحریم ظریف، تحریم انبوهی از مقامات ریز و درشت رژیم، مؤسسات دولتی و تحریم نفتی، تحریم بخشی از صنعت پتروشیمی، همه کارهای که کرده، تحریم بانکها، اما ته خط می‌گوید همه این فشارها را می‌آوریم که با این رژیم مذاکره بکنیم، طبعاً به میزانی که این را می‌خواهم بگویم طرف مقابل همیشه برای مذاکره آماده بود، آن کسی که ناتوان از مذاکره است، چون خامنه‌ای گفته بود مذاکره با امریکا سم است و مذاکره با این دولت ترامپ سم مضاعف است، چون بلاخره شما که پای میز مذاکره می‌روید مذاکره یعنی بده و بستان، یک چیزی می‌دهی و چیزی می‌گیری، رژیم چی می‌تواند بدهد؟ اگر پایه‌های این رژیم مبتنی بر تنش، بی ثباتی، جنگ‌افروزی، تروریزم و سرکوب مردم ایران، غارت و چپاول سرمایه‌های ملی این کشور هست و اگر از اینها کوتاه بیاید خود خامنه‌ای گفته بود اکر ما یک قدم به عقب برداریم تا آخر بایستی برویم، بنابراین اینکه می‌بینید لحن مقامات امریکایی به رژیم جری‌تر شده شاید متصدر از این فهم و درکی است آخوندها اصلاح پذیر نیستند، و اهل مذاکره نیستند، و خلاصه حاضر نیستند به شرائط و ۱۲ ماده‌ای که امریکا برای مذاکره تعیین کرده تن بدهند، طبیعی است که پا به پای اینکه سیاستهایشان در قبال با رژیم سخت‌تر و قاطع‌تر می‌شود، لحنشان هم شدیدتر می‌شود.

علی صفوی: فکر می‌کنم آقای پمپئو تلویحاً می‌گفت ما بدنبال قیچی کردن حزب‌الله لبنان هستیم، چون لبنان دولت قانونی دارد و حزب‌الله یک گروه تروریستی است و در لیست تروریستی امریکا است، طبعاً وزارتخارجه امریکا فشار می‌آورد که دولتهای اروپایی واتحادیه اروپا او را در لیست تروریستی بگذارد، بنابراین وقتی در کنار سعد الحریری قرار می‌گیرد می‌خواهد بگوید در مقابل تمام کارشکنی و توطئه‌ها تعرضات حزب‌الله در کنار شما هستیم و ثانیاً اینکه هدف ما هر چه بیشتر محدود کردن نقش حزب‌الله و دخالتهایش در امور سیاسی این کشور است، کما اینکه این روزها به میزانی که فشار اقتصادی بر روی رژیم زیاد می‌شود رهبران حزب‌الله از جمله حسن نصرالله مجبور هستند کاسه گدایی را بچرخانند چون رژیم مثل گذشته قادر به پرداخت هزینه‌های سرسام‌آور برای این جماعت تروریستی نیست.

علی صفوی: همانطور که شاهد بودید آقای پمپئو وزیرخارجه سر این توئیتی کرده بود و ساعتی گذاشته بود که ۱۵ ماه مانده تا این تحریم تمام شود، فکر می‌کنم قبل از هر چیز بیانگر دو واقعیت است، یکی اینکه سیاست خروج از برجام چقدر سیاست درستی بود، شما فرض کنید امریکا در برجام می‌ماند چند سالی دیگر تمام محدودیتها و تحریمهای اتمی رژیم برداشته می‌شد و رژیم مثل یقیه کشورهای اروپایی می‌توانست با تمام قدرت بدنبال بمب اتمی برود.

دوم فکر می‌کنم با این توئیت وزیرخارجه امریکا می‌خواست توجه جامعه بین‌المللی را به تهدیدی که برای کشورهای منطقه از جانب رژیم با رفع تحریم تسلیحاتی از او خواهد شد جلب بکند، البته من غیب‌گو نیستم ولی ای بسا دولت امریکا خودش راسا از بابت اعمال تحریمها بخواهد دست به اقداماتی هم بزند، یعنی معنی‌ش این است ما اجازه نخواهیم داد در پایان مهلت ۱۵ ماهی که مانده آخوندها به راحتی بتوانند سلاح بخرند و براحتی به کشورهای منطقه سلاح صادر بکنند و حتی هر جایی که می‌خواهند آشوب و بلوا ایجاد بکنند.

علی صفوی: هر چند کشورهای اروپایی اینجا باید گفت قبل از همه دولتهای اروپایی یعنی در حد سیاست‌گذاران این دولتها به نوعی بدنبال حفظ برجام هستند به نوعی بدنبال این هستند که یک طناب نجاتی برای رژیم پرت کنند اما آنها هم نگران عملکردهای رژیم هستند، فرض کنید همین کشتی گریس یک که توقیف شده بود، نفت برای حکومت بشار اسد می‌برد با نقض تحریمهای که اتحادیه اروپا وضع کرده بود، طبعاً این به مذاق اروپایی‌ها خوش نمی‌آید، یا کشتی انگلیسی را رژیم توقیف کرد طبیعی است دولت انگلیس از اینکه کشتی آنها توقیف شده خرسند نیست، یا رژیم از بشار اسد حمایت می‌کند اینها همه اروپایی‌ها بشار اسد را تحریم کردند یا رژیم به حوثی‌ها در یمن کمک می‌کند و موشک و سلاح می‌دهد و اینها به عربستان موشک می‌زنند و اروپاییان با عربستان رابطه دارند، قطعاً خواستار بی ثباتی در منطقه نیستند چون به محال در منطقه منافع دارند این کارهای رژیم به منافع آنان در منطقه لطمه میزند بنابراین بخصوص در ماههای اخیر می‌بینیم خیلی از مقامات کشورهای اروپایی ابراز نگرانی از فعالیتهای رژیم می‌کنند، حتی فرانسه که ماکرون هر روز با روحانی صحبت می‌کند ولی یک خط در میان ابراز نگرانی از مسئله موشکی رژیم، حمایت رژیم از تروریزم می‌کند و می‌گوید:  اینها باید به نوعی تعیین تکلیف بشود، اذعان می‌کند برجام به این چیزها نپرداخته است .

بنابراین ما شاهد هستیم رفته رفته کشورهای اروپایی هم به این می‌رسند که باید در قبال رژیم قاطعیت انجام داد در مقابل جنگ‌طلبی و آشوب‌طلبی‌ا‌ش ایستاد و دیدیم صدراعظم آلمان اعلام کرد قرار است در اجلاس وزرای دفاع و خارجه اتحادیه اروپا که در فنلاند برگزار خواهد شد موضوع ائتلاف برای کشتی‌ها مورد بحث قرار بگیرد.

این‌ها نشان می‌دهد واقعاً نگران هستند و اوضاع به همین صورت نمی‌تواند ادامه پیدا کند، چون منافع دارند و بلاخره حتی بیش از امریکایی‌ها منافع دارند چون فکر نمی‌کنم امریکا بیش از ۱۰ درصد نفتش از خلیج فارس و تنگه هرمز عبور بکند پس خیلی بیشتر از امریکایی‌ها منافع دارند، که در آنجا شلوغی نشود و آشوبی برپا نشود، تردد دریایی امن باشد، کشتی‌ها بیایند و بروند وقتی رژیم اینکارها را می‌کند لاجرم مجبور هستند واکنش نشان بدهند.

علی صفوی: حداقل آن چیزی که تا الان مشخص است این است که می‌خواهند ناوگان اعزامی از ائتلاف کشورها راه بیندازند که کشتی‌های نفتکش که از تنگه هرمز رد می‌شوند و به خلیج فارس می‌روند از آن حفاظت بکنند و مانع از دست اندازی رژیم بشوند و کاری که می‌کند از فرستادن قایقهای تندرو و تهدیداتی که مرتکب می‌شود، در قدم اول فکر می‌کنم منظور و هدفی را دنبال می‌کنند که بتوانند کشتی‌ها براحتی تردد داشته باشند.

باید گفت به یمن فعالیتها و جانفشانی‌های مقاومت بوده که الان همه میگویند حامی تروریزم هست و رکورد دار اعدام در جهان، تنها کشور اعدام کننده کودکان، رژیمی که بدنبال دست‌یابی به بمب اتم است، رژیمی که پایگاه‌های تروریستی در داخل و خارج ایران دارد، قتل‌عام سال ۶۷ و تک به تک این کارها اطلاعات مقاومت ایران بود که با بهای بسیار زیاد در سطح بین‌المللی افشاء کرده است.

علی صفوی: ظریف چهره بین‌المللی رژیم بود خیلی هم تحویلش می‌گرفتند، البته بخاطر منافع مشخص سیاسی و احتماعی که داشتند،‌ دیپلمات‌های اروپایی و یا امریکایی و یا محافل استحاله‌چی و مماشاتگر که دیپلمات مجربی است و از این مهملات. وقتی این ظریف را تحریم می‌کنید یعنی کل دستگاه دیپلماسی رژیم را زیر علامت سؤال می‌برید، اصطلاحاتی که بکار بردند از ماله کش اعظم تا شعبده باز و شیاد او را در سطح بین‌المللی بی اعتبار می‌کند، بر روی پیشانی کسی که میگویند شیاد و ماله کش اعظم دیگر برای او اعتباری باقی نمی‌ماند، نشان می‌دهد کل دستگاه دیپلماسی آخوندی یک دستگاه منفوری است، کسی که او را به پاسدار سلیمانی ربطش می‌دهند، کسی که به تسهیلات تروریستی ربطش می‌دهند، در سالی که گذشت ۵ تا از دیپلماتهای رژیم از کشورهای اروپایی اخراج شدند، ۴ تا از دیپلماتهایش مثل بروکسل الان در زندان هستند، منتظر محاکمه هستند، همه اینها رئیس کل‌شان ظریف است. وقتی شما او را تحریم می‌کنید آن اعتبار کاذبی که برای خودش کسب کرده و یادتان هست رفته بود کنفرانس امنیتی مونیخ و یقه‌درانی می‌کرد من پورفسور حقوق بشر هستم الان جوابش را خیلی خوب گرفت، در نظر مقاومت ایران مثل وزیر خارجه هیتلر بخاطر نقشش هم در تسهیل و فراهم کردن فعالیتهای تروریستی رژیم و هم در توجیه و ماستمالی جنایات ضدبشری رژیم، جنایت علیه بشریت این هم باید مثل وزیرخارجه هیتلر محاکمه بشود و به سزای اعمال و فعالیتهایش برسد.

علی صفوی: نمی‌شود به قطعیت گفت مذاکره صورت نخواهد گرفت، چون همیشه امریکا حاضر بوده، منتهی موضوع این است که مذاکره فقط بخاطر مذاکره مسئله‌ای حل نمی‌کند، یک وقت هست که امریکا با رژیم پای میز مذاکره می‌نشیند، مثل کاری که دولت قبلی امریکا کرد، وزیر خارجه امریکا با ظریف در وین و در ژنو که با هم خیلی عشق می‌ورزیدند و نرد عشق می‌باختند خلاصه از اتاق مذاکره بیرون نمی‌آمدند ته آن برجامی بود که به گفته تمام متخصصان مسائل اتمی امریکا ۱۰۰ داده بود و ۱ گرفته بود، برای همین رژیم برجام را حلوا حلوا می‌کرد، همان فردای برجام چقدر روحانی لغز می‌خواند، ۱۵۰ میلیارد دلار یک قلم پول، که یک و هشت دهم آن پول نقد بود، با هواپیما تحویل رژیم آخوندی دادند، برداشته شدن خیلی از تحریمهای دیگر، مشروعیت سیاسی به رژیم دادند، بلاخره در آن صحنه، این دیپلمات تروریست ظریف، در کنار وزرای خارجه ۵ باضافه ۱ و خانم موگرینی ایستاده بود، یک مشروعیتی به چهره کریه این رژیم ضدبشری می‌دادند.

لان بیاییم جلوتر در سال ۹۸ مذاکره با چه هدفی؟ حداقل این دولت امریکا گفته من شرطم این است یک، دو، سه و چهار …. تا ۱۲، یا تو، به این عمل می‌کنی یا ما سیاست‌مان را ادامه می‌دهیم، تا وادارت بکنیم پای میز مذاکره بیایی، حالا آیا رژیم قادر خواهد بود بیاید پای میز مذاکره یا نه؟ باید دید هر چند در دعوا بین جناح‌های رژیم می‌گویند این یعنی خودکشی، و تو سر روحانی می‌زنند، کما اینکه روحانی هم می‌گوید ما در شرائطی که شما قلدری می‌کنید و خلاصه تپانچه را بر شقیقه ما گذاشتید، ما اهل مذاکره نیستیم، بیایید تحریمها را بردارید ما می‌آئیم، امریکا هم می‌گوید یک سوتی!!! .

بنابراین می‌خواهم عرض کنم خدمت‌تان اگر منظور از مذاکره این است که مسئله‌ای حل بشود، حل نمی‌شود، کما اینکه در این ۴۰ سال نشده، اصلاً من عقب‌تر می‌روم اگر این رژیم اهل صحبت، اهل مسالمت بود، با مردم ایران این کارهایی که کرد را نمی‌کرد، ۱۲۰ هزار را اعدام نمی‌کرد، یک جنگ ضدمیهنی را دامن نمی‌زد، این همه ببند و بگیر نبود، به نحوی که آخوند شیاد روحانی به رقیب خودش رئیسی جلاد گفت ۳۸ سال شما اعدام کردید، اگر این رژیم ظرفیت مذاکره را داشت، که تا بحال کرده بود، چه مرگش است که نمی‌کند؟ مگر رئیس جمهور امریگا نگفت ایران می‌تواند با همین رهبرانش وضعش خوب بشود، بیشتر از این می‌شد گفت؟ ولی آخوندها چکار کردند؟ دست رد زدند، می‌خواهم بگویم اینجا ما صحبت از رژیم قرون وسطایی می‌کنیم که ماهیتاً با نرمها و استانداردها و ضوابط بین‌المللی در تعارض است، و الا ایکاش مذاکره کند، در فردای روزی که آخوند محمدخاتمی رئیس جمهور آخوندها شده بود، که همه آب از لب و لوچه‌شان راه افتاده بود به او گورباچف ایران می‌گفتند. همان موقع رهبر مقاومت اطلاعیه داد و گفت اگر این آخوند راست می‌گوید یک قطره آزادی بدهد، آن موقع می‌بیند مردم با نظام مقدس جمهوری اسلامی چکار خواهند کرد، ما در اول ۴۰ سال که نیستیم، آخر ۴۰ سال هستیم، آدم مطلق نمی‌تواند بگوید مذاکره نمی‌شود، ولی گذشته چراغ راه آینده است، بنابراین من فکر می‌کنم آخوندها حاضر نیستند از سیاستهایشان دست بردارند، چه سرکوب مردم ایران، چه جنگ‌افروزی‌شان، برنامه موشکی‌شان، و فعالیتهای مخربی که دارند، بسیار بعید و دور از دسترس به نظر می‌رسد، آخوندها در بن‌بست مرگباری گیر افتادند یک مقاومت رو به اعتلاءی هست، برنامه با شکوهی که در ماه گذشته در اشرف ۳ برگزار شد، که جهانیان شاهدش بودند، یک ضربه کاری به رژیم بود.  در صحنه داخلی، رژیم هیچ مسئله‌ای نتوانسته حل بکند، اخبار ۵۰۰ درصدی افزایش قیمت امثال پیاز و سیب زمینی بود، خبر دستگیری اختلاسهای کلان را داشتیم که نفری از توی یکی از این وزارتخانه‌ها بود که میلیارها دلار پول را به جیب زده بود. همه این مسائل نشان می‌دهد که این رژیم از سرنگونی محتوم هیچ راه گریزی ندارد.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.