برای یک ایران آزاد

«کارآمد» چیره‌دست؛ این جلاد (ابراهیم رئیسی) زیاد ترسناک نیست

0

کارآمد چیره‌دست آنگونه که می‌توان در حکم خامنه‌ای در انتصاب ابراهیم رئیسی به ریاست قوه قضاییه و شعری از شاملو برگرفت؛ توصیفی شایسته برای ابراهیم رئیسی است!
خامنه‌ای او را فردی «کارآمد» توصیف می‌کند به‌خاطر سابقه‌ی قریب به ۴۰ سال شرکت فعالانه در صدور حکم اعدام، زندان و شکنجه برای مخالفان. و شاملو از امثال ابراهیم رئیسی در شعری اینچنین یاد می‌کند:
«نابکارانی هستند آن‌سو
(چیره‌دستانی در حرفه‌ی «کَت‌بسته به مَقتَل بردن»)»
پس ابراهیم رئیسی «کارآمدی چیره‌دست» در نظام ولایت فقیه محسوب می‌شود.
وقتی ۲۸ ساله بود به همراه سایر اعضای هیأت مرگ، توسط منتظری احضار شد. منتظری که در آن مقطع قائم مقام رهبری نظام محسوب می‌شد در اعتراض به قتل‌عام وسیعی که در زندان‌های سراسر کشور توسط هیأت مرگ آغاز شده بود خطاب به رئيسی و سایر همکارانش گفت: «به نظر من بزرگترين جنايتی كه در جمهوری اسلامی شده از اول انقلاب تا حالا»، «این کاری است که به دست شماها انجام شده است»،‌ و «در آینده، تاريخ ما را محكوم می‌كند و شما را در آینده،‌ جزو جنایتکاران در تاریخ می‌نویسند.» [جنبش دادخواهی جانباختگان «قتل عام ۶۷» چیست؟]
ابراهیم رئیسی از سال ۵۹ همواره دارای مناصب قضایی در سلطنت ولایت مطلقه فقیه بوده است؛ بخش عمده این دوران برای او عالی‌ترین مناصب قضایی مانند معاون رئیس قوه قضاییه و دادستان کل را به‌همراه داشته است؛ با این همه او چهره‌ای کمتر شناخته شده در افکار عمومی بود.
خامنه‌ای از انتهای سال ۹۴ با سپردن ریاست آستان قدس به رئیسی، این قاتل حرفه‌ای را به جلوی صحنه آورد. حدود یکسال بعد او به‌عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، مامور به ایفای نقش در سیرک انتخابات نظام شد. در همان مقطع بسیاری از او به‌عنوان جانشین احتمالی خامنه‌ای یاد می‌کردند. با این‌حال تحت تأثیر موج آگاهی برخاسته از جنبش دادخواهی قتل‌عام‌شدگان ۶۷، رئیسی رسوا و ناکام سیرک انتخابات را ترک کرد.
حال نزدیک به دو سال پس از آن رسوایی، این‌بار خامنه‌ای او را به‌عنوان رئیس یکی از سه‌قوه اصلی نظام وارد صحنه کرده است؛ همه‌چیز نشان می‌دهد که خامنه‌ای و به‌عبارت دیگر هسته سخت نظام، به سختی نیازمند به‌کارگیری یک قاتل حرفه‌ای در بالاترین مناصب تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری در نظام هستند.
واضح است که پیام این انتصاب و کوشش‌های قبلی برای قرار دادن ابراهیم رئیسی در رأس قوه مجریه، با هدف ارسال این پیام به جامعه بوده است که: قاتل ۶۷ حالا به یکی از ارکان نظام تبدیل شده است؛
پس بهتر است همه به‌اندازه کافی از او بترسند و سودای به زیر کشیدن نظام را از سر به‌در کنند وگرنه همان می‌شود که در سال ۶۷ او انجام داده است.
با این حال در جبهه مردم، نگاه طور دیگری است؛ جنبشی که در دو و نیم سال گذشته با پرچم دادخواهی قتل‌عام شدگان ۶۷ آغاز شده است با سرعتی شگفت‌انگیز برگ‌های نظام را سوزانده و قاتلان را در معرض افکار عمومی قرار داده است؛ آمدن یک قاتل حرفه‌ای در رأس یکی از قوای سه‌گانه معنایی جز خالی بودن دست خامنه‌ای ندارد.
با این همه از یاد نمی‌بریم که این جلاد زیاد ترسناک نیست زیرا در دادگاه‌های چند دقیقه‌ای سال ۶۷ هم هزاران نفر در چشم او نگاه کردند و با شهامت، گزینه تسلیم را رد کردند.

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.