برای یک ایران آزاد

در استادیومهای ایران چه می‌گذرد؟و نقش رژیم درایجاد تفرقه وسرکوب

0

استادیومهای ایران که میتوانست دریک حکومت مردمی روح فتوت و جوانمردی و گذشت رادرپی داشته باشد و مردم را در مسیر دوستی و رشد و شادابی و سر زندگی هدایت کند؛ بدلیل  وجود حکومت دیکتاتوری ولایت فقیه مسیر افتراق اجتماعی و تقسیم به دسته‌های کوچک و پاره و پاره  شدن را می‌توان مشاهده کرد که این خود مدنظر دیکتاتور بوده و منافع او را تأمین می‌کند!

علیرضا یعقوبی

در این هفته‌های آخر شاهد حوادث ناهنجار در استادیومهای مختلف کشورمان بودیم که طی آن لااقل دو نفر جان خود را از دست داده و صدها نفر زخمی شدند. در اصفهان در جریان بازی سپاهان و پرسپولیس در مرحله نیمه نهایی جام حذفی با برخورد سنگ به چشم دو تماشاگر، آن‌ها در آستانه از دست دادن بیناییشان قرار گرفتند. هفته قبل از آن در تهران در جریان مسابقه پرسپولیس و سپاهان، طرفدران دو تیم با یکدیگر درگیر شده و صدمات فراوانی به تماشاگران وارد آمد، تماشاگران دو تیم با شکستن صندلی‌های استادیوم بجان هم افتادند.

در اهواز و در مسابقه نهایی جام حذفی بین تیمهای داماش گیلان و پرسپولیس، به علت آنکه هواداران داماش به استادیوم راه نیافته بودند، مسابقه با ۱۳۲ دقیقه تأخیر آغاز شد. بنا به گفته مدیرعامل باشگاه داماش گیلان، او برای فرستادن بازیکنان تیمش به میدان مسابقه مورد تهدید مقامات ذیربط قرار گرفته بود!. به راستی ناهنجاری‌هایی که در استادیومهای ورزشی ایران بوقوع می‌پیوندد، ریشه در چه عواملی دارد؟

. آسیب شناسی اجتماعی بما می‌گوید که عصیانگری در جوامع دیکتاتور زده ریشه در انباشت مطالبات اجتماعی و سرکوب دارد که بازتاب آن را در جامعه در «خود آزاری» و «دیگران آزاری» می‌توان مشاهده نمود. وقتی طرح هرگونه مطالبات عادلانه فردی و اجتماعی در یک نطام تئوکرات با سرکوب شدید روبرو می‌شود، بازتاب آن تقویت روحیه عصیانگری بشکل عقده‌های تلنبار شده در جامعه است که در برخوردهای اجتماعی خود را بمنصه ظهور می‌رساند.

در چنین شرایطی روابط اجتماعی خدشه برداشته و هرج و مرج و ناهنجاری جای تعامل و همکاری و تعاون می‌نشیند و ماحصل آن را در افتراق اجتماعی و تقسیم شدن به دسته‌های کوچک و پاره و پاره را می‌توان مشاهده کرد که این خود مدنظر دیکتاتور بوده و منافع او را تأمین می‌کند!.

پائین بودن آستانه تحمل در چنین جوامعی اظهر من الشمس است و وحدت و همبستگی اجتماعی که به جامعه و حیات آن مفهوم و معنی می‌بخشد از دست رفته و بجای آن فردیت و تعصبات کور گروهی و اینجا تیمی می‌نشیند!. کوچک‌ترین اصطحکاکی در چنین شرایطی بین دسته‌های مردم می‌تواند راه به حوادث ناگوار و ناخواسته برده و آنچه که در پی این حوادث باقی می‌ماند، جدا از آسیب های جسمی، تفرقه عمومی است. بی شک ابرهای پاره پاره، عقیم بوده و قدرت باریدن بر سر دیکتاتور فرتوت را نخواهند داشت!. این دقیقاً آنچیزی است که ولی فقیه جنایتکار بدنبال آن است. حوادثی که در استادیومهای ورزشی کشور اتفاق افتاده و می افتد چیزی نیست جز یک سناریوی از پیش آماده شده که زمینه را برای حوادثی که از آن در بالا یاد کردیم فراهم می‌آورد!.

در تهران و در جریان مسابقه بین تیمهای پرسپولیس و سپاهان در جلسه شورای تأمین که مطابق معمول با حضور مقامات انتظامی و فدراسیون فوتبال و نماینده استاندار و دو تیم رقیب صورت می‌گیرد، تصمیم گرفته می‌شود که بنا به حساسیت موجود در آن مسابقه و اینکه دو تیم یاد شده در کورس رقابت قهرمانی در لیگ برتر کشور قرار دارند، جایگاه هواداران دو تیم از هم با فاصله مناسب تفکیک شده و نیروهای انتظامی در بین دو گروه مستقر شوند تا از بروز هرگونه حوادث ناگوار پیشگیری نمایند!.

در جریان عمل اما هوادران تیم میزبان در بخش فوقانی مستقر شده و طرفداران تیم میهمان در قسمت تحتانی در تیررس هواداران تیم رقیب قرار می‌گیرند که هرگونه التهاب در جریان بازی می‌تواند حادثه آفرین تنش و درگیری بین طرفداران دو تیم باشد!. حوادث بوقوع پیوسته حکایت از این دارد که نیروهای انتظامی و امنیتی بطرزی مهندسی شده از انجام وظائف خویش سر باز زده‌اند. جالب توجه است که نه در این مسابقه و نه در مسابقات دیگر که در اصفهان و اهواز و حوادثی که در آنها بوقوع پیوست، نیروی انتظامی از اعلام تعداد نفرات دستگیر شده خودداری کرد!.

رژیم عمد دارد که پتانسیل انفجاری حاکم بر جامعه که ناشی از فساد و جنایت آن می‌باشد در کانالهای انحرافی هدایت شده و در آن بروز نماید و موجبات هر چه بیشتر انشقاق اجتماعی را فراهم آورد!.

موضوع دیگری که باید به آن پرداخته شود، موضوع تعداد بلیط های فروخته شده و اختلاف آن با تعداد تماشاگران حاضر در استادیوم است که بسیار جالب توجه و حائر اهمیت است!. اختلاف بین بلیط های فروخته شده و تعداد تماشاران حاضر در استادیوم: در بازی در بین تیمهای پر طرفدار پایتخت یعنی پرسپولیس و استقلال بنا به اعلام رسمی، ۵۷۰۰۰ قطعه بلیط اینترنتی فروخته شد و هیچ بلیط فروشی در روز مسابقه در استادیوم صورت نگرفت، اما بنا به تصاویر تلویزیونی از یک سو و اعلام گزارشگر مسابقه و نشریات و سایت‌های ورزشی از سوی دیگر، تمامی سکوهای استادیوم پر بود. ظرفیت رسمی استادیوم آزادی ۹۷۰۰۰ نفر اعلام شده است. سؤال این است که ۴۰۰۰ نفر دیگر حاضر در این مسابقه چگونه به درون استادیوم راه یافته بودند؟.

در اصفهان در دیدار نیمه نهایی بین سپاهان و پرسپولیس در استادیوم نقش جهان که ظرفیت هفتاد هزار تماشاگر را دارد، اعلام شد که ۵۷۰۰۰ قطعه بلیط فروخته شده است که عملاً بسیاری از تماشاگران هوادار پرسپولیس که از شهرهای مختلف به اصفهان رفته بودند با کارشکنی گروههای مهاجم برخوردار از حمایت نیروی انتظامی راهی به استادیوم نیافتند اما همین مسابقه ۲۴۵ زخمی برجا گذاشت.

در مسابقه فینال جام حذفی در ورزشگاه فولاد آرنای اهواز که ظرفیت ۳۰ هزار تماشاگر را دارد، تنها ۱۹۲۰۰ قطعه بلیط فروخته شد اما با اینجال هوادران تیم داماش گیلان که ۳۰۰ نفر بوده و از رشت به اهواز رفته بودند، بدلیل تأخیر در رسیدن به استادیوم، راهی به آن نیافته و با اشغال تمام سکوها توسط تماشاگران تیم رقیب، مسابقه با تأخیر ۱۳۲ دقیقه‌ای برگزار شد. سؤال این بود که فاصله بین ۳۰ هزار و ۱۹۲۰۰ تماشاگر توسط چه کسانی پر شده است!.

چه کسانی فاصله بین بلیط های فروخته شده و تماشاگران حاضر در استادیوم را پر می‌کنند؟. در تمامی مصاحبه‌های مسئولان برگزاری مسابقات بعد از حوادث بوقوع پیوسته برای برائت خویش از اشکالات و نواقص موجود و عدم مدیریت صحیح، از این امر شکایت می‌شود که بلیط های فروخته شده بسیار کمتر از حاضرین در استادیومها است. این مسئولان عمداً از بیان این واقعیت طفره می‌روند که اصولاً کسانیکه فاصله بین تماشاگرانی که با بلیط وارد استادیوم شده‌اند و حاضرین در ورزشگاه را می‌پوشانند، فاقد بلیط بوده‌اند و اینها نه فقط از ابواب جمعی برگزار کنندگان مسابقات بلکه از ارگانی مشخص می‌باشند!.

باید به افشای این واقعیت پرداخت که این فاصله توسط نیروهای امنیتی رژیم پوشیده می‌شود بدون اینکه این مسئله در هیچ کجایی درز کند. یعنی جدا از نیروهای رسمی انتظامی که با لباس مشخص با وظیفه حفظ نظم و امنیت در استادیومها حضور می‌یابند، بنا به اهمیت مسابقات همچون دربی پایتخت گاها حتی دهها هزار نفر از نیروهای امنیتی رژیم حتی با پیراهن‌های ورزشی باشگاهها در بین تماشاگران مستقر می‌شوند. وظیفه این نیروها سرکوب تماشاگرانی است که بقول رژیم شعارهای هنجارشکنانه – بخوانید شعارهای سیاسی ضد رژیم- می‌دهند.

این نیروها جز در مورد یاد شده در دیگر موارد همچون نزاعهای بین طرفداران دو تیم حاضر در مستطیل سبز نه تنها عکس العملی نشان نمی‌دهند بلکه تلاش می‌کنند که نزاعها در همان حد باقی مانده و بر تفرق اجتماعی افزوده شود و تضاد اصلی و واقعی در این نوع دعواها گم شده، پوشیده و مستتر باقی بماند.

نتیجه: باید بدون هرگونه پرده پوشی بر این واقعیت پای فشرد که تا رژیم ولایت فقیه در ایران برپاست و سیاست سرکوب این رژیم ادامه دارد، ما کماکان در استادیومها همچون همه عرصه‌های اجتماعی شاهد اینگونه اتفاقات ناگوار که آسیب آنها تنها متوجه مردم و اقشار پائین جامعه است، خواهیم بود. حوادثی که نتیجه آن تنها مطلوب رژیم و کارگزاران آن است و لذا در جهت برچیدن اینگونه نزاع‌ها هیچگونه اقدام جدی و عملی صورت نمی‌گیرد و ما کماکان شاهد ادامه بروز آن در اشکال نوین خواهیم بود!. ناگفته پیداست که بروز اینگونه اتفاقات با هدف و روح حاکم بر ورزش تفاوتی از زمین تا آسمان دارد. روح ورزش بر فتوت و جوانمردی و گذشت است. ورزش و رقابت جوانمردانه تنها در مسیر دوستی و رشد و شادابی و سر زندگی است که معنی و مفهوم آنچه که بنا به شعار فدراسیون جهانی فوتبال (FIFA) بازی جوانمردانه (fair play) خوانده می‌شود!.

ازهمین نویسنده:

فروپاشی سیاسی؛ در محتوا محقق شده است در فرم هم منتظر باشید

کنفرانس ورشو و انتظارات ما

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.