برای یک ایران آزاد

استراتژی درست برای براندازی چیست: گفتگو باسید رحیم موسوی

0

استراتژی درست برای سرنگونی رژیم. البته پیش از این در برنامه‌های قبل از جمله هفته گذشته به این موضوع پرداختیم، اما به دلیل اهمیت بحث و بخصوص از آنجاییکه سئوالات متعددی در این باره مطرح شده به چند سئوال اصلی ازجمله: راهبرد و استراتژی درست برای سرنگونی رژیم چیست؟ این استراتژی روی چه پایه‌یی بناشده است؟ در همین رابطه آقای سید رحیم موسوی درگفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به سئوالات فوق پاسخ میدهد.

سید رحیم موسوی: صبح امروز صدها نفر از بازنشستگان کارخانه فولاد اصفهان در اعتراض به پاسخ نگرفتن در مورد مطالبات‌شان، حقوق معوقه و پایین بودن حقوق بازنشستگان، به سمت استانداری رژیم در این شهر تظاهرات کردند. این تظاهرات در شرایطی صورت گرفت که رژیم آخوندی نیروهای سرکوبگر خودش و ماشینهای ضدشورش را به سمت تظاهرکنندگان فرستاده است. تظاهرکنندگان شعار می‌دادند:

«حسین حسین شعارشون دروغ و دزدی کارشون، فریاد فریاد از این همه بیداد، همشهری با غیرت حمایت حمایت، دشمن ما همین جاست دروغ میگن آمریکاست، اسلامو پله کردن مردمو ذله کردن، عزا عزاست امروز روز عزاست امروز حقوق بازنشسته زیر عباست امروز»، البته بطور واقعی حقوق همه مردم در زیر عبای ولایت و سپاه پاسداران جنایتکارش هست، و می‌بینیم که رژیم نه می‌خواهد و نه می‌تواند به آن پاسخ بدهد انشاءالله به این موضوع زمانی پاسخ داده می‌شود که این رژیم وجود نداشته باشد.

سید رحیم موسوی: درواقع سؤال شما ازدو قسمت تشکیل می‌شود،

قسمت اول تفاوت نظام دیکتاتوری ولایت فقیه با سایر نظام‌های دیکتاتوری هست؟

قسمت دوم اینکه علیرغم اینکه اکثریت قریب به اتقاق مردم ایران بقول خودشان ۹۶ درصد که این رژیم را نمی‌خواهند چطوری خودش را حفظ کرده است؟ بنابراین می‌آییم به هرکدام جداگانه پاسخ می‌دهم.

پاسخ سؤال اول این است که: تفاوت این نظام با بقیه نظام‌های دیکتاتوری کلاسیک درچی هست؟ باید عرض کنم، چون هیچ چیز ساختاری این رژیم با هیچ دولتی و نظامی سنخیت ندارد، و شبیه نیست از ولی فقیه گرفته تا ارگانهایی که فراتر ازقوای سه گانه عمل می‌کنند، از شورای نگهبان تا مجمع تشخیص مصلحت تا خبرگان که معلوم نیست که بلاخره در کدام یک از این قوا تعریف می‌شوند، تا تشکیل یک نیروی سرکوبگروحشی بنام سپاه پاسداران درکنار ارتش کلاسیک ایجاد کرده است در حالیکه در همه جاهای جهان ارتش یک نیروی کلاسیک و مأموریت مشخصی دارد، بنابراین قانون مندی حاکم براین رژیم متفاوت از بقیه نظام‌ها است، نتیجه اینکه: اتخاذ روش مبارزه هم براساس این قانونمند نسبت به سایرنظام های کلاسیک هم فرق می‌کند. این پاسخ موضوع اول هست بحث ساختاری است نباید شبیه سازی کرد، و نباید این نظام را با سایر نظامها قیاس یا شبیه سازی کرد.

پاسخ قسمت دوم این است که: این نظام را چی حفظ کرده است؟ یک امدادهای غیبی و علنی بقول رژیم که سیاست مماشات طی نزدیک به سه دهه هست که یک سویه به رژیم بای داده شده است و ازهمه‌ی جنایت هایش چشم پوشی شده که اساسی‌ترین عملکرد این سیاست مماشات که به رژیم مدد رسانده عبارت است از: بمباران، خلع سلاح و محاصره ظالمانه مجاهدین بود که در واقع مردم ایران و در برابر این رژیم هار بی سپر و بی دفاع قراردادند، که ازمیزان تخریب وتاثیرش در روند بقای رژیم می‌گذرم و می‌روم روی قسمت اصلی حفظ نظام  و می‌روم سراغ آن قسمت از بحث که چی نگهدارنده این نظام هست، چون این موضوع بحث امدادهای بین‌المللی بحثی است که خودش در مصاحبه‌ها و یا جاهای مختلف بحث شده است. اما موضوع اصلی نگهدارنده اصلی این نظام، سپاه درحقیقت حافظ و نگهدارنده تام وتمام این نظام هست، آن هم نه فقط از بعد نظامی، بلکه تمامی شریانهای حیاتی مالی و اقتصادی، صادرات و واردات، انواع قاچاق، تا صدورتروریسیم و جنگ افروزی در دست سپاه هست، در وجه داخلی هم طبق مواد قانون اساسی؛  اساساً سپاه حافظ نظام در داخل کشور ازبابت جلوگیری ازقیام هست، پس فلسفه وجودی سپاه از آنجا که می‌داند مردم نمی‌خواهند از روز اول این را آورده که او را حفظ بکند، حدود مرزی کشور را به ارتش واگذارکردند که البته کاملاً بی خاصیت هست، بنابراین عنصر نگهدارنده نظام درتمامی جهات ارگانی است بنام سپاه پاسداران که بقول خمینی ملعون گفت اگر سپاه نبود کشورهم نبود، بنابراین در بحث قیام وسرنگونی هم طرف حساب و مانع اصلی برای سرنگونی نظام ولایت فقیه سپاه پاسداران است و در این هیچ تردیدی وجود ندارد، امیدوارم پاسخ سؤال شما را داده باشم.

سید رحیم موسوی: صبح امروز صدها نفر از بازنشستگان کارخانه فولاد اصفهان در اعتراض به پاسخ نگرفتن در مورد مطالبات‌شان، حقوق معوقه و پایین بودن حقوق بازنشستگان، به سمت استانداری رژیم در این شهر تظاهرات کردند. این تظاهرات در شرایطی صورت گرفت که رژیم آخوندی نیروهای سرکوبگر خودش و ماشینهای ضدشورش را به سمت تظاهرکنندگان فرستاده است. تظاهرکنندگان شعار می‌دادند:

«حسین حسین شعارشون دروغ و دزدی کارشون، فریاد فریاد از این همه بیداد، همشهری با غیرت حمایت حمایت، دشمن ما همین جاست دروغ میگن آمریکاست، اسلامو پله کردن مردمو ذله کردن، عزا عزاست امروز روز عزاست امروز حقوق بازنشسته زیر عباست امروز»، البته بطور واقعی حقوق همه مردم در زیر عبای ولایت و سپاه پاسداران جنایتکارش هست، و می‌بینیم که رژیم نه می‌خواهد و نه می‌تواند به آن پاسخ بدهد انشاءالله به این موضوع زمانی پاسخ داده می‌شود که این رژیم وجود نداشته باشد.

سید رحیم موسوی: بله متاسفانه این شبه ای است که ایجاد شده هرچند بخواهم دقیقتر بگویم تمام نیروهای سرکوبگر نظام به اسم‌ها و لباس‌های مختلف از بسیج تا لباس شخصی‌ها تا ناجا که ما مشاهده می‌کنیم اینکه فرماندهان و عناصر کلیدی همه‌شان پاسدار بودن که شدند فرمانده ناجا و بقیه اسامی که گفتم، اما با این حال همه این‌ها سطح قضیه‌اند، اگر بخواهیم نگاه بکنیم جای جاش درنقاط کلیدی، سپاه هست که وارد می‌شود و نقش اصلی سرکوب را بدست می‌گیرد، هرجا قیامی یا اعتراضی شکل گرفت که بسمت جدی شدن رفته؛  سپاه وارد شد همه را کنار زد وارد سرکوب صحنه شد، اینطوری نبوده که سپاه اصلاً وارد نشده، خیر اصلاً اینطوری نبوده، ازقیام دیماه ۹۶ تا مرداد ۹۷ تا داستان کازرون و سرکوب مردم اهواز تا همین اواخر سرکوب و بگیر و ببند تجمعات فولاد اهواز بعد از ۳۸ روز اعتصاب و اعتراض سپاه وارد شد تا توانست اینها را جمع کند، بنابراین در انتخاب مسیر سرنگونی بقول معروف محور پیشروی را اشتباه نگیریم و فرض کنیم سپاه نیست و عناصر دیگری هستند، اگر ما سر مارحفاظت از نظام که سپاه هست را ول کنیم دقیقاً به بیراهه خواهیم رفت.

هرچند بوضوح باید تاکید کنم که این سپاه آن سپاه دوران جنگ ضد میهنی نیست الان همه‌شان تبدیل به دزدان وغارات گران بیت المالی شدند، تا پتروشیمی تا واردات و صادرات، قراردادهای نفتی و انواع و اقسام قاچاق زیر سر سپاه هست، که دنبال پرکردن کیسه گشاد خودشان هستند، ولی با اینحال وظیفه اصلی نگهداری نظام ولایت با اینها است، بنابراین تاکید می‌کنم اشتباه نکنیم، هرجریانی و هر نیرویی درمسیر سرنگونی این نظام فاسد جدی باشد اولین مرزبندی را باید همین جا بکشد والا یک خیانت استراتژیکی به مردم ایران است و روند سرنگونی را به بیراهه می‌برد و سر تمام فعالیتها را کج می‌کند، پشت پرده این خط هم دستهای در کار است که می‌خواهند این پدیده را دور بزنند.

سید رحیم موسوی: عرض کنم خدمت شما که ما وقتی ازاستراتژی درست حرف می‌زنیم که بار قبل هم توضیح دادم که اتخاذ استراتژی درست سلیقه‌ای ودلبخواهی نیست بلکه دقیقاً قانونمند هست و قانون تز وانتی تز بر آن حاکم هست. بنابراین وقتی میگوییم حافظ و نگهدارنده این نظام، سپاه جهل وجنایت پاسداران هست، خوب باید همآوردش هم روشن بشود که هماوردش کی و چی هست؟ چطوری از پس این نیروی وحشی برمی آید، ما نمی‌توانیم با شعار وتبلیغ درفضای مجازی و حرفهای پوشالی و حرکات مضحک نافرمانی و بخواهیم همآورد سپاه را مشخص کنیم. خوب این جا می‌رسیم به استراتژی درست، استراتژی است که بیت العنکبوت ولایت فقیه و سرمار حفاظت اش یعنی سپاه پاسداران را هدف قراربدهد، خارج ازاین شوخی و بازی وغیر جدی است، انگاری سرگرمی است که البته همانطور که عرض کردم خیانت به مردم و تاریخ ایران وایرانی هست. بنابراین بی تردید، اسم این استراتژی ارتش آزادی بخش بانوک پیکان کانون شورشی است. وقتی ازاستراتژی درست حرف می‌زنیم گواه آن رشد وگسترش واعتلاء وکیفیت کانون‌های شورشی است، کانون شورشی هم محصول۴ دهه مواضع اصولی و استقامت، شجاعت وصدق و فدای مجاهدین وارتش ازادی بخش درشکل نوینش هست. وقتی ما از هزار کانون شورشی به مثابه یکانهای ارتش آزادی مظهر همان خدای ازادی در برابر ناخدای استبداد هست که این چنین با گسترشش، بنیاد ولایت فقیه وتمامیت این نظام را برخواهد کند. اشاره بکنم که شما به بیلان بی نظیر وشگفت انگیز فعالیتهای کمی وکیفی این کانونها ظرف سه ماه گذشته نگاه کنید، بدلیل صحت و حقانیت، این خط مشی، که این استراتژی داشت این پدیده پا درآورده و توانسته خودش را اثبات کند و بنابراین پاسخ روشن هست، همآورد سپاه پاسداران و تمامیت رژیم و درهم کوبنده آن مساوی است با ارتش آزادی بخش و نوک پیکانش که الان در داخل کشور کانونهای شورشی است.

سید رحیم موسوی: بله بعضاً زمزمه‌هایی هست فقط سؤال اینجاست کسی که سپاه پاسداران و زیر مجموعه هاش را می‌خواهد برای سرنگونی نظام جذب کند چی را با چی می‌خواهد عوض کند، پس سؤال از بچه شاه این هست که آلترناتیو چه کسی هست؟ این پدیده‌ای هست که بایستی به آن پاسخ بدهند، اما حرف اصلی را بخواهم بگویم درمثل میگویند کبوتر باکبوتر باز با باز، البته این موضوع که پسر شاه این حرف را میزند بی حساب وکتاب نیست و غیر قانونمند و غیر علمی نیست دقیقاً نقاط مشترک ونقاط وحدت دیکتاتوری‌ها دربرابر خط مشی انقلابی است. پس به چه دلیل از روز اول چرا مجاهدین و شورای ملی مقاومت روی مرزبندی شاه و شیخ انگشت گذاشتند؟ چون برخلاف تفاوتهای ظاهری درمحتوای این دو بهم نزدیک و هم خوان هستند، شکل دیکتاتوریشان متفاوت هست ولی عملکرد هاشان که شبیه بهم هست.

بنابراین، استراتژی‌ای که روی قسمت اصلی جنایت رژیم یعنی سپاه پاسداران حساب بازکرده در واقع برای حفظ و بقای همین نظام هست نه سرنگونی این نظام، نه مقابله با این نظام، بنابراین وقتی کسی این استراتژی را دارد بحث تغییر و سرنگونی معنی ندارد، لذا موضوع خیلی روشن هست کسی که الف بای سیاسی را بداند و یا آن را خوانده باشد می‌فهمد که پشت پرده این حرفها و این موضع گیری‌ها و آلترناتیو سازی ها دست وزارت اطلاعات اخوندی هست و بس. که این بحث مفصلی دارد که در آینده می‌توانیم بیشتر به آن بپردازیم ولی در مجموع فکر می‌کنم موضوع خیلی روشنتر از این حرفها است، که بخواهیم به این نوع آلترناتیو سازی‌ها بپردازیم.

پس این موضوع فوق العاده غیر جدی است نبایستی این را جدی گرفت اما آن طرف قضیه را باید فوق‌العاده جدی گرفت که نشاندهنده تأثیر همین کانونهای شورشی و همین قیامها است که رژیم را به وحشت انداخته و می‌خواهد این قیامها را مهار بکند که طبعاً این پاسخش نخواهد بود. اما در رابطه با سؤال چرا رضا پهلوی از سپاه پاسداران حمایت می‌کند؟ بدلیل اینکه در محتوی با همدیگرهمکاری دارند، رضا پهلوی نه می‌تواند و نه درتوانش هست، که بخواهد چیزی در ایران را تغییر بدهد، و نفرات خودشان در تلویزیونهای خودشان گفته بودند، که متاسفانه تا دفتر شخصی رضاپهلوی وزارت اطلاعات نفوذ دارد، طبیعی است کسی که خط وزارت اطلاعات را پیش می‌برد، اساساً حرف سرنگونی و یا خارج از این در توانش باشد که بخواهد تنظیم بکند، بسیار روشن است و این بی مرزی بین شاه و شیخ است در مقابل نیروی انقلابی، بطور خاص و مشخص نیروی مجاهدین و اینها نقاط مشترک و و حدت بین‌شان است.

سید رحیم موسوی: بله سؤال خیلی خوبی است و بعضی‌ها دچار شبه می‌شوند و سؤال می‌کنند در یک جمله بگویم، خیر! کاملاً متفاوت است. این‌ها یعنی کانونهای شورشی تیم‌های چریکی نیستند، یگانهای ارتش آزادیبخش هستند. یگان‌هایی هستند که سرنگونی را محقق خواهند کرد، اگر به دوران تیم‌های چریکی برگردیم، خوب طبعاً در زمان شاه آن تیم‌های چریکی هر چند تیم‌های محدودی بودند، ماموریتها و هدفهای مشخصی را پیش می‌بردند. در همان موقع سازمان هم تعدادی از این تیم‌ها را داشت. این‌ها شروع یک مبارزه‌یی بود برای این‌که به مردم بگویند می‌شود با این رژیم مبارزه کرد، این تیمهای چریکی می‌خواستند راه مبارزه باز کنند و همین هم موفق شد، هم مجاهدین و هم چریکها توانستند با چریک شهری رژیم شاه را به نقطه‌ای برسانند که بعد مردم بیایند به خیابانها تبدیل به تظاهرات و بعد سرنگونی شاه منجر بشود. این وظیفه تیم‌های چریکی بود و نقش خیلی تعیین‌کننده‌یی داشتند که مسیر سرنگونی شاه را پیش بردند و به قیام سال ۵۷ انجامید. البته خمینی در آن زمان بدلیل در زندان بودن رهبران واقعی انقلاب رهبری قیام را ربود، ولی به واقع بنیانگذاران سازمان و آنهایی که جانشان را باختند این راه را هموار کردند و توانستند به نقطه قیام برسانند، اما وقتی بحث از کانونهای شورشی می‌کنیم در دوران پایانی یعنی در دوران سرنگونی این رژیم هستیم. همان‌طور که توضیح دادم، این کانون‌ها همان یگانهای ارتش آزادیبخش هستند که در سراسر ایران پراکنده‌اند، محصول ۴ دهه خط اصولی و خط و مشی مبارزه بی وقفه مجاهدین با این نظام هست، که به این نقطه رسیدیم بنابراین ما در نقطه ابتدایی نیستیم و دهه ۶۰ و ۷۰ و ۸۰ را پشت سر گذاشتیم، اما کارکردشان متفاوت با عملکرد نیروهای چریک شهری است.

بنابراین ما در دوران سرنگونی قرار داریم و هر روز شاهد هستیم قیام‌ها و اعتراضات در شهرهای مختلف وجود دارد. کانون‌های شورشی چه نقشی دارند؟ نقش هدایت، سازماندهی، نقش جرقه و نقش موتور در این قیام‌ها را دارند. قیام را هدایت می‌کنند و به پیش می‌برند. اگر شما این کانونهای شورشی را از قیام بگیرید، قیام نمی‌تواند ادامه پیدا کند. واقعیت این است که یک مقاومت سازمان‌یافته از ۴۰ سال پیش وجود دارد. ارتش آزادیبخش و کانونهای شورشی‌اش، این استمرار قیام و سرنگونی رژیم آخوندی را تضمین می‌کنند. به همین دلیل است که هر چه جلوتر می‌رویم، قیام عمق بیشتری پیدا می‌کند، هر چه جلوتر می‌رویم، این قیام قوی‌تر می‌شود، جدیتش، نیروهایش و جنگندگی آنها با رژیم شدیدتر می‌شود.

سید رحیم موسوی: به هر حال واقیت این است که فعالیتهای که صورت می‌گیرد نمی‌تواند بی بازتاب باشد، هر چند با سانسور بی سابقه‌ای از سوی مطبوعات در تمام دنیا بدلیل تتمه سیاست مماشات مواجه هستیم، اما کانونهای شورشی انعکاس زیادی در رسانه‌های بین المللی و عربی دارد. مثلاً روزنامه السیاسه کویت در مقاله‌ای به قلم آقای نزار جاف در مورد کانونهای شورشی اینطور می‌نویسد: «تحول جدید که همراه با این اعترضات مردمی رخ نمود و بصورتی قابل توجه ادامه یافت همانا فعالیت‌های کانون‌های شورشی به فرماندهی هواداران سازمان مجاهدین خلق بود که دامنه فعالیتهایشان گسترش یافت. کانون‌های شورشی روش و اسلوب جدید مبارزه علیه رژیم ایران است و نقش سیاسی و حرکت دهنده و فعال و مؤثر در ادامه اعتراضات علیه رژیم ایفا می‌کند». همانی که گفتیم نقش این کانونهای شورشی هدایت هست اگر نباشند قیام شکل نمی‌گیرد، قیام دوام نمی‌آورد و تضمین پیدا نمی‌کند، فعالیت‌های کانونهای شورشی علیرغم فضای شدید امنیتی در ایران، بلا انقطاع ادامه دارد. خانم مونا سالم جبوری در مطلبی که در یکی از سایتهای عربی درج شده می‌نویسد:‌ «فعالیت‌های کانونهای شورشی که بعنوان یکی از شیوهای جدید مبارزه توسط سازمان مجاهدین خلق ابداع شده است، در ابتداء شهرهای محدودی را در بر می‌گرفت اما به سرعت دامنه فعالیتهایشان گسترش یافت و شامل تعداد زیادی از شهرهای دیگر هم شد. کانون‌های شورشی سرانجام راه بروز و ورود ارتش آزادیبخش ملی ایران به صحنه و تبدیل شدن به طرف اصلی برای تعیین تکلیف سرنوشت رژیم ایران را هموار می‌کنند. تردیدی نیست که این احتمالی بالقوه می‌باشد، خصوصاً بعد از آنکه مسئولین سازمان خاطرنشان کردند که واحدهای ارتش آزادیبخش ملی ایران مترصد فرصتی مناسب برای بازگشتی فوق العاده به صحنه هستند».

سایت «لایو جورنال» آمریکا در مورد فعالیت کانونهای شورشی، روی به آتش کشیدن پایگاه‌های سرکوب رژیم متمرکز شده و می‌نویسد: «در حالیکه بحران رأس رژیم را فراگرفته، واحدهای مقاومت دفاتر رهبر عالی (خامنه‌ای) رژیم را هدف قرار می‌دهند. در ۲ مارس “کانون‌های شورشی، که یک شبکه وسیع وابسته به مجاهدین خلق ایران در داخل ایران است، اقدامات متعددی را در شهرهای مختلف کشور، با هدف غلبه بر فضای ترس و بر علیه ارگانهای سرکوب رژیم انجام دادند. فعالیت‌های کانونهای شورشی، نگرانی‌های جدی را در میان مقامات رژیم ایجاد کرده است و رژیم تلاش می‌کند که بین مجاهدین و نسل جوان فاصله بیندازد تا مانع نفوذ مجاهدین در بین آنها شود»، البته این خواب پنبه دانه‌ای هست که رژیم می‌بیند، رشد تصاعدی کانونها نشان داد که خط مشی درست و آن نیرویی که ۴۰ سال بی وقفه از همه چیز خودش گذشته راه را باز می‌کند، در مورد واکنشهای رژیم و اینکه چقدر از کانونهای شورشی وحشت دارند به یک فاکت دیگر اشاره می‌کنم.

روز دوشنبه گذشته یک مهره رژیم به نام نورالدینی که او را به عنوان کارشناس رسانه‌ای معرفی کرده بودند در شبکه خبر رژیم مورد سخنرانی خانم مریم رجوی در مجلس ملی فرانسه اینطور می‌گوید: «شما ببینید همین فرانسه در موضوع تروریسم چه رفتاری طی ماههای اخیر با ما داشتند؟ به بهانه واهی دیپلمات ما را خلاف تعهدات بینالمللی و خلاف حقوق بینالمللی این را دستگیر کردند، (همان دیپلمات تروریستهای که درخاک اروپا دستگیر شدند)، مریم رجوی هفته گذشته در پارلمان فرانسه سخنرانی کرد صراحتاً اعلام می‌کند که ما در ایران از سال گذشته کانونهای شورشی ایجاد کردیم، ببینید وقتی می‌گوید کانونهای شورشی یعنی رسماً دارد می‌گوید ما در حال براندازی هستیم و در حال ایجاد ناامنی در این کشور هستیم خب این فرانسه‌ای که همین منافقین طی دو ماه گذشته راهپیمایی‌های بزرگی را آنجا انجام دادند، چه می‌خواهد بگوید»، مردم هر روز صبح بلند می‌شوند در دیوارها می‌بینند نوشته مرگ بر خامنه‌ای و رژیم برای خودش بریده در سال ۹۸ اتفاقات عظیمی میافتد، این اتفاقات از طرف چه کسی میافتد؟ می‌بینند درب بسیج و کل سیستمش آتش گرفته، از طرف دیگری می‌بینند بنری پاره شده است، هر جایی بروند آثار این پدیده وجود دارد و نمی‌توانند پاکش کنند، به همین دلیل وقتی نیروهای رژیم این تقلا را می‌بینند با ریزش جدی مواجه می‌شوند، به هرحال انشاءالله ما این پدیده را بیشتر بیرونی وجهانی‌ش بکنیم، و به همین دلیل شما میتونید از روی همین یک فاکت صحت درستی خط تشکیل کانونهای شورشی در ایران را به عنوان تنها استراتژی برای سرنگونی حکومت آخوندی را ببینید.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.