برای یک ایران آزاد

استعفا-بازگشت ظریف و واقعیت‌هایی که در پی آن آشکار می‌شود

0

استعفا-بازگشت ظریف، هرچند به ظاهر موضوعی تمام شده است، اما پس‌لرزه‌های آن کماکان واقعیت‌هایی را در درون نظام سلطنت ولایت مطلقه فقیه آشکار می‌کند. واقعیت‌هایی که می‌توان از هرکدام آن‌ها نتایجی مشخص گرفت.

اسد مهمان سپاه قدس
اسماعیل قاآنی؛ جانشین قاسم سلیمانی در سپاه قدس گفت: «آقای بشار اسد را نیروی قدس سپاه به تهران آورد» او افزود: «آقای رئیس جمهوری (از این سفر)مطلع بود و ظاهراً غفلتی انجام می‌شود و به آقای ظریف گفته نمی‌شود که اینها همه به خودشان (دولت) بر می‌گردد.» [ایسنا ۱۵ اسفند ۹۷]
جانشین سپاه قدس با همین عبارات تأیید می‌کند که سیاست خارجی سلطنت ولایت مطلقه فقیه در سوریه نه در اختیار وزارت خارجه بلکه در اختیار سپاه قدس است؛ به‌عبارت دیگر، سپاه نه‌فقط نیروی رزمی نظام در سوریه است بلکه نیروی سیاسی آن در آنجا نیز محسوب می‌شود.
آیا کنترل سیاست خارجی نظام توسط سپاه قدس تنها مربوط به سوریه است؟ پاسخ را می‌توان در مصاحبه‌ای که محسن امین‌زاده، از مقامات وزارت خارجه در دوره خاتمی با مجله صدا انجام داده است دریافت کرد.

سیاست خارجی و سپاه قدس
به‌گفته این مقام سابق وزارت خارجه، از زمان احمدی‌نژاد سیاست خارجی نظام در خاورمیانه و همچنین روسیه در اختیار سپاه قدس قرار گرفته است. امین‌زاده افزود که با روی کار آمدن دولت روحانی در سال ۹۲، «سیاست خارجی منطقه‌ای، جز پوسته محدودی از آن، [توسط سپاه قدس] تصرف شده بود.»
معاون وزارت خارجه در زمان خاتمی، می‌گوید که ظریف «فکر می‌کرد که موفقیش در کار بزرگ مذاکرات بین المللی بر سر بحران هسته‌ای ایران آنقدر موقعیت فراهم می‌کند که می‌تواند این مشکلات داخلی را در فرصت مقتضی جمع و جور کند.»
دارودسته روحانی آنچنان که امین‌زاده تحلیل می‌کند یا براساس گفت‌وگوهای درونی‌یی که او از آنها مطلع است، بر این تصور بوده‌اند که با در دست داشتن برگ برنده‌ی برجام می‌توانند در درون نظام موقعیت بهتری پیدا کنند. این موقعیت بهتر در عرصه سیاست خارجی به این معنی می‌توانست باشد که کنترل سیاست خارجی نظام در منطقه به وزارت خارجه سپرده شود. اما جالب آنجاست که از فردای امضای برجام، حریف بر ظریف و شرکا پیش‌دستی کرد و اساس کار آنها را خیانت نامید. دارودسته‌ی روحانی در چنین شرایطی تنها می‌توانستند از خود رفع اتهام کنند، و دیگر فرصتی برای پیش‌روی در درون نظام نداشتند.
امین‌زاده در مصاحبه‌ای که به بهانه استعفای ظریف و نقش سپاه قدس در سیاست خارجی نظام انجام داده است به ناچار گریزی به موضوع برجام هم می‌زند. او به صراحت تایید می‌کند که در موضوع هسته‌ای، آمریکا با سلطنت ولایت مطلقه فقیه «مماشات» کرده است.

برجام و فرصت از دست‌رفته‌ی داعش
مقام سابق وزارت خارجه نظام می‌گوید: «دولت آمریکا می‌توانست با نپذیرفتن برجام برای همیشه ایران را در تله شورای امنیت سازمان ملل نگاه دارد و تمام فشارهای به ایران را تحت یک اجماع جهانی وارد کند.» اما «دولت وقت آمریکا و آمریکایی‌های میانه‌روها خطر اصلی را» «استقرار دولت تروریست داعش می‌دانستند و در مقابل داعش، به سازگاری و مصالحه با ایران در بحران هسته‌ای معتقد بودند.»
هرچند امین‌زاده از زاویه مقامات وقت آمریکا به تحلیل عروج داعش و ضرورت برجام می‌پردازد اما واقعیت را از سمت دیگری نیز می‌توان نگریست؛ نظام ایران با میدان دادن به داعش، نگاه‌ها را از روی خود به سمت پدیده دیگری برگرداند؛ به‌این وسیله نه‌تنها زمینه سرکوب اهل سنت در سوریه و عراق فراهم شد، بلکه برای یک مقطع، نظام ایران از مواهب سیاست مماشات غرب نیز برخوردار شد.
فرصت داعش البته برای نظام ایران، کوتاه‌تر از فرصت‌های پیشین بود. در تیرماه ۱۳۹۳ داعش در موصل اعلام خلافت کرد؛ این اعلام، موضوع انقلاب در عراق را که از ماه‌ها پیش آغاز شده بود، کاملا قلب کرد و همزاد «سنی» نظام ایران را در وسط صحنه افکار عمومی قرار داد. یک‌سال بعد در تیر ۹۴ برجام امضا شد و دو سال بعد در تیر ۹۶ شهر موصل از کنترل داعش خارج شد. یک‌ماه بعد از آن قانون کاتسا در آمریکا علیه سپاه به تصویب رسید و کمتر از یکسال بعد از تیر ۹۶، آمریکا از برجام خارج شد.
امین‌زاده معتقد است که چون دیپلماسی نظام در اختیار وزارت خارجه نبوده است، نظام از فرصت داعش نتوانسته‌ است استفاده کافی را ببرد. او در همین رابطه می‌گوید: «باور من این است که اگر این موفقیت‌ها توسط دیپلماسی کشور اداره می‌شد، ایران در وضعیت دشوار خروج آمریکا از برجام و تحریم‌های جدید آمریکا قرار نمی گرفت. تقارن زمان شکست تقریبا کامل داعش در عراق و سوریه با خروج آمریکا از برجام گواهی برای این برداشت من است.»
این عضو باند اصلاح‌طلب نظام همچنین افزود: «عملا ایران پس از فروپاشی تروریسم داعش در منطقه، نه تنها مورد تقدیر جهانیان قرار نگرفت بلکه مورد انتقاد قرار گرفت. نظامیان ایران هم برای خروج از سوریه و عراق تحت فشار قرار گرفتند.» [کلمه ۱۳ اسفند ۹۷]
در حالی امین‌زاده حسرت از دست رفتن فرصت داعش برای نظام را می‌خورد که فرصت‌های قبلی مماشات‌ساز، بسیار بیشتر برای نظام زمان خریده بود. نظام ایران با زمینه‌سازی جنگ ائتلاف علیه عراق، دستکم ده‌سال برای خود زمان خرید؛ اما فرصت داعش تنها ۳ سال به نظام ایران فرصت داد. شاید بتوان نتیجه گرفت حتی اگر نظام ایران بتواند یک فرصت‌سازی دیگر نیز برای خود ایجاد کند، زمان آن از فرصت داعش کوتاه‌تر خواهد بود.

استعفا-بازگشت ظریف؛ هر دو نقش برای سپاه
اما آنچه الان بر روی میز سلطنت ولایت مطلقه فقیه قرار گرفته است؛ افزایش نزاع درونی قدرت است. در حالی که همیشه مردان جلوی صحنه؛ دولت و وزارت خارجه بودند اما اکنون مردان پشت صحنه یعنی سپاه و خامنه‌ای به‌طور علنی نشان می‌دهند که همه‌کاره آنها هستند. تا پیش از این، دولت به‌عنوان سپر هسته‌ی سخت نظام عمل می‌کرد اما وقتی که فرصت‌ها در بیرون نظام به پایان می‌رسد، نظام ناچار است که محتوای واقعی خود را آشکار کند. چنین وضعیتی به مفهوم ایجاد انسجام و قدرت بیشتر در درون نظام نیست؛ واقعیت آن است که زمینه‌های شقه و فروپاشی در درون خود سپاه در حال شکل‌گیری است.
وقتی سپاه به جلوی صحنه می‌آید باید همان کارهایی که در تقسیم کار درونی نظام به دولت سپرده شده بود را نیز خود برعهده بگیرد؛ به‌عبارت دیگر دوگانگی ظاهر و محتوا که نظام پس از مرگ خمینی نمایشش را بر روی صحنه اجرا کرده است، راه خود را به درون سپاه باز می‌کند؛ این همه به آن معنی‌ست که اتفاقاتی برای سپاه خواهد افتاد که اکنون تصمیم‌گیران هسته سخت نظام تصوری از پیامدهایش ندارند.
باری، استعفا-بازگشت ظریف هرچند در ظاهر امر، موضوعی پایان یافته است اما سر بسیاری از موضوعات را تازه باز کرده است. می‌توان انتظار داشت که در آینده‌ای نزدیک هر چه بیشتر به بهانه استعفا-بازگشت ظریف از پوسیدگی آنچه بنام سلطنت ولایت مطلقه فقیه می‌شناسیم، گفته خواهد شد.

در همین زمینه:
مافیای ثروت در پی ارتش خصوصی‌ست؛ آستان قدس می‌تواند بخشی از روند فروپاشی باشد
مفهوم‌سازی برای بقا؛ دوگانه‌ی خلافت و ایران را سلیمانی یکی قالب می‌کند
ویترین مافیای فاسد در حال برهم خوردن است؛ مفهوم استعفای ظریف

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.