برای یک ایران آزاد

استمرار قیام مردم و رعشه سرنگونی درچهلمین سال حاکمیت آخوندها: فریدون سلیمی

0

استمرار قیام مردم ورعشه سرنگونی درچهلمین سال حکومت آخوندها هستیم که ارمغانی جزجنایت ؛ فساد و غارت برای مردم نیاوردند. هرچند مقاومت ایران با ایستادگی ؛  مقاومت و سرخم نکردن در برابر استبداد برای بدست آوردن حق آزادی لحظه‌ای آرام نبوده و بخصوص در یک‌سال گذشته با قیام ؛ خیزش و اعتراضی که دنیا هم آن را به عیان دید. از طرف دیگر شاهد به صحنه آمدن سران رژیم بودیم که ابرازخوشحالی میکردند که سرنگون نشدند. این سئوال مطرح میشود که: قیام مردم ایران الان در چه نقطه‌ای هست؟ از چه سرفصل‌هایی عبور کرده؟ و دریک سال گذشته، فعالیت اقشار مختلف مردم که تحت ۴۰ سال دزدی و غارت آخوندها بودند، چگونه بوده است؟ درهمین رابطه آقای فریدون سلیمی درگفتگویی با تلویزیویون ایران آزادی به این سئوالات پاسخ میدهد.

فریدون سلیمی: بعد از اینکه ولی فقیه ارتجاع در ۱۷ دیماه در قم ابراز خوشحالی می‌کرد که هنوز حاکمیت اش تا این لحظه سرنگون نشده است، در ۲۱ دیماه امام جمعه‌های ارتجاع در نمایش جمعه بسیاری از شهرها ابراز خوشحالی می‌کردند و فریاد وحشت خودشان را نسبت به دشمنی که در صدد براندازی نظام است و هیچ فرصتی را برای رسیدن به هدفشان از دست نمی‌دهند را دائماً در نماز جمعه‌ها ابراز می‌کردند.

برای مثال امام‌جمعه هرمزگان آخوندی به اسم نعیم‌آبادی، می‌گوید از این‌که حاکمیت آخوندی در همان سال اول سرنگون نشده ابراز خوشحالی کرد و گفت: «اکنون در آستانه ۴۰ سالگی انقلاب تمام مدعیان و منافقان (منظورش مجاهدین است) که آرزو نابودی نظام را داشتند، خود نابود شدند». یا آخوند دیگری بنام یوسف قاسمی، امام‌جمعه کنگان، گفت: «اکنون که ایران چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را پشت سر می‌گذارد که دشمنان با تشکیل کارگروه قصد دارند اعتراضات را به سمت اغتشاش و فتنه سوق دهند»، یا آخوند آل هاشم، امام‌جمعه تبریز هم نسبت به گروهی که «طی ۴ دهه با اصل نظام جمهوری اسلامی مخالف بوده و به‌دنبال فروپاشی آن است». خلاصه آه و ناله سر می‌داد.

می‌خواهم بگویم در یک کلام بحران بسیار رژیم را فراگرفته است، خوب سؤال اینجاست که مگه چه خبره؟ چی شده؟ چرا آه و ناله رژیم به فغان است از براندازی ابراز خوشحالی می‌کند که تا الان سرنگون نشده است، بقول آخوند احمد خاتمی که می‌گفت «چه خبر آقاجان»!، واقعیت این هست که سال گذشته واقعاً خبرهای خطرناکی برای خامنه‌ای و بقیه سردمداران رژیم بوده: آن هم «خبر قیام!»، قیامی که می‌رود تا تمامیت این نظام جهل و جور را نابود کند.

سال گذشته سراسر ایران فریاد دادخواهی و حق‌طلبی مردم بود از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب و تا مرکز. علت این بظاهر اظهار خوشحالی این بوزینه‌های خامنه‌ای بر منابر نمایشات جمعه و در واقع اظهار وحشت‌شان از همین قیام بود. از دیماه ۹۶ که مردم دلیر مشهد فتیله قیام علیه ولایت فقیه را روشن کردند تا به امروز روزی نبوده که در گوشه‌ای از این مملکت حرکتی اعتراضی علیه این نظام نباشد.

مزدوری به اسم رحیمی رئیس پلیس تهران اعلام کرد که در ۹ ماه گذشته ۹۳۲ حرکت اعتراضی و تجمع بوده که خوب معلوم هست این عدد کاملاً مهندسی شده اعلام شده و رژیم تلاش می‌کند که عدد را کم نشان بدهد ولی عدد حرکات اعتراضی بسیار بیشتر از این هست، قطعاً رژیم رفتنی هست، ۳۷ سال مبارزه خونین مردم ایران با ۱۲۰ هزار شهید و با فرازنشیب‌های بسیار و با فتنه‌های بسیاری که رژیم علیه آنها کرده بود، علیرغم همه اینها، این پروسه ۳۷ ساله را با پیروزی و موفقیت پشت سر گذاشتند، آلترناتیو او زنده و پابرجا است، و قطعاً امید به سرنگونی هست و امروز ما شاهد بن‌بست لاعلاج رژیم هستیم، و مبارزه جوشان مردم ایران علیه این رژیم به قطع و یقین باید گفت بله اگر توانستیم ۳۷ سال را پایداری بکنیم و بگذارنیم و به این نقطه برسیم که شاهد بن‌بستهای رژیم باشیم . بنابراین باید گفت پیروزی در انتظار مردم ایران و به یمن این پایداری مردم ایران و مقاومت سرافرازش هست.

فریدون سلیمی: کلاً این قیام شکوهمند مردم ایران که سراسری بود به ۴ مرحله کیفی می‌توان تقسیم کرد که من تلاش می‌کنم خلاصه آنها را توضیح بدهم.

  • مرحله اول قیام: در واقع ما شاهد حرکت مردم مشهد دومین کلان شهر ایران در ۷ دیماه ۹۶ تظاهرات کردند و از گرانی شروع شد و شعارها سیاسی و مرگ بر خامنه‌ای و ولی فقیه شد، این تظاهرات بسرعت به سایر شهرهای استان مثل سبزوار، کاشمر و قوچان گسترش پیدا کرد و بدنبال آن در بیش از ۱۴۳ شهر قیام‌ها و تظاهرات گسترش داشته و سراسری شد، البته بعداً خود رژیم اعلام کرد قیام در ۱۶۰ شهر بود.
  • تظاهرات و قیام‌ها در سراسر زمستان ۹۶ ادامه داشت و شما می‌توانید کیفیت این قیام‌ها را در شعارهای بسیار رادیکال تظاهرات کننده‌ها ببینید. شعارها بوضوح مطالبات مردم را که نابودی کل نظام دیکتاتوری است بخوبی نشان می‌داد. شعارها علیه فاشیزم مذهبی از قبیل: «خامنه‌ای حیا کن، مملکتو رها کن»، «خامنه‌ای بدونه به زودی سرنگونه»، «مرگ بر اصل ولایت فقیه / مرگ بر خامنه‌ای / مرگ بر روحانی» و الی آخر، همچنین شعارها نشان می‌دهد که مردم بجان آمده همه باندهای تبهکار درونی رژیم را به یک چشم نگاه می‌کنند. چون ما همان موقع شاهد این بودیم که شعار «اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا»، خلاصه پایان بازیهای رژیم بر سر باندها بودیم به این ترتیب مفری بود به حاکمیت خودش استمرار بدهد را شاهد بودیم یا وقتی شعار می‌دادند «اسلام رو پله کردید، مردم رو ذله کردید» یعنی اینکه دکان دین فروشی وریاکاری آخوندها را برملا می‌کردند که به پایان خودش رسیده و دیگه مردم فریب نخواهند خورد و این دکه دین‌فروشی را باطل و مفتضح کردند.

مرحله دوم قیام: ما در این ایام شاهد مرحله دوم قیام بودیم که در واقع از شروع سال ۹۷ بود که تا تابستان هم ادامه داشت.

  • قیام هموطنان عرب در اهواز در فروردین ماه بود.
  • تحصن کشاورزان زحمتکش اصفهان که از بهمن ماه ۹۶ شروع شده و در فروردین هم حتی سفره عیدشان را کنار تراکتورهاشون و در حال اعتصاب و اعتراض پهن کردند و اعتراضات خودشان را نشان دادند.
  • اما اوج این مرحله؛ قیام قهرمانانه شهر کازرون بود که نماد یک شهر شورشی شد. جوانان کازرونی که شعار دادند «وای به روزی که مسلح شویم» یا «می‌کشم می‌کشم آنکه برادرم کشت» لرزه بر اندام دیکتاتوری و مزدورانش انداخت، که اگر یادتان باشد ما شاهد انعکاسات رژیم سر همین موضوع بودیم که به شدت از این شعار به هراس آمده بودند.
  • اعتصاب سراسری معلمان که روز ۲۰ اردیبهشت ۹۷ در ۳۴ شهر برگزار شد نیز تأثیر جدی در گسترش قیام داشت.
  • در طول اردیبهشت‌ماه ۹۷، اعتصاب بازاریان کشور در استانهای غرب کشور به‌ویژه استان کردستان را داشتیم و در روز ۲۴ اردیبهشت، دامنه اعتصاب بازاریان و کسبه به تهران و سایر شهرها هم کشیده شد.
  • از روز اول خرداد، اولین اعتصاب بزرگ و سراسری رانندگان کامیون در تقریباً تمامی استانهای کشور، رژیم را به لرزه آورد. رانندگان کامیون در اعتصابشان بسیار شجاعانه و مصمم وارد شدند و یک الگویی برای سایر اقشار شدند، بطوری که برای تمامی اقشار دیگر، حرکت رانندگان کامیون، چشمگیر، تحسین‌برانگیز و آموزنده بود. بسیاری از اقشار دیگر، از اعتصاب و اعتراض رانندگان کامیون الگو گرفتند و در مراحل بعدی دست به اعتصابات زدند.
  • مرحله سوم قیام: در مرداد ماه ۹۷ بود که مرحله دوم اعتصاب رانندگان کامیون شروع شد. در امتداد این تحصن خیزیش بزرگ مردم اصفهان در منطقه شاپور بود که بسرعت به شهرهای شیراز، کرج، قهدریجان، شاهین‌شهر،‌ اراک، مشهد، تهران رسید. در این مرحله مردم دنبال حق و حقوق تاریخی خودشون یعنی حاکمیت مردمی، امنیت و آزادی و رفاه بودند که این رژیم همه‌اش را از آنها سلب کرده. در بسیاری از موارد در این اعتراضات و تجمعات بین مردم و نیروهای سرکوبگر رژیم زد و خورد و درگیری بوجود آمد.
  • مرحله چهارم قیام: که از مهر ۹۷ شروع شد و تا به امروز هم ادامه دارد، بازهم با اعتصاب مجدد رانندگان کامیون شروع شد. این بار در بیش از ۳۰۰ شهر این اعتصاب جریان داشت که تا اواخر مهر ادامه داشت. در فاصله مهر ۹۷ تا دیماه چند رشته تظاهرات مهم کارگری بود که تمام فضای جامعه ایران را بخودش جلب کرد.
  • کارگران هفت تپه و فولاد اهواز واقعاً سنگ تمام گذاشتند و ۳۷ روز به اعتراضات و اعتصابات خودشان ادامه دادند و نشان دادند که می‌شود در مقابل سران دزد و غارتگر این رژیم ایستاده و مقاومت کرد، البته دستگیری و بازداشت داشتند اما از زندانی شدن و حتی شکنجه نترسیدند و هنوز هم رژیم نتوانست موضوع کارگران جنوب را از روی میزش جمع کند. مهم‌ترین نکته‌ای که در این مرحله بود و یک ارتقا کیفی در قیام مردم محسوب می‌شود، حمایت اقشار مختلف از همدیگر بود.
  • دانشجویان دلیر تهران که از کارگران هفت تپه و فولاد اهواز حمایت کردند. دانشجوها شعار می‌دادند که «فرزند کارگرانیم – کنارشون می‌مانیم» یا «کارگر زندانی آزاد باید گردد» و متقابلاً کارگران شعار می‌دادند که «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد». یا معلمها که شعار می‌دادند «کارگر، معلم، دانشجو اتحاد اتحاد»، خلاصه شعارهای در همبستگی با کارگران دادند که این جدید بود و در سراسر کشور شاهد آن بودیم، همینطور ما متقابلاً شاهد بودیم کارگران که از آزادی دانشجویان زندانی حمایت می‌کردند از معلمانی که در زندان هستند و یا شعار «اتحاد کارگر معلم دانشجو» می‌دادند که چشمه‌های جدیدی در صحنه‌های قیام بود، که چگونه اقشار مختلف می‌فهمند که باید با اتحاد و همبستگی با همدیگر به کمک هم بیایند تا در مقابل این رژیم سرکوبگر بتوانند پایداری و مقاومت بکنند تا انشاءالله یوم سرنگونی فرا برسد.

فریدون سلیمی: اگر بطور خلاصه بخواهیم پروسه یکسال گذشته را نگاه کنیم دستاوردهای بسیاری مردم ایران ازجنگ‌شان با ارتجاع حاکم داشته‌اند.

اول استمرار قیام‌ها بوده، پیوستگی قیامها با هم بود چنانچه در این دو دهه نگاه بکنیم هر موقع قیامی بوده رژیم توانسته بود خاموشش بکند ولی این بار نتوانسته آن را خاموش بکند، بر خلاف آن سالیان اقشار و مردم به خیابان‌ها می‌آیند و دست به تجمع و اعتراض می‌زنند و به این ترتیب قیامی که از ۹۶ شروع شد متوقف نشده و تا به امروز هم ادامه دارد به نحوی که آه و فغان رژیم را بلند کرده و از اینکه تاکنون سرنگون نشده ابراز خوشحالی می‌کند.

نکته دوم اینکه خواسته‌های مردم را عمیق‌تر و شعارها و خواسته‌ها را رادیکال‌تر شده است. همچنین نفی تمامی جناح‌های رژیم از اصول گرا تا اصلاح طلب قلابی با شعارها و خواسته‌های که مطرح کردندکه توسط مردم باطل اعلام شد و به این ترتیب گفتند فریب این رژیم را نمی‌خوریم، به همین دلیل می‌توانیم بگوییم درمسیرسرنگونی پیش رفته است و راه را هموارتر و هموارتر کردند.

نکته سوم از ویژه‌گی‌های برجسته دیگراین قیام این است که‌تمام اقشار جامعه را دربرگرفته است. در یک سال گذشته کارگران، معلمان، دانش‌آموزان، دانشجویان، کامیون‌داران، بازاریان، کشاورزان وهمه دست اندر کار آن بودند در چند دوره اعتصابات و اعتراضات گسترده داشتند که رژیم را فلج کردند. شهرهای شورشی در شهرهای مختلف مثل کازرون، کرج، تهران، اصفهان، اهواز و همین‌طور توسط کشاورزان، بازاریان و معلمین و استادان صورت گرفت، در واقع تمام اقشار جامعه را شامل شد. هیچ قشری نیست که وارد این قیام نشده باشد.

نکته دیگر رشد کانونهای شورشی در اقشار مختلف در کارخانجات، در ادارات و کشاورزان و در میان تمام اقشار، این کانون‌های شورشی نقش بسیار برجسته‌ای در پشتیبانی و سازماندهی قیام‌ها در جرقه زدن قیامها و در استمرار قیامها دارند و باید از آنها قدردانی و تحسین کرد و درود فرستاد و به این ترتیب این کانون‌ها ادامه قیام و تظاهرات را در اقشار و اعتراضات اجتماعی تضمین می‌کنند.

نکته آخر  پیوند بین مقاومت سازمان‌یافته پیشتاز با اعتراضات و اعتصابات و تظاهرات و قیامی است همان چیزی که رزیم بر روی آن انگشت می‌گذارد و بارها و بارها مقامات رژیم اعلام کردند که این حرکات اقشار و حرکتهای صنفی و مطالباتی که مردم دارند، از این سوءاستفاده می‌شود و شعارها را سیاسی می‌کنند و مشخصاً بر روی مجاهدین انگشت می‌گذارند و پشت اینها هستند واز این‌ها بهره‌برداری می‌کنند واقعی این است که جامعه به حدی از رشد رسیده که شعارهایشان تبدیل به شعارهای سیاسی و علیه تمامیت نظام شده و در پیوند با آلترناتیو و جنبش سرتاسری هر چه بیشتر پشتوانه‌ای قوی و هدایت کننده پیدا کرده و به این ترتیب ما شاهد این هستیم که خون‌های بسیاری را برای مردم ایران ذخیره می‌کند تا به سرنگونی نزدیک و نزدیکتر بشویم.

فریدون سلیمی: معلمان و فرهنگیان مبارزنقش بسیار فعال و پیشگامی در حرکت‌های اعتراضی سال گذشته داشته‌اند و چند رشته حرکات اعتراضی داشتند. در اعتصاب‌های دور جدید معلم‌ها که در مهر و آبان برگزار شد، دانش‌آموزها نیز وارد شدند و در دور سوم،‌ اعتصاب معلمان شکل استانی به خود گرفت. این گامی به پیش بود چرا که کلاً ایده پیوستن دانش‌آموزان به قیام و اعتصاب معلمان خودش یک قدم بسیار مهمی در تعمیق جنبش مردمی برای قیام و سرنگونی هست و اولین قدم عملی خود را خوب برداشتند. بنا بر آمار رسمی منتشر شده، در همین سال تحصیلی ۹۷ ـ ۹۸ ایران حدود ۱۴ میلیون دانش‌آموز دارد. پیوستن سراسری دانش‌آموزان در مراحل آتی قیام، چشم‌انداز پرشوری را ترسیم می‌کند. چشم‌اندازی که هم‌اکنون نیز می‌توان آغاز آن را با مانور دانش‌آموزان مشاهده کرد.

خواسته‌های آنان هم عبارت بود از:

  • آزادی معلمین زندانی بویژه چهره‌های برجسته جامعه معلمان ایران
  • آموزش رایگان
  • لغو طرح معلم تمام‌وقت (در واقع برای استثمار بیشتر آنان هست)
  • افزایش حقوق فرهنگیان

و حمایت از کارگران محروم و زندانی اما در رابطه با شعارهاشان نکات جالبی هست و نشان می‌دهد که چطور اعتراضات صنفی معلمان که در حمایت از کارگران کردند بطور واقعی قشر معلم به فکر سایر اقشار هست، پیشگام می‌شود ومطالباتش بیشتر آر صنفی مسیر رشد خودش را طی کرده و به اعتراضات سیاسی و در حمایت از سایر اقشار تبدیل شده است.

باید یادآوری کنم که معلم‌ها در ایران هیچگاه نسبت به جامعه ومشکلات آن علیرغم اینکه خودشان درگیر مشکلات بسیاری بودند و هستند بی تفاوت نبوده و نیستند. الان دیگر حرف از اتحاد اقشار مختلف با هم می‌زنند. کل حاکمیت را به چالش می‌کشند. شما دقت کنید و ببینید شعارهای که مثلاً در تظاهرات معلمان و فرهنگیان در اصفهان و یزد داده شد مشترک بود و فکر می‌کنم که حرف دل همه معلم‌های ایران هست، آن‌ها یک‌صدا فریاد می‌زدند و شعار می‌دادند:

–        معلم، کارگر، دانشجو، اتحاد! اتحاد!

–        نه حاکم، نه دولت، نیستن به فکر ملت

خلاصه شعارهای که از سایر اقشار یاد می‌کردند و خواهان ا تحاد با آنان بودند و یا شعار:

–        ما بازنشستگانیم، از یاد رفتگانیم!

–        دشمن ما همین‌جاست، دروغ میگن آمریکاست!

–        معلم زندانی، آزاد باید گردد.

که اینها شعارهای سیاسی بود و واقعاً باید درود فرستاد به این معلمانی که اینطور شجاعانه و با هوشیاری سیاسی و حساسیت بسیار بالا مشکلات و مطالبات مردم را دنبال می‌کنند و به این صورت به اقشار سمت و سو می‌دهند.

فریدون سلیمی: فکر می‌کنم پاسخ روشن باشد چون هیچگاه رژیم به این خواسته‌ها بدلیل اینکه دولت ضد مردمی است و با وعده وعیدهای توخالی تلاش می‌کند که آنها را به قول معروف به تاریخ دیگری موکول بکند و هیگاه رسیدگی نمی‌کند و نخواهد کرد، رژیم نه می‌تواند و نه می‌خواهد به خواسته‌های معلمان پاسخ مثبت بدهد.

سایت «شما نیوز» نکاتی را گفته که من به شما بگویم، سایت «شما نیوز» از سایتهای رژیم همین تابستان امسال گوشه‌ای از حرفهای معلمان معترض را منتشر کرده بود که من چند سطری را برای شما می‌خوانم: «معلمان بازنشسته‌ای که بعد از سی سال فعالیت همچنان در انتظار پیش پا افتاده‌ترین حقوق خود یعنی دریافت حقوقشان هستند اما مسئولان آموزش و پرورش برای تحقق حقوق آنها تاکنون گام موثری برنداشته‌اند. حدود یک ماه پیش بود که بازنشستگان فرهنگی در اعتراض به پرداخت نشدن پاداش پایان خدمتشان اعتراض کردند اما چیزی عاید آنها نشد و فقط وعده‌هایی مبنی بر پرداخت پاداش طی ماه‌های آتی از سوی مسئولان آموزش و پرورش به گوش رسید».

یا چندی پیش محمدباقر نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه از پرداخت پاداش خدمت فرهنگیان خبر داد؛  اما این وعده هم به نتیجه نرسیده است «یکی از معلمان بازنشسته گفت: ۳۰ سال در کلاس‌های شلوغ به تدریس پرداختیم اما حالا که باید کمترین حق و حقوق خود را دریافت کنیم هر روز وعده جدیدی را از سوی مسئولان می‌شنویم (منظور همین محمدباقر نوبخت است که به آنها قول داده بوده) وعده‌هایی که هیچ ضمانت اجرایی پیدا نمی‌کند.».

یا شما به این حرفهای وزیرآموزش و پرورش رژیم آخوندی محمد بطحایی نگاه کنید. می‌گوید: «اینکه همکاران ما به دلیل اعتراض به وضع موجود در کلاس‌های درس حاضر نشوند و کلاس‌ها تشکیل نشود، کار درست و پسندیده‌ای نیست، زیرا بالاخره در این میان حق و حقوق دانش‌آموزان از بین می‌رود.» واقعاً ببینید وقاحت تا کجا، یعنی جواب که به خواسته‌های معلمان نداده هیچ تازه با دجالیت و فریبکاری مدعی دفاع از حقوق دانش‌آموزان هم هست. در یک کلام خط سردمداران رژیم در رابطه با مطالبات اقشار مردم همین بوده و مشخصاً معلم‌ها سردواندن و قصد هم ندارند که پاسخی بدهد. خوب عدم پاسخگویی حاکمیت به این خواستهای معلمان هم بیانگر بن‌بست هست و قادر به پاسخگویی نیست و اینها ناتوانی رژیم در انجام چنین کاری است.

فریدون سلیمی: ببینید! رژیم در ۲ وضعیت قرار دارد یا رژیم باید از سیاست سرکوبگرانه از فشارها، از اختناق و سیاست تبعیض‌گرایانه و نادیده گرفتن حقوق معلمان عقب‌نشینی کند که این کار برای او طبعاً بسیار مشکل و گران تمام خواهد شد. زیرا پاسخ به خواست‌های معلمان مستلزم این هست که بایستی به خواسته‌های سایر اقشار مختلف مردم که هم اکنون در خیابانها هستند پاسخ بدهد و این را بدنبال خواهد داشت و طبعاً وقتی پاسخ مثبت بدهد به قول معروف اقشار پر رو می‌شوند و مطالباتشان را می‌خواهند و بیشتر در خیابان‌ها می‌ریزند و دست به اعتراضات بیشتری می‌زنند و این منجر به گسترش قیام‌ها و منجر به رادیکالیزه شدن شعارها می‌شود و به این ترتیب رژیم از این عقب نشینی باید دست به عقب نشینی‌های زنجیره‌ای بعدی بزند و طبعاً برای رژیم این بسیار گران تمام خواهد شد و در اینجا است که بنیادهای ولایت فقیه خواهد لرزید و منجر به این خواهد شد که مسیر برای سرنگونی رژیم باز شود.

بنابراین رژیم نمی‌تواند دست به چنین کاری بزند. چنین امتیازاتی به اقشار و مردم بدهد. و یا که باید دست به سرکوب بزند و ادامه بدهد، که ادامه این راه هم که تا حالا کرده، اما این هم بسیار خطرناک هست اگر بخواهد کنترل ناشده دست به کاری بزند چرا؟ چون همین صحنه‌های اعتراضی مردم در مقابل سرکوبهای بی حد و حصر رژیم منجر به این خواهد شد که هر جرقه‌ای در جامعه‌ای که آماده انفجار هست و به قول خودشان مثل بشکه باروت یا بنزین می‌ماند می‌تواند با هر جرقه ساده‌ای تبدیل به یک انفجار شدید در جامعه بشود و رژیم از این بشدت می‌ترسد، یعنی سرکوب در شرائط که به لحاظ داخلی رژیم با اعتراضات اجتماعی و باصطلاح بشکه باروت مواجه هست، و بلحاظ بین‌المللی هم دیگر آن خط مماشات با رژیم و امتیازاتی که برای رژیم قائل بودند کنار رفته و وجود ندارد به همین دلیل طبعاً زمان به ضرر رژیم هست و هر روز که می‌گذرد رژیم ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود، و بر خلاف سالیان گذشته باید اینطوری بگویم که وضعیت و تعادلی عوض شده و رژیم در نقطه ضعیف‌تری قرار گرفته است، بنابراین می‌خواهم بگویم راه حلی برای این رژیم متصور نیست در آخر با اشاره به پاسخ سؤال شما در هر دو وضعیت نگاه بکنیم برای رژیم راه برای سرنگونی هموار می‌شود و رژیم از این بابت می‌ترسد.

بنابراین الان بهترین فرصت برای معلم‌ها هست که بیشترین فشار را با حرکات اعتراضی خودشان به رژیم بیاورند و هر چه بیشتر به تجمعات و حرکات اعتراضی هر چه رادیکالتر خودشان ادامه بدهند و هر روز فشار را بر روی رژیم بیشتر و بیشتر بکنند چون ما با یک قشر بسیار گسترده‌ای مواجه هستیم که یک میلیون و ۷۰۰ هزار قشر معلم هست و ۱۴میلیون دانش آموز که با این معلمان حشر و نشر دارند، ارتباط نزدیک دارند و پشتیانشان هستند.

در نتیجه بخش جدی از جامعه ایران را فرا می‌گیرند و اینها نقش بسیار تعیین کننده‌ای در سرنگونی و جمع کردن بساط فاسد آخوندی دارند در نتیجه اینها را هر چه بیشتر تشویق می‌کنیم با فشارهای خودشان و حرکات اعتراضی راه را برای سرنگونی هموار کرد و هموارتر کنند.

فریدون سلیمی: تا جای که من می‌توانم پاسخ بدهم فکر می‌کنم که این حرف با این صراحت درست نباشد چرا که آنچه که ما در سیاست امریکا شاهدش هستیم در حقیقت محصول ۳۷ سال از یکطرف سیاست مماشات امریکا و دول غربی با رژیم بوده و محصولی که از آن دیدند و چیزی جزء صدورتروریزم و گسترش توسعه‌طلبی رژیم در منطقه و ناامن کردن امنیت منطقه و از آن طرف تا جای که به داخل کشور برمیگردد شاهد قیامهای مردم رد مقابل این رژیم هستیم پس بنابراین این سیاستی که ما شاهدش هستیم که مماشات کنار زده شده در واقع محصول ۳۷ سال رنج و خون جنبش مردم ایران در جنگ با این رژیم و اثبات حرف‌هایش هست، و خونهای که در این مسیر داده شده و پایداری که کرده تا این حرف را روشن بکند که این رژیم یک رژیم ارتجاعی قرون و سطایی که در منطقه اسباب فقط فتنه وآشوب و ناامنی هست .

در داخل مملکت هم به وضوح وضعیت را می‌بنیم پس بنابراین من فکر می‌کنم نمی‌شود اینطوری گفت که این سیاست قائم به فرد است، اگر این فرد کنار برود سیاستها تغییر می‌کند، کما اینکه ما شاهد این هم هستیم که بسیاری از مصوباتی که علیه رژیم صورت گرفته دقیقاً در کنگره و محصول جریانات دو حزبی بوده و یعنی هم دمکراتها و هم جمهوریخواهان از آن حمایت کردند پس من فکر می‌کنم نمی‌شود به این مسئله اینطوری پاسخ داد که اگر ترامپ عوض و یا تغییر بکند سیاستهای امریکا در رابطه با رژیم تغییر می‌کند. این روشن است که انداختن آمریکا به سمت مقابله با رژیم ایران، نتیجه تلاش‌ها و افشاگری‌های سازمان بود.

فریدون سلیمی: من فکر می‌کنم به این سؤال در خلال بحث جواب داده باشیم در واقع ما سرفصل و ورق خوردن را از دی‌ماه ۹۶ شاهد هستیم و استمرار قیامها بعد از آن که در تاریخ ایران چیزی ورق خورده، کما اینکه خود رژیم هم اذعان کرد که سیاست امریکا در رابطه با ایران بعد از اینکه شاهد بودند که قیام در ایران رخ داده آنها هم سیاستشان را علیه رژیم رادیکالتر و در واقع عزم کردند که تغییری در سیاست خودشان در رابطه با رژیم ایجاد بکند.

پس بنابراین پاسخ این است که همین بحثی که ما امروز به آن پرداختیم یعنی قیامهای سال ۹۶. البته با سرکوب مطلقی که رژیم می‌کند ما شاهد استمرار قیامها در شهرها و قشرهای مختلف هستیم، اما من فکر می‌کنم محصول این را در انعکاسات و واکنش‌های خود رژیم دید که چطور از بن‌بست لاعلاجی می‌نالد که راهی برای برون رفت ندارد و هر روز و هر روز از ولی فقیه تا مقاماتش هشدار می‌دهند هر روز در رادیو و تلویزیون که هشیار باشید، آماده باشید، و ابراز خوشحالی می‌کند از اینکه سرنگون نشده است، پس جای بسیار پیروزی است که قیامها همچنان استمرار پیدا کرده و رژیم را تا این نقطه بن‌بست و درد لاعلاج پیش برده است.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.