برای یک ایران آزاد

استمرار قیام ها با همبستگی ملی تنها راه سرنگونی نظام آخوندی :گفتگو با حسین میرداماد

0

استمرارقیام ها با همبستگی ملی مسیری است که راه به سرنگونی نظام ولایت فقیه میبرد.ضرورت همبستگی ملی در شرایط فعلی بیش از هر زمان دیگراست . درهمین زمینه سئوالاتی مطرح است که آقای حسین میرداماد طی گفتگویی باشبکه تصویری ایران آزادی به آن پرداخته وبه سئوالات پاسخ میدهد.

حسین میرداماد ‌: همبستگی ملی و اتحاد نیروها از یک درد مشترک ناشی می‌شود، مثلاببینید دیشب زلزله در کرمانشاه آمده، هزاران نفر برای کمک به زلزله‌زدگان عازم استان کرمانشاه شدند، و از شهرهای مختلف راهی شدند برای کمک به مردم زلزله‌زده‌ها آمدند، چرا؟ چون یک درد مشترک دارند همه مردم می‌دانند بر اثر خیانتهای این رژیم آخوندها در ۴۰ سال گذشته و حتی همین یکسال اخیر خانه‌های مردم ضد زلزله نیست،

در بهمن ۵۷ که انقلاب ضد سلطنتی مردم ایران بود، زلزله طبس در ۲۵ شهریورسال ۵۷ بود، یعنی به فاصله ۵ ماه قبل از انقلاب بهمن، چون آن شهر کامل ویران شد مردم ایران خواستهایشان این بود و اعتراضاتشان علیه رژیم شاه این بود که چرا زلزله‌های در ایران می‌آید که این همه از مردم تلفات می‌گیرد، چرا خانه‌های ما ضد زلزله نیست، چرا کشوری که روی گسل زلزله قرار دارد نمی‌تواند باصطلاح خانه‌های بسازد که خانه‌های مردم مثل ژاپن یا کشورهای دیگر مگر مردم ما چی کم دارند، همه این اعتراض را به شاه در همان موقع داشتند، و خودش انگیزه علیه رژیم شاه، ایجاد می‌کرد، این رژیم آخوندی با این پز وارد شد که من می‌خواهم این تضادها را حل کنم ۴۰ سال گذشته هر بار زلزله می‌آید دوباره از زلزله قبلی بدتر، سال گذشته خودشان آمار می‌دادند که تقریباً ۱۰۰ هزار خانه یا خراب شده یا نیمه خرابه است، در حالیکه این‌ها به خانه‌های که خراب شده وام دادند، بقیه که نیمه خرابه شده وامی به مردم ندادند، بنابراین مردم در خانه‌ها نیمه مخروبه بوده، ترک خورده بوده، امنیتی هم نداشته مجبور شدند بروند، پول و پله‌ای هم نداشتند، از کجا بیاورند، بنابراین الان خبر رسیده تمام خانه‌های که ترک خورده ریخته و حالا چه میزان آدم زیرش ماندند و باصطلاح مجروح شدند یا کشته شدند، اصلاً کسی خبر ندارد چون خودم دیشب داشتم گزارش مرگز اورژانس رژیم از اتاق عملیاتشان را نگاه می‌کردم، خیلی داشت اوضاع را عادی جلوه می‌داد، که انگاری اتفاقی نیافتاده و چند تا باصطلاح واحدهای امدادی رفتند و مثلاً دارند حل و فصل می‌کنند، هزاران نفر الان دچار مشکلات هستند، حالا عطف به سؤال شما، چرا مردم می‌آیند کمک می‌کنند؟ چون از یکطرف می‌بینند رژیمی هست که دزدی می‌کند و غارت می‌کند، و از همین زلزله‌ها برای خودش و ایادی خودش پول جمع می‌کند و کمکهای مردمی بخاطر همین می‌آید و باصطلاح کمک میکنندکه بتوانند مردم از این وضعیت بیرون بکشند بنابراین ما شاهد یک همبستگی ملی کما پارسال بودیم الان هم هستیم این را به آن درد مشترک میگویند.

حسین میرداماد: این سؤال خیلی خوبی است، ما می‌توانیم اینجا درد مشترک را در واقع در شعارهای مردم از هر قشر و اجتماعی و هر کجا که می‌خواهد باشد، ببینیم، من سعی کردم اینها را در ۱۰ بسته بندی تنظیم کنم، ببینید درد مشترک فریاد مشترک را هم می‌آورد، الان همه مردم به این رسیدند، که در این رژیم آخوندها هیچ کورسوئی از عدالت نیست، و دزدی در تارو پود این رژیم رفته است، در شعارهایشان می‌بینیم:«کشور ما دزدخونه ست، توی دنیا نمونه‌اس» و یا «این همه بی‌عدالتی، هرگز ندیده ملتی ». یا مثلاً همه مردم به این رسیدند که این رژیم از نام اسلام سوءاستفاده می‌کند در حالیکه اهداف پلید خودش را چه در غارت و چه در سرکوب اجرا بکند، «اسلام را پله کردی، مردم را ذله کردی، و یا، «حسین حسین شعارشون، دزدی افتخارشون» در نماز جمعه هم« پشت به دشمن، رو به میهن». این در واقع نه فقط در شوش در سایر نمایشهای جمعه رژیم شاهدش بودیم، اولین بار کشاورزان اصفهان بودند، در قیام مردم خرمشهر شاهد بودیم، اصلاً نماز جمعه را بهم زدند، و همین شعار رادادند، در کازرون شاهدش بودیم، دربندرعباس کارگران آلومینیم‌سازی المهدی به نمایش نمازجمعه رفتند واین شعار را دادند و بساط رژیم را بهم زدند، یعنی در واقع سوءاستفاده رژیم از اسلام را هدف مردم قرار گرفته تا این را بزنند کنار، دست رژیم برای مردم رو شده است، در واقع مردم میگویند همینها که نماز جمعه را برگزار می‌کنند دشمن ما هستند، بعد مردم به این رسیدن که تمام حرفهای که رژیم در مورد کمبود بودجه میزند که ما بودجه نداریم و تحریم هستیم و غیره… این‌ها همه‌اش دروغ است، و شعار می‌دهند اگر یک اختلاس کم بشود، از این دزدیهای میلیاردی که خودشان می‌کنند، وضع عوض می‌شود، همینطور که شما اشاره کردید مردم به این رسیدن که ۴۰ سال این رژیم آمده بگوید، که دشمن مردم ایران یکی دیگری است، امریکا هست، کسانی دیگر هستند، کشورهای دیگر هستند و همه اینها، امروز مردم می‌آیند ومیگویند «دشمن ما همینجاست دروغ میگویند امریکاست»، دقیقاً رو در روی رژیم آخوندها.

باز از نکات دیگری که شاهد آن هستیم همه اقشار مردم شعار می‌دهند اینکه این رژیم فقط کارهایش را با سرکوب پیش می‌برد، بدون سرکوب گام ازگام برنمی‌دارد، اما چکار می‌کنند، در برابر این سرکوب رژیم شعارشان چیست؟« نه تهدید نه زندان دیگر اثر ندارد»، شکنجه و اعدام دیگر اثر ندارد، یا « نترسید نترسید، ما همه با هم هستیم» آنها هم همین موضوع است، یک محور دیگر دروغ است، مردم ایران می‌دانند، در تمام شعارها هم هست این رژیم دروغ میگویید یک رژیم دروغ محور است با دروغ به قول معروف سقفش را بستند، بنابراین هیچ وعده‌ای که می‌دهند مردم باور ندارند، از جمله شعاری که غارت‌شده‌های کاسپین می‌دادند، «دوسال که دویدیم فقط دروغ شنیدیم»، عرض کنم یک موضوع دیگر خیلی مهم اینکه همه مردم به این رسیدند که برای آزادی زندانیان سیاسی و خواسته‌های صنفی‌شان نباید ساکت نشست، عطف به آن محور قبلی که خدمت‌تان گفتم که رژیم هیچ راهی جزء سرکوب برای مردم نگذاشته، مردم راسرکوب می‌کند، شعار می‌دهند «زندانی کارگر آزاد باید گردد»، «زندانی دانشجو آزاد باید گردد»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» این‌ها شعارهای هستند که هر روزه از مردم شوش و هفت‌تپه و فولاد اهواز و بقیه نقاط می‌شنویم، یا که کامیونداران شعار می‌دادند «‌ کامیوندار زندانی آزاد باید گردد»، موضوع دیگر که مردم فهمیدند که در شعارهای همه اقشار برجسته است، که باید حقشان را از حلقوم این غارتگران بیرون بکشند، شعارها مشترک است، بعضی کفن می‌پوشند، مثل کشاروزان اصفهان به صحنه می‌روند، و «شعار هیهات منا الذله می‌دهند، «می‌میریم ذلت نمی‌پذیریم، تا حقمان را پس بگیریم» و از این قبیل شعارها، و آخرین محوری که از آن ۱۰ محوری که خدمت‌تان گفتم  رویارویی مردم با رژیم است، همه مردم ایران در مقابل رژیم غارتگر و غدار ایستادند، که باید تا آخر بایستند، کارگران فولاد شعار می‌دهند «ما کارگران فولاد علیه ظلم و بیداد می‌جنگیم، می‌جنگیم».

حسین میرداماد: اگر فرصت بود من شعارهای بیشتری در می‌آوردم از شعارهای مردم اما در همین حد توانستم در این فرصت جمع و جور بکنم می‌شود این نتایج را گرفت.

اولاً: طلم و ستم در رژیم آخوندها فراگیر است، همه مردم ایران را در بر گرفته است، هیچکدام از ملت ایران هم استثناء ندارد، کارگر، کشاورز، غارت‌شده، کامیوندار، دانشجو، معلم، بازنشسته، بازاری، این که اقشار مردم، در ملیتها هم از کرد و ترک و بلوچ، عرب، ترکمن تا فارس، لر، گیلک، مازندرانی اصلاً ایرانی نیست که از ستم آخوندها در امان باشد از جوان تا پیرش تا زنش تا مردش و هر انسان دیگری که در نظر بگیریم، مردم ایران از ژن دیگری هستند، باند ولی فقیه ارتجاع و مافیای حکومتی و پاسدارهایش از ژن دیگری هستند به همین خاطر فاشیزم میگوئیم، فاشیزم مگر چه ویژگی داشت، می‌گفت من از ژن دیگری هستم، من ژن ژرمن هستم، بقیه ژنهای دیگری هستند، پس باید سرکوب بشوند، این هم حرف فاشیزم مذهبی حاکم بر میهنمان است.

دوما: ثروت تمام مردم ایران در دست یک مشت افراد معدودی در حاکمیت آخوندها است باندهای مافیایی که به هیچ وجه حاضر نیستند از چنگ انداختن به این دارائی‌ها ذره‌ای در جهت رفاء و آسایش مردم ایران گام بردارند، پس اینجا هم یک درد مشترک است.

سوم : رژیم هیچ پاسخی به مردم ایران بجزء سرکوب ندارد، این رژیم فقط با سرکوب و زندان و شکنجه جواب مردم ایران را می‌دهد، بنابراین با این رژیم جزء سیاهی و تباهی و فقر و نکبت چیزی نصیب مردم ایران نمی‌شود، پس این هم یک درد مشترک است.

موضوع دیگر اینکه مردم ایران برای آینده ایران و فرزندانشان به این نتیجه رسیدند که باید این حاکمیت را سرنگون کرد، در شعارهای مردم بود، در قیام مردادماه «حکومت آخوندی نمیخوایم، نمیخوایم» و حاکمیت مردمی باید برقرار بشود، باید مردم سرنوشت خودشان را خودشان دست بگیرند، و آخر هم اینکه مردم تجربه کردند، که همه باندهای بافت تشکیل دهنده حکومت آخوندها، همه‌اشان جنایتکار هستند، همه‌اشان غارتگر هستند و همه‌اشان در نابودی مردم ایران و فرهنگ مردم ایران و رفاء مردم ایران دست دارند، به همین خاطر هم هست که مردم شعار می‌دهند «اصلاح‌طلب ـ اصولگرا دیگه ـ تمومه ماجرا» بنابراین اینجا هم صداها مشترک هست.

حسین میرداماد: من الان برای شما یک مجموعه‌ای از نمونه‌ها را آوردم که ببینیم چگونه است، در این شرائطی که مردم ایران شعار می‌دهند که دشمن ما همینجاست و می‌روند در نمازجمعه و به اینها میگویند «دشمن شماها هستید، پشت به دشمن رو به میهن»، ویژگی دشمن چیست؟ از رنج مردم لذت می‌برد، از شکنج مردم لذت می‌برد، و در جیب خودش می‌ریزد، برای رفاء خودش، ببینید همین داستان ظریف، که آمد و گفت پولشویی هست، بعد روزنامه حکومتی آرمان روز ۲۸ آبان یعنی مربوط به ۵ تا ۶ روز پیش، می‌گوید باید بپذیریم که آره پولشویی وجود دارد، حجم پولهای کثیف در ایران برابر با یازده و هشت دهم درصد حجم نقدینگی جامعه است، الان نقدینگی را خودشان میگویند ۱ تریلیون و ۶۵۰ هزارمیلیارد تومان است، ۱۱ درصد آن چقدر می‌شود؟ می‌شود تقریباً ۱۶۵ هزار میلیارد تومان، حجم پول کثیف در گردش، که پولشویی می‌کنند، بعد باز یکی دیگر، ببینید این نکته را، روزنامه حکومتی ابتکار ۱۶ /۷ / ۹۷ یعنی تقریباً ۳ هفته قبل، کمتر از ۴ هفته پیش، ۱۶ /۷ ، می‌شود تقریباً یکماه و نیم پیش، فرشاد مؤمنی یکی از همین کارگزاران اقتصادی رژیم هست و نسبت به صفر رسیدن تحمل مردم هشدار داد و گفت: «بر اساس آمارها سهم صنایع رانتی شبه دولتی (رانت شبه دولتی یعنی سپاه، رانت یعنی ویژه خواری، شبه دولتی یعنی سپاه) از کل تولید ناخالص داخلی از ۳۰ درصد در سال ۷۰ به ۷۰ درصد در سال ۹۵ رسیده است. یعنی مجموع دارائی‌های سپاه و بسیج و اینها که آمدند، سه ویژگیهای مشترک آنها آب و برق، آلوده کننده، قابلیت اشتغال‌زایی ناچیز (منظورش پتروشیمی‌هاست چون پتروشیمی‌ها درآمد زیادی دارند واشتغال‌زدایی هم ندارند، مواد خام را می‌گیرند و می‌فروشند) و این برای کشور خطر بزرگ بوده است و ثروت انبوهی برای عده اندکی ایجاد می‌کند»، این حرف کارشناسان خود رژیم است.

باز یک کارشناس رژیم از همین اقتصادانهای حکومتی به اسم حسین داغفر خبرگزاری ایلنا ۱۴ / ۶ / ۹۷ مربوط به دوماه و نیم پیش، همین الان بانک‌ها بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار میلیارد تومان از وجوه مردم را بالا کشیدند عبارتش همین است، همین الان که مردم زیر خط فقر هستند، همین مردمی که حقوق‌شان را نمی‌دهند، خبرگزاری حکومتی تسنیم ۲۴ / آبان / ۹۷ ایران در جایگاه نخستین پولشویی قرار دارد،

بعد درهمین شرائط بنیادهای که وابسته به خامنه‌ای هستند، این‌ها را می‌گوید که فهرست ۱۰ نهاد مذهبی معاف از مالیات، این همه بچاپ، بچاپ دارد مالیات هم نمی‌دهد، یک کارمند در ایران هست که از آن مالیات نگیرند، یک کارگر هست که از او مالیات نگیرند، تمام اینها در برگه حقوقشان کسری مالیات دارند، مثلاً بنیاد مستضعفان به گفته خبرگزاری فارس در تاریخ ۱۸ / ۸ / ۹۷ مربوط به سه هفته پیش، «سازمان امور مالیاتی کشور فهرست بنیادها و نهادهای انقلابی اسلامی را که مشمول معافیت مالیاتی هستند را اعلام کرد، بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی فرمان امام، (که همین ۹۵ میلیارد دلاری که خبرگزاری رویترز دو و سه سال پیش از آن افشا کرد، یک همچنین سرمایه‌ای خامنه‌ای دارد)، بنیاد شهید، کمیته امداد، سازمان تبلیغات اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه قم، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، مرکز خدمات حوزه علمیه، موسسه پژوهشی و فرهنگی انقلاب اسلامی جامعه المصطفی العالمیه»، این‌ها از پرداخت مالیات معاف شدند.

باز در ۲۵ مهر خبرگزاری حکومتی تسنیم گزارش داده «۱۶ میلیارد دلار ارز حاصله از صادرات غیر نفتی به کشور برنگشته است»، این صادرات غیر نفتی مال کیست؟ ۱۶ میلیارد دلار، مال پتروشیمی‌ها، مال معادن، مال فولادی‌ها، که همه‌اش دست سپاه است، بنابراین می‌بینید غارتگری‌ها را، نمونه‌ها را همینطوری ورق می‌زنید در روزنامه‌های رژیم و رسانه‌های حکومتی و سایتهایش از شدت غارت می‌بارد، فقر که اینطوری هست آنطرفش غارت است، بنابراین ما با چنین وضعیتی در جامعه مواجه هستیم.

حسین میرداماد: ببینید همین امروز در جلسه قوه قضائیه رژیم آخوندلاریحانی رئیس قوه قضائیه خامنه‌ای همینی که ۱۷۰۰ میلیارد تومان از پول مردم و وثیقه مردم به حساب شخصی خودش ریخته بود، و در دعواهای باندی مشخص شد ۶۳ حساب شخصی از پول وثیقه‌های مردم دارد، حالا ببینید این چه گفته است، شما میگویید که اینها چرا پاسخ نمی‌دهند، برای همان که گفتم به شما، دشمن مردم هستند، تلویزیون رژیم صحبتها و حرفهای آملی لاریجانی را پخش کرده، می‌گوید: «باید با کسانی که بخواهند از کارگران عزیز در مسیر رسیدن به مطالباتشان استفاده ابزاری بکنند و با ورود افراد بیگانه از محیط کارگری به بهانه مطالبات کارگران نظم کشور را بهم بزنند برخورد شود»، این قبیل ابزار سلاح دشمن است، و برخی در جهت استفاده از این ابزار هستند، هیچگاه با اغتشاش و اخلال در نظم عمومی مطالبات به نتیجه نخواهد رسید».

در رژیم آخوندها طبعاً اینطوری هست، چون رژیم اخوندها نمی‌خواهد مسئله حل کند، ورود کند برای حل تضادی باید یک پیچهایی باز شود، ببینید همین امید اسدبیگی، سرکرده رژیم به اسم کارفرما و بخش خصوصی در هفت‌تپه است، (هفته قبل اژه‌ای معاون قوه قضائیه رژیم و سخنگوی این قوه رژیم مگر نیآمد و گفت این فراری است)، این فرد ۸۰۰ میلیون دلار پول وامی که گرفته را رفته و تبدیل کرده در بازار طلا و سکه، یک وامی که باید می‌داده به کارگران، همه را بالا کشیده و فراری است، چی شد؟ ایشان حالا کلیپ گذاشته که بله مقام عظمای رهبری و اینها و عکس خامنه‌ای را گذاشته و کارگران را تهدید به اخراج می‌کند که باید برگردید سرکارتان و ما فلانیم و اینها، چی شد؟ چرا اینطور رفتار می‌کنند؟ در پیام شماره ۱۱ فرمانده کل ارتش آزادیبخش برادر مجاهد مسعود رجوی آمده بود که: این رژیم هر کاری بکند در یک بن‌بستی قرار گرفته که در این بن‌بست در واقع اگر بخواهد راه باز کند مگر یکی دوتاست انبوه کارخانه است به اسم خصوصی سازی دادند دست پاسدارها و پاسدارزاده‌ها یا آخوند زاده‌ها و اینها فقط بدنبال بچاپ بچاپ خودشان هستند، اگر بخواهد این را بردارد بنیادش برداشته می‌شود، بنیادش روی همین‌ها سوار کرده و اگر نخواهد بردارد مردم در خیابانها هستند، مردم هم کوتاه نمی‌آیند، شعارهایشان را دیدیم «می‌میریم، می‌جنگیم، حقمون رو پس می‌گیریم»، بنابراین رژیم نمی‌تواند، ممکن است در پایینی‌ها در ذهنشان سؤال باشد که چرا مسئله را حل نمی‌کنند، چون اگر بخواهد حل بکند راه می‌برد به ریشه‌های نظام ولایت فقیه و باید تغییر بدهد، دست سپاه قطع شود، چطوری مگر چاقو دست خودش را می‌برد، خامنه‌ای مگردست سپاه را قطع می‌کند، اصلاً خودش باعث و بانی دزدیها است، بنابراین چاقو هرگز دسته خودش را نخواهد برید، و این رژیم هم نه می‌تواند و نه می‌خواهد دست از این کارها بردارد الان گفتم خوب یک مقدار فتیله را پایین بکشند، این را هم نمی‌تواند، تمام موضوعات به سرنوشت رژیم گره خورده است.

حسین میرداماد: وقتی صحبت از همبستگی می‌کنیم این از روشهای ساده‌ای شروع می‌شود، از همبستگی کلامی، ابراز همدردی، صدور بیانیه، امضا کردن پای همبستگی با مردم، از این چیزهای ساده شروع می‌شود و از این هم باید گذشت، هر روز باید همبستگی کرد، هر روز باید پیام داد، هر روز باید پشت کسانی که در صحنه دارند تظاهرات می‌کنند رفت .

دوم شرکت فعال کسانی که می‌توانند در تظاهرات شرکت بکنند، بخصوص جوانان بخصوص افرادی که مربوط آن محل هستند، جوانان، کانون‌های شورشی، شوراهای مقاومت، آنهائیکه در محلات هستند، مثلاً کارگران هفت‌تپه یا فولاد اهواز یا کشاورزان اصفهان یا هر قشر اجتماعی کامیونداران که در صحنه هستند، بازاری‌های که اعتصاب می‌کنند، این هم یک وجه است یعنی شرکت و مشارکت فعال همراه با آن قشر

.سوم بلاخره حرکت می‌کنند، تظاهرات می‌کنند، مغازه‌دارهای اطراف بستن مغازه‌هاشان، همبستگی که در هفت‌تپه شاهد آن بودیم، که چه تاثیرات هنگفتی داشت مدرسه‌ها را تعطیل کردند، معلمان آمدند، اقشار مختلف آمدند، این‌ها همه تاثیرگزار در بحث همبستگی و اتحاد نیروها علیه چنین رژیمی هست که به آن اشاره کردم، بعد در جریانات مختلف درگیریها پیش می‌آید کمک کردن به مردم که زیر چنگ این رژیم باتوم می‌خورند مورد حمله و هجوم قرار می‌گیرند، درگیری شده، همیشه هم البته اینطوری بوده است، که وقتی درگیری می‌شود مردم خانه‌هایشان را باز می‌کنند، و کمک می‌کنند یا همین چند روز پیش دیدیم که خیلی مردم مکانهای درست کردند و نان و خرما به کارگران می‌دهند که در اعتصاب و تظاهرات بودند، همه اینکارها چه اتفاقی می‌افتد وقتیکه ما اتحادمان را بالا ببریم همه اقشار پشت این قضیه می‌آیند، دانشجوها می‌آیندتظاهرات می‌کنند مشکلاتشان را طرح می‌کنند، دو تا اتفاق می‌افتد یکی اینکه رژیم دستش در سرکوب بسته می‌شود، دیگر نمی‌تواند به شکل سابق سرکوب کند، چون دیگر نیرو در حدی نیست که یک کارخانه باشد یا مدرسه و چهارتا آدم باشد جمعیت زیادی است که با هم پیوند خورده است و اصلاً برایش عملی نیست، گام بگذارد در این قضیه قیام‌ گر می‌گیرد.

دوم اینکه وقتی یک قشر در پیوند با اقشار دیگر می‌آید خودش می‌تواند مطالباتش را مطرح کند، دیدیم وقتی دانشجویان آمدند و با کارگران هفت‌تپه و در حمایت از آنان پیوند خوردند، شعارهای خودشان را مطرح کردند، «ما دانشگاه پولی نمی‌خواهیم، از هفت‌تپه تا تهران زحمتکشان در زندان، دانشجوی زندانی آزاد باید گردد، معلم زندانی آزاد باید گردد»، از هر قشری که وارد می‌شود کامیونداران وقتی که آمدند، و نهایتاً هم تبدیل شعارهای صنفی و خواسته‌های حداقل گرایانه به شعارهای پایه‌ای، شعارهای سیاسی و ملی همه جانبه مردم ایران که این رژیم را نمی‌خواهند بنابراین ضرورت اتحاد و همبستگی همه اقشار مردم ایران و نیروهای که خواستار سرنگونی این رژیم هستند، خواهان این هستندکه حاکمیتی مردمی برقرار بشود، خواهان عدالتهای اجتماعی و آزادیهای دمکراتیک هستند، بنابراین این‌ها می‌توانند در همچنین بستری همه با هم متحد عمل بکنند و عملاً گام بلندتر علیه رژیم برداشته بشود، و ما الان در همین مرحله هستیم باید همه نیروها دست بدست هم بدهیم که بقول معروف یک دست صدا ندارد، همه با هم اقشار مختلف دست به دستهم بدهیم، این دور برای هفت‌تپه یکی از مهمترین ویژگیهایش همین بود، الان که فولاد و هفت‌تپه با هم مشترک شدند می‌بینیم بقیه کارخانه‌ها همین مسیر را آرام آرام دارند ادامه می‌دهند.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.