برای یک ایران آزاد

استیصال سپاه در برابر قیام؛ پاسدار عبدالله گنجی پرده را بالا می‌زند

0

استیصال سپاه در برابر قیام ایران و جایگاه مجاهدین در آن، از جمله در سرمقاله روزنامه جوان متعلق به سپاه خود را نشان می‌دهد.

استیصال سپاه
هر اعتراض، هر تظاهرات و هر موضوعی که در کشور پیش می‌آید، بلافاصله با دخالت مجاهدین تبدیل به حرکتی علیه اصل نظام می‌شود؛ این چنین عبدالله گنجی طی سرمقاله روزنامه جوان، از استیصال و تنگنای نظام پرده برداری می‌کند.
عبدالله گنجی برای اثبات فرضیه خود، نمونه‌های بسیاری در آستین دارد؛ از سال ۸۸ که اعتراضات با شعار «رای من کو» شروع و به سرعت به شعار «انتخابات بهانه‌ست اصل نظام نشانه است»، رسید؛ تا همین روزهای اخیر که جان‌باختن تعدادی از دانشجویان دانشگاه آزاد طی تصادفی منجر به یک تجمع علیه اصل نظام در برابر دانشگاه تهران شد؛ همه و همه حکایت از حضور موثر مجاهدین در صحنه دارد.
روند ثابت همه حرکت‌های اعتراضی از نگاه این سخنگوی سپاه به این صورت است که پس از آنکه اعتراضی آغاز می‌شود، افراد مجاهدین در آن نفوذ کرده و آنرا به حرکتی علیه تمامیت خلافت اسلامی! تبدیل می‌کنند.
به این ترتیب عبدالله گنجی استیصال سپاه و تمامیت نظام را از شرایطی که به خاطر تداوم بیش از یکسال قیام، در آن گرفتار آمده‌اند را بازتاب می‌دهد. او حتی مدعی می‌شود که نظام علاقه دارد که حق اعتراض را به رسمیت بشناسد اما در چنین شرایطی…

مفهوم اخلاق و بی‌اخلاقی از منظر سپاه
عبدالله گنجی حتی به ستایش مخالفانی می‌پردازد که در مسیر براندازی خلافت اسلامی! حرکت نکرده‌اند و آنها را به لحاظ «اخلاقی» تحسین می‌کند؛ او به داریوش فروهر، مهندس بازرگان و دکتر سحابی اشاره می‌کند و آنها را مخالفانی نجیب و اخلاق‌مدار می‌داند؛ هر چند اشاره‌ای نمی‌کند که نظام مقدس! نفر نخست را به همراه همسرش در منزلشان سلاخی کرد، و دو نفر بعد نیز از طرف نظام در انزوای سیاسی قرار داده شدند.
با این حال، این ستایش سپاه از آن نوع مخالفان نظام، بی‌دلیل نیست؛ زیرا به گفته گنجی نوع دیگر مخالفین یا همان مجاهدین، همه اعتراضات را تبدیل به حرکتی علیه تمامیت خلافت اسلامی! می‌کنند، و برای پیشبرد خط سرنگونی هیچ صحنه داخلی و بین‌المللی را از دست نمی‌دهند.

دو واقعیت
اما در میان بیان استیصال سپاه از قیام مردم ایران، دو واقعیت تعیین کننده مورد تایید و تاکید سرمقاله روزنامه جوان قرار می‌گیرد:
۱.مجاهدین عنصر سمت و سو دهنده‌ی تقریبا همه اعتراضات اجتماعی هستند. این مضمون را گنجی از جمله با این گزاره مورد تایید قرار می‌دهد: «کمتر تجمع واقعی و مطالبه حقی در کشور به‌وقوع می‌پیوندد که به انحراف کشیده نشود».
۲.پیشروی و به نتیجه رسیدن تجمعات اعتراضی، ربط مستقیم دارد با گسترده‌گی و حضور هرچه بیشتر مجاهدین در آن. در این رابطه عبدالله گنجی به موضوع غارت‌شدگان موسسات مالی و اعتباری سپاه اشاره کرده و تصریح می‌کند که دولت تنها زمانی حاضر شد، ۳۰ هزار میلیارد تومان از پول آنها را برگرداند که تجمعات ادامه‌دار غارت‌شدگان برگزار شد و مجاهدین با تاسیس کانال «مال‌باختگان»، ۲۸ هزار نفر را عضوگیری کردند.

راه‌حل‌ها و واقعیت
در کنار تصریح این سخنگوی سپاه بر دو واقعیت تعیین کننده؛ عبدالله گنجی دو راه حل نیز برای مقابله با جایگاه مجاهدین در قیام ارائه می‌دهد:
۱.«این پدیده که هر بهانه‌ای برای مواجهه با نظام نشانه می‌شود باید با همه شگرد‌ها و دستاویز‌های آن برای مردم تبیین شود.» به‌‌عبارت دیگر به مردم معترض گفته شود که مجاهدین در صفوف شما حضور دارند.
۲.«لازم است مسئولان کشور خودباختگی خود را در بیان متجلی نکنند.» [جوان ۱۴ دی ۹۷] به‌عبارت دیگر آنها به مردم نشان ندهند که دچار ضعف و استیصال شده‌اند.
فراتر از استیصالی که عبدالله گنجی از تعیین کنندگی نقش مجاهدین در قیام ایران طی سرمقاله روزنامه جوان ارائه داد؛ دست‌خالی‌یی بود که با ارائه رهنمودهایش برای مقابله با مجاهدین، به نمایش گذاشت. او مفروض می‌گیرد که اگر مجاهدین را از صفوف اعتراضات براند، و اگر مسولین نشان ندهند که تا چه میزان از این حضور وحشت‌زده هستند؛ قیام مهار خواهد شد؛ و اعتراضات تبدیل به حرکت‌هایی در درون نظام خواهد شد. او اما در این مفروضات، به‌عمد یا به‌سهو یک واقعیت بزرگ را نمی‌بیند یا انکار می‌کند؛ مجاهدین و قیام یک پدیده هستند. این را خود خامنه‌ای در سخنرانی ۱۹ دی ۹۶ اذعان کرد و آنها را فراخوان‌دهنده، سازمان‌ده و هدایت‌کننده قیام دانست. [روایت یک شکست نظام؛ سخنرانی خامنه‌ای درباره‌ی قیام ایران]

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.