برای یک ایران آزاد

دو رخداد بد برای خامنه‌ای در سال ۹۷؛ اشرف۳ و کانون‌های شورشی

0

اشرف۳ و کانون‌های شورشی، دو واقعیت رونمایی شده در سال ۹۷ بود که همه‌ی نقشه‌های خامنه‌ای را بر هم زد. با شروع قیام ایران در دی ۹۶ او تصور کرد که مجاهدین و آمریکا «جنجال را برای سال» ۹۶ کرده و «نقشه را برای سال » ۹۷ کشیده‌اند؛ این نتیجه‌گیری تقریبا در تمامی ارزیابی‌های بدنه کارشناسی نظام و مقامات تصمیم‌گیر آن آشکار بود و در موارد متعدد حتی بیرونی و در معرض افکار عمومی قرار گرفت.

با همین ارزیابی بود که دستور انفجار در مراسم نوروزی مجاهدین در تیرانا توسط شورای امنیت ملی نظام صادر شد. توطئه تروریستی عید ۹۷ شکست خورد. بلافاصله طرح دوم یعنی ایجاد کشتار وسیع در گردهمایی بزرگ ایرانیان در پاریس در دستور کار قرار گرفت. قرار بر این بود که در ۹ تیر گردهمایی مجاهدین در پاریس به حمام خون تبدیل شود.
عملیات‌های شکست خورده در تیرانا و پاریس اگر موفقیت آمیز می‌بود، می‌توانست صورت مسئله آلترناتیو را از روی میز حاکمان تهران و جامعه جهانی بر دارد اما شکست در انجام آن دو عملیات، موج را علیه تروریست‌های حاکم بر تهران برگرداند.
موضوع مهم‌تر اما این بود که خامنه‌ای در ۲۱ آذر اعلام کرد که در سال ۹۷ در دام عملیات فریب حریف گرفتار شده بود. او که خطاب به پاسداران سخنرانی می‌کرد در حالی که مطمئن نبود نظامش تا پایان سال دوام خواهد آورد، اعلام کرد که اعلام سرنگونی نظام در سال ۹۷ توسط حریف، «ممکن است فریب باشد». خامنه‌ای بلافاصله تصریح کرد، مجاهدین و آمریکا «ممکن است جنجال را برای سال ۹۷ بکنند، نقشه را برای سال ۹۸ بکشند». [آخرین وصیت خامنه‌ای؛ پاسداران آماده باشند، قیام ادامه دارد]
با این همه خامنه‌ای جرأت نکرد که خطاب به پاسداران دو واقعیت را مورد تایید قرار دهد؛ دو واقعیتی که تمامی رسانه‌ها و شبکه‌های امنیتی نظام در سال ۹۷ در برابر آنها غافل‌گیر شدند؛ دو واقعیتی که آلترناتیو را در سطحی نوین و در تعادلی برتر در برابر سلطنت ولایت مطلقه فقیه به ثبت داد؛ اشرف۳ و کانون‌های شورشی.
اشرف۳ به پاسداران نشان می‌دهد که مجاهدین نه‌تنها از پس ۴۰ سال سرکوب و کشتار نابود نشده‌اند بلکه ارتقاء هم یافته‌اند؛ نخستین پیام این وضعیت برای آنها ضرورت ناامیدی، یأس و ریزش است.
اشرف۳ به مردم تحت ستم ایران این پیام را می‌دهد که آلترناتیو سلطنت ولایت مطلقه فقیه در صحنه حاضر است. مردم ستم‌دیده می‌توانند این نتیجه را بگیرند که وقتی مجاهدین از میان همه‌ی توطئه‌های نظام‌ ایران و همراهان بین‌المللی‌اش، با سربلندی عبور کرده‌اند پس توانایی به زیر کشیدن خامنه‌ای و سپاه را نیز دارند.
اشرف۳ به جامعه بین‌المللی نیز تصویری از یک نیروی توانمند، با صلاحیت جایگزینی نظام ایران را ارائه می‌دهد؛ نیرویی که می‌تواند به فاصله تنها چند روز بزرگترین تظاهرات‌ها را در پایتخت‌های اروپایی و در دو قاره اروپا و آمریکا برگزار کند. نیرویی که سطح ارتباطات بین‌المللی‌اش همتراز دولت‌های مستقر است.
اما کانون‌های شورشی…
کانون‌های شورشی در سال ۹۷ به همه‌ی طرف‌ها نشان داد که قیام سال ۹۶ نیروی حرفه‌ای و نیمه حرفه‌ای خود را متولد کرده است؛ نیرویی که متکی به پشتوانه اجتماعی‌اش، در صحنه حضور دارد و می‌تواند تنها در یک روز در همه مراکز استان‌ها یا شهرهای دور افتاده، مظاهر و علامت‌های نظام مستقر را به آتش بکشد.
در حالی که خامنه‌ای با تصور اینکه «نقشه» سرنگونی‌اش توسط مجاهدین مربوط به سال ۹۷ می‌باشد، خود را بی‌مهابا به وسط میدان پرتاب کرد، و یک به یک برگ‌های خود را سوزاند؛ اما در جبهه مقابل -که با طرح «فریب» و «جنجال»، خامنه‌ای را ناتوان از ارزیابی صحیح صحنه کرده بود- از دو رخداد مبارک پرده‌برداری شد؛ اشرف۳ و کانون‌های شورشی؛ دو مؤلفه قدرت که کارشان اجرای «نقشه» «برای سال ۹۸» است.

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.