برای یک ایران آزاد

شاگردان مکتب گوبلز در اشپیگل در خدمت آخوندها»: فرید ماهوتچی

0

اشپیگل درخدمت آخوندهایی که هدف ضربات مجاهدین و مقاومت ایران، در داخل و خارج قرار گرفتند می‌رود؛ ضرباتی که در تظاهرات هواداران مقاومت در پاریس، ورشو و مونیخ برپیکر فرسوده رژیم ولایت فقیه درخارج و فعالیت‌های کانون‌های شورشی، در داخل واردشد؛ به نحوی که روحانی به صحنه آمد، و شرایط کشور را جنگی اعلام کرد.

این بار قرعه به نام اشپیگل افتاد، تا به صحنه بیاید و با انتشار گزارشی علیه سازمان مجاهدین و مجاهدین ساکن آلبانی، رژیم را از زیر فشار این ضربات خارج کند. درهمین رابطه آقای فرید ماهوتچی طی گفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به این موضوع پرداخته وبه سئوالات پاسخ می‌دهد.

فرید ماهوتچی: قبل از اینکه بخواهم به سئوال تان پاسخ بدهم اجازه بدهید کمی در رابطه با خود این مقاله‌ای که مجله اشپیگل نوشته توضیحی بدهم. اشپیگل در تاریخ ۱۶ فوریه یک مقاله‌ای علیه سازمان مجاهدین درج کرد که مملو از دروغ‌های وزارت اطلاعات رژیم علیه مجاهدین است. این مقاله که در هماهنگی کامل با وزارت اطلاعات و مزدوران آن نوشته شده بود با هدف شیطان سازی از مجاهدین و امداد رسانی به رژیم نوشته شده است. این مقاله زشت‌ترین دروغ‌های وزارت اطلاعات علیه مبارزان آزادی را از زبان چند بریده مزدور وزارت اطلاعات به مبتذل‌ترین شکل علیه مجاهدین در آلبانی تکرار کرده است،‌ بطوری که اگر خواننده خارجی نداند که این مطالب را یک نشریه خارجی نوشته است و صرفاً خود مقاله را بخواند فکر می‌کند که یکی از ورق پاره‌های خود رژیم نوشته است چرا که دروغ‌ها و اتهامات همان اتهاماتی است که سالیان است که وزارت اطلاعات هزاران بار علیه مجاهدین برای شیطان سازی تکرار کرده است.

اما در رابطه با پاسخ به این سئوال که چرا اشپیگل این دروغ‌ها را علیه سازمان منتشر کرد، اگر بخواهیم خیلی ساده به این سئوال پاسخ بدهیم علت بخاطر معاملات کلان اقتصادی با رژیم و منافع مالی و پول است. یعنی این رسانه‌ها شرافت مطبوعاتی که ندارند بلکه بخاطر منافع اقتصادی کشورشان و همچنین چپاول منابع کشور ما حاضر هستند هر دروغی را بنویسند. همین اشپیگل برای مثال ماه قبل یک رسوایی دیگری را به بار آورد که تبدیل به یک افتضاح بین المللی برایش شد و یکی از خبرنگارانش بنام کلاوس رولوتیوس که کلی مقاله در اشپیگل نوشته بود باصطلاح نویسنده معتبراشپیگل بود و افشا شد که همه مقالاتی که نوشته بود دروغ بوده و از آنجا که آبروی اشپیگل در سطح جهانی بخاطر این دروغ‌ها رفته بود، اشپیگل مجبور شد از بابت آن معذرت خواهی کند. بنابراین این یک مسئله جدیدی نیست و اینها شرافت خبرنگاری ندارند و بخاطر پول حاضرند هر دروغی را بنویسند. بنابراین تا آنجا که به اشپیگل برمیگردد علت مشخص است ولی در رابطه با اینکه چرا الان آنرا منتشر کرده زمان انتشار به نیاز رژیم در این مقطع برمیگشت چرا که وقتی اجلاس ورشو شکل گرفت،‌ رژیم در موقعیت خطیری قرار گرفت. از یک طرف تعداد زیادی از کشورهای جهان در یک اجلاس جهانی علیه رژیم متحد شدند و از طرف دیگر تجمع هزاران نفر از هواداران مقاومت و مجاهدین در بیرون این اجلاس به همه دنیا نشان داد که ایران یک آلترناتیو دارد و آنهم مجاهدین و شورای ملی مقاومت است، بنابراین رژیم شدیداً نیاز به چنین کمکی داشت وگرنه این مقاله قرار بود خیلی قبل‌تر منتشر شود که بعداً بیشتر راجع به آن توضیح می‌دهم.

فرید ماهوتچی: منابع این مقاله طبق معمول وقتی رژیم می‌خواهد دروغی را بگوید از طریق مشتی مزدوران وزارت اطلاعات و بریده مزدورانی انجام می‌دهد، که توسط سفارت رژیم ایران در آلبانی و وزارت اطلاعات استخدام شده‌اند. همانطور که میدانید رژیم برای پیشبرد خط شیطان سازی و دروغ پردازی‌اش علیه مجاهدین از تعدادی بریده مزدور که به استخدام در آورده پیش می‌برد و ازآنها تحت عنوان اعضای سابق مجاهدین اسم می‌برد و آنها را در مطبوعات و رسانه‌ها می‌فرستد تا دروغ بگویند.

اشپیگل یکی از منابعش خائنی بنام غلامرضا شکری است که در آلبانی به استخدام سفارت رژیم و وزارت اطلاعات در آمده است. این مزدور یکی از منابع اصلی مقاله اشپیگل است و بسیاری از دروغ‌ها را اشپیگل به نقل از این مزدور نوشته است. خوب است که بدانید که مصاحبه اشپیگل با این مزدور در تاریخ ۲۴ نوامبر یعنی سه ماه قبل از انتشار مقاله اشپیگل در ۱۶ فوریه در سایت انجمن نجات کرمانشاه منتشر شده و بعداز آن این مطلب در سایت‌های مختلف وزارت اطلاعات باز انتشار شد. توجه می‌کنید مصاحبه اشپیگل سه ماه قبل از انتشار در اختیار وزارت اطلاعات رژیم قرار گرفته و در سایت‌های مختلف وزارت چاپ شده است. پس رابطه را می‌بینید،‌ رابطه بین اشپیگل و وزارت اطلاعات.

حالا در همین مصاحبه شکری مزدور اعتراف می‌کند که به سفارت رژیم رفته تا به ایران برگردد یعنی خیلی واضح مطرح کرده که قیمت رفتن اش به ایران و اینکه رژیم به او اجازه بدهد که به ایران برگردد. این بوده که این دروغ‌ها را علیه مجاهدین بگوید و این کاری بوده که رژیم از او خواسته ولی اشپیگل همین یک جمله را در مقاله‌ای که چاپ کرده حذف کرده تا رابطه این مزدور با رژیم را رو نکند.

اما در رابطه با نویسنده این مقاله سئوال کردید. نویسنده این مقاله یک خانمی بنام لویز هومریش است. این خانم به اصطلاح خبرنگار مدت زیادی در ایران بوده و با ارگانهای سرکوب و امنیتی رژیم در ارتباط بوده و در سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ در تهران به اصطلاح “تحصیل” می‌کرد و دوستان بسیجی زیادی داشته و حتی یک گزارشی هم از به اصطلاح راهیان نور بسیجی‌ها تهیه کرده بود و عکس اش با مقنعه در کنار سایر زنان بسیجی است

. این عکس را این خانم به اصطلاح خبرنگار در یک گزارشی که در رابطه با زنان بسیجی در یک سفر به اصطلاح راهیان نور گرفته بود. بنابراین این خانم خودش هیچ چیزی کمتر از یک بسیجی،‌ البته از نوع آلمانی و از راهیان نور رژیم کمتر ندارد،‌ در نتیجه در رابطه با مقاله و دروغ‌هایش هم نباید بیشتر از این از یک بسیجی راهیان نور انتظار داشت.

فرید ماهوتچی: سوژه اصلی این شیطان سازی ها طبعاً مجاهدین هستند و بطور خاص مجاهدین مستقر در اشرف ۳ در آلبانی هستند. ولی بنظرم سئوال اصلی این است که چرا رژیم دست به دروغ پردازی و شیطان سازی علیه مجاهدین می زند و هدفش از این شیطان سازی ها چی است؟ فهم درست این مسئله خیلی مهم است. چرا که وقتی ما این هدف را درک کنیم می‌توانیم به وضعیت رژیم از یک طرف پی ببریم و همینطور به راههای مقابله با آن هم بپردازیم.

ببینید برای اینکه درک کنیم که چرا رژیم دست به این دروغ پردازی میزند باید دید که رژیم در چه وضعیتی است و چرا نیاز به این شیطان سازی و دروغ پردازی دارد؟ رژیم در حال حاضر هم به لحاظ داخلی و هم به لحاظ بین المللی در یک بحران مرگ بار و در یک بن بست برگشت ناپذیر قرار دارد یعنی رژیم به عینه سرنگونی را در جلوی چشم اش می‌بیند. به لحاظ داخلی قیام‌ها و تظاهراتهای مستمر و فعالیت‌های کانون‌های شورشی از یک طرف و وضعیت اقتصادی خراب و نارضایتی عمومی باعث شده که رژیم در لبه سرنگونی قرار بگیرد، بطوری که مقامات مختلف رژیم از جمله روحانی اذعان کرده‌اند که رژیم هیچگاه در ۴۰ سال گذشته در چنین وضعیت بحرانی نبوده. از لحاظ بین المللی هم با توجه سیاست جدید آمریکا در قبال رژیم و تحریم‌ها و پایان دادن به سیاست استمالت، رژیم در وضعیت بی سابقه‌ای قرار دارد. یعنی بطور خلاصه رژیم هم به لحاظ داخلی و هم به لحاظ بین المللی در محاصره کامل قرار گرفته است و هیچ برون رفتی از این وضعیت وجود ندارد و ته این وضعیت سرنگونی رژیم است. حالا در یک چنین وضعیتی که رژیم در کابوس سرنگونی قرار دارد،‌ رژیم فقط یک برون رفت و یک راه حل برای خارج شدن از این وضعیت برای خودش می‌بیند و آنهم این است که یا باید مجاهدین رانابود می‌کرد و به مردم در داخل و به جامعه بین المللی در خارج اینطور نشان بدهد که اگر چه وضعیت رژیم خراب است،‌ اگر چه این رژیم یک رژیم دیکتاتور و بدی است، ولی در هر صورت این رژیم آلترناتیوی ندارد، جایگزینی ندارد و اگر سرنگون شود وضعیت بدتر می‌شود. ولی از آنجا که رژیم بطور واقعی آلترناتیو دارد و مجاهدین و شورای ملی مقاومت، آلترناتیو این رژیم هستند،‌ بنابراین رژیم برای پیشبرد این خط یا باید مجاهدین را بصورت فیزیکی نابود می‌کرد که با اعدام و قتل عام و حملات موشکی در اشرف و لیبرتی تلاش کرد مجاهدین را نابود کند که نتوانست و یا باید آنها را بصورت سیاسی نابود کند. تنها راه نابود کردن سیاسی مجاهدین را هم در شیطان سازی دیده یعنی همین کاری که با مقاله اشپیگل کرد و این گونه کارها انجام می‌دهد.

با این شیطان سازی می‌خواهد به جوانانی که تازه با مجاهدین آشنا شده‌اند یا حتی کسانی که آشنا نشده‌اند ولی از وضعیت فعلی ناراضی هستند بگوید که اعتراض نکنید، تظاهرات نکنید، خواهان سرنگونی رژیم نشوید، چرا؟‌ چون من آلترناتیوی ندارم،‌ جایگزینی ندارم و اگر مجاهدین بیایند وضعیت بدتر می‌شود،‌ مجاهدین یک فرقه هستند،‌ مجاهدین تروریستند،‌ مجاهدین اینطورند و آنطوری اند و با این دروغ پردازی‌ها وشیطان سازی ها، یک چهره‌ای ترسناک و هیولایی از مجاهدین می‌سازد که جوانها به طرف مجاهدین نروند. خوب اگر جوانان شورشی طرف مجاهدین نروند که دیگر کسی نیست، پس باید با وضعیت فعلی بسازند و رژیم اینطور می‌تواند به حکومت ننگین خودش ادامه بدهد. به همین دلیل است که شما می‌بینید که رژیم برای این شیطان سازی علیه مجاهدین، فیلم سینمایی پشت فیلم سینمایی، مقاله پشت مقاله، سریال پشت سریال می‌سازد.

آخر اگر مجاهدین یک گروهک هستند، چرا باید رژیم اینهمه به مجاهدین بپردازد؟ اگر مجاهدین عددی نیستند چرا اینهمه فیلم در رابطه با آنها درست می‌کنند؟‌ چرا میلیون‌ها دلار خرج می‌کنند که یک مقاله دروغ از اشپیگل علیه آنها بیرون بیاید؟ واقعیت این است که رژیم خیلی خوب می‌داند که تنها راه جلوگیری از سرنگونی‌اش جداکردن مردم از مجاهدین است و به همین دلیل است که ۴۰ سال است که با صرف میلیونها دلار تمام تلاش اش را کرده که صدای مجاهدین به مردم نرسد، اسم بردن از مجاهدین را مرز سرخ کرده و آنرا معادل زندان و شکنجه و اعدام کرده و از طرف دیگر شب و روز به دروغ پردازی و شیطان سازی علیه مجاهدین پرداخته تا جوان‌هایی که از نزدیک مجاهدین را ندیده‌اند و با آنها آشنایی ندارند به سمت مجاهدین نروند. از طرف دیگر می‌داند که هر جوان با غیرت ایرانی فقط با تاریخچه مجاهدین و با افکار مجاهدین آشنا بشود، شیفته آن‌ها می‌شود، چرا که مجاهدین کسانی هستند که همه چیزشان را فدای مردم کرده‌اند تا مردم به آزادی و خوشبختی برسند و آرمان مجاهدین هیچ چیزی نیست جز آزادی مردمشان و به همین دلیل هم هر جوانی فقط چند ساعت با یک مجاهد صحبت کند و یا تاریخچه سراسر فدای مجاهدین را مرور کند هوادار آن‌ها می‌شود،‌ چون مجاهدین هیچ چیزی برای خودشان نمی‌خواهند و همه چیز را برای مردمشان می‌خواهند و به همین دلیل هم چهل سال است که رژیم آنها را زندانی و شکنجه کرد کوتاه نیامدند، اعدام کرد، کوتاه نیامدند،‌ قتل عام کرد،‌ کوتاه نیامدند،‌ سالیان در بیابانهای داغ عراق بودند و کوتاه نیامدند، در اشرف و لیبرتی محاصره کرد،‌ موشک باران کرد و قتل عام کرد بازهم کوتاه نیامدند. ببینید فداکاری مجاهدین در مبارزه برای آزادی مردم یک حماسه است،‌ گذشتن از جان و مال و زندگی و خانواده و همه چیز برای آزادی و مسلماً هر جوانی فقط گوشه‌ای از این تاریخچه پر افتخار را بداند هوادار مجاهدین می‌شود و به سرعت تبدیل به کانون شورشی می‌شود و کانونهای شورشی به سرعت ستون فقرات قیام و سرنگونی رژیم می‌شوند و به همین دلیل هم رژیم نمی‌خواهد این اتفاق بیفتد و تنها راه نجات اش را قطع کردن مردم و بخصوص جوانان از مجاهدین می‌داند و تنها راه را هم همین شیطان سازی می‌داند و دروغ سازی که کسی سراغ مجاهدین یعنی مبارزه نرود. یعنی کسی سراغ مبارزه نرود.

فرید ماهوتچی: ببینید اگر رژیم خودش این دروغ‌ها را بگوید که هیچ اعتباری ندارد و به همین دلیل رژیم با صرف انرژی زیاد و پرداخت پول‌های کلان دست به این اقدامات میزند که این دروغ پردازی‌ها در نشریات معتبر غربی منتشر بشود. چون همین که این مقاله در یک نشریه غربی منتشر می‌شود بلافاصله پشت اش می‌بینید که رسانه‌ها و سایت‌های رژیم یکی بعد از دیگری مستمراً این خبرها را منعکس می‌کنند و ترجمه می‌کنند، تا هرچه می‌توانند مردمی که ناآگاه هستند یا همانطور که گفتم جوانهایی که هنوز شناختی از مجاهدین ندارند را ناامید کنند و از قول منابع به اصطلاح معتبر بین المللی دروغ‌های خودشان را علیه مجاهدین و مقاومت ایران تکرار کنند و بنویسند که اشپیگل این را در رابطه با مجاهدین گفت. همانطور که در ابتدای صحبت هم گفتم اشپیگل و برخی رسانه‌های غربی که دنبال رو سیاست استمالت هستند مسئله‌شان ایران و مردم ایران و جنایت‌های رژیم نیست،‌ مسئله آنها منافع اقتصادی خودشان و چپاول نفت مردم ایران است و رژیم هم با تاراج دادن منابع مردم ایران است که حمایت این کشورها را بدست می‌آورد. همانطور که در اطلاعیه کمیسیون خارجه شورا هم در این رابطه آمده بود، در رابطه با اشپیگل، نمایندگی شورا در ۱۸ نوامبر ۲۰۱۸ در نامه‌یی ۶۶۰۰ کلمه‌ای با انبوهی ضمائم و آدرسهای دقیق به کلیه سئوالات اشپیگل پاسخ داده بود ولی اشپیگل به هیچ کدام از آنها در مقاله اشاره نشده بود.

از طرف دیگر در نامه‌ای که نمایندگی شورا در آلمان به سردبیر اشپیگل نوشته شده بود از او دعوت شده بود و ۲ بار هم دعوت شده بود که خودش به اشرف ۳ در آلبانی برود و از نزدیک واقعیت‌ها را ببیند و با هر کس که می‌خواهد صحبت کند ولی مسئله اشپیگل که واقعیت‌ها نبود. بنابراین دروغ نوشتن در اشپیگل یا سایر رسانه‌های غربی اصلاً چیز جدیدی نیست و نباید گول اینها را خورد و گفت به اعتبار اینکه این یک نشریه معروف و شناخته شده است پس الزاماً حرفهایش معتبر است. خیر اصلاً اینطوری نیست. شاخص و معیار این نیست که این مطلب و خبر و موضوع را اشپیگل یا هر رسانه دیگری که معتبر است یا نیست می‌گوید یا نه، چرا که همین‌ها به سادگی با پول رژیم خریداری می‌شوند، پس ما باید یک شاخص داشته باشیم چرا؟ بلکه شاخص این است که این حرفها در خدمت رژیم است یا علیه رژیم. یعنی شاخص اعتبار هر حرفی نه اسم آن نشریه و رسانه بلکه شاخص رژیم است و رژیم و اینکه مطلبی که گفته شده در خدمت رژیم وحفظ رژیم است یا واقعیت‌های موجود که تماماً در راستای سرنگونی رژیم است.

۲ بار سردبیر را دعوت کرده بودند که اشرف ۳ برود، چون نوشته بود سوالاتی داریم حالا بگذریم که سؤالات هم بسیار زشت و مبتذل و به تمام معنا مبتذل و در پاسخ هم، همه سؤالات پاسخ داده شده بود، بنابراین اینها مسئله‌شان واقعیتها نبود، مسئله‌شان پولی بود که گرفته بودند و دروغهای که وزارت اطلاعات از آنها خواسته بود را منتشر بکنند.

فرید ماهوتچی: ببیند من بخش اصلی هدف رژیم از این دروغ پردازی و شیطان سازی را که به داخل ایران بود را توضیح دادم ولی رژیم علاوه بر داخل ایران، دو هدف هم در رابطه با مجاهدین بخصوص اشرف ۳ در آلبانی و همچنین به لحاظ بین المللی را دنبال می‌کند. به لحاظ بین المللی هدف رژیم از شیطان سازی مجاهدین این است که بگوید هیچ آلترناتیوی ندارد، یعنی درست مثل همان کاری که در داخل ایران می‌کند،‌ می‌خواهد بگوید من آلترناتیوی ندارم اعتراض و تظاهرات نکنید، همان هدف را در خارج از ایران هم دنبال می‌کند که بگوید آلترناتیوی ندارد و لذا کشورهای دیگر مجبور هستند با همین رژیم بسازند و لذا سیاست استمالت با این رژیم را ادامه بدهند.

هدف دیگر رژیم در رابطه با مجاهدین و اشرف ۳ زمینه سازی برای عملیات تروریستی است. رژیم طی سالیان گذشته هر وقت که می‌خواست یک عمل تروریستی علیه مجاهدین انجام بدهد یا اقدام به تهاجم به اشرف و لیبرتی بکند زمینه‌های سیاسی آنرا با شیطان سازی و دروغ پردازی آماده می‌کرد. در عراق هم برای حمله به اشرف و لیبرتی ابتدا مدتی اخبار دروغ و دروغ پردازی و شیطان سازی می‌کرد وسپس حمله می‌کرد. در آلبانی نیز رژیم مدتی با به میدان آوردن مزدوران شناخته شده‌اش و دروغ پردازی علیه مجاهدین می‌خواست طرح تروریستی‌اش در آلبانی را به پیش ببرد که در آلبانی خوشبختانه توسط این توطئه توسط دولت آلبانی کشف و خنثی شد و سفیر رژیم هم در این رابطه از آلبانی اخراج کردند.

فرید ماهوتچی: ببینید هر جا امکانش باشد باید اقدام حقوقی کرد، در رابطه با این اقدام اشپیگل هم همینطور است مثلاً بردن مجاهدین در لیست تروریستی را درنظر بگیرید، اشپیگل پشه هم در مقابله با مجاهدین حساب نمی‌شود، شما نگاه کنید امریکا، انگلیس، اتحادیه اروپا، یعنی تمام کشورهای غربی سازمان مجاهدین خلق را در لیست تروریستی بردند بر چه مبنایی؟ بر چه اساسی؟ بر اساس اطلاعات دروغ و شیطان‌سازی، دروغ‌های نجومی بر علیه مجاهدین، و بدینوسیله مجاهدین را در لیست تروریستی بردند، علت؟ سیاست استمالت، علت سیاستی که می خواستند با این رژیم بسازند و تغییرات را از درون این رژیم در بیاورند، حالا این سیاست کثیف استمالت مجاهدین را بردند در لیست تروریستی، مجاهدین چکار کردند، تمام این کشورها از امریکا تا انگلیس را به دادگاه بردند و بلحاظ حقوقی به چالش کشیدند، مدارک و اسناد را بردند ولی آنها یک برگ کاغذ در رابطه با مجاهدین نداشتند.

اشپیگل که این دروغها را از زبان یک بریده مزدور می‌گوید، اتهامات و ادعاهایی که در لیست تروریستی بود نجومی بود، دادگاه‌های خودشان گفتند شما یک صفحه مدرک و سند ندارید دیگر خجالت بکشید، این‌ها را از لیست بیرون بکشید، بنابراین آنچه که به دادگاه برمیگردد خیلی از اشپیگل گنده‌ترهایش نتوانستند با مجاهدین در بیفتند و مجاهدین در دادگاهها همه اینها را کنار زدند واز لیست‌ها بیرون آمدند بنابراین حتماً هر جا نیاز باشد باید حقوقی هم اقدام بشود ولی به نظرم یک نکته مهم بخصوص در رابطه با داخل ایران و در رابطه با جوانان موضوع روشنگری است، باید برای جوانان روشنگری کرد که هدف رژیم از این کارها چیست؟ همین اهدافی که توضیح دادم چون این روشنگری خیلی چیزها را برای جوانان روشن می‌کند که آقا هدف جلوگیری از مبارز شدن و جلوگیری از سرنگونی خودش است، بنابراین شدیداً باید در مقابل این ایستادگی کرد.

فرید ماهوتچی: در رابطه با این نکته که این هموطن عزیز گفتند بله دقیقاً این حرف درست هست، رژیم می‌آید مثلاً بعضی از خبرنگارها هستند و باصطلاح میگویند خبرنگاران که سیتی‌زن یک کشوری هستند و ایران هستند، سالیان روی آنها کار می‌کند و بعد رسانه‌های غربی آنها را می‌کارد، خود آن رسانه هم که معلوم الحال هست و سیاست استمالت را پیش می‌برد و منافع اقتصادی دارد و گفتم منابع مالی دارد و از طریق همین خبرنگارها هست که خط‌ش را پیش می‌برد، مثلاً در رابطه با همین خبرنگار اشپیگل گفتم این دو سال در ایران بوده و کلی دوستان بسیجی داشته، این‌ها را سال‌ها می‌سازد و پول می‌دهد بعنوان یک خبرنگار معتبر در رسانه‌ها روی آنها کار می‌کند، رژیم سرمایه گذاری کلان می‌کند، این مقاله برای رژیم یک مقاله ساده نیست شیطان سازی برای رژیم حیاتی است، چون می‌خواهد بگوید من آلترناتیو ندارم، نیاز رژیم سر شیطان سازی همین هست که اینها را بیاورد در رسانه‌ّایش و تبلیغ بکند و انعکاس بدهد و بگوید اشپیگل این را گفت و آن را گفت، که در داخل ایران استفاده کند، به همین دلیل این مقاله اشپیگل در تقریباً تمامی رسانه‌ها در تلویزیون رژیم انعکاس پیدا کرده است که من بعضی‌ها را برای شما می‌خوانم.

گزارش اشپیگل از کمپ منافقین: اعضای این سازمان کشتار را تمرین می‌کنند، به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری فارس، نشریه آلمانی «اشپیگل» در گزارشی با عنوان «زندانیان شورش» به وضعیت اعضای گروهک تروریستی منافقین و حمایت دولت آمریکا از آنان پرداخت و نوشت که «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا از سیاستی پیروی می‌کند تا دولت ایران را سرنگون کند و در این زمینه اعضای این سازمان هم سیاستی هم راستا با آمریکا دارند. بیش از دو هزار نفر از افراد عضو سازمان در کمپی در آلبانی به سر می‌برند. افرادی که از سازمان جدا شده‌اند از شکنجه و آزارهای روانی سخن می گویند.

تیتر روزنامه حکومتی مشرق:‌ گزارش تکان دهنده اشپیگل از توحش منافقین، روزنامه کیهان وابسته به باند ولی فقیه:‌ اشپیگل: منافقین سه روز در هفته سر بریدن را تمرین می‌کنند! می‌خواهد یک تصویر دراکولایی از مجاهدین بسازد.

شبکه خبر رژیم:‌ گزارش اشپیگل از کمپ منافقین: اعضای این سازمان کشتار را تمرین می‌کنند، روزنامه حکومتی انتخاب:‌ روایت تکان دهنده اشپیگل از شکنجه روحی اعضا منافقین در کمپ آلبانی، می‌بینید که چطور با آب و تاب و این تیترها تلاش دارند که یک چهره هیولایی از مجاهدین بسازند و معلوم نیست به چه دلیل این مجاهدین که یک گروهکی بیش نیستند و هیچ عددی هم نیستند اینقدر برای رژیم مهم می‌شوند که در همه رسانه‌هایش از صدر تا ذیل از تلویزیون و روزنامه‌هایش گرفته تا تمامی سایت‌های رنگارنگش به این مسئله می‌پردازند و به شیطان سازی علیه این گروهک می‌پردازند.

راستی این گروهک چه ترس و وحشتی در این رژیم انداخته که رژیم را مجبور به این اقدامات کثیف و مشمئز کننده می‌کند. واقعیت این است که رشیدترین فرزندان این میهن با فدای بیکرانشان،‌ با صدق و فدایشان و ایستادگی بی نظیرشان در مقابل این هیولای مذهبی که به نام دین ۴۰ سال در این میهن خون ریخته و دست و پا بریده، رژیم را به جایی رسانده‌اند که در آستانه سرنگونی قرار دارد و رژیم برای فرار از این سرنوشت محتوم مجبور شده با شیطان سازی علیه مجاهدین،‌ برون رفتی برای خودش از این وضعیت پیدا کند،‌ غافل از اینکه مردم ایران هوشیارتر از این حرفها هستند و رژیم ممکن است برای مدت کوتاهی برخی‌ها را فریب بدهد ولی واقعیت‌ها خیلی زود روشن می‌شود و مردم ایران با همت کانونهای شورشی به زودی زود این رژیم را در تمامیت اش سرنگون خواهند کرد تا این دجالیت و فریبکاری و دروغ برای همیشه از صحنه این میهن پاک شود.

فرید ماهوتچی: انجام کار حقوقی خیلی خوبی هست و هرجایی که لازم هست باید انجام داد، من در پاسخی که دادم مثال زدم و مثالم هم در رابطه با بردن مجاهدین در لیستهای امریکا انگلیس و اتحادیه اروپا بود که حتی آنجا هم بر چه پایه و بر چه مبنایی مجاهدین را در لیست بردند، مبنا و پایه یکسری دروغها بود دروغ و اتهاماتی علیه مجاهدین بود، سیاست استمالت بود و در نتیجه کشورهایی مثل آمریکا، انگلیس و اتحادیه اروپا مجاهدین را در لیست بردند، ولی از طریق کار حقوقی از طریق دادگاه، دادگاه‌های همان کشورها تمامی این دروغ را اثبات کردند که دروغ و پوشال و حتی یک برگ سند آنها مدرک نداشتند، بنابراین اشپیگل که گفتم در مقابل مجاهدین که پشه‌ای هم نیست، آمریکا و انگلیس و اتحادیه اروپا با دروغ پردازیهای توانستند بر چسب نگین تروریستی را به مجاهدین نگه دارند، بنابراین در این رابطه هم همینطور و توضیح دادم کار حقوقی حتماً خوب است و حتماً هر جایی که لازم هست باید انجام بشود، اما مهمترین چیز بخصوص در رابطه با داخل ایران روشنگری است، باید هر چقدر می‌شود، هدف رژیم چیست و رژیم می‌خواهد بگوید اعتراض و قیام نکنید، سرنگون نکنید چون آلترناتیو ندارم، روی چی می‌خواهد سوار شود؟ روی همین شیطان‌سازی، و باید بر دهان رژیم زد و افشا کرد این فریب و این نیرنگ رژیم را بیشتر افشا کرد. رژیم مذهبی از چی می‌ترسد از این که سرنگونی بسیار بسیار نزدیک است و این دست و پا زدن‌های رژیم برای خودش هست تا راهی برای حفظ بقاء پیدا کند و تا جایی که به مردم ایران برمیگردد در رابطه با مجاهدین بعد از ۴۰ سال فداکاری مجاهدین مردم خیلی خوب می‌دانند ناجی آنها کیست، و انشالله به زودی زود همین مردم و همین کانونهای شورشی قهرمان با کمک همین مردم این رژیم را سرنگون خواهند کرد

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.