برای یک ایران آزاد

اعتراضات اجتماعی ، وضعیت انفجاری جامعه و قیامهای در تقدیر: گفتگو با حسین میرداماد

0

اعتراضات اجتماعی دراین روزها توسط اقشار مختلف برای دستیابی به خواسته هایشان،  درتهران وشهرستانها برگزار میشود . هفته گذشته روز پنجم مرداد، وزیر کشور رژیم رحمانی فضلی، در یک مصاحبه تلویزیونی مدعی شد که: « در سه ماهه اول امسال، فروردین اردیبهشت خرداد، نسبت به سه ماهه اول سال ،۹۷ ما ۳۸٪ کاهش اعتراضات و تنشها را داشتیم» و این را دلیل بر توان رژیم، در مهار اوضاع جامعه قلمداد کرد.

آیا حاکمیت آخوندی  میتواند وضعیت انفجاری جامعه رامهار کند؟ اگر توان مهار وضعیت انفجاری جامعه رادارد شاخص‌های آن چیست ؟ و اگر نمیتواند، جامعه چه روندی را طی می‌کند؟

درهمین رابطه آقای حسین میرداماد، طی گفتگویی با تلویزیون ایران آزاد،  به این موضوع پرداخته و به سئوالات پاسخ میدهد.

حسین میرداماد: برای رژیمی که در وضعیت احتزاز بسر می‌برد و این رژیم درمانده از حل تمام مسائل سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی است و در یک بن‌بست وحشتناکی دچار شده، و در واقع در محاصره مردم و مقاومت ایران قرار گرفته، برای روحیه دادن به مزدوران وارفته‌ و شکنجه‌گرانش در زندانها و جلادان وزارت اطلاعات، پاسداران مزدورش، نیروی انتظامی وارفته، برای همه اینها باید متوسل بشود به مشتی دروغ، آمارهای دروغ، حرفهای که بی پایه و اساس هستند، و به قول معروف مقداری روحیه به اینها بدهد بلکه از این ستون به آن ستون برای رژیم فرجی حاصل شود.

این دستگاهی است که رژیم نه فقط در مورد اعتراضات، در بقیه موارد دنبال می‌کند. میگویند در زمانهای قدیم اعدامی‌ها را می‌بردند در جایی که محل تیرهای اعدام بوده، بعد فردی را برای اعدام می‌برند و قاعده‌شان بر این بوده که اگر کسی را پای تیرک اعدام می‌بردند آنجا دم آن ستون اگر خواسته‌ای داشت که قابل اجرا بود کسانی که اعدام کننده بودند اجرا می‌کردند، در این اثنا یک نفری را که برای اعدام برده بودند وقتی او را پای ستونی می‌برند می‌گوید اگر می‌شود بی زحمت مرا به پای آن دیگر ستون ببرید، می‌برندش ستون بعدی، بعد که می‌برند که برای اعدام ببندنش، می‌گوید اگر بشود و لطف بکنید مرا پای آن یکی ستون ببرید، خلاصه از این ستون به آن ستون بردندش و به او گفتند تو چرا از این ستون به آن ستون می‌بردی چه فرقی این ستونها با همدیگر دارند؟ گفت شاید از این ستون به آن ستون اتفاقی بیفتد و کسی نظرش عوض بشود، یک شانسی برای ما صورت بگیرد و من از اعدام نجات پیدا کنم، به همین خاطر گفتند از این ستون به آن ستون فرج است، داستانش این بود.

داستان رژیم هم همین است، در واقع پیوسته می‌خواهد تلاش کند الان به سیاستهایش در قبال امریکا نگاه کنید می‌خواهد کش بدهد، که بلکه از این خفگی در بیاید، بلکه از این اوضاع انفجاری در بیاید، آمار دروغ دادن، برای همین است، برای اینکه مقداری صورت خودش را با سیلی سرخ نگه بدارد.

حسین میرداماد: برای حل مشکل مسائل اجتماعی احتیاج به کارهای پایه‌ای دارد و از ریشه باید حل کرد، تا باور بوجود بیاید و مردم به چشم ببینند، در همین چند ماه گذشته آماری که من دارم، حکایت از اعتراضات گسترده در جامعه هست، در فروردین ۲۰۸ حرکت اعتراضی، در اردیبهشت ۲۶۲ حرکت اعتراضی، در خرداد ۱۶۴ حرکت اعتراضی، با توجه به اینکه ماهی بوده که سیل آمده خیلی از مردم درگیر آن بودند، درتیرماه ۲۶۷ حرکت اعتراضی بوده، نکته مهم این است حتی با وجود آمدن سیل این پاسدار که نمی‌گوید پایه محاسباتش چی بوده که اعتراضات کاهش پیدا کرده است، و از کجا این را می‌گوید. در حالیکه وقتی ما نگاه می‌کنیم کیس اعتراضات اصلاً بالا رفته است، از جمله گوشمالی دادن به سران رژیم و سرکرده‌های رژیم، مگر همین پاسدار خادم نبود باصطلاح سردار خادم سرکرده قرارگاه ضدکربلا در سوسنگر گوشمالی‌ش دادند، مگر همین پاسدار رضایی سرکرده قبلی سپاه پاسداران نبود که در معمولان با شعار «برو گمشو» خطابش کردند و کاسه کوزه‌ش را جمع کرد و رفت، مگر همان پاسدار پاکپور نبود که در همین برنامه شما در ایام سیل نشانش دادید چطوری موبایل در دستش بود رئیس ستاد مشترک ارتش رژیم و با رئیس کل نیروهای مسلح رژیم صحبت می‌کرد، می‌گفت از خشم انفجاری مردم اصلاً اینجا نمی‌شود ماند، مگر رئیس مدیریت ستاد بحران رژیم نبود که گفت ما به مسئولان اجازه نمی‌دهیم به مناطق سیلزده بروند بخاطر اینکه نمی‌شود خشم مردم را علیه اینها کنترل کرد. مگر چند آخوند در همین فاصله توسط مردم گوشمالی نشدند، مگر بسیاری بسیجی‌ها گوشمالی نشدند؟.

شما می‌پرسید چطوری باید باورکرد. مثال می‌زنم،  فرض کنید در دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی، در ترکیه اعتراضات اجتماعی بسیاری داشتیم، تظاهرات‌های مختلفی در کشور ترکیه علیه دولتشان بود، این‌ها با یکسری برنامه‌ریزی‌های اولاً تولید را گسترش دادند، ثانیاً تورم را کم کردند و اشتغال را بالا بردند، سرمایه گذاری در کشور را بالا بردند، و قدرت پول ملی را بالا بردند، مطالبات اجتماعی از یک کمبودها، از یک نقصانهای بوجود آمده که ریشه‌ای هستند، ساختاری هستند، اگر دست به ترکیب آن ساختار نزنید، و فقط بخواهید با سرکوب پیش ببرید، جز دجالگری و عوامفریبی راهی برای کسی ندارد.

بنابراین حل تضادهای اجتماعی نیاز به اقدامات پایه‌ای است که انجام بگیرد، مگر در این رژیم پول دادن به حسن نصرالله و حشدالشعبی و حوثی، همه این تروریستها و اقدامات تروریستی خودش که هزینه‌های بسیار زیادی دارد، مگر از اینها دست برداشته است، مگر از بشار اسد جنایتکار دست برداشته، مگر مردم این همه شعار نمی‌دهند، «سوریه را رها کن فکری به حال ما کن»، این کارها را نکرده و نمی‌تواند بکند، چون اینها با ذات ضدمردمی‌ش در تعارض است.

از طرف دیگر موضوع قیام ۹۶ را داریم، این رژیم از مرحله‌ای عبور کرد در قیام ۹۶ شعار مرگ بر خامنه‌ای در ۱۶۰ شهر کشور گسترش پیدا کرد، تمام مراکز استانها درگیر شدند، بسیاری از شهرستانها و شهرهای کوچکتر قیام کردند، شعار «حکومت آخوندی نمیخوایم، نمیخوایم» سر دادند.

آن اقدامات رفرمیک برای کاهش اعتراضات زمانی کارآیی دارد که چنین پتانسیل قیامی بوجود نیامده باشد، مردم به صورت اینها تف کردند، و گفتند اینها را نمی‌خواهیم، بنابراین اینها نتوانستند انجام بدهند. فرض را بر این بگیریم که در زمینه اقتصادی و اجتماعی کاری انجام شده باشد، پس ما باید شاهد این باشیم که اعتراضاتی نباشد، همین امروز تظاهرات معلمان، میگویند «وعده وعید نمیخوایم، اجرای قانون میخوایم»، می‌خواهند بروند استخدام بشوند، حقوق کل معلمان زیر خط فقر است از حق‌التدریسی تا معلم ثابت، من یک نمونه را بگویم از خبرگزاری حکومتی ایلنا در ۳۱ خرداد می‌گوید: وضعیت معلمان حق‌التدریس معلمان ایران بین یک سوم تا نصف زیر خط فقر درآمد قرار دارند، معلم که در همه دنیا جزء قشر متوسط محسوب می‌شود و بین مرفه و نیمه مرفه در حرکت است می‌گوید زیر یک سوم خط فقر هستند، معلوم است فریاد اینها بلند می‌شود، همین امروز در چندین شهر تظاهرات داشتند. علاوه بر معلمان ما تظاهرات بازنشستگان را هم داشتیم، بازنشسته‌های که سی سال از حقوقشان ۱۰ درصد ۲۰ درصد کسر شده برای دوره بازنشستگی تأمین داشته باشند، در حالیکه وضع بازنشسته‌ها از همه خرابتر است، حقوقشان یک پنجم خط فقر است، خودشان میگویند، نامه‌ای بازنشسته‌ها به کمیسیون اجتماعی مجلس رژیم نوشتند که مستمری ۲۵ درصد از بازنشسته‌ها حداقل بگیر هستند . مستمر بگیر ۷۵ درصد از بازنشستگان حداقل بگیر کمتر از یک پنجم حقوق سال ۵۸ است، یعنی بازنشسته‌های ما در سال ۵۸ استخدام شدند امروز نسبت به بازنشسته آن روز سطح درآمدشان یک پنجم آن روز است، حدود یک و نیم میلیون تومان حقوق می‌گیرند در حالیکه خط فقر حدود ۷ میلیون تومان است. در حدود ۹۵ درصد بازنشستگان زیر خط فقر هستند به همین خاطر سروصدای بازنشستگان پایین نمی‌آید و مستمراً فریاد می‌زنند و اعتراض می‌کنند، با این سن و سالهای بالا تجمع دارند، این صحنه ایران است.

پدر مادرهای ۶۰ و ۷۰ سال و حتی بیشتر مستمر در خیابان برای شندرغاز حقوق هستند، که این رژیم غارت می‌کند و به آنان نمی‌دهد، صندوق‌های بازنشستگی را تماماً در تیول خودشان بردند، حیات خلوت دزدیهای دولتش شده، حیات خلوت دزدیهای سپاه پاسداران و شرکتهای که قواله آنان کردند، می‌بینیم شعار می‌دهند «جنگ‌افروزی را رها کن فکری به حال ما کن». در خلیج فارس و جاهای دیگر فقط بدنبال این است که جنگ‌افروزی راه بیندازد، مردم این را نمی‌خواهند، از قشر بازنشسته به قشر کارگر برویم، وضع بسیار وخیم‌تر است و اعتراضات بسیار زیاد است، بیشترین اعتراضات مربوط به کارگران است، یک کارشناس رژیم بنام علی خدایی عضو شورای عالی کار رژیم هست، در ۲۰ تیرماه میگوید کمتر از ۱۴ درصد کارگران ایران امنیت شغلی دارند، ۸۶ درصد کارگران ایران امنیت شغلی ندارند، یعنی هر لحظه می‌توانند اخراج شوند می‌توانند از کار بیکارشان کنند، و باج این را بگیرند که چون شما را سر کار گذاشتیم بنابراین به شما حقوق کمتر می‌دهیم.

تمام پیمانکاران رژیم این کار را می‌کنند بخصوص در عسلویه و محلهای که شرکتها در دست سپاه پاسداران است، اخیراً نمونه‌ای در عسلویه داشتیم تظاهرات واعتصاب کارگران در فاز ۱۴ و ۲۳ و فازهای مختلف در عسلویه ا عتصاب می‌کنند، عسلویه یکی از شهرهای استان بوشهر است محموعه‌ای از پالایشگاه‌های گاز و بعضاً نفت دارد، که دارای فازهای مختلفی هست که این فازها اساسش دست سپاه پاسداران است و شرکتهای پیمانکاری دست آنان است، ولی چون به کارگران زور میگویند اسم آن را بردگی گذاشتند، بدلیل استثمار وحشیانه‌ای که سپاه از کارگران در مناطق مختلف عسلویه می‌کند، صدایشان در بیاید اخراجشان می‌کند حقوق‌شان را کمتر از حقوق معمول می‌دهد سر موقع هم نمی‌دهند پیمانکاری‌هاشان هم سپاه و بسیج هستند که این کارها را کنترات می‌کنند و حقوق کارگر را غارت می‌کنند و می‌روند.

کارگر بنده خدا در وسط معرکه می‌ماند که حالا کی باید پول او را بدهد، امکانات زندگی هم اساساً چیزی ندارند، واقعاً عکس‌های که از زندگی آنان از آشپزخانه‌شان و استراحتگاه‌شان، از سرویس‌شان، حمامشان، گذاشته می‌شود بدترین وضعیت ممکن است، علاوه بر کارگران، قشر پرستاران را داریم، قشر پرستار امروز جزء قشر متوسط، مرفه یا حداقل نیمه مرفه است، اما الان پرستاران ایران در خط فقر هستند، تا جای که پرستاران بیمارستان موسوم به خمینی در کرج کلیه‌شان را می‌فروشند، این چه کار پلشتی است، اعتراضات پرستاران در مشهد داشتیم، اعتراضات پرستاران علاوه بر مشهد در تهران، کرج، کرمانشاه، شیراز، ماهشهر بود که مربوط به هفته‌های اخیر است، تظاهرات و اعتصاب بر علیه بالا کشیدن حق‌شان توسط وزارت بهداشت رژیم داشتند، از این موارد بخواهیم یگویم زیاد است.

پس به دلیل مردم باید سکوت بکنند تا این وزیر کشور رژیم در جیب خودش بریزد، همین الان شهرک «باستیهیل »رونمایی شده و دربش را باز کردند ویلاهای ۱۵۰ میلیاردی و ۲۰۰ میلیاردی و ۵۰۰ میلیاردی دارد که این شهرک را توسط صاق لاریجانی سرکرده قبلی قوه قضاییه رژیم مجوز داده شده این از لواسان.

اما یک قشر مفتخور واقعا زندگی فوق اشرافی که برای خیلی از مردم باور کردنی نیست، میزان پولهای که اینها پارو می‌کنند، پارو اسم قدیمی است با لودر جمع می‌کنند، مجتبی خامنه‌ای با تریلی جابجا می‌کند، مردم به چه اعتباری به حرف اینها گوش بکنند، در برابر رژیمی که حقشان را غارت می‌کند و از یکطرف چنین نظام و شکاف طبقاتی بوجود آورده و از یکطرف هم خرج مزدوران خودش در منطقه می‌کند. خرج دیکتاتورهای منطقه می‌کند، و از طرف دیگر سرکمترین چیزی سرکوب می‌کند، اعتراضات الان جلوی اوین می‌روند برای آزاد کردن کسانی که روز جهانی کارگر تظاهرات کردند، این‌ها همه نمونه است که اساساً حرفهای وزیر کشور رژیم و همه کسانی که چنین حرفهای را می‌زنند پایه و بن مایه‌ای ندارد.

حسین میرداماد: این تناقضی است که خودشان باید حل کنند، در مصاحبه رحمانی فضلی در آنجا نکته جالبی را می‌گوید، شما ببینید تناقض چگونه است از قدیم گفتند دروغگو کم حافظه است، تو در یک دقیقه پیش گفتی که اعتراضات کاهش پیدا کرده هنوز جمله‌ش تمام نشده در جمله بعدی می‌گوید، ما شرائط امنیت داخلی‌مان واقعاً شرائطی است که به لطف خداوند متعال (که خدا در دستگاه‌شان همان شیطانشان است)، هدایت‌های درست رهبری، تصمیمات درست را دولت می‌گیرد نیروهای امنیتی و نظامی و انتظامی (تکیه‌اش بر اینها است)، شرائط‌مان خوب است، شرائط امنیتی داخلی خوب است، اما این نباید به گونه‌ای ما را غفلت زده کند، اعتراضات را نبینیم، نارضاینی را نبینیم، پیش‌گیری نکنیم، پاسخ مناسب ندهیم، و فکر بکنیم نه این نیست، هر حادثه‌ای می‌تواند منجر به اتفاقی بزرگ بشود (ما به این فضای انفجاری جامعه میگویم).  شما وقتی وارد انبار باروت می‌شوید یا انبار ایستگاه‌های بنزین جاهای که تهدید انفجار است، چپ و راست به شما علائم هشداری می‌دهند، کبریت، سیگار نباید بیندازید، فندک نباید بزنید، حتی اقداماتی که با برق باشد، باید کاملاً حساب شده باشد، انواع و اقسام وسائل اطفاء حریق می‌گذارند برای اینکه بتوانند اتفاقی افتاد کنترلش کنند، این می‌گوید هر حادثه‌ای می‌تواند منجر به یک اتفاق بزرگ شود که ما باید مراقب باشیم، همین هفته قبل یک جوان ۱۹ ساله‌ای را نیروی انتظامی در یکی از شهرهای استان اصفهان زد و کشت، جمعیت زیادی در اعتراض به این قضیه بلند شد، وحشت زده شدند، از همه چیز وحشت دارد میگویند مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد اینها همین وضعیت را دارند، و این وضعیتی است که الان با آن مواجه هستند.

حسین میرداماد: سه راه حل دارد، راه حل اول دروغ گفتن است، دروغگویی و دجالگری، این هیچ راه حل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و راه حل پایه‌ای و ساختاری نه در زمینه سیاسی و نه در زمینه اجتماعی اقتصادی ندارد، چون بلحاظ تاریخی فاتحه رژیم خوانده است، عین یک پیاز گندیده می‌ماند که اگر در انباری بگذارید کندش همه انبار را بر می‌دارد، هر لایه‌ش را باز می‌کنی آن لایه دیگری هم گندش بیشتر از بالایی است.

آمار سازی و پشت هم اندازی است، از رئیس جمهورش تا خامنه‌ای ولی فقیه جنایتکارش دروغ میگویند، روحانی می‌گوید وضع اشتغال سازی ما چقدر بهتر شده، وضع تورم پایین آمده، خودشان مسخره می‌کنند ببینید آش چقدر شور است، که یکی از سایتهای حکومتی بنام دارایان، مقاله‌ای دارد تحت عنوان داده‌ها و آمارها را به مسلخ سیاست نبرید، و این را تیتر زده است، مربوط به ۵ مرداد است، مشکلات اقتصادی و اجتماعی که مربوط به سالیان سال براثر فقر نظری و تجربی (فقر نظری یعنی اینها مشتی آدم قرون وسطایی هستند و نظریه‌ای در زمینه اقتصادی و اجتماعی ندارند که بخواهند تضاد جامعه را حل بکنند)، نداشتن‌ها و ندانم کاریها و مسائل دیگر از قبیل تعارض منافع (چون می‌خواهند پول مردم را غارت بکنند با مردم در تعارض است)، صرفاً با اتکا به درآمدهای نفتی جامعه بیمار را سرپا نگه داشته بود با افول تدریجی این درآمدها (یعنی شاهرگش قطع شده)، در حال پی بردن این بنیادها و نهادها به توانایی‌های بالفعل خود است، و از اینکه نتوانسته با وجود درآمدهای نفتی و فرصتهای تاریخی بسیار از ظرفیت تولیدی و انسانی خود سود ببرد، این ظرفیتها را از بالقوه به بالفعل تبدیل کند، حیران و سر در گریبان است، (بهترین از این وضعیت بن‌بست و وضعیت به ریخته درون رژیم را نشان داد)، در این میان هر از چند گاهی در اقتصاد ایران با این مسئله روبرو شدیم که پایه‌ها و تعاریف عامیانه و آماری تغییر می‌کند، و مسئولان با استناد این تغییرات داده‌ها و آمارهای جدیدی را ارائه می‌دهند که نه ارتباطی با آمارهای قدیمی دارد نه می‌تواند یک مسیر آماری تاریخی را در ذهن کارشناسان به منظور تحلیلها و استنتاجات آماری فراهم کند.

همیشه سیاستمداران تلاش کردند تا اعداد را آن گونه که می‌پسندند تفسیر کنند، و به انتشار آن بپردازند، خلاصه بحثش این است همه در دستگاه دروغ است.

محور دوم سرکوب است، سعی می‌کند با سرکوب اوضاع را مهار کند، همان چیزی که از قول رحمانی فضلی وزیر کشور خواندیم، گفت سپاه و انتظامی و نیروهای امنیتی که اهرم‌هایش این‌ها هستند، بعد از قیام ۹۶ شروع به تغییراتی در رأس همین نیروها کرد، از جمله رئیسی را رئیس قوه قضاییه گذاشتند و رئیس چند تا از زندانها را عوض کرده، پاسدار سلامی را سرکرده سپاه کرد، الان هم شروع به توسعه گشتهای ضدمردمی ارشاد که البته این‌ها مستمراً مورد تعرض جوانان قرار می‌گیرند، گوشمالی می‌شوند، در کنار دریا در مترو و در خیابان در همه جا، جوانان از خواهران خودشان که مورد تعرض حزب‌الشیطانی‌ها و تذکر لسانی‌ها این رژیم قرار می‌گیرند از آنها حمایت می‌کنند.

راه حل دوم سرکوب و دستگیری فعالان کارگری و در شعار معلمان هم بود، معلم زندانی آزاد باید گردد، فعالان معلم، کارگر، بازنشسته، غارت شده‌ها، فضای مجازی، همه این فعالان را دستگیر می‌کنند.

محور سوم شیطان‌سازی علیه مجاهدین است، الان آن نفر رژیم گفت جامعه حیران و سردر گریبان است، رژیمی با دو هزار میلیارد دلار درآمد نفتی نقطه‌ش صفر است و بدتر از صفر است، چون همه را غارت کرد، مردمی را بخاک سیاه نشانده این جامعه انفجاری است، این جامعه بدنبال راه حل می‌گردد می‌خواهد بداند کی در مقابل این رژیم ایستاد و پرچم مبارزه را بلند کرد، رژیم سعی می‌کند آن را خراب کند، شیطان‌سازی علیه مجاهدین به این دلیل است صدها فیلم درست کرده و هر فیلم چند ده میلیارد برای رژیم خرج برداشته است، هزاران و ده‌ها هزارجلد علیه مجاهدین چاپ کرده است، دستگاهش از این چیده شده و الان هم مردک پور محمدی را آورد تا بگوید با اینها صفر صفر نیستیم، و همه مشکلات و بدبختی‌های ما از اینها است.

بنابراین آن جوان ایرانی و آن دانشجو و آن پرستار یا معلم و بازاری نگاه می‌کند کی در برابر این رژیم ایستاده است، و حرف دل مردم ایران را دنبال می‌کند، نگاه می‌کند می‌بیند مجاهدین ققنوس‌وار از دل آتش در اشرف ۳ بیرون آمدند، اشرف ۳ پیامش چیست؟ پیامش این است تمام جنایاتی که علیه مجاهدین کردی کشک و پوشال بود، مجاهدین در برابرش ایستادند، تجربه بعد از جنگ جهانی دوم این را نشان داده جنبش‌ها و یا افرادی از جنبش‌ها که به کشور دیگری رفتند بطور خاص در اروپا و غرب رفتند به سرعت در بورژوازی و جوامع غرب ذوب شدند و رژیم هم چنین فکر می‌کرد و برای مجاهدین چنین سفره‌ای را پهن کرده بود، که در انجا با سرکوب مجاهدین و موشکباران و قتل‌عام در اشرف و لیبرتی آن باقیمانده مجاهدین که به غرب برسد دیگر وامیرود، اما یکدفعه دید نه، نه تنها وا نرفت بلکه تضاد را بر سر رژیم برگرداند.  تمام کسانی که به اشرف ۳ رفتند و با مطبوعات مختلف مصاحبه کردند این صحبت را کردند که مجاهدین سر برآوردند، رژیم نتوانست اینها را از بین ببرد، این‌ها آلترناتیو واقعی و جایگزین رژیم هستند، تا جای که رژیمی‌ها اعتراف می‌کنند.  یک پاسداری بنام ناصح که نمی‌دانم صحبتهایش را دارید یا نه من بخوانم، جزء بدبختی برای رژیم نیآورد، چون مجاهدین نیروی بر حق جامعه ایران هستند، چون حرف حقیقت را از اول گفتند، چون گفتند این رژیم ارتجاعی و قرون وسطایی و توان حل تضادهای جامعه را ندارد باید کنار برود، خمینی و دارودسته‌ش و رفسنجانی و موسوی اردبیلی و احمد خمینی، خامنه‌ای همه اینها یک مشت مرتجع غارتگری هستند که با سرکوب می‌خواهند خودشان را بر گرده جامعه نگه بدارند، معلوم است این وضعیت در جامعه پیش می‌آید، که الان می‌بینیم.  جوان ایرانی بدنبال راه حل است، راه حلش را پیدا می‌کند، به همین دلیل به جوانان اشاره می‌کند و می‌گوید جوانها سراغ مجاهدین می‌روند، عین جمله‌ش گفت جوانان گرایش پیدا می‌کنند شما مفاسدی را که الان می‌بینید همه ناراحت هستند همه ناراضی هستند، بله پرچم را در اشرف ۳ و در داخل ایران در کانونهای شورشی در شوراهای مردمی می‌بینند، این را در دست می‌گیرند، اینجا است که ما می‌بینیم اگر رحمانی فضلی و اگر روحانی و خامنه‌ای به آمارهای دروغ متوسل می‌شوند و حرفهای دروغ، فقط و فقط برای این هست که یک مشت پاسدار وارفته، شکنجه‌گری که نمی‌داند اگر فردا ورق بخورد چه حسابی باید پس بدهد، چون اینها از بزرگ‌ترها حتماً پرسیدند که وقتی انقلاب پیروز شد سر ساواکی‌ها مردم چی آوردند، باید به اینها روحیه بدهد تا رژیم را حفظ کنند آن هم با این قبیل کارها که دیدیم.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.