برای یک ایران آزاد

اعتراضات در میادین ورزشی چرا؟: گفتگوبا بهرام مودت

0

اعتراضات در میادین ورزشی را در شهرهای مختلف و در مسابقات ورزشی شاهد هستیم و موجی از اعتراضات را در میادین ورزشی و مشخصاً استودیوم های فوتبال می بینیم.

نظام آخوندی با ورزش و عرصه‌های ورزشی چه کرده؟ چرا از این تجمعات ترس و واهمه دارد  و اینطور نیروهای جنایتکارش با مردم بدرفتاری میکنند و مورد ضرب و شتم قرار میدهند؟ وحشت رژیم از چیست و سپاه پاسداران در این زمینه چه تلاشی هایی برای نفوذ بیشتر انجام داده و چه میکند؟

درهمین رابطه آقای بهرام مودت در گفتگویی با تلویزیون ایران آ زادی  به موضوعات فوق پرداخته و به سئوالات پاسخ میدهد.

بهرام مودت : همانطور که اشاره کردید سپاه در تمام عرصه ها اقتصادی و سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و بخصوص مسئله ورزش است، دو مورد یا دو دلیل اساسی جدا از مسائل سیاسی‌ش سپاه هر کجا قدم گذاشته شاهد فساد مالی بودیم و در ورزش هم فساد زیادی بوده ولی مورد دوم که مسئله امنیتی و کنترل و سرکوب هست مسئله شکل دیگری به خودش گرفته سپاه یا نیروهای انتظامی بطور کلی در تمامیت دستگاه ورزش رخنه کردند، قبل از اینکه به جزئيات بپردازم برای اینکه مشخص بشود یک نکته از صحبتهای محمدعلی غریب سابقا مدیر عامل باشگاه استقلال بوده عینا میخوانم  بعد به جزئيات میپردازم.

محمد حسین غریب مدیر عامل اسبق تیم استقلال در پاسخ به سوال مجری برنامه تلویزیونی صندلی داغ در باره رد تحصیلات او که امنیت استراتژیک هست گفت: تعجب نکنید ارتباط دارد، فوتبال نیز مقوله امنیتی به حساب میآید، این عین صحبتهای او است،  اگر از این منظر به این موضوع نگاه بکنیم به حضور سپاه میبینیم که با چه دیدی وارد این عرصه شدند آنچه که مشخص است در عرصه ورزش قشر جوان بیشتر از افراد دیگرجامعه حضوردارند، چه به ورزش میپردازند و چه بعنوان هوادار و تماشاگر در میادین ورزشی حضور دارند، از طرفی با توجه به این ۴۰سال حضور ویرانگری که از طرف این حاکمیت شاهد آن بودیم خیلی طبیعی است جوانان آینده‌ای را برای خودشان نمیبینند و نه تحصیل و نه اشتغال، بهترین جای که بتوانند اعتراضات خودشان را  مشکلات خودشان را بصورت شعاروار به گوش همین مسئولین برسانند و همینطور به جهانیان بهترین جا میادین ورزشی است، بطور خاص ورزشگاه های فوتبال چرا که در هر مسابقه‌ای ما شاهد هستیم بخصوص مسابقات مهمتر ، ده ها هزار تماشاگر وارد این استادیومها میشوند و گاها مسابقات تا ۱۰۰ هزار نفر هم حضوردارند، خیلی طبیعی است این حضور و این تجمع هر آن با توجه به بحرانها و چالش های  که در جامعه وجود دارد، این رژيم هم تاکنون نخواسته در خیلی از زمینه ها و نتوانسته پاسخگو باشد،  در مقابل مطالبات جوانان همیشه سرابی را بیشتر نشان نداده است، به این دلیل طبیعی است که این محیط و این میادین ورزشی و ورزشگاه های فوتبال بخصوص باید تحت کنترل در بیایند، و حضور سپاه جدای از مسئله اقتصادی‌ش این موردش برای آنان حساسیت ایجاد کرده و با حضور خودشان در مدیریت کل دستگاه ورزش در وزارتخانه ورزش و جوانان بگیرید تا فدراسیون ها و هیئتهای ورزشی در استانها و جالب اینکه مدیرانی که برای باشگاه ها تعیین میکنند همه سوابق سپاه و جنایاتی که در این راستا انجام دادند.

ما گزارشاتی دریافت کردیم اینها در لیدرهای هوادران باشگاهی فوتبال رخنه میکنند، و افرادی را بعنوان لیدر معرفی میکنند تا بتوانند احیانا اگر جوانانی بخواهند شعارها و حرکات ضدحکومتی مطرح بکنند اینها بتوانند این مسیر را منحرف بکنند شعارهای خودشان را بدهند، داستان خیلی غم‌انگیز  نشان دهنده این است که چه حساسیتی در ورزشگاه ها وجود دارد.

بهرام مودت : آوردن نیرو بطور کلی بی سابقه است در میادین ورزشی و ورزشگاه های ایران که ما ویديو و فیلمهایشان را میبینیم واقعا بی سابقه است و بطور کلی و رسمی نیروهای انتظامی وامنیتی اجازه ورود به ورزشگاه ها را ندارند، انتظامات دست یک مجموعه از ورزشگاه و مسئولین برگزار کننده آن مسابقات است ولی در ایران در همه ورزشگاه ها ما شاهد هستیم نیروهای سرکوبگر و امنیتی سپاه و کمیته و نیروهای انتظامی حضور دارند، شرائط جامعه ما در این ۴۰ سال شاهد بودیم ولی بخصوص در این ۱۰ سال گذشته و خلاصه در این چند سال گذشته تمام اقشار جامعه ما دچار مشکلات و بعبارتی ساده تر بگویم که دچار مشکلاتی هستند که درقشر جوان بیشتر شاهد هستیم، بی آیندگی و بیکاری و زمینه های تمایل به طرف بزهکاری و دزدی و اعتیاد را میبینیم به آسانی رژیم در اختیار جوانان قرارمیدهد ولی از طرف دیگر در استادیومها با حضورش با ابزار نیروهای سرکوبگر بتواند احیانا در جای اتفاقی بیافتد و شعاری داده بشود بتوانند کنترل بکنند، و دستگیر بکنند و زدوخورد هم احیانا          بارها دیده شده و معلوم نیست بر سر این جوانان چی آمده و میآید، و این به بحرانها و مشکلاتی که در جامعه ما هست برمیگردد.

سابقه اینگونه شعار دادن و اینگونه اعتراضات هم مثالهای زیادی هست و یک مثال از دو سال قبل میزنم در ارتباط با مسابقه‌ی که در شهر تبریز بود اتفاقا تیم تراکتور سازی در بست در اختیار سپاه هست، علتش هم حساسیتهای که در استانهای آذربایجانشرقی و غربی وجود دارد  اعتراضاتی که ما بارها شاهدش بودیم و همیشه در استادیوم بلاخره اتفاقی میافتد، و کمتر بود زمانی که آرامشی بوده است، در مسابقه  ۲۱ دی ماه ۹۶ در ورزشگاه برای اولین بار شعاری بر علیه سپاه داده میشود و این شعار هم به این شکل است که تراکتور سپاهی نمیخواهیم و همین امر باعث شد سپاه باز حساسیتهای خودش را نسبت به این گونه وقایع بالا ببرد و باز حضورش را گسترش بدهد، مثال بعدی به یکی دوماه گذشته برمیگردد، مسابقه نیمه نهایی بین سپاهان و پرسپولیس جام حذفی که در آنجا شاهد بودیم واقعا به چه شکلی در آمد اگر نگاه ساده داشته باشیم میبینیم در ورزشگاه نباید یک چنین حرکاتی دیده بشود، ولی جامعه ما جامعه بحران زده است، و تنها جای که جوانان ما میتواند اعتراضات خودشان را به راحتی مطرح بکنند و شعار بدهند همین ورزشگاه ها هستند در همین مسابقه هم همین شد، که منجبر به درگیری های شدیدی شد که فیلمها و عکس های آن را دیدیم و جای تاسف هست ولی از رژیم بیشتر از این نمیتوانیم انتظار داشته باشیم و یا نمونه دیگرش فینال جام حذفی بین داماش رشت و پرسپولیس در شهر اهواز بود، هرچه دنبال کردم ببینم نمونه‌ای میتوانم پیدا بکنم پیدا نکردم، یک مسابقه بیشتر از دو ساعت تاخیر داشت، علتش هم نداشتن مدیریت صحیح ، توجه نکردن به مطالبات تماشاگران چه از هواداران پرسپولیس باشد و چه از هوادران تیم داماش گیلان باعث درگیریها و شعارها و یا اینکه خود مدیریت باشگاه داماش گیلان که شاید بتوان گفت تنها تیم مستقل است و اعتراض کردند حاضر به رفتن به زمین برای مسابقه نیستند، و این تاخیر بیش از دو ساعت طول کشید و تعداد زیادی از تماشاگران تصمیم گرفتن که برگردند و مسابقه را با توجه به دستوراتی که از دستگاه های سیاسی و امنیتی به مسئولین برگزار کننده این بازی داده شد اجبار تن دادند در حالیکه بر اساس قوانین در فدراسیون فوتبال ایران  در هئيت برگزار کننده و در فدراسیون بین‌المللی فیفا وجود دارد، نمیتواند یک مسابقه بیش از نیم ساعت نهایتا سه ربع تاخیر داشته باشد، و باید به روز بعد موکول بشود، و یا به تاریخ دیگری موکول بشود، بعد شاهد یکسری درگیریها و شعارهای باز حضور گسترده سرکوبگرانه نیروهای سپاهی کم نزدند و کم دستگیر نکردند و ما شاهد صحنه های دلخراش و نارحت کننده بودیم، ولی در مقابل رژیم راهی دیگری نیست، و این چیزی است که ما شاهد آن هستیم و این تجمعات مثل بمب ساعتی در ورزشگاه ها عمل میکند، جوانان از هرفرصتی استفاده میکنند این کابوس سرنگونی را برای خامنه‌ای بیشتر و بیشتر میکنند، این یک واقعیت و حقیقتی است که فقط گفته من نیست از تمام گزارشات ورزشی و مقالات وقتی مطالعه میشود تماما ترس از یک شورش ( به گفته خودشان) ولی از طرف ما بعنوان یک خیزش اجتماعی اسم میبرند.

بهرام مودت : این موضوع در تمام فضای مجازی و رسانه ها که من دنبال میکنم رایج است و من شاهدش هستم ، قراردادهای که با بازیکنان و مربیان خارجی میبندند، در دستگاه اینها یک معضل حل ناشدنی است، برای اینکه مواردی در این قراردادها هست مفادی است که هر وقت بخواهد اجرا بشود اگر مورد اختلافی پیش بیاید بازیکنان و مربیان برنده اصلی هستند، برای اینکه با خفت تن به چنین قراردادهای میدهند، تا بتواند یکسری از بازیکنان و مربیانی را بیاورند که من اشاره بکنم به چند مربی که توانستند تسهیلاتی در اختیار آنان بگذارند بقیه بازیکنان و مربیان از کلاسهای پایین در جهان هستند، یا سالهای آخر عمر ورزشی خودشان را میگذارند و یا جای دیگری ندارند که بروند، ولی مهمتر اینکه علت این اعتراضات و جدایی های که صورتگرفته به قراردادها برمیگردد و حقوق و پاداش های این بازیکنان و مربیان باید بصورت ارز پرداخته شود  از طرفی با توجه به تحریمهای که از طرف امریکا کم و بیش شاهد آن هستیم بخصوص مانع ار فروش نفت بعنوان منبع درآمد کلا این حاکمیت می بینیم کمبود بودجه در تمام عرصه ها خودش را نشان میدهد در ورزش که کلا بیمار و فقیر است، آن بودجه‌ی که به ورزش تخصیص داده شده یک چیزی ناچیزی است که قابل ذکر نیست و ارگانهای چپاولگر هم جای خود دارند بنابراین وقتی با دستگاه ورزش که بعضی اط این تیمها در تحت حمایت خودش هستند .

به این اشاره بکنم فوتبال الان در جهان یک صنعت است و کلی از باشگاه ها بیشترین درآمد خودشان را از بازار آزاد یعنی از طریق تبلیغات و امکانات دیگر بدست میآورند و حتی قراردادهای اسپانسرها دنبال میکنم آخرش اختلافهای زیادی دارد از آنجا که باید مزایا و حقوق و احیانا پاداش ها به این بازیکنان و مربیان بصورت ارز داده شود و برای تامین آن بعد از تحریمها مشکلات زیادی است مزایا و حقوق بازیکنان پرداخت نشده یا با تاخیر پرداخت شده است، و این موردی است که اتفاقا هم تلویزیونها و ایستگاه های ورزشی و فیفا همیشه بلحاظ حقوقی پشتیبان بازیکنان و مربیان در تمام دنیا بوده است و هست، این مورد الان خودش را نشان میدهد ولی از سالها همیشه در رابطه با این قراردادها ما شاهد هستیم بازیکنانی که از سالها قبل جدا شدند قبل از تحریمها و موارد اعتراضات حقوقی و عدم پرداخت پاداش و حقوق حتی قسمتهای از قراردادی که باید میپرداختند تا الان نپرداختند ، همین بازیکنان و مربیان اعتراض کردند و تعدادی هم جدا شدند ، حتی مربی تیم امید ایران وقتی خارج شد گفت کاریش نمیشود کرد ارز را که نمیتوانند بپردازند .

همین طور بهترین مربی که در  این چند سال  در ایران ما شاهدش بودیم و تیم را به قهرمانی رساند برانکو همین چند هفته پیش جدا شد، حتی اعتراض هم کرده و چندین نامه اعتراضی از طریق فیفا فرستاده شده است.  جالب اینکه همیشه این جوانان ورزش دوست  عاشق واقعا برای مطالبات خودشان راه های مختلفی را انتخاب میکنند در میادین ورزشی اشاره شد ولی بعد از جدا شدن برانکو از پرسپولیس شاهد اعتراضات هواداران تیم پرسپولیس در مقابل ساختمان باشگاه پرسپولیس بودیم که باز نیروهای امنیتی وارد شدند، این اعتراضات اگر اشتباه نکنم به روز سوم هم کشیده شد، و با تهدید به دستگیری سعی کردن این اعتراضات را خفه کنند و این یک مشکل اساسی است چون تحریمها منابع مالی اینها را کم کم به صفر و ته دیگ میرساند، و از طرفی تهیه حقوق و مزایا بصورت ارز برایشان در حال حاضر امکان پذیر نیست.

بهرام مودت : کلا سیاست پخش مستقیم از یکسری رشته ها برای این سیستم تابو است، از رشته های رزمی گرفته بخصوص رشته های انفرادی و بخصوص ورزش زنان این اصلا یک تابو است، و این موردی است که از دستشان در میرود باعث اختلافات شدید بین خودشان هست، دلیل اصلیش برمیگردد به نگاه این دستگاه سیاسی آخوندها که موضوع ورزش است، چون ورزش نمیتواند فقط یک رشته یا جنسیت باشد، بنابراین وقتی با این نگاه موضوع میپردازد طبعا مجبور است سانسور بکند، و محدودیت ایجاد بکند اگر هم بخواهد نمیتواند مطالبات جوانان واز جمله این هموطن را پاسخ بدهد فقط میتوانم بگویم که مثل خیلی از موضوعات در سایزهای مختلف سانسور و اختناق و محدودیت چیز دیگری در بین نیست .

اینکه علاقمندان رشته های مختلف ورزشی از تلویزیونی که ادعا میکند ملی هست بتوانند مسابقات مورد علاقه‌شان بخصوص در مورد بازیکنان و یا قهرمانان مورد علاقه‌شان مستقیم بتوانند تماشا بکنند، این یک ضرورت است ولی رژيم کی به ضرورتها و مطالبات بخصوص قشر جوان پاسخ درستی داده است، من فقط میتوانم بگویم اگر بخواهد دست به این کار بزند باعث اختلافات شدیدی در بین خودشان خواهد شد از عوام های ارتجاعی مراجع خودشان، مذهبی‌شان تا دستگاه های امنیتی خواهد بود.

بهرام مودت : داستان سابقه طولانی دارد بعد از اینکه حضور دختران و زنان که دوست دارند مثل هر انسانی در هر کجای دنیا بتوانند آزادانه وارد میادین ورزشی ، سالنها و ورزشگاه های ورزشی و تشویق و پشتیبانی تیم و یا بازیکنان مورد علاقه‌شان باشند، یک امر کاملا طبیعی است ولی در این سیستم و در این رژیم تحت حاکمیت ارتجاعی چه چیزی جای خودش را دارد، ما متاسفانه چه در مورد ورزشکاران دختر و زن همچنین معضلاتی را میبینیم و چه در مورد حضور دختران و زنان در میادین ورزشی ، از سالها پیش که ممنوع شده است .

داستانهای عجیب و غریبی شنیده میشود تغییر قیافه دختران ، گذاشتن ریش، گریم و کلاه و به شکلهای مختلف توانستند خودشان را وارد استادیومها بکنند و از یکی دو سال گذشته نیروهای کنترل زنان را در جلوی دربهای استادیومها قرار دادند که به محض شک کردن بتوانند این دختران را بازرسی بکنند، این معضل وجود دارد، این چالش در جامعه ما وجود دارد، تنها راهش هم همانطور که در مورد اعتراضات  شعار دادن و همانطور که جدیدا هوادران تیم پرسپولیس انجام دادند،  خوشحالی خودم را از حضورشان در مقابل باشگاه پرسپولیس به آنان تبریک گفتم ازشان خواستم ادامه بدهند، باز باید بگویم هیچ راهی نداریم جزء اینکه مطالباتمان را با فریاد  با اعتراض به گوش همه برسانیم راه دیگری نگذاشتند.

همانطور که گفتم ورزش ایران بیمار و فقیر هست ورزش زنان صد برابر سرکوب و زیر اختناق و کنترل شدیدتر هست، و علاقمندان هم از حضورشان جلوگیری میشود، ولی اعتراضات بین‌المللی هم بوده بخصوص در مورد فوتبال اگر چه روحانی شیادی بیش نیست ، با بودن رئیس فیفا در ایران صحبتهای کردند و قولهای دادند در همان و حین یکی دو مسابقه بود  رئيس فدراسیون فیفا حضور داشت، یک تعدادی را دست‌چین کردند و انتخاب کردند ‌ان هم در قسمت کوچکی از استادیوم آزادی با کنترل شدید راه دادند ولی همین هفته گذشته مجددا فدراسیون جهانی نامه‌ای به دستگاه دولتی به وزارت ورزش و جوانان ایران فرستاده و خواستار این شده که این موضوع را هر چه زودتر حل بکنند، در رابطه با حضور دختران و زنان در استادیومها ، این یک حق است و مطالبه به حق هست، ولی تنها با حضور خودمان آن هم حضور اعتراضی و مطرح کردن این خواسته میشود تمام این مسائلی که این روزها در همه عرصه ها مثل اعتراض معلمین ، کارگران، بیکاران یا مالباختگان، و همه را نگاه بکنیم فقط در مقابل رژیم باید با ابزار زور و قدرت برخورد کرد.

بهرام مودت : من با جرات میگویم ما میتوانستیم در مدت کوتاه این مقطع هم در آسیا دراستمرار و ادامه همان افتخارات گذشته حرف اول را بزنیم، نه تنها در فوتبال بلکه در خیلی از رشته ها که اتفاقا در بعد از انقلاب در رشته های انفرادی شاهد بودیم چقدر استعداد هست، در مورد کاراته، تکواندو، جودو و رشته های دیگر، ما میتوانستیم در آسیا حرف اول را بزنیم و در عرصه های بین‌المللی خوب رقابت بکنیم، ارزشمند و حتما میتوانستیم افتخاراتی بدست بیاوریم.

کوتاه اشاره بکنم تعدادی از ما ورزشکاران که همزمان د ردوران انقلاب در کنار مردم بودیم وظیفه خودمان بود در تظاهراتهای میلیونی قبل از ۲۲ بهمن ماه شرکت کردیم، بعد با این ایده و رویا و آرزو ما باید در سازندگی و ادامه بتوانیم ورزش را که در آن زمان تحت یک سری مسائل بود و نمیتوانست آنچنان شکوفا بشود بتوانیم الان کمک بکنیم ، بخاطر همین بود که تعدادی از ما که سنی نداشتیم ولی از فعالیت ورزشی خودمان دست کشیدیم و به طرف آموزش و پرورش و مربیگری رو آوردیم که بتوانیم به این مسئله شتابی بدهیم، چون احساس میکردیم الان آزادی  است،  انقلاب شده ولی متاسفانه همانطورکه خمینی کل انقلاب را دزدید در ورزش آرزوها و رویاهای ما را تبدیل به یک سراب کرد، البته این سراب خوشبختانه در مقاومت دوباره به شکلی و امیدی و ایمانی که با سرنگون کردن رژیم البته ما میتوانیم به خیلی از افتخارات دست پیدا کنیم، ولی اگر بود مطمئن باشید استعداد و پتانسیل در جامعه و بخصوص در نسل جوان آن قدر زیاد هست که با زمان کم میتوانستیم به شکل خیلی مطلوب و شکوهمند برسیم.

بهرام مودت : باز به جرات میتوانم بگویم که شتابش خیلی زیاد خواهد بود چرا که اولا این مقاومت دیدش به ورزش یک دید کاملا اصولی و منطقی هست بالطبع با حضور ورزشکاران چه به صفت عضو شورای ملی مقاومت و چه در این خانواده بزرگ مقاومت تعداد قابل توجه‌ی وجود دارند.

در برنامه های شورا بخصوص در ارتباط با ورزش زنان و حضور زنان در تمام عرصه ها فعالیتها بدون هیچ محدودیت مثل هر پسر یا مردی این حق را دارد که به ورزش بپردازد، من این را فقط از خودم نمیگویم، این واقعیتی است و من ورزش را دنبال میکنم، اخبار و گزارشات را دنبال میکنم وقتی چنین پتانسیلی در جامعه هست و استعداد با توجه به شرائط جغرافیایی و جسمانی هموطنان کاملا واضح است با یک برنامه مدون و برنامه نو، با یک دید جدید نسبت به ورزش نه که فقط ورزش را در یک رشته خاص و یا در مورد جنس خاص بخواهیم مطرح بکنیم، بلکه ورزش بطور کلی، چه اگر بخواهیم ورزش را تعریف بکنیم، چون الان فقط بحث قهرمانی و رقابتهای بین‌المللی مطرح بشود ولی یک جامعه تحت حاکمیت این ۴۰ ساله چنین ضرباتی خورده است، در فردای سرنگونی ما نیاز به سلامتی جامعه داریم، این سلامت را در کنار همه برنامه ها میتوانیم با یک برنامه ورزشی نو و مدون شده، با الگو از خیلی از کشورهای که موفق بودند، بتوانیم واقعا شتاب بدهیم .

اولا از این رخوت و سستی و وارفتگی جامعه به حالت عادی برگردد و ورزش بتواند در این امر مهم کمک برای سلامتی جامعه بکند، جوانان ما کمتر به بزهکاری و امکانات منفی که رژیم متاسفانه در اختیارشان گذاشته مثل تهیه مواد مخدر، و غیره بتوانیم از این موارد دورشان بکنیم، بعد به ورزش قهرمانی برسیم که همانطوریکه گفتم طبعا مسیر و قابلیت جوانان آنقدر بالا است و آنچنان تشنه هستند که بالطبع با استفاده از یک مدیریت درست و مهمتر با استفاده از تخصص افراد و کارشناسان در این امر مهم استفاده درست بکنیم که بتوانیم طی برنامه های بعد از سرنگونی رژیم برنامه ورزشی برای جلو بردنش شتاب بدهیم و با این شتاب است که میتوانیم  به یک شروع جدید برگردیم، شروعی که میتواند و من مطمئن هستم هم سلامت جامعه را حفظ بکند و هم در میادین ورزشی چه در داخل وچه در خارج استعدادها و قابلیتها را در حد افتخارات بدست بیاوریم.

بهرام مودت : تنها در رشته ماراتون نبوده، فوتبال را موضوع امپریالیستی مطرح کرده، حسن عباسی از این حرفها زیاد میزند کلا نمیدانم برای کی‌ها حرف میزند ولی از این حرفهای کاملا بی محتوی  بی ارزش و کاملا ارتجاعی و برای اینکه در مورد موضوعات مختلفی هم صحبت کرده و قتی در مورد ورزش صحبت میکندباید از او پرسید آیا شما تا بحال ۱۰ متر دویدید، تا دستت و یا پایت به توپ خورده است، اصلا تعریفت از ورزش چیست؟ اینکه من در مورد رشته ماراتن شنیدم و از فوتبال باز ما از همان اول انقلاب شاهدش بودیم سران نظام مطرح میکردند، این سوغات امپریالیست در ایران است، و در همه عرصه ها مطرح میکردند، فوتبال را بخصوص خیلی مطرح کرده، که من در جای نوشتم علم‌الهدی که گاهی صحبتهای میکند که خیلی جالب است، بعد از اینکه تیم ایران در مسابقات جهانی فوتبال در روسیه تا حدودی مساوی کرد یا یک برد داشت یکدفعه فوتبال یا ورزش برای او تبدیل به قبله عالم شد، آنچنان شعار میداد و فکر میکنم حسن عباسی اول باید یقه علم‌الهدی رابگیرد تا بعد بپردازد به این گونه مطرح کردندپاسخ این سوال را فقط با طنز میتوان داد چون حسن عباسی خودش طنز است ، البته طنز تلخ ولی واقعیت آخوندها را نشان میدهد.

بهرام مودت : در مورد حبیب هر چه گفته شده کم گفته شده است، هر چه هم تا بحال از طرف من و دوستان و هم بندهایش و هم محله‌ای هایش باز کم گفته شده ، این را من بعنوان یک پیشکسوت فوتبال برای نسل جدید و هموطنان عزیز که میدانم تشنه این هستند که بدانند چه بر سر جوانان ما آمده از جمله حبیب، دو بخش هست صحبتهای من در مورد حبیب یکی بر میگردد به قبل از انقلاب، و یکی بعد از انقلاب ، قبل از انقلاب من اختلاف سنی با حبیب دارم، ولی همیشه برای من زنده است، حبیب بعنوان یک جوان وارد تیم ملی شد وقتی وارد شد و خودم هم وقتی جوان بودم و وارد تیم ملی شدم این احساس راداشتم و یا این واقعیت را دیدم، که کلا پذیرش یک جوان در یک تیم بسیار سخت است، یعنی بازیکنانی که مدعی هستند بزرگ هستند، و سالها در تیم ملی حضور دارند، همیشه به شکلی دیگری به بازیکنان جدید که عضو میشوند نگاه میکنند، این مرحله را گذارندند برای هر جوانی تا اینکه خودش را جا بیندازد و مورد پذیرش قرار بگیرد بسیار بسیار سخت و هر کسی از پس آن برنمیآيد، این یک واقعیت است، یک حقیقت ممکن است تلخ باشد ولی هست کاریش هم نمیشودکرد، مگر یک کار فرهنگی که آنهم در شرائط فعلی اصلا فراموش بکنیم، وقتی حبیب وارد شد باتفاق چند جوان دیگر نگاه ها همیشه کنجکاوانه به طرف چهره و رفتار و برخورد و احترامی که نسبت به پیشکسوتان دارند میشد دید و این باز هم طبیعی بود، ولی آن چیزی که همه ما و خود من شاهدش بودم رفتار و اخلاق حبیب و لبخند حبیب بود که هیچوقت فراموش نمیکنم، بخاطر همین صفات حبیب خیلی زودتر از بقیه جوانان مورد پذیرش قرار گرفت، و زمینه رفاقت و دوستی را ایجاد کرد بخصوص با چند نفر که میتوانم اسم ببرم ایرج دانایی فرد، آندرانیک اسکندریان، و چند نفر دیگری که اسمشان خاطرم نیست، توانست رفاقت بسیار نزدیکی پیدا بکند، من هم در ارتباط با او بودم و هم خانواده‌ش را میشناختم و با برادرش همزمان فوتبال را شروع کرده بودیم، یک خاطره برایتان تعریف بکنم ، قبل از اینکه ما به مسابقات جام جهانی آرژانتین اعزام بشویم‌ مسابقات مقدماتی را پشت سر میگذاشتیم مسابقه آخر با تیم ملی کویت بود، که حضور تیم ملی ایران در جام جهانی محرز شده بود، بنابراین مربی تیم وکادر فنی تیم تصمیم گرفتند چهره های جوان همراه با تعدادی از کسانی که سابقه بیشتری داشتند را در ترکیب تیم قرار بدهند، و در مقابل تیم کویت ظاهر بشوند، من هم پست دروازه‌بانی را در اختیار داشتم ، حبیب هم در دفاع تیم بود، در نیمه اول گرچه در یک صحنه تک به تک من گلی را دریافت کردم الان که مروز میکنم میتوانستم بهتر عمل بکنم، ولی منجر به گل شد، این خوشایند نبود، ولی در نیمه دوم صحنه چرخید گرچه در طول مسابقه تسلط با تیم ملی ایران بود، ولی در نیمه دوم که حبیب بازی خوبی را ارائه میداد  ولی با گلی ک زد هم چهره بسیار خوبی از خودش نشان داد و هم من را نجات داد، و این خاطره را من هیچوقت فراموش نمیکنم، و ما مسابقه را دو بر یک بردیم، امتیاز بازی مهم نبود ولی بردش برای ما مهم بود، و به همین دلیل از حبیب در همان زمین واقعا هم او را بوسیدم و هم از او تشکر کردم، این را هیچوقت فراموش نمیکنم، یا بعد از انقلاب که من مربیگری را شروع کردم و هر از گاهی در مقابل تیم هما که یک تیم شناخته شده‌ای بود بلحاظ اخلاقی و رفتار و بخاطر حضور تعداد زیادی از هواداران حبیب را همیشه بصورت یک فوتبالیست شاخص و قابل ارزش که مورداحترام بود و هر روزی که میگذشت خودش را بیشتر نشان میداد، در تیم ملی هم بعنوان یک عضو ثابت قرار گرفته بود، در همان زمان من اطلاع پیدا کردم که حبیب فعالیت میکند  هوادار سازمان مجاهدین خلق هست و من در ارتباط با دوستانی که داشتم از طریق نشریه مطالب را دنبال میکردم وحبیب چون مورد احترام خیلی ها بود و با خیلی ها رفاقت بازیکنان تیم های مختلف داشت نه تنها تیم هما اخبارش در تیمی که من مربیگیری آن را داشتم به من خبر میدادند، بعد من از مخفی شدنش اطلاع پیدا کردم و اینکه صحبتهای میکردند از همان تیم بخاطر اینکه حبیب را دوست داشتند به محل کار پدرش تلفن میزدند و حبیب را فراری میدادند تا اینکه بلاخره دستگیر شد در همان زمان هم من در خیلی جاها مطرح کردم که دوستانی بودند اهل فوتبال بودند با من هم در ارتباط بودند مخفیانه به من پیغام دادند که ما حاضریم خودمان و حبیب را با تیم خودمان ببریم به کردستان و از آن طریق خارجش بکنیم، که من پیام را از طریق دوستان رساندم ولی گفتند حبیب نه در مورد این پیشنهاد بلکه حتی از طرف سازمان هم پیشنهاد شده بود حاضر نشده بود از ایران خارج بشود، تا دستگیر شد و ما نگران بودیم من که بعد از ۳۱ خرداد از ایران خارج شدم که در همان موقع خبر اعدامش به گوش ما رسید که میتوانیم بگوییم همه ما ماتم گرفتیم، برای اینکه چهره شاخص بود، یک الگو برای نسل خودش بود، و این را نمیشود فراموش کرد و بیش از اینها مسئله اخلاق و رفتار حبیب و باز آنچیزی که من همیشه از او بیاد دارم لبخندش هست، که همان لبخند را از همبندان حبیب شنیدم که در مقابل لاجوردی بعد از اینکه از او خواست توبه بکند فقط با یک لبخند جوابش را داد به جوخه اعدام سپرده شد، گفتم آن چه من تا بحال در باره حبیب گفتم و یا همه گفتند کم است، امیدوارم در برنامه های آتی دوستان همه و درایران فردا بتوانیم از چهره حبیب آن چیزی که وجود داشت واقعی و حقیقی بود بتوانیم به جوانان منتقل بکنیم و این وظیفه ما است، وظیفه تک به تک ما است چه من بعنوان یک پیشکسوت و چه سازمان مجاهدین خلق بعنوان صاحب حبیب باید چهره حبیب را به نسل جوان بشناسانیم. در آخر تشکر میکنم که این فرصت داده شد و واقعا از آنجا که ما ایمان داریم به سرنگونی رژیم و ایمان هم داریم که فردای ایران میتواند شکوهمند باشد.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.