برای یک ایران آزاد

اعتصاب سراسری کامیونداران علیرغم تهدید به اعدام و وحشت رژیم :گفتگو با نادردادگر

0

اعتصاب سراسری کامیونداران به رغم تمامی فشارها و تهدید دستگیر شدگان به اعدام و اقداماتی که نظام حاکم برای به شکست کشاندن اعتصاب کامیونداران انجام داده همچنان  در ۳۱ استان ادامه دارد و تاکنون در بیش از۳۲۰شهر گسترش یافته است ، بازاریان و کسبه نیز دومین روز  اعتصاب شان را پشت سرگذاشتند. درهمین رابطه آقای نادردادگر طی گفتگویی باشبکه تصویری ایران آزادی به این موضوعات پرداخته و به سئوالات پاسخ میدهد.

نادر دادگر:  این سومین دور اعتصاب کامیونداران از خرداد ماه به این طرف هست و علتش هم این است که وعده وعیدی که رژیم داده بود عملی نکرد. خواسته کامیونداران هم واقعاً  اولیه‌ترین نیازهای آنها هست؛ یعنی نباید فکر کرد که کامیونداران خواسته‌های بالایی دارند؛ اول از همه ایمنی هم برای خودشان و هم برای سایر خودروهایی که در جاده حرکت می‌کنند، مثلاً لاستیک؛ توزیع لاستیک ناعادلانه است. برخی از کامیونداران به دلیل نبود لاستیک بیش از ۷۰ روزه کار نکرده‌اند. اگر یک کامیون لاستیک قابل اعتمادی نداشته باشد اصلاً نمی‌تواند در جاده حرکت کند چون تهدید ترکیدن لاستیک وجود دارد؛ یا مثلاً سرویس کامیون؛ در هر تردد باید خودرو سرویس و نگهداری بشود؛ یک قلم قیمت لوازم یدکی بیش از ۶۰۰ درصد افزایش داشته است لذا رانندگان با چه درآمدی باید هزینه لوازم یدکی را بدهند؛ رانندگان با کرایه‌یی که برای حمل بار می‌گیرند؛ مطلقاً نمی‌توانند هزینه‌های لجستیک خودرو را پرداخت کنند چه برسد به اینکه زندگی خودشان را تأمین کنند،

از بعد دیگری هم با سوالی مواجه هستیم که چرا در ایران آمار تصادفات جاده‌ای اینقدر بالاست ببینید این تیترهای رسانه‌های رژیم هست که نوشته‌اند:

«در  ایران حوادث رانندگی پس از آلودگی هوا بیشترین قربانیان را می‌گیرد. تنها در چند روز اول تعطیلات نوروزی امسال، ۱۴۵ نفر در جاده‌های ایران کشته و ۲۹۵۰ نفر مجروح شدند.»

«پایان سال ۹۵، چهار میلیون و ۵۹۱ هزار و ۳۰۷ نفر بر اثر حوادث رانندگی مجروح، مصدوم و معلول شده‌اند.» یعنی «در هر ۷۱ دقیقه یک نفر در جاده‌های ایران کشته می‌شود»

یکی از اصلی‌ترین دلایلی که رژیم اشاره‌ای هم به آن هم نمی‌کند همین وضعیت ناگوار لاستیک‌ها و ایمنی خودروهاست….. یا مثلاً بالا بودن حق بیمه؛ این قضیه خودش به یکی از ابزارهای چپاول کارگزاران رژیم تبدیل شده که از رانندگان اخاذی بیشتری بکنند.

بنابراین اگر بخواهم مشخصاً خواسته‌های رانندگان را ردیف بکنم؛ عبارت هست از:

پایین بودن کرایه حمل بار، بالا بودن حق بیمه، سنگین بودن هزینه‌های لجستیکی و اخاذیهای رژیم زیر عنوان عوارض و کمیسیون و غیره الذالک.

از طرف دیگر مطالبات و خواسته‌های کامیونداران شامل مواردی می‌شود که به آنها اشاره می‌کنم: کامیونداران خواستار افزایش کرایه بار؛ حق سختی کار؛ بازنشستگی با ۲۵ سال سابقه کار،

افزایش سهمیه سوخت؛ حذف دلالان؛ توقف برخوردهای سرکوبگرانه پلیس راه با رانندگان و در آخر هم انتخابات آزاد برای تعیین نمایندگان کامیونداران در تشکل‌های صنفی می‌باشد.

آن‌ها میگویند: درآمد کامیونداران براساس ریال است ولی قیمت اجناس و قطعات حتی ایرانی براساس دلار تعیین می‌شود؛ در حالیکه ما می‌بینیم که با وجود عوارض سرسام آور، جاده‌ها ترمیم نمی‌شود که این موضوع مشکلی هست که خسارت کامیونها را بیشتر می‌کند. همچنین از اهم مشکلات کامیونداران نبود امنیت در جاده‌ها هست که اساساً هیچ اقدامی یا توجه‌ایی از سوی دولت و سیستم‌های مربوطه برای حل این معضلات و مشکلات نمی‌شود.

نادر دادگر:  در یک کلام همانطور که برادر مسعود بارها در پیام خودش به قیام کنندگان گفته این است که: «بالائی‌ها نمی‌توانند و پایین‌ها نمی‌خواهند» همان موقعیت انقلابی جامعه یعنی اینکه رژیم در یک بن‌بستی قراردارد که هر حرکتی بکند بر علیه خودش تبدیل می‌شود؛ همان بن‌بستی که خامنه‌ای خیلی تلاش کرد که در استادیوم آزادی منکرش بشود؛ ببینید قیام مردم در هفتم دیماه یک سرفصل بود از آن روز به این طرف یک روز هم آرام نبوده است؛ به یک دلیل ساده چون رژیم توان حل مشکلات را ندارد؛ کلیت نظام قادر به حل کوچکترین مسأله مردم نیست؛ این پایه و اصل یا بقول معروف مبنا است.

عامل دیگر هم این هست که این قیام از دل جامعه بیرون آمده برخلاف سال ۸۸ که قیام از تضادهای بالای رژیم بیرون زد این بار از دل جامعه بیرون آمده و بنابراین رژیم نمی‌تواند که مثلاً با دهنه زدن به کروبی و موسوی آن را خاموش کند.

عامل دیگر هم شرایط بین‌المللی هست، در قیام دیماه برای همه دنیا معلوم شد که آنچه که رژیم و مماشات گران می‌گفتند که این رژیم ثبات دارد و پایگاه مردمی دارد معلوم شد که ثباتی درکار نیست پایگاه مردمی هم در کار نیست؛ من یادم هست که روزنامه لوموند همان زمان در یک مقاله نوشت: نقل به مضمون می‌کنم و حرفش این بود: «این قیام با قیامهای قبلی متفاوت هست و الان محروم‌ترین طبقات به خیابان ریختند و انقلابی در راه هست» ضمناً شعار اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا نتیجه و تکامل یافته قیامهای ۷۸ و ۸۸ بود که در این دور از قیام بیرون زد و همه دیدیم که به چه سرعتی به یک شعار سراسری تبدیل شد.

از این نقطه به بعد بود که سیاست مماشات با رژیم کمرشکن شد چرا؟ بدلیل اینکه این وسط دو مسأله حل شد؛ یکی اینکه معلوم شد رژیم ثبات ندارد و دومی هم اینکه مدره‌یی در درون رژیم وجود ندارد؛ با حل این دو تضاد؛ بله سیاست مماشات با رژیم درهم شکست تا جایی که تمام راه نفس‌های رژیم را؛ الان شاهدش هستیم که دارند می‌بندند؛ لوایح FATF و اخیراً هم استراتژی ضدتروریسم آمریکا که اعلام شد؛ نتیجه این بود که کانون تروریسم از روی داعش و القاعده به روی رژیم و سپاه قدس چرخید که خودش جای بحث جداگانه‌ایی دارد.

برادر مسعود پس از قیام مرداد ماه؛ یعنی در ۱۱ مرداد در پیام شماره ۱۰ خودشان در توصیف قیام که آنرا در ۵ ماده خلاصه کرده بودند؛ که عبارت بود از اینکه این قیام:

  • تداوم دارد،
  • گسترش می‌یابد،
  • عمق پیدا می‌کند،
  • با مقاومت سازمانیافته پیوند و پشتوانه دارد،
  • دشمن ضد بشری در برابر آن هیچ راه حل و برون رفت و برگ برنده ندارد.

نادر دادگر:  رژیم خیلی تلاش کرد که این اعتصاب را درهم بشکند؛ مثلاً تعداد زیادی از رانندگان به اتهام هایی چون «اخلال در روند حمل و نقل بار و تحریک رانندگان به اعتصاب» را بازداشت کرد. این بازداشتها از جمله در استان‌های تهران، فارس، اصفهان، خراسان رضوی، کردستان، لرستان،‌ آذربایجان غربی، زنجان و قزوین، البرز، همدان، چهارمحال و بختیاری، کرمانشاه، کرمان و بوشهر صورت گرفته است.

که من به گوشه‌ایی از آنها اشاره می‌کنم:

رئیس کل دادگستری فارس از دستگیری ۳۵ راننده؛

رئیس کل دادگستری اصفهان از دستگیری ۱۳ راننده؛

سرپرست فرمانده انتظامی استان خراسان رضوی از دستگیری ۷۷ نفر در جاده‌های خراسان رضوی

فرمانده انتظامی استان لرستان از دستگیری ۱۲ «اخلالگر»؛

رسانه‌های حکومتی هم از دستگیری ۲۰ کامیوندار معترض در استان البرز، ۲۵ تن در استان قزوین، ۱۲ تن در کرمانشاه و ۶ تن در چهارمحال و بختیاری، ۵ تن در زنجان، دو تن در کنگان، سه کامیوندار در بوکان و سه تن دیگر در تهران، ۴ کامیوندار در نهاوند و…. خبر دادند.

همینطور آخوند منتظری دادستان جنایتکار رژیم در روز ۷ مهر اعتصابگران را به «مجازات‌های شدید و اعدام» تهدید کرد و آخوند لاریجانی، سردژخیم قضاییه رژیم در روز ۹ مهر گفت: «افرادی که با سوء استفاده از مطالبات کامیونداران اقدام به برهم زدن امنیت جاده‌ها می‌کنند به اشد مجازات خواهند رسید.»

قبل از آن خبرگزاری سپاه پاسداران با اشاره به اینکه «بیش از ۹۰ درصد حمل و نقل کالای کشور از طریق حمل و نقل جاده‌یی جابه‌جا می‌شود» نوشت: «گروه‌های معاند از این ظرفیت سوءاستفاده کرده و در حال تلاش هستند مانع از ورود کامیون‌ها به جاده‌ها و بارگیری آنها شوند تا بدین ترتیب کالاها در پایانه‌ها و بنادر بماند و به دست مردم نرسد و بدین ترتیب با ایجاد نارضایتی بین مردم، به اقتصاد کشور و امنیت روانی مردم ضربه بزنند»

بنابراین در پاسخ به شما بگویم هر آنچه که رژیم می‌توانست انجام داد تا جلوی این اعتصاب را بگیرد اما نتیجه علیرغم تهدید به اعدام یک دفعه ما شاهد این بودیم که بیش از ۵۰ شهر دیگر به اعتصاب اضافه شد؛ این یعنی همبستگی؛ این یعنی همان موقعیت انقلابی که هر اقدام رژیم را به ضد خودش تبدیل می‌کند.

نادر دادگر:  فدراسیونهای بین المللی کارگران  مثل آی تی اف که حدود ۶۰ فدراسیون و سندیکای کارگری را تحت پوشش خود دارد در حمایت از اعتصاب کامیونداران یک بیانیه قوی صادر کرد وروی حقوق اولیه کامیونداران  ایرانی تاکید کرد.

همچنین اتحادیه کامیونداران و رانندگان جاده ای آمریکا «تمسترز» که دربرگیرنده یک میلیون و پانصد هزار عضو درایالت متحده آمریکا و کانادا هست یک بیانیه مطبوعاتی قوی از طرف پرزدنت خودش صادرکرد، در آن نامه حمایت خودش را علنی در بیانیه مطبوعاتی از واشنگتن و در صفحه اول سایت خودش باتیتر «هوفا» یعنی پرزدنت تمسترز منتشرکرد و نوشت:« ما از اعتصاب کامیونداران حمایت می کنیم .پرزدنت هوفا از دولت ایران خواست که به خواسته های کامیونداران رسیدگی کند .اعتصاب سراسری کامیونداران انعکاس گسترده ی بین المللی داشت که تاکنون تعداد ۱۵ سایت و رسانه های آمریکا ، کانادا و خاورمیانه که دارای میلیونها خواننده هستند گزارش اعتصاب سراسری کامیونداران را به همراه فیلم ، کلیپ و عکس از صحنه های مختلف درج کردند ازجمله «سایت آمریکن تینکر ، نیوزبلیز آمریکا و…

نادر دادگر:  در پاسخ باید بگویم که رژیم هیچ راه حلی ندارد؛ به این دلیل که نمی‌تواند به خواست اعتصابیون تن بدهد بخصوص در شرایط تحریمهای سنگین که از ۱۳ آبان شروع می‌شود؛ لذا نه توان این کار را دارد و نه اراده‌ایی برای حل این کار؛ به این دلیل که اگر مثلاً به خواست کامیونداران تن بدهد؛ اقشار و طبقات دیگر هم خواهان مطالباتشان می‌شوند و این قضیه به تمام جامعه گسترش پیدا می‌کند.

بنابراین اگر بخواهد به خواست اعتصابیون پاسخ بدهد؛ معنی و نتیجه آن این هست که: باید از مخارج جنگ در سوریه و عراق و لبنان و یمن و تروریسم کم کند که این کار را انجام نمی‌دهد چرا؟ به دلیل اینکه یکی از پایه‌های بقای رژیم دخالت در امور کشورهای منطقه هست و این را هم خودشان میگویند که اگر در سوریه و یمن نجنگیم باید در تهران بجنگیم.

اینکه سئوال کردید می‌تواند کنترل کند اگر منظور نگهداشتن در وضعیت فعلی باشد؛ جواب منفی هست چرا؟ چون همه فاکتورها دست رژیم نیست و مشخصاً زمان بشدت علیه رژیم عمل می‌کند فشارهای آمریکا روی رژیم زیاد است، بحران‌های داخلی غیر قابل کنترل شده است؛ یعنی در معادلات ایران فاکتورهای زیادی عمل می‌کند که از دست رژیم خارج است و رژیم را ناگزیر به واکنش می‌کند بنابراین وضعیت تعمیق پیدا می‌کند و گسترش پیدا می‌کند و رژیم ناگزیر، یا باید تن بدهد که در این صورت قیام و اعتراضات و اعتصابات گسترش پیدا می‌کند؛ یا باید به سمت انقباض حرکت کند؛ اینکه حالا چقدر توان چنین انقباظی دارد؛ باید بگویم که قطعاً مثل سابق نمی‌تواند سرکوب کند چون اگر بخواهد سرکوب عریان بکند بیشتر جنبش و قیام را رادیکال می‌کند انقباض بیشتر رادیکالیسم بیشتر به همراه دارد؛ پشتش هم پیوند خوردن به مقاومت سازمانیافته است که رژیم بشدت از آن وحشت دارد خودش هم این را خوب می‌داند که هرگونه سرکوب نتیجه‌اش رادیکال کردن جنبش هست؛ به همین دلیل وضعیت رژیم در یک کلام بن بست هست؛ همان بن بستی که خامنه‌ای در استادیوم آزادی منکر آن شد تا نیروهایش ریزش نکنند؛ به این دلیل منکرش شد که دقیقاً مشکل روی میز رژیم هست و الا چه نیازی به این که برای نخستین بار باید در استادیوم آزادی با قسم آیه بگوید ما در بن بست نیستیم؛ چرا در ۴۰ سال گذشته چنین حرفها و صحبتهایی را نگفته بود؟

پس بنابراین در پاسخ به شما باید بگویم که همین اقدام خامنه‌ای در استادیوم آزادی نشان دهنده بن‌بستی هست که توضیح دادم.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.