برای یک ایران آزاد

افزایش اعتراضات ، جبهه‌بندی بین مردم و حکومت: گفتگو با عباس داوری

0

افزایش اعتراضات اقشار مختلف مردم از جمله کارگران،  به رغم سرکوب روزانه توسط حکومت ضد کارگری آخوندی را شاهد هستیم .همچنین این روزها بحرانهای مختلفی نظام آخوندی را احاطه کرده است . دراین شرایط علت گسترش اعتراضات چیست ؟، خواسته های مردم چیست؟، نهایتا راه حل این مشکلات چیست؟.

برای پاسخ به این سئوالات و بحرانهایی که گریبانگیر حکومت آخوندی شده ، آقای عباس داوری مسئول کمیسیون کار شورای ملی مقاومت ایران در گفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به سئوالات پاسخ میدهد.

عباس داوری: فکر میکنم علت اعتراضات آن قدر روشن است که اگر روزی چندین اعتراض نباشد، باید پرسید چرا اعتراضی علیه این رژیم سرکوبگر و چپاولگر نیست؟ مگر این رژیم چیزی برای مردم ما باقی می‌گذارد، مگر این رژیم دست از غارت و چپاول دسترنج مردم ما بر میدارد؟ اعتراضات یک دلیل بیشتر ندارد نفرت و انزجار شدید مردم از این رژیم ضدانسانی است.

سئوال این است که این رژیم برای مردم که صاحبان اصلی خاک ایران زمین هستند، چه حق و حقوقی قائل است؟ اصلا در این رژیم مردم جایی دارند؟ البته تا آنجا که به دجالگری و دروغپردازی و سوء استفاده از کلمه مردم است، این رژیم همیشه دم از مردم می‌زند. اما اگر ازسردمداران رژیم  سئوال شود که این مردم چه حق و حقوقی دارند؟‌ این را بگویید مطلقا کلمه ای از سرکردگان رژیم نخواهید شنید.  پس وقتی سئوال می‌شود که دلیل این اعتراضات مردم علیه رژیم چیست؟‌ این است که این رژیم در ۴دهه گذشته بلایی برسر مردم ما آورده تبدیل به دشمن و خصم مبین مردم است. چرا مردم در تظاهرات می‌گویند دشمن ما همیجاست. آیا جز بیان خشم خاموش ناشدنی مردم علیه این رژیم چیز دیگری است؟

شما اشاره کردید به اعتراضات اخیر به ویژه در مورد اقشار مختلف مردم ایران. من میخواهم تأکید بکنم که از قیام دیماه ۹۶ به این طرف روزی نبوده و نیست که شعارهای اقشار مختلف مردم در تظاهرات در تجمعات و در قیامها علیه این رژیم نباشد.

عباس داوری: برای این که قیام قهرمانانه و سراسری مردم ایران علیه این رژیم نقطه عطفی است در مناسبات رژیم با مردم، به خصوص اقشار فقیر و ستمدیده ایران. رژیم هرقدر هم بخواهد با دجالیت از اهمیت این قیام بکاهد، میداند که آن قیام چه برسر رژیم آورده است.

نکات کلیدی آن این است که با یقین میتوان گفت که قیام دیماه ۹۶، ضربه‌ی مهلکی به کل رژیم بود و رژیم تبهکار و فاسد آخوندی را به شدت ضعیف کرد. قیام سراسری دیماه ۹۶، سه موضوع را اثبات کرد:

اولا-مردم ایران، به ویژه اقشار و طبقات تهیدست، این رژیم را دشمن اصلی خود میدانند و به چیزی کمتر از سرنگونی این رژیم رضایت نخواهندداد. این قیام، همه ادعاهای دروغ رژیم را که مردم طرفدار حکومت آخوندی هستند، درهم کوبید.

ثانیا-علیرغم ادعاها و دود و دمهای رژیم، این قیام ضربه مهلکی به کل رژیم بود و ارکان آن را بشدت تکان داد و این رژیم را بسیار ضعیف کرد

ثالثا-این قیام، وحدت و قدرت مردم را که با دستهای خالی ۱۶۰شهر بهم گره خورده بود، نشان داد که میتوان این رژیم را به زباله دان تاریخ فرستاد.

از قضا آخوند شیاد روحانی که همواره تلاش می‌کند رژیم را بزرگ و مردم را کم اهمیت جلوه دهد، روز ۱۲تیر ۹۸، اعتراف کرد که « از دی۹۶ تا امروز یعنی یک دوران ۱۸ ماهه را ما به سختی گذراندیم» او با شیادی تمام می‌گوید « دی ماه ۹۶ یک حوادث داخلی رخ داد که فعلا من نمی خواهم وارد آن بشوم»

راستی آنچه که روحانی نمی‌خواهد وارد آن در دیماه ۹۶شود، چیست؟ مگر چه فعل وانفعالی در آن قیام رخداد که مردم به حق به آن نقطه عطف می‌گویند؟ در این رابطه روزنامه ایران در ۱۳ تیر ۹۸، کمی پرده ها را بالا زد و به صراحت نوشت: «روحانی سال‌های فعالیت دولت خود را به دو دوره تقسیم کرد که نقطه عطف آن در اعتراضات دی ماه ۹۶ قرار داشت.

به این اعتبار او آن حوادث را سرسلسله رویدادهای دومینو واری دانست که به وضعیت فعلی کشور انجامیده است… نباید این حقیقت  را نادیده گرفت که آن حوادث حکایت از وجود مسائل و آسیب‌هایی در جامعه ما داشت… تنگناهای معیشتی، اختلاف طبقاتی، گسست میان زبان نسل‌های قدیم و جدید از جمله مسائلی بود که در وقایع ۹۶ خودش را نشان داد. همین روزنامه ۳ روز قبل یعنی در ۱۰ تیرماه، به هدف قرار گرفتن کل رژیم در قیام ۹۶اعتراف کرد و نوشت: « قبل از ماجرای ۹۶، هر حادثه‌‌ای پیش می‌آمد، دولت (به معنای عام آن) وسط میدان می‌ایستاد. حوادث سال ۹۶ همه چیز را وسط آورد و آن را به همه جا تسری داد». یعنی قیام سراسر ایران را فراگرفت. در همین رابطه علی ربیعی شکنجه‌گر که قبلا وزیرکار و اکنون سخنگوی دولت روحانی است در ۲۶دی ۹۷ گفته بود: «در دیماه ۹۶ اعتراضات در ۱۶۰ شهر خود را نشان داد و تعدادی نیز در این شهرها کشته شدند.»

آثار قیام سراسر دیماه ۹۶علیه رژیم، آنچنان کابوس و منشاء وحشت این رژیم است که روزنامه آرمان در ۱۳تیر نوشت: « حرکت جامعه به سمت پولاریزه شدن و در نتیجه احتمال تکرار وقایعی چون دیماه ۱۳۹۶. در این موقعیت آیا می‌توان کار خاصی انجام داد؟ پاسخ، در نگاهی واقع‌بینانه، منفی است.»

نتیجه‌گیری روشن ازاین حرفهای مختلف رژیم وحشت رژیم، تکرار قیامهاست که مردم برای گرفتن حق و حقوق به یغما رفته‌ی خود، دنبال فرصت برای قیام علیه این رژیم هستند. پیشتازان و جوانان ایران زمین، در ایجاد فرصت برای مردم، پیشاپیش هراعتراض، هرتجمع اقشار وهرقیام علیه رژیم این فرصت را باید ایجاد کنند.

عباس داوری: همچنان که توضیح دادم، مهمترین ترس و وحشت و نگرانی رژیم از تکرار قیام دیماه ۹۶ است. شما اگر جریانات بعد از قیام را پیگیری کرده‌باشید، هر دو جناح رژیم از تکرار قیامی مانند قیام ۹۶ بشدت وحشت دارند. حتما خاطرتان هست که حتی ۹ماه بعد از قیام دیماه، مجلس رژیم برای یک کار ضدانگیزه‌ای و این که بدروغ نشان دهد که دنبال رفاه مردم است روز ۶شهریور ۹۷، آخوند روحانی را در مقابل ۵ سئوال قرار داد. سرنوشت هر سئوال در جلسه مجلس به شرح زیر می‌باشد:

سوال اول: چرا دولت در کنترل قاچاق، موفق نبوده است؟ مجلس: پاسخ روحانی قانع کننده نیست

سوال دوم: علت استمرار تحریم‌های بانکی چیست؟ مجلس: پاسخ روحانی قانع کننده است.

سوال سوم: چرا دولت نسبت به کاهش بیکاری مفرط اقدام شایسته‌ای ندارد؟ مجلس: پاسخ روحانی قانع کننده نیست

سوال چهارم: علت رکود اقتصادی شدید چندین ساله، چیست؟ مجلس: پاسخ روحانی قانع کننده نیست

سوال پنجم: علت افزایش شتابان ارزها و کاهش شدید ارزش پول ملی چیست؟ مجلس: پاسخ روحانی قانع کننده نیست

نتیجه این که از ۵ سئوال فقط پاسخ یک سئوال برای نمایندگان رژیم قانع کننده و ۴پاسخ قانع کننده نبود. پس اگر از ۵ سئوال چهار پاسخ قانع کننده نباشد، پس مردم اینها را می بینند که فقط برای فریبکاری است. شما هرکشوری که ببینید اگر دولت نتواند مجلس را قانع کند، باید سقوط کند اما از آنجایی که سگ زرد برادر شغال است، در رژیم آخوندی سگ و شغال برای چپاول مردم دست به یکی می شنود.

عباس داوری: این خود روحانی شیاد بود که حکومت خودش را تقسیم به دو دوره کرد. دوره قبل و دوره بعد از قیام دیماه ۹۶.

اجازه بدهید برخی آمار  را برایتان بخوانم .

آخوند مسیح مهاجری از دستیاران رفسنجانی در روزنامه جمهوری اسلامی ۹تیر ضمن ابراز وحشت از پیآمد آن از جمله نوشته است: «امروز جامعه ما با توجه به آنچه در استانها و شهرستانها می‌گذرد، متأسفانه به‌شدت دوقطبی شده است. دوقطبی بودن و آثار شوم آن در شهرستانها بسیار بیشتر از تهران نمایان می‌شود، در محیط‌های کوچک، اختلاف‌نظرها جلوه بیشتری دارند و بسیار سریع‌تر آثار مخرب خود را نشان می‌دهند. این وضعیت، باعث خوشحالی مخالفان انقلاب و نظام و جسورتر شدن آنها نسبت به اصول، آرمانها و ارزش‌ها می‌شود». وی گسست درون حاکمیت را ناشی از عملکرد سردمداران نظام دانسته و افزوده است: «بزرگان باید با تجدیدنظر در روش‌ها و منش‌های خود مانع عمیق‌تر شدن این وضعیت خطرناک شوند»

ولی آنچه که بیشتر مقامات حکومتی و کارگزارانشان را نگران کرده دره عمیق و پر ناشدنی بین مردم و حاکمیت است.

روزنامه حکومتی آرمان (۹تیر) در مورد گسست اجتماعی بین مردم و حاکمیت به‌ نقل از یک کارشناس حکومتی نوشت« اما برخی هم معتقدند که این یک شکاف است که در آن تعارض، ستیزه، درگیری، منافع و… وجود دارد. بنابراین، این شکاف گاهی به ستیزه، تقابل یا خشونت می‌انجامد. نابرابریهای اجتماعی نیز به شکافها و تعارض‌هایی بازمی‌گردد که در درون گروهها وجود دارد. بخشی از این نابرابریها به حکومت مربوط می‌شود و بخشی نیز به نابرابریهای اجتماعی، مذهبی و قومیتی برمی‌گردد»‌

آذر منصوری یک کارگزار حکومتی از باند مغلوب هم با اذعان به ابعاد جدی گسل بین مردم و حاکمیت می‌گوید:« شکاف و گسل سیاسی اجتماعی را باید در مقابل اعتماد عمومی و انسجام و همبستگی ملی تعریف کنیم. یعنی به‌نظر می‌رسد آن چسبی که باید وجود داشته باشد، شل شده و همبستگی‌ها در جامعه امروز رنگ خود را باخته است و نظرسنجی‌هایی هم که صورت می‌گیرد بیانگر همین موضوع است». این کارشناس حکومتی در ادامه یک نمونه از مکانیزم ریزش و گسست در حاکمیت را در اثر دوری بیشتر مردم از حاکمیت تشریح کرده و می‌گوید:« وقتی جامعه هم‌چنان به‌رغم محدودیتها با فیلترشکن به تلگرام متصل می‌شود، این خود نماد بارز شکاف است که ایجاد می‌شود. حتی بعد از مدتی رسانه‌هایی که خود مخالف شبکه‌های تلگرامی بودند و مردم را ترغیب به استفاده نکردن از این شبکه‌ها می‌کردند، خودشان مجدداً به آنها بازگشتند»

رحیم ابوالحسنی یک کارشناس حکومتی از باند مغلوب فساد نهادینه در قضاییه آخوندی را یک عامل تعمیق گسل بین مردم و نظام دانسته و می‌گوید:« پیشنهاد می‌کنم چهره‌هایی که ۳۰سال در قوه قضاییه بوده و مردم اعتمادی به آنها ندارند، کنار گذاشته شوند». وی می‌افزاید:« اعتماد یکی از عناصر اصلی سرمایه اجتماعی است و عملکردها و رویه‌ها وقتی با بی‌اعتمادی مردم همراه شود، کارآمدی و اثرگذاری نخواهد داشت».

سرکوب عامل دیگر تعمیق شکاف بین مردم و حاکمیت بوده و هست.

کمالی پور، نایب‌رئیس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ارتجاع ضمن اعتراف به این‌که یک سری بی‌اعتمادیها نسبت به‌عملکرد دستگاه قضایی شکل گرفته است اعتراف می‌کند:« باید شرایط زندانها بهتر شود. تعداد زندانهای استاندارد حداکثر به ۱۸زندان می‌رسد و بقیه غیراستاندارد هستند/ مردم از اطاله دادرسی ناراضی اند/ رسیدگی به پرونده‌ها سال‌ها طول می‌کشد و افراد به حق‌شان نمی‌رسند».

ماحصل این شکافها که حاصل بغض و خشم انفجاری مردم است همان چیزی است که جهانگیری معاون آخوند روحانی گفت، جامعه مانند یک اتاق پر از گاز است که یک جرقه تمام آن را به آتش می‌کشد.

عباس داوری: یک راه برای از بین بردن بی اعتمادی و دره عمیق وجود دارد آنهم سرنگونی رژیم ولایت فقیه است. مگر رژیم از مردم ایران میخواهد مسئله‌ای حل کند. تازه ترین حرکتهای مردم، حرکت دستفروشان است.

صرف نظر از این که پدیده دستفروشی مانند پدیده دهها هزار کولبر که تماما ریشه در چپاول مردم توسط این رژیم دارد و تماما عارضه ناشی از بیکاری است، اما همان کار را هم رژیم نمی گذارد این مردم بیکار شده انجام بدهد. آیا روزی است که رژیم کولبری را نکشد یا مجروح نکند؟‌ موضوع دستفروشان هم همینطور روز یکشنبه ۹تیر ۹۸خبرگزاری حکومتی ایلنا خبر از یک حرکت صنفی جماعتی از دست‌فروش‌های تهرانی داد.

ایلنا نوشت: «۱۷۰نفر از دست‌فروشان تهرانی که در محدوده خیابان ولی‌عصر تهران بساط دارند و از این راه امرار معاش می‌کنند در نامه‌ای به شورای قلابی شهر تهران خواهان توقف اجرای طرح‌های ضربتی‌ای شده‌اند که معیشت مردم را مختل کرده است. دست‌فروش‌ها می‌گویند اجرای طرح جدید شهرداری تهران ضمن نابود کردن سرمایه اندک آنان، زندگی این قشر ضعیف را مختل کرده و مجدداً این صنف را روانه ارتش بیکاران می‌کند، ضمن این‌که برخوردهای مأموران با دست‌فروش‌ها اغلب به خشونت کشیده می‌شود»

دقیقا در همان روز یکشنبه ۹تیر ۹۸دست‌فروش‌های محروم تبریز نیز در اعتراض به ممنوعیت دست‌فروشی در محوطه بازار تاریخی تبریز در مقابل فرمانداری رژیم در این شهر دست به یک تجمع اعتراضی زدند.

نباید حساب کنیم که ایجاد پلیس امنیت اقتصادی توسط رژیم تصادفی است. خیر قانونمند این رژیم برای سرکوب همین اقشار و طبقه محروم راه انداخته است.

عباس داوری: در هفته گذشته نیروی سرکوبگر انتظامی رژیم اعلام کرد که پلیس امنیت اقتصادی! راه انداخته است. شما میدانید که در این رژیم همه اسامی وارونه به کار می رود امنیت اقتصادی یعنی نا امن کردن درآمدها و معیشت مردم توسط رژیم.

خامنه‌ای با این بگیر و ببندها می‌خواهد وانمود کند گرانی، تورم و ورشکستگی اقتصادی ناشی از گران‌فروشی است نه دزدی و بی‌کفایتی اقتصادی او و نظام استثمارگرش.

اکنون مردم به‌ویژه زحمت‌کشان به‌خوبی می‌دانند آن‌کسی که «امنیت اقتصادی» مملکت را مختل کرده، خامنه‌ای و نظامش می‌باشد که توسط همین پلیس امنیت اقتصادی حفاظت و حراست می‌شوند! نه دکانداران و فروشندگان جزء! میباشد. همه میدانند که همزمان با سرکوب زنان، کارگران و کشاورزان و معلمان و بازنشستگان و کادرهای درمانی کشور، خامنه‌ای اکنون نوک تیز حملات سرکوب‌گرانه‌اش را متوجه دکانداران و کسبه جزء کرده است.

میگوید مسبب «گرانی» و تورم قیمتها «فروشندگان» یعنی کسبه و دکانداران هستند و دست‌فروش‌هایی که نظم بازار و قیمتها را مختل!؟ می‌کنند!

جانشین جنایتکار نیروی انتظامی (پاسدار سلیمانی) روز ۹ تیر گفت هدف از تشکیل این ساختار جدید «مبارزه با اخلالگران بازار و اقتصاد کشور» و «تامین امنیت فعالان عرصه کسب و کار» عنوان کرد.

ولی باید دید پشت پرده راه‌اندازی پلیس امنیت اقتصادی برای چیست؟‌ واقعیت این است که روزانه یا حداقل هر چند روز یکبار خبر یک اختلاس میلیاردی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منفجر می‌شود. بزرگ سارقانی هم‌چون صادق لاریجانی رئیس پیشین قوه قضاییه رژیم در حالی‌که ۶۳حساب بانکی غیرمجاز (انباشته از ثروتها و اموال مصادره شده مردم) را زیر عبای خود داشت با سلام و صلوات به کرسی ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام کوچ کرد و همکار بدنامش (طبری) را هم به‌عنوان صندوق دار و محرم اسرار حسابهای مالی‌اش با خود برد و دهها نمونه هم‌چون او در دیگر قوای سه‌گانه در حال جولان دادن هستند.

به همین علل هنگامی که خبر از تشکیل پلیس امنیت اقتصادی می‌رسد، طبیعی است که پیش از اختلاس‌گران، کسبه  و دکانداران و  همین دستفروشان را درنظردارد.

شاه هم در اواخر سلطنت خود دست به چنین کارهایی میزد. مثلا روزنامه رستاخیر شاه روز ۲۹ دی ۵۵ نوشت: « دیشب گفته شد روزانه بین ۴۵۰تا ۵۸۰ واحد صنفی مرتکب تخلف می‌شوند که اغلب آن، گران‌فروشی، خودداری از عرضه کالا و ارائه فاکتور، پنهان کردن کالا، نصب برچسب مازاد بر قیمت و تمهید در کسب است. بر همین اساس در چهار روز گذشته پرونده قریب به ۱۸۰۰واحد صنفی به اتهام تخلفات یاد شده به دادگاههای کیفر گران‌فروشان فرستاده شد»

بنا بر این الان هم مثل زمان اواخر شاه مردم میدانند که  ریشه فساد و عدم امنیت اقتصادی در اعماق همین حکومت و دستگاههای رسمی آن است، مرکز فساد و ناامنی اقتصادی دقیقاً در بیت خامنه‌ای و ارگانهایی هم‌چون بنیاد‌های تحت نظارت خامنه‌ای و پاسداران و بنیادهای مختلف است. موضوع این است که  مردم حرفهای خامنه‌ای و روحانی دروغ مطلق میدانند

عباس داوری:  بله نباید در این امر کمترین تردید داشته باشیم. به قول خود رژیمی ها: «حکومت روحانی دو دوره داشته قبل از قیام بعد ازقیام .

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.