الزامات یک زندگی ساده در ایران؛ رویای دست نیافتنی

الزامات یک زندگی ساده در ایران؛ رویای دست نیافتنی

اقتصاد ایران در کمای کامل

اینکه گفته میشود اقتصاد ایران در حال سقوط آزاد است، اصلا مبالغه آمیز نیست.

الکس واتانکا، مدیر برنامه ایران در موسسه خاورمیانه می‌گوید: همه شاخص‌های اقتصادی حاکی از بدتر شدن واقعیت‌های اقتصادی در ایران است. قیمت کالاهای اساسی مانند نان، گوشت و برنج روزانه در حال افزایش است.

رسانه‌های ایران اغلب از اخراج و اعتصاب کارگرانی که ماه‌ها حقوق نگرفته‌اند، از جمله در کارخانه‌های دولتی گزارش می‌دهند.

داشتن خانه در تهران برای اکثر مردم غیر ممکن است. قیمت ها در ماه های اخیر در برخی مناطق حدود ۵۰ درصد افزایش یافته است.

از سال ۲۰۱۸ ارزش پول ایران در برابر دلار آمریکا بیش از ۷۰ درصد کاهش یافته است. نرخ تورم رسمی حدود ۴۰ درصد است در حالی که در حقیقت تورم بالای ۵۰ درصد تخمین است.

بیش نیمی از جمعیت ۸۲ میلیونی ایران زیر خط فقر هستند. برآوردهای غیررسمی حاکی از آن است که نرخ بیکاری بسیار بالاتر از نرخ رسمی ۱۱ درصد است.

تاثیر گرانی در خرید روزانه مردم ایران

مهدی دولتیاری در ماه‌های اخیر با وحشت نظاره‌گر بود که اجناس مقرون به صرفه در سوپرمارکت او در تهران از دسترس مشتریانش خارج می‌شوند.

مردم عادی که بسته‌های غذای اصلی خود را از چنین فروشگاه‌هایی می‌خریدند، اکنون با کاهش ارزش تومان به پایین‌ترین سطح در برابر دلار، باید از برخی غذاهای معمول خداحافظی کنند.

دولتیاری با بیان اینکه قیمت برنج بیش از دو برابر شده است، گفت: برنج به شدت گران شده است. اکنون مردم پول را بی‌ارزش می بینند و باید از غذاهایی که زمانی جزء اصلی محسوب می‌شدند صرف نظر کنند.

در مقایسه با یک سال گذشته، قیمت شیر، ماست و تخم مرغ بیش از ۸۰ درصد افزایش یافته است. به گفته آژانس آمار دولتی، قیمت سبزیجات و گوشت بیش از ۷۰ درصد و ارزان‌ترین مواد اولیه مانند نان و برنج بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته است.

عذرا عدالت، ۶۳ ساله، یک خریدار عصبانی و خشمگین، میگوید: «ما شاهد گران شدن روزانه  قیمت ها هستیم. این وحشتناک است. چگونه می توان با این حقوق کم زندگی کرد؟ بسیاری از مردم می گویند که قدرت خریدشان بسیار کمتر از قبل شده است.

قانع خیابانی، مادر سه فرزند در تهران، می گوید: «الان فقط ماهی یک بار می توانم مواد غذایی بخرم». ما باید حساب هرچیزی که میخواهیم بخریم را بکنیم.

کمبود ارز، دولت را وادار کرده است که اسکناس بیشتری را بدون پشتوانه برای پرداخت بدهی‌های خود چاپ کند، و این مسئله باعث تورم هرچه بیشتر شده است. در نتیجه بسیاری از مردم را به فقر کشیده. حتی ارقام دولت نشان می دهد که در سال گذشته، تعداد شهروندانی که زیر خط فقر رسمی زندگی می کنند -یعنی  کمتر از ۴۶ دلار در ماه درآمد دارند – بیش از۴۰ درصد افزایش یافته است.

اعلام خطر جدی به غاصبان حکومت ایران

مسیح مهاجری، سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود با عنوان اعلام خطر جدی!، نوشت: نان در دوران جنگ تحمیلی هم گران نشد، همان موقع از نخست وزیر شنیدم که از خمینی  شنیده بود  که دولت میخواهد قیمت نان را یک ریال افزایش دهد و او بلافاصله مخالفت کرده بود».

در ۲۴ فروردین، خبرگزاری دولتی ایسنا گزارش داد که ابراهیم رئیسی، از افزایش قیمت کالاهای اساسی ناراضی است و به نهادهای نظارتی دستور داد تا «علل پنهان گرانی» را بررسی کنند.

رئیسی با بیان اینکه گرانی غیرمنطقی و غیرقابل توجیه است، سعی کرد تقصیر را به گردن منابع ناشناس بیاندازد و گفت: این غیرقابل قبول است که یک شرکت یا کارخانه خاص در بخش خصوصی بتواند به طور ناگهانی قیمت کالاهای خود را افزایش دهد.

‏این سخنان اعتراف رئیسی به شکست مطلق وی در کنترل قیمت‌ها است، همانطور که وی از زمان تصدی ریاست جمهوری در سال گذشته مکرراً وعده مبارزه با گرانی را داده بود. 

این سخنان در زمانی است که قیمت مواد غذایی، مسکن، سوخت و کالاهای اساسی با افزایش بی سابقه در چند ماه گذشته روبرو بوده است.

فرافکنی آخوندهای حاکم بر ایران

مثل همیشه آخوندها مشکلات اقتصادی و اجتماعی مردم را به گردن عوامل موهوم و ناشناخته می اندازند. رئیسی بارها دولت قبلی حسن روحانی و کسانی را که سعی در بی‌ثباتی و به اصطلاح در قاچاق دست داشتند مقصر گرانی می‌دانست و وعده بهبود وضعیت در آینده را می‌داد.

اکنون رئیسی باید به این سوال پاسخ دهد که چقدر طول می‌کشد تا بفهمد کشور را نمی‌توان با گفتار درمانی اداره کرد؟

گرانی آرد، کمبود ماکارونی و کمبود روغن را به گردن قاچاقچیان می اندازند، مردم دیگر گول چنین ترفندهایی را نمی‌خورند.

الان پس از گذشت هشت ماه از استقرار کامل دولت رئیسی با حاکمیت یکسان در مجلس، فرافکنی و مقصر دانستن دولت قبلی  دیگر کارکرد ندارد.

مسیح مهاجری در یک نمایش آشکار از رویارویی در پایان می‌گوید: «سعی نکنید مردم را فریب دهید یا منتقدان شرایط کنونی را که شما بانی آن هستید، ضدانقلاب و وابسته به آمریکا و صهیونیسم بنامید.

دوران اینگونه برچسب‌های بی اساس به پایان رسیده است و مردم کاملاً با این ترفندها آشنا هستند حتی نیروهای حامی دولت هم اکنون به اقدامات شما معترض هستند. [افزایش قیمت برنج و سیب زمینی و فشار مضاعف بر مردم]

تصور نکنید کشور فاقد نیروهای ماهر و مدبر است حالا که مشخص شده است که نمی‌توانید مشکلات را حل کنید، شجاعانه کنار بروید و کار را به افراد ماهر بسپارید تا مردم و کشور را از این گرداب خطرناک نجات دهند.»

اما یک رسانه روزنامه حامی دولت (قدس آنلاین) در جنگی روشن و بی سابقه در پاسخ به مسیح مهاجری نوشت: اگر صداقت و شجاعت ملاک نگارنده این تحلیل است، ابتدا خودش باید از افکار عمومی و نظام به دلیل ارائه تحلیل های سمی که اقتصاد و مردم کشور را تحت تاثیر قرار داده است پوزش بطلبد، نه اینکه اکنون که دولت در مهار چالش‌های موروثی به موفقیت‌های بزرگی دست یافته است، به دولت حمله کند.

با نگاهی به فضای سیاسی کنونی، ممکن است از چنین افشاگری‌ها و مشاهداتی تعجب نکنیم.

جنگ قدرت بین جناح‌های مختلف این رژیم فاسد به سطوح جدیدی رسیده است که تا به حال دیده و احساس نشده بود.

گفتنی است رئیسی تنها کاندیدای ریاست جمهوری بود که خامنه ای می خواست بر سر کار بیاید و در مناسبت‌های مختلف تایید و تحسین خود را متوجه وی و دولتش کرده است.

اما این دولت، که مورد علاقه و حمایت خامنه ای است، حتی یک سال هم نمی گذرد که از سوی یکی از تاثیرگذارترین روزنامه‌های رژیم به استعفا فراخوانده شده است.

این امر را باید زنگ خطری جدی برای ولی فقیه و گامی رو به جلو در راه آزادی و دموکراسی برای مردم ایران تلقی کرد.
ح. بیضایی

ما را در توئیتر ایران آزادی دنبال کنید

ما را در تلگرام ایران آزادی دنبال کنید

خروج از نسخه موبایل