برای یک ایران آزاد

بحران‌های رژیم؛استراتژی سرنگونی و اوضاع به چه سمتی میرود؟:شاهین قبادی

0

بحران‌های لاعلاجی که گریبان رژیم را گرفته…، بحران سیاسی و جنگ قدرت در بالاترین سطح، همچنین بحران اقتصادی و اجتماعی، که خودش را در گرانی افسار گسیخته کالاها و مواد غذایی، بویژه در شب عید نشان می‌دهد. همینطور بحران مشروعیت، که خودش را در نارضایتی اکثریت مردم از حکومت و قیام سراسری مردم نشان می‌دهد.

بحران دیگه بحران بی راه حلی است و اینکه رژیم هیچ موضوعی رانمی تواند تعیین تکلیف کندو همینطور مثل زخم باز نگه می‌دارد مثل لایحه مبارزه با پولشویی و FATF که به علت اختلافات در رأس رژیم، امکان تعیین تکلیف این بحران راندارد.

امااصلی ترین سئوالی که مطرح است اینکه؛ اوضاع به چه سمتی می‌رود؟ راه‌حل واقعی چیست؟ و اینکه: استراتژی درست برای سرنگونی رژیم چی هست و چکار باید کرد؟. آقای شاهین قبادی درگفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به این سئوالات پاسخ می‌دهد

شاهین قبادی: فکر کنم در آستانه پایان سال ۹۷ سؤال خوبی هست که ما در کجای تحولات قرار داریم چون پاسخ صحیح به این می‌تواند به ما کمک کند که بسیاری از مسائل در سال ۹۸ را ارزیابی و پیش‌بینی بکنیم. از هر منظر که بنگریم رژیم با مجموعه‌ای و سلسله‌ای از بحرانها روبرواست که برای هیچکدام پاسخ ندارد و فکر کنم بحران مشروعیت واضح‌ترین بحرانی است که هر ایرانی می‌فهمد که رژیم با آن دست به گریبان است، چون در حقیقت هر ایرانی است که اگر رژیمی نباشد دست رد به سینه رژیم زده است، از طرف دیگر بحران اقتصادی فکر کنم الان دیگر کارد به استخوان خود مردم رسیده و قیمت‌های که آدم می‌شنود و اصلاً قابل تصور نیست، ما راجع به ایران و با این قیمت‌ها صحبت می‌کنیم، پازل بزرگ خود مردم هستند که چطوری به زندگی یومیه‌شان در این رابطه ادامه می‌دهند و این فکر کنم که بر هر ناظری دیگر واضح و مبرهن شده، از طرف دیگر خوب ما به ازای این‌ها در درون رژیم می‌بینیم بحران‌ها اوج گرفته و آن هم نتیجه این است که بحرانها در جامعه و در داخل حاکمیت می‌ریزد و حاکمیت برای آن پاسخی ندارد، آنجا که حوزه علمیه قرار بوده تاریخا پایگاه رژیم باشد الان شاهد بودیم در هفته گذشته دوباره چه بحرانهایی فراهم کرده است و از ایران که خارج می‌شویم و می‌رویم به سطح جهانی این بحران بین المللی و ایزولاسیون فزاینده که رژیم با آن روبرو بوده، خوب در رابطه با منطقه آمریکا که خیلی واضح است و در رابطه با اروپا که رژیم خیلی امید بسته بود که شاید بتواند با سپر بلاکردن اروپا به نوعی مانع فشارهای آمریکا و ضربات سیاست استمالت بشود، می‌بینیم که این معجزه که رژیم می‌خواست نه واقعی بود و نه محقق شد، ما این را در رابطه با داستان اف ای تی اف دیدیم .

در مذاکرات اخیر که با اتحادیه اروپا داشتند که هیچ آبی برای رژیم گرم نشد و آن معجزه این سیاست راهکار مالی که اخیراً اینس تکسی که قرار بوده معجزه کند که خود اراکی هم گفت هیچ معجزه نکرده و تازه روی آن بحث می‌شود تا آن هم معلوم نیست اف ای تی اف چی بشود، شما نگاه کنید اگر چه به نوعی کلاف در سردرگمی به نظر برسد اما کلاف سردرگمی نیز به طور واقعی نیست، ما با رژیمی روبرو هستیم که از هر لحاظ به ته خط رسیده همه ذخایر استراتژیکش را مصرف کرده هیچ برون رفتی ندارد، از طرف دیگر هیچ معجزه‌ای هم تا آنجا که به سیاست استمالت. حتی کمک‌رسانی و امدادهای غیبی هم دیگر در چشم انداز نیست در یک کلام می‌شود گفت آن وضعیتی پیش آمد که در تعاریف کلاسیک به آن موقعیت انقلابی میگویند یعنی اینکه «پایینی‌ها دیگر واضح است نمی‌خواهند و بالایی‌ها آن هم، دیگر نمی‌توانند»، این تعریف کلاسیک موقعیت انقلابی است.

علاوه بر آن از هر وضعیتی که رژیم و جامعه ما با این وضعیت رو به رو هست، یک ویژگی خیلی جالب و گویا باید گفت در رابطه با رژیم این هست که نه تنها سر هیچ موضوع نه تقریباً بزرگ بلکه کوچک هم نمی‌تواند تصمیم بگیرد، یعنی بن بست، بی علاجی و بدون برون رفت، ولی نکته قابل توجه دیگر اینکه الآن اگرتوجه کنید هر موضوع کوچک و بزرگ در رأس رژیم می‌ریزد، یعنی اگر درگذشته کلان سیاست‌ها و هرموضوع جدی را ولی فقیه طلسم شکسته وارد می‌شد الان تقریباً  هیچ موضوعی نیست که یومیه چه کوچک چه بزرگ در خانه خامنه‌ای را نزند، یعنی نشان می‌دهد اوضاع آنقدر متشتت هست و اوضاع آنقدر به هم ریخته است که سیستم‌های که رژیم ساخته بود پاسخگو نیست، وقتی ولی فقیه وارد بشود، یعنی قیمت‌های سنگین دادن و الان با قیمت ناچیز هیچ موضوعی حل نمی‌شود، این بن بست را نشان می‌دهد، این بن‌بست را مضاعف می‌کند چون بالاخره از هر طرف که رژیم بخواهد برود باید قیمت سنگین و گزافی بدهد در یک کلام اینکه رژیم توان این پرداخت این بهاء و قیمت را ندارد، چون ته خط رسیده است، یعنی نگران هست از هر طرف بپیچد، مهار اوضاع از دستش خارج بشود، و آن طوفانی که از آن نگرانند باصطلاح محقق بشود، اگر شما سال ۹۷ را نگاه بکنید این پروسه مستمر تشدید شده و اگر یک نموداری در عالم فرض بکشید دقیقاً این مسیر را نشان می‌دهد، حالا بالا پایینی داشته ولی تماماً انباشته بحران‌ها، بدون راه حل و مستمر متراکم شدن این وضعیت انفجاری است.

شاهین قبادی: حوزه قرار بوده آخرین سنگر این رژیم باشد ؛ ولی اوضاع در حوزه به حدی بهم ریخته است، الان خامنه‌ای مجبور است یکسری از طلبه‌های خودش را بیاورد و شعار علیه سران سه قوه بدهند، و مشخصاً علیه روحانی شعار بدهند که «که تو ما را بی آبروکردی، بدبخت کردی، فاقد کمترین صلاحیت‌های تخصصی و حوزوی هستی و این وضعیت فلاکت بار معیشتی را متحمل کردی»، خوب کسی نبوده که بگوید مگر این روحانی سه سال قبل، چهار سال قبل، پنج سال قبل کاراکتر دیگری بوده، همین فرد بوده و توجه به اینکه این چیز خیلی مطلوب خامنه‌ای نیست و این به نفع خامنه‌ای نیست ولی مثل بر سر شاخ بودن و بن بریدن است.

روحانی اگر دچار بحران شود تمامیت رژیم دچار بحران می‌شود، یعنی اوضاع آنقدر بحرانی شده که خامنه‌ای مجبور است دست به این کارها بزند در حالیکه اصلاً متعارف نیست آن هم برای رژیمی که اینجوری شده یا مثلاً این بحث‌ها که الان می‌کنند، هشدار هشدار خامنه‌ای ۱۳ اسفند که این خبر با تأخیر منتشر شد و گفت روحانی که درخط انقلاب نباشد بدرد نمی‌خورد، یعنی چی؟ یعنی یکسری آخوندها در این خط نیستند، اگر این موضوع پایه ندارد طرح آن به چه منظور است بعد گفته این به مفهوم شعار دادن نیست، پس اوضاع بیخ دارتر از این حرفها است، یا ابراز نگرانی از اینکه سکولاریزم آمده در حوزه رخنه کرده، رژیم با سکولاریزم آن هم در حوزه مثل جن و بسم‌الله می‌ماند، وقتی سکولاریزم ریخته در حوزه پس ببینید بحران مشروعیت تا کجا است که خود حوزوی‌ها دچار سؤال شدند.

در مقابل این چنین وضعیتی خامنه‌ای مجبور به لشکر کشی شده است، که اوضاع در حوزه از این بی ریخت‌تر نشود، باصطلاح به بقیه بگوید سر جای خود بنشینید، اگر قرار باشد در خود حوزه آخوندهای حکومتی تمام زندگی و بند وبستشان بند به خامنه‌ای و این وضعیت هست، آن‌ها دچار چنین تشتتی بشوند، دیگر می‌شود تحولات کل جامعه را باصطلاح ببینید، یعنی اینها هیچکدام تاکتیک‌های خیلی مطلوب نیست، ولی ناچاراً اوضاع بحرانی شده که به علن می‌کشد و شخصی خامنه‌ای وارد می‌شود بعد از این حرفها میزند و از این هشدارها که هشدار هشدار سکولار آمده در خانه ما و درب حوزه را میزند و آقا بجنبید که حوزه از دست می‌رود، یکسری از آخوندهای بالای رژیم میگویند آقا این درست نیست این تهدیدات سه قوه در حوزه درست نیست، این نشان می‌دهد بحران آن قدر عمیق شده در کانونی‌ترین جا که قرار بوده سنگر قدرت رژیم باشد، در حوزه ایجاد بحران کرده ولی هر چقدر جلوتر می‌رود این بحرانها در داخل نهادهای حکومتی می‌ریزد، چون این دو پدیده از هم جدا نیستند، باصطلاح میگویند وقتی زمین سفت می‌شود گاوها به هم شاخ می‌زنند، هر چند اصلاً قابل مقایسه نیست، هیچوقت نمی‌شود گفت رژیم عقب نشینی نمی‌کند، وقتی سمبه پر زور بشود رژیم عقب نشینی جدی می‌کند، ولی سؤال جدی این است اگر عقب نشینی بکند بعدش چی می‌شود؟ اگر توجه کنید الان با وضعیتی روبرو هستیم که پانزده ماه از شروع قیام‌های مردمی ایران می‌گذرد، و رژیم نتوانسته این را کنترل کند، این پارامتری هست که ایران اسفند ۹۷ را از هر دوره‌ای در طول حکومت ننگین این حکومت متفاوت می‌کند، هیچ وقت ما نداشتم که پانزده ماه قیام و اعتراض مستمر ادامه پیدا کند، اعتصاب و اعتراض و قیام در صور مختلف و اشکال مختلف و رژیم نتواند جمع بکند.

از طرف دیگر سیاست استمالت در سطح جهانی ضربه جدی خورده است، واقعاً در تدافع هست، رژیم بیش از پیش تحت فشار بین‌المللی هست و دقیقاً بخاطر کارکردهای خودش، و بعد از سالها و دهه‌ها امتیاز دادنهای نامشروع برای میزان محدودی پاسخگویی به همه جنایتهای و کارهای تروریستی و افراطی گری که کرده و جنایاتی که در سطح جهانی می‌کند، فرض کنیم نرمش قهرمانانه هم کرد باید امتیاز جدی بدهد، سؤال بزرگی نیست در چنین وضعیتی و چنین بحران‌های در حالی که در داخل اینطوری و در سطح بین‌المللی اینطوری، چه امیدی هست که بتواند اوضاع را کنترل کند.

چه بسا گام اول و گام دوم خامنه‌ای نتواند کنترل کند، ولی وقتی تحولات بزرگ اجتماعی شروع شوند، دیگر کنترل دست خامنه‌ای نیست، اولین کسی هم که این را خوب می‌فهمد خود شخص ولی فقیه جنایتکار خامنه‌ای هست، لذا صحبت اگر از نرمش قهرمانانه بوده در دورانی بود که امدادهای غیبی و سیاست‌های نامشروع بین المللی بوده و امید بوده آنها دری باز کنند، وقتی آن نیست، وقتی عنصر اجتماعی در مرکزش کانون شورشی این چنین رژیم را به گوشه رینگ می‌برند، خامنه‌ای نه دوبار بلکه صد بار باید به این فکر کند که اگر این کار را کردم آیا از تاک و تاک نشان اثری خواهد ماند یا نه؟ یعنی چنان سیلابی راه بیفتد که نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان، این دقیقاً بحران بن بست مرگباری است که رژیم با آن روبرو است یعنی ادامه وضعیت که بی جواب است و از آن طرف پاسخهای جدی و عمیق به تضادهای اجتماعی است، چون ژست که مسئله حل نمی‌کند، باید دست در جیب و قیمت سنگین بدهد، تغییر مسیر استراتژیک بدهد، و سؤال این هست که رژیم چنین ظرفیتی دارد؟ تمام داده‌های می‌گوید چنین ظرفیتی ندارد البته که فرض محال که محال نیست ولی همه داده‌ها بر این است که مطلقاً چنین ظرفیت و پتانسیلی رژیم ندارد.

شاهین قبادی: هر چه این سیاستها تمایل داشته باشند از رژیم استمالت کنند برای دوریال قرارداد اقتصادی و برای باز هر چه بیشتر به یغما بردن اموال مردم ایران که سنگ بنای سیاست استمالت است، واقعیت‌ها خودشان را تحمیل می‌کنند، این وضع بحرانی که ما صحبت می‌کنیم طرف حساب‌های بین‌آلمللی هم می‌بینند، بی‌آیندگی رژیم الان هر چند هنوز خیلی تمایل دارند که نبینند یا که بخشی تمایل دارند آن را نبینند اما در واقعیت خودش را تحمیل می‌کند، لذا اروپا هم دیگر مثل گذشته نمی‌تواند چهار نعل ادامه بدهد، از جانب امریکا که این سیاست کنار گذاشته شده است و الان سیاست فشار حداکثر هست، بلاخره امریکا در جبهه جهانی قدرت برتر هست و اعمال می‌کند ولی تا جای که به اروپا می‌گردد و به رژیم امید بسته بودن با توجه به این وضع بحرانی و پایین رفتن در تعادل قوا و بالارفتن مقاومت ایران مشخصاً مردم در تعادل قوا، به آن آسانی به رژیم نمی‌گیرند و سخت‌تر به رژیم می‌گیرند، چنانچه الان میگویند سرموشکی با رژیم مشکل داریم، رژیم باید یکسویه برجام را ادامه بدهد یعنی هر اتفاقی افتاد تو نباید از برجام بیرون بیایی، هر چند رژیم در این نقطه نیست ولی به او میگویند حالیت باشد که مختصاتت چی هست، رژیم خیلی دست باز ندارد.

سر راه کار مالی هم منوط به این هست که مسائل را با اف ای تی اف حل کند، این هم یک طناب دار گردن رژیم هست که نه راه پس دارد نه راه پیش، و این یک عمری دارد، تیک تیک ساعت که رو به جلو می‌رود و رژیم را در بن بست انتخاب قرار داده و اروپایی‌ها این را می‌فهمند و مشخص است علیرغم همه نشستها ولی اگر در چنین وضعیتی سر سوزنی امتیاز گرفته بودند در بوق وکرنا کرده بودند هم برای نیروهای درونی خودشان و هم برای جنگ و دعوا درونی‌شان، چیزی که معلوم هست در این وسط هیچ ماده‌ای در کار نیست و طرف مقابل حاضر نیست بر روی اسب بازنده شرط بندی بکند، همه می‌فهمند که اوضاع بحرانی و بحرانی‌تر می‌شود و هیچ راه برون رفتی نیست فعلاً هم گفتند اف ای تی اف را حل کن یعنی به رژیم میگویند تو گامها را بردار و دست در جیب کن، بده، بعد ما بررسی می‌کنیم.

شاهین قبادی: بله الان در ماه میلادی فوریه گفتند ۴ ماه دیگریعنی تا ماه ژوئن به او فرصت می‌دهند، این اف ای تی اف که گروه ویژه اقدام مالی در حقیقت کارش نظارت بر پولشویی و تأمین هزینه‌های تروریسم است رئیس این دوره آمریکایی است و این فرد مارشال بیلینگسلیا عنوان دستیار وزیر خزانه داری برای مقابله با تأمین مالی بودجه تروریزم هست، این در پاریس در مصاحبه با خبرنگاران گفت به رژیم چهار ماه فرصت دادیم، دستیار وزیر خزانه دار در مورد تأمین مالی تروریسم هست و گفت رژیم در وقت اضافه بازی می‌کند، دیگر فرصت نیست و ما منتظر عمل مشخصی هستیم خیلی صریح گفت با رژیمی صحبت می‌کنیم که حامی یک تروریزم جهانی است و ضرب الاجل شده و منتظر طرح عملی و گام‌های مادی از جانب رژیم هستم، یعنی اینکه بین بازی مجلس و شورای تشخیص مصلحت مانده را جمع کنید ما بعد از ماه ژوئن تمدید نمی‌کنیم، این موضوع سفر مالی و بانکی و رژیم نیست که موضوع چون وضعیت بحرانی است، روی سیاست‌های استراتژیک و راهبردی رژیم می‌رود بحث تأمین مالی تروریسم است بحث حمایت از بنیادگرایی هست و حتی حقوق سپاه پاسداران، مثلاً نیروی قدس در لیست تروریستی است بانکی که به اینها پول بدهد و با اینها تبادل مالی داشته توسط گروه اقدام مالی تحریم می‌شود، خودشان میگویند ما با دست خودمان باید بر روی شاخه نشسته و بن ببریم یا کمک به حزب الله و بقیه گروه‌ها چی می‌شود؟ چون وقتی رفتیم با این بانکها امضاء کردیم دیگر از اینکارها نمی‌توانیم انجام بدهیم، اگر قرارداد پالرمو را امضاءکردیم اینکارها منسوخ است، از یک موضوع مالی تبدیل شده به یک موضوع استراتژیک و سمت وسوی آنچه که این رژیم را در حاکمیت نگه داشته است، به مبانی قدرتش برمیگردد، به همین دلیل نه راه پس دارد نه راه پیش، یکی از اعضای تشخیص مصلحت گفته بود انتخاب بین خوب و بد برای ما نیست و انتخاب بین بد و بدتر است و هیچ شقه خوب وجود ندارد، وقتی میگوییم بن بست کلام که نیست، ماده‌های خیلی مشخص مطرح هست.

مثلاً بانکهای رژیم نتوانند با سپاه پاسداران تبادل مالی بکنند، سپاه پاسدارانی که بخش اعظم اقتصاد رژیم دستش هست، این معضل این یک امضا کردن کاغذ معمولی نیست، همین الان در این کش و قوس گفتند که تمام شعب بانکهای رژیم باید به شدت دوبله نظارت شوند و هر گونه تبادل مالی با بانک‌های رژیم باید به طور دو ضرب مانیتور بشوند که نکند این پولها برای تروریزم می‌رود، این‌ها همه‌ش فشار است، حرف ظریف خیلی گویا بود در مجلس رژیم گفته بود که ما تضمین نمی‌دهیم که اگر امضاء کردیم تحریمها برداشته بشود ولی اگر امضاء نکنیم اوضاع خیلی بی ریختر از این می‌شود، فشارها خیلی بیشتر از این می‌شود، هر کدام از این بحرانها را باز کنیم می‌شود مدتها روی آن صحبت کرد.

این حلقه تنگ، تنگ، تنگ‌تر می‌شود، یکی بگوید چرا طناب را در نمیآره تا بپرد؟ اگر در بیاورد و بپرد شیرازه این نظام از هم می‌پاشد، آنچه که این نظام را کنار هم گذاشته از هم باز می‌شود، در حالی که مردم در خیابان هستند و حقوق‌شان را مطالبه می‌کنند، مقاومتی با کانون شورشی هست، در چنین وضعیتی خامنه‌ای اگر این مسیر را برود، خودش می‌داند رفتن او تسریع می‌شود، اگر مقداری حلاجی کنید می‌بینید هیچکدام از این دعواها اصالت ندارند. استراتژی ما استراتژی قیام از طریق کانونهای شورشی هست، دو نکته را ذکر بکنم یکی این شرائط را خودمان ساخته و می‌سازیم و هم از این شرائط استفاده می‌کنیم، ویژگی مقاومت ما این بوده هم این شرائط را برای رژیم ساخته با مشقت و مصائب خودش و هم اینکه این را ادامه دادیم، برگردیم به مباحثی که در دی ماه ۹۶ در جامعه در جریان بود وقتی در جامعه که قیام شد یک سؤال خیلی پایه‌ای مطرح بود سرنوشت این قیامها چی می‌شود؟ یکسری می‌گفتند ۸۸ می‌شود، یکسری که سن‌شان مقداری بیشتر بود می‌گفتند مثل ماه‌های آخر زمان شاه می‌شود، ولی مقاومت ما می‌گفت که نه این و نه آن می‌شود، ادامه پیدا می‌کند ولی به شکل سازمان یافته تر، متمرکزتر، رادیکال‌تر عمیق‌تر، که بن مایه‌ش هم کانونهای شورشی بودند، هدایت می‌کردند و سمت و سوی می‌دادند و سیاسی‌تر کردند و الان سمبل‌ها و نمودهای رژیم را مورد تهاجم قرار می‌دهند، این مشخص شد که در عمل ارزیابی واقعی‌تری بود چرا؟ این حرف‌ها بر اساس فقط مشاهدات نیست بلکه بر اساس عملکردها است ما داریم می‌سازیم، یک نکته سر سیاست بین المللی بگویم باور کنید بخش اعظمش کار خود مردم و مقاومت ایران است، یعنی این نبوده جامعه جهانی خودش و یا الان آمریکا یا آنهای که سیاست قاطع‌تری دارند خودشان به این نتیجه رسیده باشند، که باید در مقابل رژیم ایستاد، آنقدر افشاگری کردیم آنقدر در چشم جامعه جهانی فرو کردیم آنقدر اتمی‌ش را گفتیم، آنقدر تروریزمش را گفتیم و بر روی ماهیت رژیم تاکید کردیم که دیدند رژیم ظرفیت پاسخگویی ندارد و با جامعه جهانی نمی‌تواند راه بیاید. این مسیر زیبا و شکوهمند البته ۳۸ ساله‌ای هست که مقاومت آمده و این راه قطره قطره طی شده به اینجا رسیده اما تکامل در نقاطی با جهش روبرو مشود، الان ما در آستانه آن جهش بزرگ هستیم.

شاهین قبادی: این سیاست محصول سیاستهای مخرب این رژیم هست، ما راجع به ایران که یکی از غنی‌ترین کشورهای جهان است صحبت می‌کنیم، ما بالاترین ذخایر نفت و گاز حاصلخیزترین خاک‌ها را داریم و ذخائرمعادن را داریم، مملکت وسیعی داریم و ما راجع به ایران صحبت می‌کنیم، این نتیجه سیاست‌های مخرب ۴۰ ساله رژیم بوده که تمام دارایی مردم ایران را برای حفظ این حکومت با انواع و اقسام جنگ افروزی ها به کار گرفته است، الان در منطقه سوریه و لبنان و عراق و یمن هر جا که یک جنگی و دردی و مصیبتی هست، که خیلی‌ها هنوز ناگفته و ندانسته است .

از آن طرف تمام هستی مردم خرج سپاه پاسداران اساساً برای سرکوب مردم شده است، ببینید یک نظر خیلی ساده‌ای هست ایران یک جامعه مدرن و متمدنی است که یک کله قرون وسطایی به زور خودش را تحمیل کرده است، تمام امکانات جامعه را می‌دهد تا این تحمیل را ادامه بدهد، نه سازندگی نه آبادانی و نه رفاء مردم فقط و فقط می‌خواهد تحمیل کردن را ادامه بدهد، حالا اضافه کنید غارت و چپاول را در ابعاد نجومی، جدیداً یک پرونده در رژیم باز شده اختلاس جدید ۷ میلیارد دلار و معادل ۶/۶ میلیارد یورو، این کلمات معنا دارد ۷ میلیارد دلار پول این وسط به جیب زده شده چندی قبل در یکی از برنامه‌هایی همین برنامه‌ها بود که چپاول در صنعت پتروشیمی بحث کردیم، آمار ۲ سال قبل هست در آمد این صنعت ۱۲ میلیارد دلار در سال هست که اساساً در تیول باند خامنه‌ای و سپاه پاسداران است یعنی با شیوه‌های فوق العاده پیچیده و مافوق غارتگری اینها را با دلال به خارج ایران می‌برند و با قیمت فوق‌العاده پایین‌تر می‌فروشند دلال پورسانت می‌گیرد و در داخل ایران برای فروش صرف پیدا نمی‌کند، بعد میگویند در داخل خریدار نیست ببریم خارج و در دبی با قیمت خیلی پایین‌تر از بازار می‌فروشند این پول آنجا بدست می‌آید و بجای اینکه برگردد و خرج مردم ایران بشود یا غارت می‌شود یا خرج پاسدارها و خرج جنگ سوریه و حزب الله امثالهم می‌شود، این یک فقره رو شده است، وقتی ۷ میلیارد دلار پول اینگونه غارت شده از اقتصاد این مملکت چی باقی می‌ماند، با این پول چند پروژه عمرانی و آبادانی می‌شد راه انداخت و کار ایجاد کرد، همه هم یا پاسدار بودند و یا وزیر بودند یا وزیر سابق بودند یا نفر بیت خامنه‌ای هستند و یا اطلاعاتی هستند، یک مافیایی که واقعاً بدتر از مغول غارت می‌کنند، این معلوم است از اقتصاد چی باقی می‌ماند، در ژانویه ۲۰۱۶ توافق هسته‌ای اجرایی شد در ۲۰۱۵ امضا کردند، با تعابیر مختلف صد میلیارد پول که مثلاً ذخیره بوده، تجمید بوده، آزاد شد، الان یک سال و سه ماه گذشته این صد میلیارد پول چی شده؟ کجا رفته؟ گیرم یک دلار نفت هم نفروخته باشند، یک دلار گاز هم نفروخته باشند، یک دلار پتروشیمی نبود، این پولها کجا رفته است، وقتی سالی ۱۲ و ۱۶ میلیارد دلار خرج سوریه می‌کنید، حسن نصرالله گفت همه چیزمان را از ایران می‌گیریم، چیزی باقی نمی‌ماند.؟

شاهین قبادی: تا جایی که به رژیم برمیگردد هر یک روز یک ذره بهتر، ولی باز هم میگویم در سیاست خواستن که مسئله حل نمی‌کند، توانایی‌هاست که مسئله حل می‌کند ولی مطمئن باشید این رژیم فوق‌العاده برای سال ۹۸ نگران است، این حرف من هم نیست اگر یادتان باشد خامنه‌ای در آذرماه گفت؛ سالی که در آن هستیم سال ۹۷ جوسازی و تبلیغات بود توطئه اصلی سال ۹۸ است علم الهدی پریروز گفته بود منتظر فتنه بزرگتری در سال ۹۸ باشید، این ابراز نگرانی از سال ۹۸ یعنی چی؟ یعنی قیام و فوران هست و مستمر ابراز نگرانی به نیروها دادن دقیقاً خودشان می‌دانند این وضعیت ایستایی نیست و قابل اتکا نیست با این قیمتها و چشم اندازها با این نارضایتی‌ها، قابل اتکا نیست فقط کافی است به حرفهای خودشان گوش کرد. هر روز نگرانیم و فتنه ۹۸ در راه است از قیام دی ۹۶ چیزی حل نشده، حقوق کارگران و بازنشستگان و بیکاری حل و فصل شده، قیمت‌ها پایین آمده، تورم کم شده است، وقتی آجیل قیمتش شده ۴۰۰ هزار تومان، گوشت ۱۲۰ هزار تومان شده، در حالیکه هر روز اعتصابات و اعتراضات هست، بخصوص وقتی یک مقاومت زنده و سازمانیافته و گسترش یافته هست، چون در یک مسیر خودبخودی می‌شود کنترل کرد ولی همآوردش در صحنه بیش از پیش پویا و مطرح هست و بطور سراسری فعالیت‌های کانونهای شورشی به رأی العین هر روز می‌بینیم رژیم هم اول از همه این را می‌بیند، و این در چشم اندازها تردیدی ایجاد نمی‌کند. باید به هموطنان گفت شما و بیشماران شماها هستند که این قیام را رقم می‌زنند ولی قیام بصورت خودبخودی صورت نخواهد گرفت، سرنگونی رژیم را مقاومت ایران با کانونهای شورشی رقم میزند، ولی همه داده‌ها دال بر اینکه مسیر زیادی نمانده است، چون اگر مسیر زیادی مانده بود ما این علائم را در جامعه نمی‌داشتیم و نه این واکنشها در داخل رژیم را می‌داشتیم، همه علائم به این سمت می‌روند که مسیر زیادی باقی نمانده است، گفتم موقعیت انقلابی هیچ وقت خیلی طولانی نیست همه چیز دال بر این هست که بالایی‌ها دیگر نمی‌توانند پایینی‌ها نمی‌خواهند، و بعد از ۳۸ سال ما شاهد این هستیم جامعه بین‌المللی چوب زیر بغل را به رژیم نمی‌دهد، و این تعادل قوای غیر واقعی بین مردم و مقاومت و رژیم بهم می‌خورد، لذا سرنگونی رژیم بیش از هر زمان دیگر در دسترس و محقق شدنی است، البته باز تاکید می‌کنم به دست مردم وکانونهای شورشی و استمرار قیامها هم این را نشان می‌دهد، این مسیر را همین طوری آمدیم، اینطوری نبوده قیامها خودبخودی ادامه پیدا بکند، یک کسی هدایت می‌کرد و رژیم هم خوب می‌داند این نقش رهبری و بلاجایگزین سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت و سازمانیافته‌گی است، و پروسه‌ای که در این سالیان طی کردیم لذا به قطع و یقین می‌شود گفت مسیر زیادی نمانده و علائم دال بر این هست که به دوران سرنگونی رسیدیم.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.