برای یک ایران آزاد

بحران آب چالش زندگی مردم تشنه ، خیزش شهرها وسرانجام آن!گفتگوباحسین میرداماد

0

بحران آب چالش زندگی مردم تشنه – خیزش شهرها و سرانجام آن!به کجا ختم میشود. آیا نظام ولی فقیه توان حل چالش بحران آب را دارد؟ هرچند پروسه بحران آب در ماههای اخیر نشان از عدم توانایی حل این بحران است . آقای حسین میرداماد در گفتگویی با شبکه ایران آزادی بحران آب و علت بوجود آمدن آن را مورد بررسی قرار داده و به سئوالات پاسخ میدهد .
پرسش: هر سال شاهد مشکلات و بحرانهای آب هستیم چرا شما آن را به قیام ربط می‌دهید؟
حسین میرداماد: به چند دلیل.
دلیل اول اینکه بعد از قیام دیماه ۹۶ همه مسائل در ایران تابعی از قیام هست. سؤال کننده عزیز به این نکته باید عنایت کنه که قیام دیماه مختصات سیاسی جامعه ایران رو تغییر داد. وقتی در ۱۴۲ شهر کشور شعار مرگ بر خامنه‌ای داده میشه و مراکز این حکومت به آتش کشیده میشه و دو هفته درگیری ادامه پیدا میکنه دیگه نمیشه مسائل اجتماعی رو مثل گذشته حساب کرد.
یک مثال ساده‌تر بزنیم. پارسال زلزله سرپل ذهاب رو داشتیم. بدون استثنا هر مسئله اقتصادی اجتماعی برای حل مشکلات یا حتی درک مشکلات اونجا از درک درست ابعاد خسارتی که زلزله بر سر مردم آورده عبور میکنه. قیام دیماه ۹۶ هم زلزله‌ای بود که تمام جناحهای رژیم رو به طور یکدست اصلاح طلب و اصولگرا رو هدف قرار داد و از نظر تاریخی و سیاسی فاقد مشروعیت اعلام کرد.
دوم اینکه می‌بینیم به سرعت از شعارهای کمبود آب یا برق به شعار مرگ بر خامنه‌ای و مرگ بر دیکتاتور میرسه. امام جمعه نمره موقت اصفهان آخوند مهدوی گفت: «بلافاصله می‌بینید هر نوع اختلافی که باشه هر نوع اغتشاشی را بلافاصله می‌بینی یکسری آشوبگر می‌آیند بین آنها قرار می‌گیرند شعارهای ساختار شکنانه می‌دهند و حق صحیح آن صنف را می‌کشانند به یک سمت دیگری» تلویزیون شبکه اصفهان (رژیم) ۲۲/۴/۹۷
این رو بهش میگن موقعیت انقلابی جامعه. یعنی به شدت جوانان تشنه قیامند با هر فرصتی به سرعت اون رو تبدیل به قیام می‌کنند. بخصوص که کانونهای شورشی هم فعالانه شرکت دارند. بنا بر این بحران آب و برق امسال رو اصلاً با سالهای قبل از نظر سمت و سوی اون و قیامی بودن اون قابل قیاس نیست کما اینکه در تظاهراتهایی هم که مثل اصفهان و خرمشهر و برازجان و اخیراً کازرون شد از موضوع آب شروع شد و به قیام کشیده شد.
پرسش: از سال گذشته مسؤلان آب و برق در مورد این بحران هشدار می‌دادند و بخصوص در مورد مصرف بی رویه، واقعاً اگر مردم کم مصرف کنند این بحران حل نمی‌شود؟
حسین میرداماد: بحران آب در ایران اساساً یک موضوعیه که بر اثر سیاستهای ضد مردمی رژیم آخوندی به وجود اومده و مقدمتا موضوع به مصرف کم یا زیاد مردم ایران بر نمی گرده. این رژیم از ابتدا از اونجایی که ماهیت قرون وسطایی داشت، بنا بر این ضد تاریخی بود و مال این دوران نبود که اساساً برای مسائل اجتماعی طرح و برنامه‌ای منطبق با نیازهای بشر امروز داشته باشه. به همین دلیل خمینی وقتی می‌خواست بر خر مراد یعنی اریکه قدرت سوار بشه یکسری وعده‌های دروغ در بهشت زهرا داد که ما آب رو مجانی می‌کنیم ما برق رو مجانی می‌کنیم ما مسکن رو مجانی می‌کنیم. همینکه رژیم شاه سرنگون شد مردم گفتن خوب حالا نوبت انجام وعده‌هاست و تظاهراتهای بسیاری هم از طرف اقشار ضعیف و کارگران برپا می‌شد که خمینی گفت اقتصاد مال خره و ما انقلاب نکردیم که خربزه ارزان بشه. این اظهارات خمینی رو حتماً بارها شنیده‌اید و در سایتش هم نگاه کنید ثبت هست. شما ببینید در رأس این نظام یک چنین کسانی بوده و هستند.
پس در گام اول شروع بحران از اینجا بوده که نظامی حاکم شده که درک درستی از دنیای امروز نداشته و این اولین خیانت به حق مردم
دوم اینکه همه منابع طبیعی ایران رو بر اساس فقه آخوندی و تحت عنوان انفال ملک طلق ولی فقیه میدونسته به طوری که دخل و تصرف و غارتگری ایادیش رو با دست باز بر روی این منابع انجام داده. اجازه بدین چند نمونه براتون بخوانم:
ببینید این مطلبی است که خبرگزاری حکومتی فارس در تاریخ ۱۲ اسفند ۹۴ یعنی کمتر از یک سال و نیم قبل منتشر کرده و گفته که: «انفال»، اموالی مانند قلل کوه‌ها، جنگل‌ها، معادن، زمین‌های موات و… هستند که به دلیل منصب ولایت و رهبری در اختیار رهبر جامعة اسلامی قرار می‌گیرند تا این اموال را در راه ادارة جامعه به مصرف برساند.
بعد هم اضافه میکنه: قلّة کوه‌ها، کف درّه‌ها و زمین‌های موات، جنگل‌ها و معادن و زمین‌هایی که اهالی آن نابود شده‌اند و ارث بدون وارث، برای امام (ع) است، نه به عناوین مختلفه و ملاکات عدیده؛ بلکه به ملاک واحده که عبارت است از عدم ربّ و صاحب برای آن. بنابراین، خود اشیاء مذکور در انفال‌بودن آن‌ها نقشی ندارد؛ بلکه مصادیقی هستند برای آن ملاک واحد (امام خمینی، ۱۳۷۶، ج ۳،‌ ص ۲۷).
در سایت اسلام کوئست متعلق به حوزه آمده: در سال ۱۳۴۷ با تصویب قانون آب بستر رودخانه‌ها و انهار و مسیلها با اعلام اینکه حدود آن از جانب دولت تعیین خواهد شد در مالکیت دولت قرار گرفت ودر قانون توزیع عادلانه مصوب ۱۳۶۱ نیز در اختیار حکومت اسلامی قرار گرفت. سؤال: ماهیت این اراضی چیست؟ و اینکه اگر این اراضی جزو انفال هستند آیا تملک و اخذ سند مالکیت آن به تاریخ قبل از قانون ۱۳۴۷ شرعی است؟ اصولاً اراضی آباد بالاصاله را کسی می‌تواند تملک کند و سند بگیرد؟
بنا بر این می‌بینید که رژیم اساساً دره‌ها و رودخانه‌ها و جنگلها و دریاها و دریاچه‌ها و همچنین نفت و معادن رو جزو انفال و جزو اموال ولی فقیه میدونه که هر کاری براش خواست بکنه و هر طوری خواست خرج کنه و اصلاً ربطی به ملت ایران نداره.

اگر یادتون باشه ۱۰ سال پیش یکی از باند احمدی نژاد به نام عباس پالیزدار افشا کرد که در دورانی که آخوند محمد یزدی که الان رئیس جامعه مدرسین قم هست و اونموقع رئیس قضائیه بوده و در زمان خمینی هم عضو مجلس خبرگان خمینی بوده و بعد هم رئیس خبرگان شد نامه‌ای برای رئیس سازمان محیط زیست کشور که فروزش بوده می گه که: لاستیک دنا، مال آقای یزدی بود – آقای محمد یزدی رئیس قوه قضاییه – در زمان ریاستش و آقای محمدعلی شرعی نماینده خبرگان استان قم.
مجدداً آقای یزدی برمی‌دارد می‌نویسد که جناب آقای فروزش، حمید ما بیکار است! ترتیبی اتخاذ فرمایید که از جنگل‌های شمال جهت صادرات چوب بهره‌مند گردد. آقای حمید یزدی، پسر آقای یزدی، مدیرکل حوزه ریاست قوه قضاییه بود در آن مقطع. و متأسفانه جنگل‌های شمال را [این طوری] به تاراج بردند
. در همین دوره دیدیم که خامنه‌ای چه دست بازی به سپاه داد برای سد زدن روی رودخانه‌های کشور تا مهره‌های سرکوبش جیبشون پر باشه و بتونن بقای این نظام رو تضمین کنن و برای سرکوب مردم انرژی داشته باشن.
بنا بر این بحران آب دومین مشکلش اینه که مردم ایران مالک بر منابع آبی کشور نیستند و ولی فقیه و باندهای مافیایی فاسد و دزدش بر منابع آبی کشور حکومت می‌کنند.
پرسش: اگر نظام به کشورهای دیگر برق نفروشد به نظر می‌رسد این مشکل حل خواهد شد. نظر شما چیست؟
حسین میرداماد: رژیم آخوندی از اونجایی که هیچگاه مسئله‌ای به نام مردم ایران نداشته و همیشه مسئله‌اش بقای خودش بوده، در نتیجه منافع ملی مردم ایران براش مهم نیست مهم براش اینه که برق رو حتی مجانی هم شده به کشورهای مجاور بده تا جا پای تروریستی و جنگ طلبانه اش در کشورهای دیگه حفظ بشه. چرا؟ برای بقای خودش. اینکه نمیتونه بدون خرج کردن از جیب مردم ایران در کشورهای دیگه پایگاه داشته باشه.
باید براشون بیمارستان بسازه مسجد بسازه مدرسه بسازه نیروگاه برق بسازه تا بتونه زیر پوش این کارها مداخله‌اش رو مشروعیت ببخشه تا بتونه بگه اگر ما در سوریه نجنگیم در تهران باید خط ببیندیم تمام پروژه‌های این رژیم از امنیت نظامش چیده شده. فروش برق ایران به کشورهای پاکستان و عراق و ترکیه و ارمنستان و تاجیکستان و افغانستان نه بر اساس مصالح مردم ایران ونه حتی دلسوزی برای مردم اون کشورهاست مسئله اینه که اگر این کار رو نکنه در همون کشورها با اردنگی رژیم آخوندی رو بیرون می‌اندازند.
در عراق ببینید همینکه در خوزستان و خرمشهر قیام شد و رژیم وحشت کرد که اگر بخواد به انتقال آب ایران به عراق ادامه بده در خوزستان قیام قابل کنترل نیست مجبور شد بخشی از آب انتقالی به عراق رو قطع کنه دو روز نگذشت در عراق قیام شده و همه احزاب وابسته به رژیم آخوندی رو مردم عراق در بصره العماره کوت بابل نجف کربلا ذیقار واسط و ناصریه به آتش کشیدند در استانهای شیعه نشین. دلش خوش بوده که با سرکوب مردم ایران میتونه آب ایران رو به عراق بده و اونجا مردم رو راضی نگه داره که احزاب وابسته به رژیم به فعالیتهای تروریستی و غارتگرانه و بنیادگرایانه شون ادامه بدن همینکه مردم ایران بلند شدند میز ولی فقیه چپ شد. بنا بر این با قطع آب و برق در کشورهای دیگه رژیم با بحرانهای بسیار بدتری مواجه میشه.
پرسش: در همه تظاهراتها علیه قطعی و کمبود آب و برق که شده بالاخره گارد نیروی انتظامی و سپاه و بسیج وارد شدند و بحران رو خوابانده‌اند. باز هم چنین وضعیتی متصور است نظر شما چیست؟
حسین میرداماد: تا الان که موفق نشده. هر جا رو با سرکوب خوابانده یک جای دیگه بلند شده. کشاورزان شرق اصفهان رو خواباند. خوزستان بلند شد. خوزستان رو خواباند. برازجان بلند شد. برازجان رو خواباند دوباره الان غرب اصفهان بلند شده. و همه اون تظاهرات‌هایی که الان شاهدش هستیم.
در زمان شاه هم اینطور نبود که همه تظاهراتها منجر به سرنگونی حکومت شاه بشه. به شدت هم گارد شاهنشاهی یا گاردجاویدان و ارتش به مردم وحشیانه حمله می‌کردند و شهید می‌کردند مجروح می‌کردند و دستگیر می‌کردند. منتها روند حرکت جامعه و رژیم سلطنتی به سمت سرنگونی رژیم شاه بود. ممکن بود در تظاهرات ۱۷ شهریور با کشتار صدها نفر موفق بشه چند روزی کنترل داشته باشه اما اون خون‌ها و اون ایستادگیها راه ورود میلیونها نفر رو باز کرد که دیگه توان کنترل نداشت و فروریخت. این رژیم هم همینطوره چرا که ما در دوران قیام هستیم و کانونهای غرور آفرین شورشی در شهرهای میهن هم امر سرنگونی رژیم و سازماندهی قیام توده‌های مردم رو به سرعت در حال انجام هستند.

پرسش: تابستان بالاخره به پایان میرسه و بحران برق فروکش می کنه بنا بر این چرا برای قیام باید روی عناصر ناپایدار سرمایه گذاری کرد؟
حسین میرداماد: ببینید بحران برق در ایران همانطور که گفتم وابسته به سیاستهای ضد مردمی این رژیم هست. بگذارین چند اطلاعات بهتون بدم. روز ۱۹ تیر یعنی ۶ روز پیش وزیر قبلی نیرو در کابینه روحانی یعنی چیت چیان گفت:‌ بدهی وزارت نیرو به شرکت‌های مختلف که غالباً خصوصی هستند نشان می‌دهد. در ابتدای دولت یازدهم مجموع بدهی‌های سررسیدشده بخش برق وزارت نیرو ۲۰ هزار میلیارد تومان بود و در پایان فعالیت چهار ساله این دولت، بدهی از ۳۰ هزار میلیارد تومان فراتر رفت.
بعد هم گفت: مصرف برق کشور در هر سال به‌طور متوسط بین ۵ تا ۷ درصد در حال افزایش است. هزینه احداث هزار مگاوات نیروگاه جدید و تاسیسات موردنیاز انتقال و توزیع بیش از ۴ هزار میلیارد تومان است. بنابراین در هر سال باید حدود ۱۶ تا ۲۰ هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری جدید در کشور صورت گیرد.
خوب تمام این پولها باور کنید به اندازه یک صدم اختلاسها و دزدیهایی که این رژیم میکنه نیست. در هفته گذشته فرار ابوالفضل میرعلی رئیس مؤسسه ثامن الحجج رو داشتیم که داماد امام جمعه سبزوار بود و خودش هم سرکرده بسیج و سپاه در اون منطقه بود با ۱۲ هزار میلیارد تومان اختلاس در رفت.
همچنین روزیکشنبه ۲۴تیرماه خبر دستگیری پسر آخوند علم الهدی سید ماجد علم الهدی در مشهد رو داشتیم با یک و نیم تن سکه طلا در امارات همراه با یک سردار سپاه. این دزدیها البته بخشی از بقای رژیم آخوندی است که اگر این دزدیها رو بخواد ببنده باید دسته خودش رو ببره و چاقو این کار رو نمیکنه. این کار مردمه این کار کانونهای شورشیه کار شوراهای مقاومته که با سرعت بخشیدن و گسترش فعالیتهاشون شر این نظام پلید و دیکتاتوری غارتگر رو از سر مردم ایران با همراهی و قیام مردم ایران کوتاه کنند. اون روز البته بسیار نزدیکه. پیروز باشید.

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.