برای یک ایران آزاد

برتولت برشت

0

برتولت برشت بزرگترین‌ نمایشنامه‌نویس‌ معاصر

دیالوگ قاضی با برشت
قاضی: ازوداج کرده‌اید؟
برشت: بله
قاضی: با چه کسی؟
برشت: با یک زن (خنده حضار)
قاضی: مگر دادگاه مسخره شماست؟
برشت: نه اینطور نیست.
قاضی: پس چرا میگویید با یک زن ازدواج کرده‌اید؟
برشت: چون واقعا با یک زن ازدواج کرده‌ام
قاضی: کسی را دیده‌اید که با یک مرد ازدواج کند؟
برشت: بعله
قاضی: چه کسی؟
برشت: همسر من. او با یک مرد ازدواج کرده است…
برتولد برشت در این دیالوگ، با منطقی ساده و قابل فهم، عمق فرهنگ جنسیت‌زده در افکار انسان‌ها را فراتز از زمان خویش به محاکمه می‌کشد. فرهنگ مسلط مردسالار که برای نیمی از «جمعیت انسانی» جهان هویتی قائل نیست ؛ تا جایی که در ذهن قاضی دادگاه که از طنز روزگار در مقام مدافع حقوق انسان‌ها بر کرسی قضاوت نشسته است؛ «زن» بعنوان یک «شخصیت حقوقی» برسمیت شناخته نمی‌شود و میگوید:
«کسی را دیده‌اید که با یک مرد ازدواج کند؟»
کلام راوی: بدون تردید برتولد برشت یکی از بزرگترین اندیشه‌پردازان ادبی، نمایشنامه نویسان و شاعران قرن بیستم به شمار میرود. برشت علاوه نمایشنامه‌نویسی و در عین‌حال کارگردانی، شاعری خوش‌قریحه نیز بود. وی با ابداع سبک فاصله‌گذاری در تئاتر، انقلابی بزرگ در زمینة هنرهای نمایشی ایجاد کرد.

او در سال ۱۸۹۸از مادری پروتستان و پدری کاتولیک متعلق به طبقه متوسط در ایالت باواریا به دنیا آمد. اجرای نمایشنامه “طبل ها در شب” در مونیخ در سال ۱۹۲۲، نخستین موفقیت را برای برتولت برشت به ارمغان آورد.
او در سال ۱۹۲۴به برلین رفت. در برلین او با یک آهنگساز بنام کورت وایل مشهورترین اثر مشترک خود بنام “اُپرای سه پولی” را در سال ۱۹۲۸ به صحنه برد. این قطعه موفق‌ترین نمایشنامه تا پایان عمر جمهوری وایمار در سال ۱۹۳۳ بود و بیش ۲۵۰ بار به روی صحنه رفت.
برشت در دهه ۱۹۲۰شروع به مطالعه آثار کارل مارکس کرد و به پشتیبانی از آرمان‌های کمونیستی پرداخت. انتقادات او به جمهوری وایمار در فیلم‌نامه‌ها و نمایشنامه‌های سیاسی انعکاس وسیعی داشت، تا جایی که از سوی دولت ممنوع اعلام شد.
برشت «بدترین بی‌سوادی، بی‌سوادی سیاسی است، وی کور و کر است. درک سیاسی ندارد و نمیداند که هزینه‌های زندگ از قبیل قیمت نان، مسکن، دارو و درمان همگی وابسته به تصمیمات سیاسی هستند. او حتی به جهالت سیاسی خود افتخار کرده سینه جلو می‌ندازد و میگوید که «از سیاست بیزار است» چنین آدم سبک مغزی نمی‌فهمد که بی‌توجهی به سیاست است که زنان فاحشه و کودکان خیابانی می‌سازد، قتل غارت را زاید میکند و ازهمه بدتر بر فساد صاحبان قدرت می‌افزاید»
برتولت برشت در نمایشنامه‌های خود، طبقه متوسط آلمان و نازیسم را مورد حمله قرار می‌داد. با روی کار آمدن ناسیونال سوسیالیست‌ها در فوریه ۱۹۳۳، برتولت برشت به همراه خانواده‌اش از آلمان نازی گریخت و از طریق پراگ، وین، زوریخ و پاریس، سرانجام به دانمارک رفت. همزمان کتاب‌ها و نمایشنامه‌های او در آلمان ممنوع اعلام شد و مدتی بعد همه آثارش در مراسم کتاب‌سوزان نازی‌ها به آتش کشیده شد.

در سال ۱۹۴۱برشت به آمریکا رفت و تلاش کرد وارد ‌هالیوود شود؛ تلاشی که با توجه به اعتقادات او چندان موفق نبود. در سال ۱۹۴۷برشت با آغاز دوران مکارتیسم یک روز پس از جلسه تفتیش عقاید، آمریکا را بسوی سوئیس ترک کرد؛ حتی حاضر نشد افتتاحیه نمایش «گالیله» خود را ببیند.
پس از ۱۵ سال تبعید، برشت به آلمان بازگشت و در برلین شرقی اقامت گزید. او گروه تئاتر برلین را پایه گذاری کرد و خیلی زود دریافت که جمهوری دموکراتیک آلمان از آن کمونیسمی‌که مد نظر او است، فاصله زیادی دارد. در سال ۱۹۵۵جایزه صلح استالین را دریافت کرد و یکسال بعد بر اثر سکته قلبی درگذشت.
از لحظه‌یی که برشت به خاک سپرده شد، محبوب همه جریان‌های فکری، حتی آن‌ها که با او در تضاد بودند، شد. مقامات آلمان شرقی از او نمادی برای ادبیات آلمان ساختند، آلمان غریی برای مقابله، «بنیاد هنر برشت» را تاسیس کرد. آمریکایی‌ها هم برای آن که از قافله عقب نمانند، همه آثار او را منتشر کردند.
پایان

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.