برای یک ایران آزاد

بسته اروپا، مُسَکِّن یا دوای درد رژیم: بهزاد صفاری

0

بسته اروپا موضوعی است که این روزها درموردش بحث های زیادی میشود. درماندگی رژیم در قبال اروپا، و بلاتکلیفی در رابطه با بسته‌ای هست، که قرار بود اتحادیه اروپا تا پایان سال ۲۰۱۸  اعلام کند، سال ۲۰۱۸ به پایان رسید اما هم‌چنان از این بسته خبری نیست.

این سئوال مطرح است که: مشکل چیست، و چرا با گذشت ضرب‌الاجل پایان سال ۲۰۱۸، اروپا بسته یا سازوکار خودش را اعلام نکرد؟ تأثیر این وضعیت در موقعیت رژیم، در برابر قیام و مقاومت گسترش یابنده، چیست؟درهمین زمینه آقای بهزاد صفاری درگفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به سئوالات پاسخ میدهد

 

بهزاد صفاری: اولاً شما فرمودید که پایان سال ۲۰۱۸ ضرب الاجل بود اما پایان سال ۲۰۱۸ ضرب الاجل نبود بلکه وعده سرخرمن اروپایی‌ها بود که باندهای مخالف روحانی در درون خود رژیم میگویند روحانی از این نوع وعده‌ها و اینکه یکسری مسائلی مطرح بشود بدش نمی‌آید، قرار بود اتحادیه اروپا تا پایان سال ۲۰۱۸ بسته یا سازوکار خود را در قبال تحریمهای آمریکا اعلام کند، بعد از بیرون کشیدن آمریکا از برجام، ۶ روز هم از سال جدید گذشته سال ۲۰۱۸ به پایان رسید، اما هم‌چنان از این بسته خبری نیست و رژیم چشم‌انتظار بسته اروپا هست و از طرف دیگر غرق در دعواهای باندی از یک‌سو و بلاتکلیفی از طرف دیگر است و این وضعیت بار دیگر جنگ و کشمکش میان دو باندهای رژیم و باندهای متخاصم را تشدید کرده است. به گفته روحانی در اوائل قرار بود این بسته دو سه هفته بعد از خروج آمریکا اعلام شود و اروپا اعلام بکند ولی البته این وعده عملی نشد، پس از آن دو سه هفته که گذشت گفتند بسته قبل از شروع اعمال دور جدید تحریمهای آمریکا یعنی ۱۳ آبان داده خواهد شد و ما هم علنی می‌کنیم و پس از ۱۳ ابان گفتند ۲ ماه بعد اما آن هم عملی نشد، بعد از آن هم گفتند تا پایان ۲۰۱۸. و اینک سال ۲۰۱۸ هم تمام شد و از تحقق آن وعده اروپایی‌ها برای رژیم خبری نشد! البته اروپایی‌ها هیچگاه نگفتند که این بسته را نمی‌دهیم و از سازوکار خبری نخواهد بود هم‌چنان که نگفتند چه وقت می‌دهیم! حال چرا اعلام این بسته یا سازوکار عقب می افتد به این دلیل است که هر دو طرف مشکل دارند برای این سازوکاری که اروپا بدنبال آن هست.

بهزاد صفاری: پیچ کار در هردو طرف است. اولاً اروپا توان رویارویی اقتصادی با آمریکا را ندارد، اروپا نمی‌خواهد و نمی‌تواند بخاطر رژیم در برابر آمریکا بایستد، و در مصاف با آمریکا و رویارویی بخاطر رژیمی که اصلاً خودش پا درهوا هست به خطر بیندازد، این یک پایه و مبنای این قول و وعده‌هاست که عملی نمی‌شود. این را هم در نظر بگیریم که مراودات مالی اتحادیه اروپا و آمریکا چیزی در حدود یک تریلیون دلار است که در مقایسه با مراودات با ایران رقم حدوداً ۲۱ میلیارد یورویی هست و این در مقابل مراوداتی که با آمریکا دارند ناچیز محسوب می‌شود، همچنین دولتهای اروپا کنترلی بر روی شرکتهای اروپایی بخصوص شرکتهای بزرگ ندارند، که آنها را مجبور به ماندن در ایران و معامله با رژیم بکنند. هر راه کاری که باشد شرکتهای بزرگ اروپایی که رژیم به معامله با آنها دل بسته است دنبال منافع خودشان هستند و اگر قرار است از طرف آمریکا تحریم و جریمه بشوند طبعاً به چنین معامله‌ای با رژیم تن نمی‌دهند و این هم همان چیزی هست که قدرت اقتصادی آمریکا هست که اروپا در مقابل با آن راهکاری ندارد، این پیچ اروپایی‌ها هست از طرف دیگر خود رژیم هم دچار یک پیچهای بدون درمان هست از بابت این که این سازوکار به جریان بیافتد این روزها مشخص شده و به تدریج برملا میشودکه اروپایی‌ها سه شرط هم برای رژیم گذاشته‌اند. که اجرای این سه شرط حکم مرگ رژیم را دارد که بتواند وارد این سازوکار بشود.

شرط اول که این روزها بدنبال آن هستند و در حال اجرا است توقف ساخت و آزمایشات موشک‌های بالستیکی است که رژیم انجام می‌دهد.

شرط دوم وضعیت دخالتهای تروریستی رژیم درکشورهای منطقه است از جمله حضورش در سوریه و یمن .

شرط سوم هم بطور روشن هنوز نگفته‌اند اما به پذیرش FATF‌ برمی‌گردد و برخی هم میگویند در مذاکراتشان مسئله حقوق بشر را مطرح کردند. حرف اروپایی‌ها این است که اگر ما برای این سازوکار باید بهای زیادی درمقابل آمریکا بدهیم رژیم هم باید نشان بدهد که پول حاصله از این سازوکار صرف آزمایشات موشکی و دخالت و تروریسم در سایر کشورهای منطقه مانند سوریه و یمن نمی‌شود.

بنابراین رژیم دچار این درد بی درمان شده که نمی‌تواند این شروط را بپذیرد. خامنه‌ای در یکی از سخنرانی‌هایش گفت با پذیرش این شروط دچار یکسری تنزل بی پایان می‌شویم، منظورش اینکه وارد چرخه عقب نشینی ها می‌شویم تا جایی که منتهی به سقوط رژیم می‌شود بدلیل اینکه نگران هست و عملاً گفته آنها اروپایی‌ها می‌آیند و از ما درخواست می‌کنند که بعد از موشکی و منطقه‌ای وارد مسائل داخلی ایران می‌شوند و میگویند این شورای نگهبان چیست؟ شورای نگهبان را بردارید، بعد می‌روند و حقوق بشر و بعد ولی فقیه و بعد اصل نظام می‌روند بنابراین اصلاً رژیم تحمل و ظرفیت پاسخگویی مثبت به این خواسته‌ها را ندارد و اگر می‌داشت که آمریکا دیگر از برجام خارج نمی‌شد. چون خواسته‌های اصلی آمریکا هم همین ها بود، برای اینکه در برجام بماند و به قول خودشان این برجام را پاره نکند.

یک مسئله مهمی که ما باید به آن اضافه بکنیم سفر ماکرون بود که در اردیبهشت گذشته قرار بود ماکرون برای همین بندو بست با رژیم به ایران برود. ابتدا وزیر خارجه‌اش را فرستاد که همین شرایط را به رژیم اعلام کند، آن زمان صحبتهای کردند که خواسته چیست.  ولی بعنوان شروط نبود، اما در واقع ما الان میدانیم اینها جزء شروط بوده است، اما رژیم گفت نمی‌تواند آنها را بپذیرد لذا ماکرون نیز سفرش را به ایران منتفی کرد و بجای آن به آمریکا رفت. یک تحول مهم در همان زمان در آمریکا تیلرسون که وزیر خارجه آمریکا بود با این خط فرانسه و اروپا موافق مخالف خروج از برجام بود که فکر می‌کرد رژیم می‌تواند وارد این چرخه بشود و به قول معروف کاری بکنند تا دست از مداخلات تروریستی‌ش درکشورهای منطقه بردارد یا آزمایشات بالستیکی و موشکی متوقف بکند این را که رژیم نپذیرفت در واقع این خط تیلرسون وزیرخارجه آمریکا هم درکنار اروپایی‌ها با شکست مواجه شد و تیلرسون هم برکنار شد و کلاً این مسئله چه از طرف رژیم و چه از طرف اروپایی‌ها با شکست مواجه شده است.

بهزاد صفاری: هنوز رژیم محتوای این بسته را رسماً و بطور روشن هنوز اعلام نکرده است، هر بار گفته‌اند یکماه دیگر و یا یک هفته دیگر محتوای این بسته و این سازوکارمشخص می‌شود، اما محتوای این سازوکار تا اینجا که جسته و گریخته صحبت می‌کنند نفت در برابر غذا است و نه چیز دیگری، یک بسته کمک ۵۰ میلیون یورویی هم بود که اروپایی‌ها گفتند ۱۸ میلیون یورو آنرا به رژیم داده‌اند که در درون رژیم گفتند که صدقه داده‌اند مشروط به این که رژیم برای مصارف داخلی استفاده کند و در این رابطه حساب پس بدهد. باند مخالف هم گفت برای رژیم تحقیر بیش از این متصور نبود. حالا اگر این سازوکار هم عملی بشود یعنی یک بسته‌ای به رژیم بدهند و آن چیزهای که به رژیم قول دادند یعنی نفت در برابر غذا، اما اگر هم چند برابر این بسته به رژیم داده بشود و یا اینکه موفق شوند یک سازوکاری برقرار کنند و معامله با رژیم بصورتی برقرار بشود باز دردی از دردهای بی درمان رژیم حل نمی‌کند.

رژیم مشکل اصلی که دارد و روزانه در رابطه با آن صحبت می‌شود مشکل سرنگونی است. این ساز و کار بقیه مسائل و کمکهای که به او بشود در واقع یک تنفس مصنوعی رساندن به یک پیکرده فرسوده در حال موت است یعنی رژیم عمرش را کرده است، مشکل رژیم قیام مردم و کانونهای شورشی است که خیز سرنگونی برداشته‌اند. قیامی که در دیماه سال گذشته شروع شد و هنوز هم ادامه دارد و این قیام در زمانی بود که رژیم از نظر خودش در بهترین دوران بعد شرایط برجام بود، برجام یعنی تحریمها برداشته شده بودند، اوباما نزدیک به دو میلیارد دلار پول نقد به رژیم داده بود. چه چیزی بهتر این می‌خواست و آمریکا برجام را تمدید کرده و در برجام بود. شرکت‌های بزرگ اروپایی هم به ایران سرازیر شده و برگشته بودند. روحانی گفت اصلاً قیام و تظاهرات باعث شد که آمریکا از برجام خارج شود. بنابراین ما می‌بینیم بنابر نقل قول از سران رژیم این مسئله قیام و مواجه با سرنگونی قبل از بیرون کشیدن آمریکا از برجام وجود داشت و ما اگر به قبل از خارج شدن آمریکا هم برگردیم و اگر سازوکار به شدت به نفع رژیم باشد باز مسئله‌ای از رژیم که مسئله اصلی‌ش سرنگونی هست حل نمی‌کند، لذا بهتر هست بگویم سرطان بی درمان سرنگونی برای رژیم هست و این بسته منجر به سرنگونی رژیم می‌شود و این حرف خامنه‌ای هم هست.

بهزاد صفاری: تهدید به خارج شدن رژیم از برجام از همان شعارهای بی هزینه است. چون همان اول خامنه‌ای گفت اگر ترامپ برجام را پاره کند ما آنرا آتش می‌زنیم، اما دیدیم که حرف مفت بود. اکنون برجام از هر کتاب مقدسی برای رژیم مقدس‌تر است و در خفا صدبار روزانه به آن سجده می‌کنند و رو به برجام نماز می‌خوانند، رژیم می‌گوید اگر از برجام خارج شویم بی دفاع می‌شویم و همان اجماع بین المللی قبل از برجام علیه رژیم مجدداً شکل می‌گیرد همان زمان قبل از برجام وضعیت رژیم به خرابی وضعیت فعلی نبود، می‌توانیم بحث بکنیم وضعیت رژیم بلحاظ اقتصادی و اجتماعی بسیار خرابتر از دوران قبل از برجام هست، و آن زمان رژیم می‌زد تا به توافق برجام برسد، بنابراین اگر از ساز و کار هم خبری نشود بعید به نظر می‌رسد که رژیم از برجام خارج شود. به همین دلیل برای اینکه جلوی ضرب این سیاست را بگیرد و شعارهای هم داده ما برجام را آتش می‌زنیم و برای فضا سازی و برای اینکه عواملش شوکه نشوند نفرات دست دوم‌تری مانند خرازی را جلو می‌فرستند که بگوید اگر سازوکار نشد ما از برجام خارج نمی‌شویم و باید در برجام بمانیم، تا کمتر مقامات بالاتر این حرف را بزنند. یک نکته مهمی که بسیار مهم است ما به آن اشاره بکنیم چرا رژیم از برجام خارج نمی‌شود بیدفاع بودن در مقابل آن نکاتی که گفت و مهمتر از همه برخورد با تروریسم رژیم در اروپا است، اگر رژیم از برجام خارج شود برخورد اروپایی‌ها با تروریسم رژیم در اروپا نیز بکلی متفاوت خواهد بود. مثلاً کمترین آن نمونه آلبانی بود که دیدیم که این کشور در دایره برجام و روابط اقتصادی با رژیم نیست به محض اینکه رژیم اقدامات تروریستی‌ش را در آلبانی شروع کرد و سفیر رژیم را اخراج کرد. اگر رژیم در برجام دست از پا خطا کند با توجه به تروریسم آن در خاک کشورهای اتحادیه اروپا مانند فرانسه و آلمان اخیراً دانمارک و قبل از آن هلند اینها تصمیمات یکپارچه قوی‌تری اتحادیه اروپا اتخاذ خواهد کرد. و رژیم این را می‌داند، بنابراین رژیم دست از پا خطا نمی‌کند و همانطور که گفتم بعید به نظر می‌رسد که رژیم بخواهد از برجام طبق هر شرائطی خارج بشود.

بهزاد صفاری: این صف‌بندی معمولاً بین دو گروه هست که خودش را نشان می‌دهد، یکی از این باندها همان دلواپسان و یکی روحانی که رودروی هم قرار می‌دهد، دلواپسان که همان دارودسته فاشیستی سپاه و کیهان و بقیه هستند که از اول گفتند سازوکار جواب ندارد. در سپاه و روزنامه‌های خودشان این حرفها را زدند. آن‌ها میگویند برجام بدون آمریکا شد و برجام اروپایی هم جواب ندارد. اما این دلواپسان نظام در بن‌بست هستند و راه حلی هم نمی‌دهند و نمی‌گویند ما باید از برجام خارج بشویم و در سکوت هستند اما باند مقابل یعنی روحانی نیز از ابتدا نسبت به ادامه برجام به به و چه چه می‌کردند و وعده‌های زیادی می‌دادند اما حالا افتاده‌اند به تهدید کردن، یعنی شرمندگی‌شان را می‌خواهند به این صورت نشان بدهند اما قدرت عملی کردن تهدیدهایشان را هم ندارند و اینکه بگویند ما از برجام خارج می‌شویم و یا آتش می‌زنیم در مجموع هر دو باندهای رژیم سر این موضوع قفل هستند.

بهزاد صفاری: هیچکدام را نمی‌شود باور کرد، چون تناقض در گفته‌های رژیم فقط مربوطه به تحریمها و برجام نیست. در همه صحبتهایشان تناقض هست. وقتی سردمداران رژیم صحبت می‌کنند، صحبت‌هایشان معمولاً ربطی به واقعیت ندارد و هر بار متناسب شرایط و منافع‌شان حرف می‌زنند و هیچ ابایی هم ندارند که حرف‌شان را عوض کنند و یا متناقض صحبت کنند به‌عنوان مثال در رابطه با همین حرف روحانی در مورد عدم تأثیر تحریمها معاون اول خودش جهانگیری در همان زمان گفته بود: «ما دروغ نخواهیم گفت که تحریمها هیچ اثری ندارد»، پس روحانی دروغ می‌گفت که تحریمها هیچ اثری ندارد، یا خود روحانی در صحبت اخیرش در مجلس می‌گوید: «در عین‌حال تحریم مشکلاتی را برای زندگی مردم به‌وجود آورده و می‌آورد» و این متناقض هست یا حرفی که زده بود، ولی میزان تأثیر تحریم‌ها روشن است که تحریمها اثر دارند که روحانی بگوید تأثیر دارد یا ندارد، اما همان‌طور که سردمداران و مهره‌های رژیم بارها گفته‌اند این تحریمها نیست که اقتصاد را به این روز رسانده‌اند! خودشان هم می‌گویند که قبل از اجرای تحریمها این ساختار نظام فاسد آخوندی است که باعث شده وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم وخیم شود و چپاولها و دزدیهای که می‌کنند، اما این‌که روحانی اکنون چنین حرف‌هایی می‌زند به‌علت واقعیت‌های سرسخت اقتصادی و اجتماعی است و شما ملاحظه کردید این‌که لایحه بودجه ۹۸ نه تنها پیچ و مسأله‌ای را حل نمی‌کند بلکه مسائل و مشکلات اقتصادی را شدیدتر و وخیم‌تر هم می‌کند. در نتیجه روحانی می‌خواهد تا جایی که ممکن است مسئولیت و تقصیر را از گردن خودش بردارد و به گردن خامنه‌ای بیاندازد و از طرف دیگر تحریمها را عامل اصلی جلوه دهد، البته باز ممکن است از این حرف هم برگردد و خلاصه با وضعیت اینها نان را به نرخ روز می‌خورند.

بهزاد صفاری: بیان نگاه به شرق در واقع خامنه‌ای این را بیان کرد و گفت که من نمی‌گویم با اروپایی‌ها کاری نکنید و دنبال این سازوکار نروید و یا دنبال بسته نروید، بروید ولی جواب ندارد، اما ا گر جواب ندارد که بتاید بروند، اما از آن طرف برای متعادل کردن گفت نگاه به شرق یعنی ما بیاییم سازوکار اقتصادی خودمان را با چین و روسیه پیش ببریم، شرق منظور روسیه و چین است. یعنی رژیم معاملات تجاری خودش را با چین و روسیه جایگزین معاملات با اروپاییها و یا شرکتهای آمریکایی بکند. آن‌ها شرکتهای چینی و روسیه هم از قاعده اروپاییها جدا نیستند و توان رویارویی با اقتصاد آمریکا را ندارند. بخاطر اینکه خیلی از این شرکتها مراودات و معاملات بسیار بزرگی با شرکتهای آمریکایی دارند، به همین دلیل آنها هم نمی‌توانند وارد چنین معاملاتی با رژیم بشوند چون مشمول تحریمهای ثانویه می‌شوند، چنانچه ما می‌بینیم که شرکتهای بزرگ چینی هم از معامله با رژیم عقب نشینی کردند، شرکت‌های بزرگ روسی هم عقب نشینی کردند. برای مثال همین چند روز قبل شرکت هواپیما سازی سوخو که معاملات کلانی رژیم به آنها پیشنهاد کرده بود گفت نمی‌تواند به ایران هواپیما بفروشد زیرا برخی از قطعات آن آمریکایی است و مجوز می‌خواهد بنابراین چنین مجوزی هم داده نمی‌شود، از طرفی هم همین شرکت‌ها مثلاً چین را در نظر بگیریم یک میزان مشخصی را آمریکا تعیین کرده که اینها بتوانند از رژیم نفت بخرند، رژیم گفت که حتی شرکتهای بزرگ چینی و روسی حاضر نشده‌اند حتی یک بشکه اضافه‌تر از آنچه آمریکا برایشان تعیین کرده از رژیم نفت خریداری کنند. این هم عمرش محدود هست و برای ۶ ماه هست بنابراین این نگاه به شرق هم در واقع باید گفت یک چیزی مسخره‌تر از آن سازوکار اروپایی هست.

بهزاد صفاری: این سؤال خوبی هست، چون روزهای اول که آمریکا اعلام کرد از سوریه خارج می‌شود برخی از محافل حتی جمهوریخواه در آمریکا مخالفت کردند. برخی ازسناتورهای جمهوریخواه مخالفت کردند و گفتند ما اگر از سوریه خارج شویم به نفع رژیم می‌شود و سوریه را به رژیم واگذار می‌کنیم. اما سران رژیم با شم ضدانقلابی خودشون روزهای اول سکوت کردند و عمدتاً حرفی نزدند ولی کم کم به همدیگر اخطار می‌دهند که وضعیت برای رژیم در سوریه بدتر شد. اما آمریکا هم جایی دوری نمی‌رود. بلکه نیروهایش را پشت مرزهای سوریه در همان نزدیکی در عراق برده است، از آن طرف آمریکا ناو هواپیمابر را هم وارد آبهای خلیج فارس کرده است. وزیر خارجه آمریکا هم موضعگیری بسیار سخت‌تری نسبت به گذشته در رابطه با آزمایشات بالستیکی و موشکی رژیم داشت و گفت ما فقط نظاره‌گر رفتارهای مخرب رژیم نخواهیم بود، رژیم تعبیر کرد که این وارد عمل خواهد شد، مثلاً یکی از محافل بسیار مخالف ترامپ «نیویورک تایمز» در آمریکا که قبلاً مخالفت می‌کرد الان نوشته: «خروج سربازان آمریکایی از سوریه موضوعی بود که مورد قبول بسیاری از طرف حسابهای آمریکا در منطقه نبود» در آمریکا مخالف داشت در منطقه هم مخالف داشت، در داخل آمریکا هم این تصمیم  ترامپ باعث نگرانی بعضی نزدیکان او شد. ولی الان وضعیت چیز دیگری است و به مروز زمان تغییر کرده است و فهمیدند که اینطوری نیست سوریه به رژیم واگذار بشود، جان بولتون، مشاور امنیت ملی آمریکا هم گفته: «خروج نیروهای ما از سوریه بستگی به برخی پیش شرط دارد و زمان دقیق برای این امر مشخص نشده است حتی اعلام کرد در مناطق بحرانی سوریه در جاهای که راهبند رژیم خواهد بود حضور خواهیم داشت و از آنجا خارج نمی‌شویم در یک کلام چیزی به نفع رژیم نشده و آمریکا  بعد از خروج نیروهایش از سوریه مأموریت خود در منطقه را از عراق دنبال خواهد کرد. طبعاً حضور قوی‌تر آمریکا در عراق مورد خواست رژیم نیست بدلیل اینکه آنجا حیات خلوت رژیم هست و رژیم در عراق با تشکیل گروههای شبه نظامی در آن سیاست صدور تروریسم و بنیادگرایی‌اش در منطقه را دنبال می‌کند و آموزش می‌دهد و برای امروز هم صحبتهایی است که آمریکایی‌ها در مناطق بحرانی «التنف» در جنوب سوریه برای مقابله با فعالیت‌های رو به رشد ایران در منطقه باقی خواهند ماند.

بهزاد صفاری: مجموعه پارامترهایی که صحبت کردیم از قفل بودن برجام برای رژیم و عملی نشدن سازوکار و حتی اینکه اگر عملی بشود باز رژیم در بن‌بست است. ما الان قفل شدن رژیم در سوریه و تروریسم بین المللی‌اش، اخراج سفیر رژیم از آلبانی و تحریم عوامل اطلاعاتی‌اش در اروپا بخصوص فرانسه که همه اینها در مواجهه با مقاومت ایران و مجاهدین هستند و همه این مجموعه‌ها خامنه‌ای و کلیت رژیم را در تعادل قوای داخلی در مقابل مردم و قیام بشدت پایین می‌آورد. راههای فرار به جلو رژیم را می‌بندد، فرض کنیم مردم را سرگرم بکند با سازوکار ناداشته با اروپا و یا نگاه به شرق و این چیزها اینها رژیم را در بن‌بست قرار می‌دهد چرا که خبری از این چیزها نیست و دست رژیم در این زمینه‌ها خالی هست، و مانورها بر روی رژیم بسته می‌شود در چنین وضعیتی موقعیت رژیم در برابر قیام بپاخاسته مردم ایران که طی یک سال گذشته آمار آن اعلام شد که بیش از ۱۰ هزار حرکت اعتراضی را علیه رژیم سازمان دادن و خود سران رژیم هم به کرات با وحشت به این اعتراضات و نقش مقاومت و کانونهای شورشی در سازمان دادن آن اعتراف کرده‌اند بنابراین رژیم را در مقابل مردم و قیام و کانونهای شورشی به شدت تضعیف خواهد کرد این وضعیتی که هست، به همین خاطر است که خامنه‌ای و دیگر مهره‌های رژیم مستمراً نسبت به آشوب در سال ۹۷ و طراحی و تدارکی برای سال ۹۸ هشدار می‌دهند چون خودشان به واقع می‌دانند پایان حکومتشان نزدیک است.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.