برای یک ایران آزاد

بهداشت و درمان در ایران، زیر خط فقر: دکتر علی زاهدی

0

بهداشت و درمان مردم درحاکمیت نظام آخوندی مثل هرپدیده دیگر مورد بی توجهی قرارمیگرد. اصلی‌ترین سئوال این است که وزارت بهداشت چه می‌کند. بودجه این وزارتخانه چی می‌شود؟ آیا اصلاً بودجه‌ای به آن اختصاص داده میشود؟! یا فقط همه چیز صرف سرکوب و سپاه و بقاء این حکومت پلید میشود؟! وضعیت سلامت مردم به نسبت سایر کشورها چطوراست؟ چرا پدیده دردآور فروش اعضای بدن رو به رشداست؟! درهمین رابطه آقای دکتر علی زاهدی درگفتگویی با تلویزیون ایران آزادی این موضوع را مورد بررسی قرارداده وبه سئوالات پاسخ می‌دهد.

دکتر علی زاهدی: من با مقاومت از سالهای ۴۹ و ۵۰ آشنا شدم، بیشتر اززمان از طریق دوستان و همکلاسی‌ها بود چون اخبار و اطلاعات آزاد وجود نداشت، همینطوری برخوردهای بود و از طریق همکلاسی‌هایم بطور کلی با مقاومت آشنا شدم و راهی را دیدیم که می‌توان با ستمشاهی مبارزه کرد با نابرابری‌ها مبارزه کرد، و به هر صورت حرکاتی را صورت داد، این بیشتر در دوران دبیرستان بود که من دبیرستان شاهرضا مشهد می‌رفتم، در دانشکده پزشکی مشهد که شروع کردم و تحصیلاتم را در آنجا در سال ۵۸ به پایان رساندم در این سالیان مقاومت بالا و پایینی‌های زیادی داشت و ضربه‌های را خورد و آنچه که همیشه برای من ستایش‌انگیز بود مقاومت توانست سرپا بماند و علیرغم ضرباتی که به او وارد می‌شد و ادامه داشت من همکلاسی‌های خوبی داشتم که بعضی از آنان را در همان سالها از دست دادم، بعضی دیگر را بعداً در مقاومت از دست دادم، چون تعدادشان زیاد است اسم نمی‌برم و بعد از فارغ‌آلتحصیلی بیشتر در روستاهای ایران کار کردم در همدان و شمال کار کردم تا بجای رسیدم که دیدیم هیچ معضلی را بصورت تکی نمی‌شود حل کرد، معضل پزشکی که یکی از آنها بود، معضلات اجتماعی، اقتصادی و هزاران معضل دیگر را واقعاً نمی‌شد حل کرد به همین دلیل به استرالیا مهاجرت کردم، و در اینجا تلاش کردم سطح علمی خودم را بالا ببرم، دوره تخصصی داخلی را شروع کردم ولی آن برای من ماده نشد تصمیم گرفتم پزشکی خانواده را تمام کنم و تخصص بگیرم که با موفقیت تمام شد و الان سالهای زیادی هست که در اینجا به این کار پزشکی خانواده مشغولم و با یک علاقه خاصی به درمان و تشخیص سرطان پوست و بیماری‌های اینجا در استرالیا خیلی شایع است.

دکتر علی زاهدی:  حتماً من در شروع سخنم باید از این موقعیت خاص استفاده کنم که در آستانه چهارشنبه سوری هستیم و در آستانه عید باستانی‌مان هستیم و من این عید را تبریک بگویم این عید چهارشنبه سوری را و بخصوص که کانونهای های شورشی تصمیم گرفتند که واقعاً روی سر رژیم خراب کنند و این جشن را یعنی هدیه جشن گرفتن را به مردم ایران تقدیم کنند و من مطمئنم که موفق خواهند شد و ما اینجا تشنه لب نگاه می‌کنیم آنها در کارشان موفق باشند، همینطور عید باستانی را به همه تبریک میگویم باز من قبل از اینکه وارد مسائل تکنیکی بشوم همانطور که میدانید یکی از معضلات بزرگ که الان هست مسئله شادی روح و روان است، این رژیم از وقتی سرکار آمده با شادی روح و روان مخالفت کرده، هرجشنی را از بین برده، هرسیستمی و هر موزیکی و هر گوشه‌ای و هر نمایشنامه نویسی و هر تئاتری بوده همه را از بین برده است، در حالیکه این‌ها جزء اصول اجتماعی هستند، شادی آور و امید دهنده هستند، شما حساب کنید ملتی که به آینده امید نداشته باشد چطوری می‌تواند امید داشته باشد و چطوری می‌تواند بر روی پای خودش بایستد، رژیم هم به همین نقطه حمله می‌کند چون اصولاً آمده تا مردم را از پای در بیاورد، آمده شادی را از مردم بگیرد و غم را بیاورد.

در نتیجه چهارشنبه سوری و کانونهای شورشی برای ما خیلی مهم است، برای اینکه من مستقیماً این را وصل می‌کنم به مسئله روحیه مردم و سلامتی جسمی بجای خود سلامتی روحی خیلی مهم‌تر است، و باید توجه خاص بشود و امیدوارم که جشن چهارشنبه سوری امسال بتواند مقداری از درد و ناکامی‌های مردم را کم بکند و امید به آینده را چه بسا بیشتر هم بکند، گر چه ما از دی ماه ۹۶ تا الان واقعاً روحیه‌ای که مردم بدست آوردند، شادی که در آن‌ها می‌بینیم زیر خفقان واقعاً چشمگیر هست، به همین دلیل هم هست که رژیم تصمیم گرفته رئیسی را سرکار بیاورد و جانشین شیادی مثل روحانی بکند تا تلاش بکند با این شادی آوریهای که شده مثل همین جشن چهارشنبه سوری که انشاءالله در تمام ایران برگزارمیشود بتواند مقابله بکند ولی هیهات و مطمئناً شکست خواهند خورد و امیدوارم به تمامیتشان لطمه بزند و ایران آزاد را بتوانیم همه با هم بسازیم.

در مورد سوالتان همانطور که میدانید سیستمهای درمان و بهداشت اصولاً سه بخش عمده دارند بخش اول مسئله دولت و بهداشت است، که وظیفه اصلی اینها سیاست گذاری، بودجه و نظارت است، بخش دوم نیروهای انجام کار است، نیروهای ساختمانی مثل بیمارستان و وسائل پزشکی و نیروهای انسانی پزشکان و نرسها و فیزویوتراپیستها و پرسنل پزشکی هستند، بخش سوم قسمت مصرف کننده است مردم و ۸۰ میلیون ایرانی که شامل این قسمت می‌شوند که من به قسمت اول جواب می‌دهم.

در ایران دولت در هر ۳ موردی که گفتم مردود شده، در مورد سیاستگذاری که هیچ نمره زیر صفر دارد، یک زمانی رفتند بدنبال کوبایی کردن سیستم پزشکی ولی از آنجا که کلاغی بیش نیستند، که می‌خواهند مثل کبک راه بروند، همان راه رفتن خودشان هم یادشان رفت، یعنی همان سیستمی که از قبل بود را از بین بردند و سیستمی را نتوانستند بجایش بیاورند، همین الان دو سیستم را در دو استان یکی مازنداران و دیگری شیراز که می‌خواهد سیستمی را راه بیندازند اما از آنجای که این‌ها مثلاً شیری را می‌گیرند و دمش را می‌برند و همه جایش را قلع و قمع می‌کنند بعد یک چیزی که نه به سیستم می‌خورد و نه به کارآییش معلوم هست که آیا موفقیت آمیز است را پیاده می‌کنند، وسط راه هم بخاطر فسادی که دارند پول کم می‌آورند و مردم رایک لنگی می‌گذارند، هم سیستم پزشکها را ناامید می‌کنند و پولهایشان را نمی‌دهند و هم بیماران را سردرگم می‌کنند، مسئله بودجه هم معلوم است که بسیار بسیار کم هست و همانی که هست را در اوگاندا و یمن و لبنان شروع به ساختن بهترین بیمارستان‌ها می‌کنند و همان بودجه‌ای که هست را به صورت درست مثل پروژه سد سازی هایشان است، پولی هم باقی مانده و از دست دزدهایشان در رفته آن پول را بصورت کارا در وارد کردن و ساختن و پخش دارو بکار نمی‌برند و این از افتخارات آقای وزیر خارجه بدون قدرت می‌داند است که مثلاً در اوگاندا بیمارستان ساخته است، یا در لبنان و یمن و جاهای دیگر انگاری اینها آمدند سرویس به گروههای تروریستی بدهند، یا گروههای که باعث نگرانی‌های جهانی می‌شوند، که الان با دولت جدیدی که در امریکا سر کار آمده اینها توطئه‌شان شناخته شده و زیر ذره بین رفتند و در یک گوشه‌ای در سطح بین‌المللی گیر افتادند در این کارها که دولت باید انجام بدهد وقتی در دو مورد اول در مورد سیاستگذاری و بودجه مردود شد نظارت بر چی بکند، در نتیجه دولت هیچ نظارتی ندارد، الان بیماری در بیمارستان است با پای شکسته وقتی بیمار بهتری را پیدا می‌کنند او را در خیابان پیاده می‌کنند، اگر چیزهای اجتماعی را ببینید این معضلات وحشتناک است، درمان‌های ناکافی و مننژیت و بیمارانی که در بیمارستان بستری می‌شوند بدون اینکه در بیمارستان دارو کافی بگیرند و بصورت ناقص درمان شده اینها را به خیابان. بیرون می‌فرستند و همینطور در قسمتهای دیگر و من اینجا حرفم را تمام می‌کنم اگر سوالی هست در خدمتتان هستم ولی همانطور که گفتم هم در سیاستگذاری و هم در بودجه در نتیجه نظارتی هم نمی‌تواند بر سیستم افتضاح پزشکی خودش داشته باشد.

دکتر علی زاهدی: در مورد بیمه درمانی تبدیل به یک جوک شده، همکارانم به من میگویند پولهایشان داده نمی‌شود، مرتب اداره بیمه به آنها ایراد می‌گیرد که چرا یکجا امضایش کج است و یکجا شش رفته و چهارش نیست و یا تاریخش درست نیست و یا خط درست نیست و به مناسبتهای مختلف ایراد می‌گیرند، از آن طرف پزشکان و سرویس دهندگان را اذیت می‌کنند، از آن طرف دیگر اولاً بیمه‌ها فراگیر نیست و مقداری لیبل های صف بیمه دارند که این بیمه‌ها پوشنده تمام مخارج بیماران نیست و مجبور هستند خرج اضافی را از جیبشان بخاطر تفاوت قیمتها بدهند، در مورد دارو هم الان سیستمی که در ایران هست، بسیار از سطح جهانی عقب است، داروها را می‌توانیم به دو دسته تقسیم کنیم، داروی خاص هست که برای بیماری خاص مصرف می‌شود مثل ام اس و یا مثل بیماری هموفیلی، مثل بیماری عصبی خاص، مثل سرطانها این داروها در سطح جهان به سرعت در حال رشد است، کلاس داروهای شیمی درمانی و درمان سرطان عوض می‌شود که هم عوارض ندارد و هم درمانش بیشتر است، الان هر شش ماه دارو جدید وارد بازار می‌شود، از این داروها در ایران هیچ خبری نیست، این برای من دردآور است که همکارانم زنگ می‌زنند که مطالعه می‌کنند و از سطح جهانی با خبر هستند و از این داروها سؤال می‌کنند و می‌خواهند ببینند چگونه می‌توانند کمکی بکنند، متاسفانه چون این داروها خاص و گران هستند همینطوری نمی‌توان به ایران وارد کرد، این داروها باید دوام دار باشد چون ممکن است بیماری از این داروها را تا آخر عمرش نیاز داشته باشد، از دید وزیر بهداشت قبلی هر کس یک سال و یا دو سال از عمرش امید به زندگی داشته باشد اصلاً نباید درمان بشود.

شما نگاه کنید استدلال یک پزشک متخصص و وزیر بهداری که می‌گوید کسی سه سال امید به زندگیش هست نباید درمان بشود یعنی چی و چه فاجعه‌ای است، بعد یک سری داروها عمومی است دیابت و فشار خون که اینها هم سری جدید وارد بازار می‌شود، برای دارو در ایران ما مشکل درکیفیت، و در کمیت و هم در مسئله قیمت داریم، الان دارو را به بازار سیاه داده می‌شود، و معلوم نیست که در سرما و گرما اثری از این دارو باقی مانده یا خیر، نه کیفیت خوبی است و بلحاظ کمیت هم تضاد است یک بیمار باید چندین داروخانه را بگردد تا داروی خاصی را برای خودش یا خانوده‌اش بگیرد، این محصولات بیماری مثل بخیه و وسائل پانسمان که جای خود دارد، یعنی معضل طوری همه گیر شده که آدم نمی‌داند به کدام بپردازد و کدامش را درست کند و آیا با این سیستم امیدی یا امکان درست شدن هست؟ یا نیست، داروهای خاص اولاً که در ایران ارائه نمی‌شود، تعدادی خاص هم برای افراد خاص در بازار سیاه در شرائط بهداشتی خیلی بد می‌فرستند، داروهای عام هم تعدادش کم و هم کیفیتش پایین است و بدتر از همه وقتی خودشان تفکر اینکه ممکن است زانویشان درد بگیرد و به ذهنشان میزند سریع سر از بیمارستان انگلیس و غیره در می‌آورند، در ایران طب سنتی و علفی و حتی چندین دانشگاه طب علفی راه انداختند، این شرم آور است دانشگاه‌های ما وقتی الزامات کافی برای تربیت پزشک متخصص ندارند، توسعه طب سنتی و علفی برای خاک پاشاندن در چشم مردم است، من علیه طب سنتی نیستم اما عمده کردنش را یک معضل بزرگی میدانم، اگر راست میگویند خودشان مصرف کنند و چرا به انگلیس می‌روند و بهترین داروها را آنجا می‌گیرند یا برایشان وارد می‌کنند.

دکتر علی زاهدی: بسیار بالا و غیر قابل باور است، همانطور سونامی سرطان را که شنیدید سرطانهای مختلف مخصوص سرطانهای که به محیط زیست ارتباط دارد مثل سرطان مثانه، سرطان ریه و سرطان روده اینها بصورت سونامی در آمده تقریباً همه گیر شده است، در مورد مسائل قلب و عروق بخاطر بدی تغذیه و بخاطر روغن‌های غیر استاندارد مثل روغن پالم به داخل ایران بصورت قانونی و غیره قانونی و توسط رشوه خوارانی که هست وارد می‌کنند که مستقیم به سلامتی مردم دخالت دارد و ایجاد گرفتگی عروق می‌کند، سکته‌های در سنین پایین می‌کند و عوارض عروقی و قلبی شدیدی ایجاد می‌کند، در مورد بیماری عفونی هم معضل سبزی و شستن برای جلوگیری از بیماریهای عفونی که معلوم نیست در چه شرائطی از آب فاضلاب و آب آلوده روئیده می‌شوند اینها مواد تمیز کننده سمی استفاده می‌کنند مواد ظرفشوی و غیره و یا پاک کننده استفاده می‌کنند و این معضل دیگری است، به هر گوشه که نگاه می‌کنید دردآور است که یک جوان ۴۰ ساله در کشوری مثل استرالیا امکان ندارد با این آمار بالا سکته بکنند و دچار مشکلات ریوی و قلبی بشوند، من شرم دارم بعضی اوقات بچه‌های از ایران می‌آیند می‌بینم سه نسل مادر و مادربزرگ و فرزند قرص ایندگرال می‌خورند، قرص سلدی می‌خورند و داروهای کلسترول و انواع اقسام می‌خوردند، و این برای ما تعجب آور است و واقعاً زیر استانداردهای جهانی است.

دکتر علی زاهدی: یکی دیگر که دردناک است و قلب آدم را به درد می‌آورد همین فروش مسئله اندام است، در یک گزارشی خواندم قلب را می‌فروشند من نمی‌دانم چطوری؟ فروش کلیه و بقیه اعضاء بدن را که در روزنامه‌هایشان اعلام می‌کنند، روی دیوار می‌نویسند و تبلیغ می‌کنند، و این باعث یک شرم اجتماعی است، که من از همکارانم می‌خواهم در این مورد اقدام بکنند و جلوی این مسئله را بگیرند، در استرالیا فروش کلیه و یا فروش اندام مثل مغز استخوان و ریه و غیره که رابطه پولی برقرار بکنند ممنوع و جرم است اینها را دولت نظارت می‌کند ولی درایران هیچگونه نظارتی نیست، دولتی وجود ندارد که بخواهد نظارتی بکند، آن زمان که می‌گفتند اقتصاد مال خر است، الان اقتصاد را خودشان دست گرفتند و مردم را فقیر کردند و ۷۰ تا ۸۰ درصد را زیر خط فقر بردند، ایرانیان انسانهای سربلند و مغرور و غرور دارند و تاریخ بزرگی دارند، در نتیجه نمی‌خواهند شرمنده باشند، این واقعاً دردآور است پدری برای عروسی دخترش کلیه‌ش را می‌فروشد یا مادری کلیه‌ش را می‌فروشد، که بتواند فرزندش را به سروسامان برساند آن هم چه سروسامانی آخرش همه به طلاق کشانده می‌شود آن هم فقط بخاطر مشکلات اقتصادی که رژیم برایشان ایجاد کرده است، بیکاری فساد، اعتیاد، انواع و اقسام مشکلات اجتماعی دیگر، و در اینجا وقتی کلیه یکی را می‌گیرند پیگری دارد که آیا دوام می‌آورد و آن کسی که کلیه داده چی شد، آن که کلیه راگرفته چی شد، بعد می‌بینیم طرف که کلیه را فروخته رفته خرج درمان فرزندش کرده و بعد در بیمارستانهای آنجا که از استانداردهای قانونی پایین‌تر است درمان ناقص کردند و بیمار خوب نشده، کلیه از دست رفته و نتیجه هم حاصل نشده، یعنی ما در این سیستم هیچ بازدهی نمی‌توانیم داشته باشیم مسئله که کسی کلیه را به برادر یا خواهرش بدهد جدا است ولی اینکه برود بفروشد و نتواند از پولش و از آنچه که فدا کرده بدست بیاورد، این دیگر دردناکتر است، و مخصوصاً بازار سیاه اندام فروشی این هم مسئله دیگری است که باید به آن توجه خاص کرد، من فکر می‌کنم به این نقاط اشاره کردم همانطور که می‌بینید در سطح اجتماعی مردم آگاه هستند و می‌بینند و من خوشحال هستم وقتی می‌بینم بینندگان شما به روز هستند و از دور درد آنان را احساس می‌کنم و آنها با گوشت و پوست و استخوان آن چیزی را که بیان می‌کنم و احساس می‌کنم فقط بگویم که ما درد شما را میدانیم و آنچه را باید انجام بدهیم و من خواهشم از همکارانم و مردم ایران این است که کانونهای شورشی را حمایت بکنید و هوایشان را داشته باشید اینها امید هستند و این‌ها می‌توانند رژیم آخوندی را به زانو در بیاورند، اگر امروز رئیسی جلاد را آورند که مردم را بترسانند، معلوم می‌شود که کانونهای شورشی ما توانستند صدمه جدی را برسانند و آینده این رژیم را تاریک بکنند و این خوب است همانطور که میدانید با هم باشیم و از همدیگر حمایت بکنیم که این دیکتاتوری که تضاد اصلی ما است را هر چه زودتر سرنگون بکنیم.

دکتر علی زاهدی: در مورد این جریان می‌خواهم بگویم اصولاً دانشجویانی که درست انتخاب می‌شوند از با هوشترین و بهترین دانشجویان جهان هستند و ما به آنان افتخار می‌کنیم، متاسفانه یا خوشبختانه عده‌ای از اینها الان مهاجرت می‌کنند و می‌بینم و این سعادت را داشتم که در باز جا افتادن و یا در ادامه تحصیل به آنان کمک بکنم و اینها جوانان پزشک بسیار با سواد و با هوش و آماده ت حصیلات و آموزشهای سطح بالا هستند، ولی همانطور که میدانید یک معضلی که آنجا هست همه بصورت عادلانه وارد دانشگاه‌ها نمی‌شوند و یک عده‌ای از پاسداران و عوامل خودشان را با رشوه با زور وارد دانشگاه‌ها می‌کنند، یکی از استادهای دانشگاه به من می‌گفت در حالیکه هیچگونه ارفاقی برای دانشجویان با هوشمان نداریم این دانشجویانی که به زور و از کانالهای خاص وارد شدندمیتوانیم بارها وبارها از اینها امتحان بگیریم تا بتوانیم اینها را پاس کنیم و ما جرات نمی‌کنیم اینها را رد بکنیم و بیرونشان کنیم، معضل دیگر این است که مسئله آموزش نیاز به مسائل جانبی دیگری هم دارد کتابخانه خوب و دسترسی به اینترنت خوب می‌خواهد، دسترسی به آخرین کتابها را می‌خواهد، استادان باید روحیه شاد داشته باشند، استادها باید بر اساس لیاقت انتخاب بشوند، که بتوانند داشنجویان بهتری را آموز بدهند، بخاطر بدی مدیریت و بخاطر روش‌های که برای انتخاب مدیران و روسای دانشگاهها بکار می‌رود بی لیافت ترینها را انتخاب می‌کنند که کارشان فقط کار امنیتی هست و کارشان سرکوب دانشجو هست، و این آثار بدی در آموزش نیروها خواهد داشت، ولی فرض کنیم همه اینکارها به درستی انجام شد و بعد فارغ التحصیل شدند، فیزیوترایستها، داروسازها، پزشک‌ها و داندان‌پزشکها و عده زیادی بیکار می‌شوند، شما نگاه کنید چه فاجعه‌آی برای ملتی خواهد بود که ما بیایین با استعدادترین و با هوشترین قشر دانش‌آموزی‌مان را وارد دانشگاه بکنیم و بعد از سی سال خرج و معضلات اینها را به رانندگان تاکسی تبدیل بکنیم، به یک آدم بیکار به یک معتاد، هیچ راهی بدتر از این نیست که آدم اینگونه نیروهای انسانی‌ش را هدر بدهد و سرخورده بکند، اصولاً این رژیم همانطور که با شادی مخالف است با امید به آینده هم مخالف است، شما حساب بکنید دانشجوی سال دوم پزشکی چطوری می‌تواند دوره تخصصی بگیرد و کار بگیرد بتواند زندگی تشکیل بدهد در این شرائط اگر آدمی درس هم بخواند مگر یادش می‌رود، و آیا از همانجا شروع نمی‌کند کانالهای جانبی برای خودش جور بکند، که بتواند سرپا بماند، در این سیستم آخوندی هیچ چیزی جای خودش نیست، تا برسد بخاطر آموزش و این‌ها اصولاً این رژیم امید به آینده را در همه رشته‌ها از بین برده است، شادی را از بین برده است، ومن اینجا می‌خواهم اهمیت چهارشنبه سوری را با حمایت از کانونهای شورشی را به یاد دوستان بیاورم و همکاران که حمایت بکنند و در این جشن شرکت بکنند برای اینکه بدون شادی و امید ما نمی‌توانیم زنده باشیم و متاسفانه سطح آموزشی دانشجویان ایرانی چه در مهندسی و چه در پزشکی و چه در رشته‌های دیگر خیلی پایین است الان دانشجویان فوق لیسانی و دکترا که کاملاً بیکار هستند، با سختی‌های بسیاری با قایق به کشورهای دیگرمهاجرت می‌کنند و جانشان را از دست می‌دهند، واقعاً دردناک است آنچه در ایران می‌گذرد.

دکتر علی زاهدی: همانطور که میدانید و ضمن اینکه انتقادی می‌شود راه حل هم ارائه بشود من اصولاً اخلاقم بر این هست که انتقاد نمی‌کنم مگر اینکه راه حلی هم باشد، البته من کوچکتر از این هستم به ملت بزرگ ایران و به کانونهای شورشی و به مردم مقاوم ایران بخواهم راه حل آن چنانی ارائه بدهم ولی همانطور که گفتم رژیمی که در همه سطوح مردود شده است، در سطح نظارت در سطح سیاستگذاری و در سطح اقدام و در همه رشته‌ها، اصولاً ایدئولوژی‌ش طوری است که متعلق به این قرن نیست، من در تعجب هستم چگونه با کمک کشورهای خارجی و حمایتهای که از اینها شده در قرن بیست ویکم دوام بیاورند، در نتیجه من فکر می‌کنم این رژیم به هیچوجه قابل اصلاح باشد، در نتیجه براندازی راه حل هست، باید کل این رژیم عوض بشود و براندازی بشود، که بشود رژیم جدیدی با شرکت تمام مردم ایران حاکم کرد، الان مردم ایران در سرنوشت خود هیچ شرکتی ندارند و هیچ دخالتی در تعیین سرنوشت خود ندارند، که بتوانند در سرنوشت خود شرکت بکنند و خودشان را از این معضلی که هست نجات بدهند، در این راه ما راهی نداریم بجزء اینکه کانونهای شورشی را حمایت بکنیم، مقاومت سازمانیافته‌امان را به رهبری برادر مسعود و خواهر مریم حمایت کنیم یعنی مقاومت را بزرگداشت بکنیم و بتوانیم با همبستگی و اتحادی که بین خودمان هست با احساس درد همدیگر به این رژیم پایان بدهیم و براندازی رژیم را تسریع بکنیم.

پیام من در این لحظه در آستانه چهارشنبه سوری در آستانه عید باستانی این است که مردم ایران امیدوار باشند، این رژیم به آخر راه رسیده است، هیچ راهی ندارد همانطور که گفتم آوردن رئیسی یعنی پایان کار، یعنی رژیم هیچ موقعیتی ندارد، مجبور است با مهره‌های خودش بازی بکند، همان مهره‌های مرده، همان مهره‌های سوخته و بدنامش، الان ما در نقطه نهایت امید هستیم، که به آزادی برسیم و از همکارانم در بخش پزشکی و در بخش درمان به مسائل خاص جامعه توجه بکنند، من میدانم خودشان مشکلات دارند و پولهایشان را نمی‌دهند، من میدانم برخی از آنان در مخارجشان ماندند، در حالیکه ممکن است عده‌ای که وابسته به رژیم باشند بتوانند درآمدی داشته باشند ولی اکثریت پزشکان ایران یا بیکارند، یا با حداقل زندگی می‌کنند، در نتیجه در همین شرائط خوب است که به جامعه توجه بیشتری داشته باشند و هموطنان ما را دردشان را آرام‌تر بکنند و مسکنی برای آنان باشند و در درمانشان شرکت بکنند، اینکه همه ما با هم به کمک برادر مسعود و به کمک خواهر مریم و به کمک شورای ملی مقاومت و به کمک نیروی سازمانیافته‌مان و به کمک کانونهای شورشی که نک پیکان مقاومت ما هستند با خلق قهرمانمان پیوندی همه‌گیر داشته باشیم، و بتوانیم رژیم را سرنگون بکنیم، من کاملاً موافقم و به کانونهای شورشی میگویم درست است که شما در ایران تحت شرائط بسیار سختی الان در حال توسعه هستید، و تعدادتان زیاد می‌شود و سازماندهی‌تان بهتر می‌شود و کارآیی‌تان بهتر می‌شود، ولی ما هم اینجا کانونهای شورشی خودمان را داریم و پشت پناه شما هستیم و به فکر شما هستیم و هرکاری بتوانیم برای شما می‌کنیم و هم اینکه از طریق صدا و سیمای مقاومت حرکات و فعالیتهای شما را در سطح جهانی پخش می‌کنیم و بدانید که هر حرکت شما باعث امید توده‌ها می‌شود، امید مردم ایران می‌شود، می‌توانید واقعاً در سرنگونی مؤثر باشید و من از سیمای مقاومت هم تشکر می‌کنم از اینکه واقعاً چشم و چراغ کانونهای شورشی شدند و آنچه که آنان انجام می‌دهند با سختی‌های زیاد و خطرات زیاد در یک رژیم دیکتاتوری این فعالیتها را به اطلاع ما می‌رساند، به اطلاع مردم شریف ما می‌رسانند، که بدانند ضحاک همیشه نمی‌تواند در سر قدرت بماند و کاوه آهنگری در راه هست که می‌تواند بزودی این رژیم را سرنگون بکند.

 

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.