برای یک ایران آزاد

بهمن سرنگونی – ویژه برنامه ۲۲ بهمن – ۱۴بهمن ماه

0

ششم اکتبر۱۹۷۳ (۱۴مهر۱۳۵۲) حملة غافلگیرانه مصر و سوریه علیه مواضع نیروهای ‌اسرائیلی در‌شرق کانال‌سوئز و ارتفاعات‌جولان آغاز شد، مناطقی که شش سال پیش از آن در جنگ شش‌روزه به تصرف قوای اسرائیل درآمده بود.
جنگ اکتبر موجب تحریم نفتی اعراب شد که به دنبال آن، بالارفتن قیمت نفت را برای شاه که مخالفت تحریم بود و اقتصادش متکی به نفت بود؛ به ارمغان آورد. با افزایش قیمت نفت و در‌آمد کلان نفتی ناشی از آن، شاه قدرت مانور بالایی پیدا کرد. علاوه بر سرمایه‌گذاری‌های داخلی، بخشی از دلارهای نفتی را صرف کمک‌های بین‌المللی به‌صورت دادن وام و یا خریدهای کلان از کشورهای غربی نمود.
قدرت اقتصادی، کمک‌های بی‌دریغ مالی از کیسه مردم ایران به سایر کشورها و سرانجام حل اختلافات مرزی با عراق در سال ۵۴ در مجموع شاه را در موقعیت قدرتمندی در تعادل‌قوای آن دوران قرار داد. دیکتاتوری شاه وارد فاز جدیدی شد. در همین زمان بود که قانون تشدید مجازات مخالفین سیاسی به تصویب رسید، عضویت در حزب رستاخیز اجباری شد و شاه صریحاً در مصاحبه‌هایش از وجود شکنجه صحبت به میان آورد.‌
با این حال رژیم شاه از نظر داخلی، علیرغم، ثبات سیاسی و قدرت منطقه‌یی، نتوانست جنبش مسلحانه که در دهه چهل شکل گرفته بود را نابود سازد.
۱۳ آبان ۱۳۵۵ کارتر به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شد. او مسأله حقوق بشر را سرلوحه سیاست خود قرار داد، حذف تدریجی دیکتاتوری و ایجاد فضای باز سیاسی، رشد نیروها و احزاب ملی، شاخص‌های این سیاست بود. کارتر حمایت از دیکتاتورها به بهانه مبارزه با کمونیسم مردود شمرد.
در اواخر سال ۵۵ از نظر اقتصادی به دلیل تثبیت قیمت نفت، درآمد رژیم شاه پایین آمد. این وضعیت منجر به رکود در پروسه رشد کاذب صنعتی شاه شد. بسیاری از طرح‌ها و برنامه‌ها و حتی برخی از کارخانجات بخش‌ِدولتی تعطیل گردید. در اثر تضعیف قدرت اقتصادی، شاه ناگزیر، به یک لیبرالیسم اقتصادی تن داد. چند وزیر از بخش‌ِخصوصی وارد کابینه شد و بعضی از بخش‌های تولیدی مانند مس و پروشیمی به دست بخش‌ِخصوصی داده شد.‌ قدرت گرفتن کمپرادورها کم شدن قدرت بوروکراسی حاکم را به دنبال داشت. از نظر سیاسی نوعی از لیبرالیسم در طبقه حاکم رشد کرد که شاخص آن تغییر کابینه هویدا و آمدن جمشید آموزگار بود.
به‌طور کلی، پس از روی کار آمدن کارتر، یک حرکت و جنبش سیاسی در سطح جامعه بوجود آمد. جنبشی که تا حدودی مورد نظر و تأیید طراحان سیاست جدید بود. این جنبش هدفش کم کردن فشار سیاسی و ایجاد یک فضای بالنسبه دمکراتیک بود. خواست‌های این جنبش در برگیرنده قطع شکنجه، آزادی قلم و بیان، آزادی احزاب و دستجات سیاسی بود. به اعتبار خواست‌ها و اهدافی که این جنبش دنبال می‌کرد، می‌توان آنرا جنبش دمکراتیک نامگذاری کرد.

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.