برای یک ایران آزاد

فریاد قیام کنندگان بازار و …: «بی‌شرف، بی‌غیرت، بی‌ناموس»

0

قیام کنندگان شعار می‌دهند: «بی‌شرف، بی‌غیرت، بی‌ناموس». مخاطب اصلی این شعارها شخص خامنه‌ای‌ست، و باقی قضایا…

نادررئوفیان

عالیجناب رئیس اتاق اصناف ایران رخدادهای اخیر بازار تهران را «سازمان یافته» دانسته و گفته‌اند آنهایی که در بازار تظاهرات کردند و به مسئولین نظام حرفهای بد بد زدند از بیرون بازار آمده بودند. کارشناسان امور دامداری ذکاوت آقای اتاق اصناف را ستودند و خطاب به او گفتند: «آخر کره بز معلوم است که از بیرون آمده‌اند. آنها شب‌ها که در بازار نمی‌خوابند، می‌روند خانه‌شان و صبح دوباره از بیرون می‌آیند». آقای رئیس اتاق اصناف کشورمان همچنین اظهار نموده‌اند، «اینکه با لگد به درب مغازه‌ها حمله کنند و به بازاری‌ها به صورت تحکمی بگویند که باید مغازه را ببندید، نشان می‌دهد که این کار سازمان یافته است». ایشان که یک مسلمان دوآتشه پیشانی سیاه هستند مانند خود «حضرت امام (ره)» به جز بیست و چهار ساعت در روز دروغ نمی‌گویند، خلاصه ایشان خود دلیل واضحی بر چرا اصناف و بازاریان تظاهرات کرده‌اند هست.
در این وسط اما نخبگان دیگری از نظام هم به میدان آمده تا دست ما را بگیرند که مبادا در چاه بیگانگان بیفتیم. مثلاً آقای مدیر مسئول روزنامه کیهان -وای خود کیهان چیست که حالا مدیر مسئولش چی باشد- خلاصه ایشان گفته‌اند: «ماجرای دیروز پیش از وقوع نیز قابل پیش‌بینی بود و از مدتها قبل در فضای مجازی و حتی در اظهارات مقامات بلندپایه آمریکایی و صهیونیستی به آن اشاره شده بود». وضعیت این آقای مدیر مسئول که از ایدئولوگ‌های نمی‌دانم اصولگرایان هم هست آن را ماند که در حمله مثلاً شیر قرارگرفته و زبانش بند آمده است به جای اصل موضوع به در و دیوار اشاره می‌کند. آقای مدیر کیهان هم زبان و هم قلمش بند آمده و می‌گوید: «آمریکا و صهیونیستها» پشت موضوع هستند. وحشت کرده که بگوید بابا مردم قیام کرده‌اند. اصلاً اینها عادت دارند که خاکریز را کیلومترها آنطرفتر بزنند.
حالا خود آقای بالای قضائیه را بنگرید که مثل برق گرفته‌ها شربت آب لیمو نیاز دارد. رئیس قوه قضائیه کشورمان آقا صادق لاریجانی را می گویم. ایشان همان کودک را ماند. کودکی بود دو سه ساله، روزی از روزگار به مناسبتی والدینش برای او سه چرخه‌ای خریدند. آقا صادق، ببخشید آن کودک، بسا خوشحال شد. اما… اما در لحظه‌ای که کودک می‌خواست سوار سه چرخه شود هزارپایی ده سانتی زین سه چرخه را اشغال کرده بود، با فرود کودک بر زین، هزارپا داخل لیفه لباس کودک رفت. کودک وحشت زده اینطرف و آنطرف می‌رفت و جیغ می‌کشید. نمی‌دانست چه باید بکند. تا اینکه مامانش او را گرفت. لباسش را درآورد و هزار پا را هم بیرون آورد. اما آن کودک دیگر نه آن لباس را پوشید، نه دیگر آن سه چرخه را سوار شد و نه… و تا مدتی همه‌اش جیغ می‌زد و گریه می‌کرد. حالا سوژه بحث خودمان یعنی رئیس قوه قضائیه کشورمان آقا صادق لاریجانی، ای کاش هزار پا بود. اینجا خیزش بازاریان چنان او را وحشت زده کرده که این طرف و آن طرف می‌رود و جیغ می زند که آی اعدام می‌کنیم و آی هر کس «اخلال در نظام اقتصادی کشور» کند اعدام می‌کنیم تنها کاری که این بلد است و در لحظه اضطرار به ذهنش آمده همین اعدام است و حالیش هم نیست که با گفتن هر کس «اخلال در نظام اقتصادی کشور» کند را اعدام می‌کنیم دارد حکم اعدام کل نظام را صادر می‌کند.
اما برگردیم سمت خودمان، یا بقولی «پشت به دشمن، رو به میهن». بازاریان و دانشجویان و کارگران و مالباختگان و کازرونیان و اصفهانیان و خرمشهریان و اهوازیان و در یک کلام ایرانیان در تظاهرات ضد دولتی خود اغلب شعار می‌دهند «بی‌شرف»، «بی‌غیرت»، «بی‌ناموس» و… در قدم اول این الفاظ نثار آن اوباش نیروی انتظامی و بسیجی است که «مخ»، گشته‌ایم ما یافت می‌نشود… این‌ها دریوزه‌گر خائنینی هستند که برای تکه استخوانی ناموس خودشان را هم می‌فروشند. اما این کلمات بی‌شرف، بی‌غیرت و… که در چله کمان قیامیان نهاده شده در قدم‌های بعدی چه کسانی را نشانه می‌رود. یک رسته آنانی هستند که از قِبَل وجود آخوندها استخوان‌های بزرگتری و بعضاً تکه ران نیم خورده‌ای نصیبشان می‌شود که غیرت و شرف را داده‌اند و جایش کمی پول گرفته‌اند. رسته دیگری از بی‌شرفی هم غیر ایرانی‌های مماشات گرا هستند که سالها بر پشت ولی فقیه مخده نهاده و تیغ او علیه ملت را تیز نموده و حالا با حسرت بالای سر اسب مرده دعا می‌خوانند که شاید باز هم چیزی نصیبشان شود.
اما داشت یادمان می‌رفت. ناگفته نگذاریم که یکی از دریافت کنندگان پیام‌های بی‌شرف، بی‌غیرت، بی‌ناموس قیام کنندگان، آن حسرت بدلانی هستند که همین ملت نگذاشتند ایشان لحظه‌ای هم بر تخت آرزوهای خود بنشینند. ایشان از والاحضرتی خود سودی نگرفتند حالا تلاش دارند حجة‌الاسلام شوند مگر به وجوهاتی برسند. البته قبلاً به ایشان عرض شده است شرف و غیرت که در خانه پدری ایشان یافت نمی‌شد بیایید و آنرا کسب کنید.
اما، اما آخر سخن، مقصد نهایی و یا شاید اصلی فریادهای بی‌شرف، بی‌غیرت قیام کنندگان اگر دقت کنیم آدرس پاستور را دارد و نثار خود ولی فقیه است. در اینجا البته ممکن است صاحبان خرد در اعتراض برآیند که یارو اگر در تمام عمرش شرف‌چه و غیرتکی هم داشت که ولی فقیه نمی‌شد. اصلاً صلاحیت آنرا کسب نمی‌نمود. درست است اما در اینجا که در کلاس جانورشناسی دبیرستان نیستیم که او را توصیف کنیم. مقصود این است که عصبانیت مردم سمت نقطه اصلی و مبدأ و منشأ تمامی فساد و هم تمامی بدبختی و مصیبت مردم را نشانه گرفته است. این برای خود آقاولی هم خوب است. زیرا امروز چله کمانمان را با الفاظ توصیفی ایشان و هم‌پالکی‌هاشان پرکرده‌ایم، فردا ممکن است دستهامان را چیزهای دیگری پرکند، خود داند.

در همین زمینه:
آقای وزیر یا بانوی نیکوکار؛ نیکوکاری به سبک خمینی و روحانی
نخندید! آن‌ها خودکشی کردند؛ روایتی از خودکشاندن در زندان
دو صحنه از یک خباثت؛ بمباران شیمیایی در سوریه و کتک زدن زن جوان در تهران

عطسه ژنرال سردار سلامی‌ و پسر مشت صادق
فریب خورده‌ها دارند می‌آیند…؛ تعریضی بر مصاحبه «امام جمعه» کازرون

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.