برای یک ایران آزاد

تبعات «لیست گذاری سپاه» کدام است؟

0

تبعات «لیست گذاری سپاه» هرچند به طور کامل قابل گمانه زنی نباشد اما با توجه به حضور گسترده سپاه پاسداران و عوامل وابسته به آن در جامعه امروز ایران و نفوذ گسترده آنها در تمامی ارگانها و نهادهای حکومتی، می‌توان با اطمینان گفت، که پیامدهای وسیعی چه در عرصه داخلی و چه در عرصه بین‌المللی در انتظار سپاه است.

علیرضا یعقوبی

سپاه پاسداران در لیست گروههای تروریستی آمریکا قرار داده شد. این قلم بارها یادآور شده بود که باید منتظر گامهای بعدی در استراتژی دولت آمریکا با رژیم تهران بود. نباید از تائید این واقعیت چشم پوشی کرد که لیست گذاری سپاه پاسداران یک گام کیفی در تنظیم مناسبات جهانی با رژیم ولایت فقیه در تهران محسوب می شود که آثار آن بزودی و بتدریج به منصه ظهور می رسد.
پیام اول این لیست گذاری خطاب به خامنه ای است. او در سخنرانیش بمناسبت سالگرد بعثت پیامبر اسلام ضمن گستاخی به ساحت پیامبر اسلام، فاشیسم مذهبی ولایت فقیه را هم عرض و ادامه راه آن پیامبر رحمت و رهایی ارزیابی کرد و به زعم خود از موضع «توحید» بر «کفار» حمله برد. بدون اینکه بخواهیم تصمیم گیری درباره لیست گذاری سپاه پاسداران را به سخنرانی اخیر خامنه ای در جنگ طلبی آشکار آنهم از موضع ایدئولوژیک و جبهه توحید ربط دهیم، باید این واقعیت را برجسته سازیم که از این پس هرگونه وراجی و درشت گویی که صرفا از موضع دجالگرانه برای فریب مزدوران خارجی و تتمه نیروهای داخلی رژیم بیان می شود، هزینه های بس گزافی روی دست رژیم و خامنه ای خواهد گذاشت. اگر کمی از سوزش آنی لیست گذاری سپاه برای عوامل رژیم و در درجه نخست ولی فقیه آن فاصله بگیریم، خامنه ای بهتر از هر کسی پیام این لیست گذاری را گرفته است.
شاید این سؤال مطرح باشد که رژیم با توجه به درگیری های گسترده و مشکلات و معضلاتی که با آن روبرو است، صلاحش در آن است که از تشنج آفرینی بیشتر پرهیز کند و بدنبال راه حلهایی در مسیر تخفیف و تعدیل شرایط با توجه به تجارب پیشین در کشور همسایه باشد. در مقام جواب باید تأکید کرد که چنین انتظاری بنا به ماهیت و سوابق این رژیم، انتظاری بس عبث و بیهوده است. این رژیم تنها و تنها با همین هل من مبارز طلبی ها و تبلیغات گوبلزوار و رجزخوانی های مداوم زنده است. رژیمی است آشوب زی و آشوب طلب که ادامه حیات خویش را در درون بحران آفرینی ها و آشوب طلبی ها جستجو می کند، اما این تا کجا ادامه پیدا می کند!؟
تاریخ بما پاسخ می دهد چنین رژیم هایی تا واپسین دم حیات خویش سعی دارند با سیلی هم که شده صورت خویش را سرخ نگه‌دارند و تنها زمانی می توان آثار هزیمت و شکست را در ناصیه آنها رویت کرد که نیروهای مقابل آنها در آستانه فتح تهران، بر دروازه ها ورود کرده باشند.
در یک کلام فروپاشی این رژیم را نه بتدریج بلکه بیکباره و آنی بنظاره خواهیم نشست. اگر شاهدیم که در عکس العملی کودکانه، نمایندگان پاسدار رژیم در مجلس، لباس پاسداری بر تن می کنند، باید در انتظار روزی نشست که آنها در از تن برون آوردن این لباس گوی سبقت را از هم ربوده و برای تبری جستن از وابستگی به رژیم لخت و عریان در خیابانهای تهران، مایه طنز و انبساط خاطر آمیخته با انتقام مردم ایران شوند. آن روز دیر نیست.
حضور گسترده سپاه پاسدران و عوامل وابسته به آن در جامعه امروز ایران و نفوذ گسترده آنها در تمامی ارگانها و نهادهای حکومتی، چنان است که نمی شود تمامی پیامدهای این لیست گذاری را گمانه زنی کرد.
با این حال در شکل سیاسی:
۱.از این پس تمامی اعضای ریز و درشت پاسداران، «تروریست» شناخته شده و تعقیب بین المللی آنها در دستور کار دولت آمریکا قرار می گیرد. این عمل عرصه و فضا را بالاخص برای سرکرده های این نیرو تنگ کرده و در گام نخست رفت و آمدهای خارجی آنها را هدف قرار می دهد. در این باره وزیر خارجه آمریکا علنا از تعقیب پاسدار جنایتکار سلیمانی در مصاحبه خود سخن گفت.
۲.از یاد نبرده ایم که خامنه ای در رجزخوانی معمول درباره خروج آمریکا از برجام اعلام کرد که اگر آمریکا از برجام خارج شود، او برجام را آتش خواهد زد و نمایندگان ابله رژیم حتی در درون مجلس در همین رابطه مشغول آتش زدن برجام شدند اما خامنه ای در مقابل خروج آمریکا نه تنها از برجام خارج نشد بلکه سیاست صبر را در پیش گرفت. او در گمانش بر این باور است که در انتخابات سال آتی ریاست جمهوری آمریکا، ترامپ از کاخ سفید خارج شده و ریاست جمهوری آمریکا بدست دمکراتها خواهد افتاد که شدیدا هم تبلیغات رژیم روی این محور سازماندهی شده است. البته چنین فرضیه ای حتی در صورت بازگشت دمکراتها به کاخ سفید از اساس بی پایه است. چرا که اولا آبی که رفته به جوی باز نخواهد گشت و رئیس جمهور بعدی و فرضا دمکرات باید عدم تروریست بودن سپاه پاسداران را به اثبات برساند که با توجه به افشاگری های صورت گرفته درباره عملیات تروریستی پاسداران علیه نیروهای آمریکایی بنا به اسناد و مدارک موجود ساده نخواهد بود.
۳.از این پس تمامی دولتهای جهان باید در تنظیم رابطه سیاسی خود با رژیم تهران، جانب احتیاط را بیش از پیش رعایت کنند. بالاخص اگر این پیش شرط را در تحلیل خود بگنجانیم که اکثر قریب به اتفاق دستگاه دیپلماتیک رژیم اعضای سپاه پاسداران بوده که برای انجام مأموریت به وزارت خارجه منتقل شده اند.
۴.باید بر این واقعیت پای فشرد که با پایان یافتن جنگ ۸ ساله با عراق، و با شروع ریاست جمهوری رفسنجانی، تحت عنوان «طرح تعدیل نیرویی»، جایگزین سازی پاسداران بجای نیروهای قبلی در دستور کار رژیم قرار گرفت و بخش عظیمی از پاسداران به نام «مأموریت» به وزارتخانه های مختلف انتقال یافتند تا پست های حساس و کلیدی را به اشغال خود در آورند. البته باید ناگفته نگذاشت که اجرای چنین طرحی صرفا در خدمت «نگاه امنیتی» رژیم به تمامی مقولات و عرصه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بود. امروزه هیچ وزارتخانه و یا ارگانی در رژیم را نمی توان یافت که از حضور ناکارآمد پاسداران در امان مانده باشد؛ وزارت کشور، مجلس، استاندارها، فرماندارها، نهادهای وزشی، فدراسیونها و …
در نتیجه باید در انتظار این بود که با اجرای مرحله ای طرح لیست گذاری سپاه، تبعات سیاسی آن، دامن این نیروها را گرفته و بزرگترین معضل سیاسی را برای رژیم در جابجایی آنها در داخل و در روابط بین المللی ایجاد کند. ابعاد این قضیه و گستردگی و وسعت آن آنقدر زیاد است که در مخیله نمی گنجد. بهمین خاطر است که حتی ائمه جمعه رژیم که از هرگونه نظامی گری بری بوده و اصولا این مسئله با گروه خونی و ورژن آنها همخوانی ندارد، در نماز جمعه ها لباس پاسداری بتن کرده اند.
۵.این لیست گذاری حتی متحدین اندک منطقه ای و جهانی رژیم را هم بدون تأثیر پذیری باقی نمی گذارد. جهان امروز جهان داد و ستد و متأثر از وزن کشی های سیاسی و اقتصادی است. موضع اخیر دولت عراق در قبال لیست گذاری پاسداران متأثر از همین نظر و دیدگاه است. دولتها در مقام انتخاب باید بین دو دولت متخاصم یعنی آمریکا از یک سو و رژیم ولایت فقیه حاکم بر ایران از سوی دیگر، یکی را برگزینند. این لیست گذاری نقطه پایانی بر دودوزه بازی و میانه بازی می گذارد و همه را لاجرم و به اجبار در مقام انتخاب قرار می دهد.
۶. این لیست گذاری تصویب لوایج FATF را در هاله ای از ابهام و ناامیدی قرار می دهد و ادامه مماشات سیاسی با رژیم را به امید تصویب این لوایح با ناامیدی روبرو می سازد.
دولتهای سازشکار در اروپا به چنان تنگنایی گرفتار می آیند که بناچار باید:
الف. در تنظیم رابطه با آمریکا، لیست گذاری پاسداران را در مواضع خود لحاظ کنند.
ب: پاسخگوی افکار عمومی خود در مماشات با رژیم تهران باشند.
۷.لابی رسوای رژیم در آمریکا و اروپا بعد از این لیست گذاری به مرور زمان، باید ادامه حضور و فعالیتشان مورد بازبینی جدی قرار گیرد. بخصوص که اینها چه بلحاظ سیاسی و چه در ابعاد اقتصادی روابط بسیار نزدیک و تنگاتنگی با سپاه پاسداران دارند. اینها در تمامی ارکان تبلیغاتی دولتهای غربی از جمله صدای آمریکا، بی بی سی فارسی و …. رخنه کرده و بطور عملی خطوط حمایت از رژیم و ایجاد فرصت برای آن را به پیش می برند. باید در انتظار این بود که به ادامه فعالیت اینچنین نیروهای وابسته ای در یک بازبینی جدی و امنیتی در فضای نوین حاضر، نقطه پایانی گذاشته شود.
ادامه دارد…

در همین زمینه:
سپاه در فهرست تروریستی آمریکا قرار گرفت؛ سپاه در مسیر پایان

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.