برای یک ایران آزاد

تبعیض جنسیتی علیه زنان؛ کار برابر با مردان ولی دستمزدی نابرابر

0

تبعیض جنسیتی علیه زنان، در عرصه‌های مختلف اشتغال، حقوق و مزایا، آشکارا اعمال می‌شود. این تبعیض در نظام ارزشی حاکم، کاملا مشروع و طبیعی جلوه داده می‌شود. این همه در حالی‌ست که برای خرید مایحتاج روزانه، زنان همان مبلغی را باید بپردازند که مردان می‌پردازند.

امید کوهنورد

«در چهار دهه‌ گذشته زنان ایرانی نیمی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی کشور را به خود اختصاص داده‌اند. بر‌اساس‌آمار رسمی قابل دسترسی در سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷، در برابر ۶۴.۱ درصد مردان، تنها ۱۴.۹درصد زنان ایران در زمره‌ نیروی کار قرار گرفتند. در‌حالی که تبعیض در انواع مختلف آن -و از جمله تبعیض شغلی و مزدی- علیه زنان به امری نهادینه شده در همه کشورها اعم از توسعه یافته و پیرامونی بدل شده است، با‌ این‌حال براساس آمارهای رسمی جذب زنان ایرانی در بازار کار از میانگین ۲۰ درصد کل زنان خاورمیانه و شمال آفریقا کمتر است.
میزان بیکاری در میان زنان در حدود دو برابر بیکاری در میان مردان است، به‌طوری که در حال حاضر از هر سه زن دارای مدرک کارشناسی یکی بیکار است. در مقایسه با کشورهای دیگری که میزان درآمد آنها متوسط و رو به بالاست، مشارکت زنان ایرانی در بازار کار بسیار کمتر است. از سویی در صورت جذب زنان در بازار کار، آنها حقوقی به مراتب کمتر از مردان دریافت می‌کنند.»
بعنوان نمونه وضعیت شغلی و مزدی زنان در یک استان جنوب غربی کشور که مورد بررسی قرار گرفته بسیار گویا است، جایی که زنان با حقوقی ماهیانه از ۲۵۰ هزار تومان تا ۷۰۰ هزار تومان جذب بازار کار شده‌اند:
«در چند سال گذشته زنان بیش از پیش در سراسر کشور جذب بازار کار شده‌اند؛ اتفاقی که حتی در شهرهای حاشیه‌ای نیز رخ داده است. در بازارهای کوچک شهرها، زنان فروشندگی می‌کنند، در مطب پزشکان منشی هستند، در بخش‌های دولتی هم استخدام زنان بیشتر از قبل اتفاق می‌افتد. اما یک نکته کلیدی در این میان وجود دارد و آن این‌که یکی از دلایل جذب زنان، به‌ویژه در بخش‌های غیردولتی، نه توجه به زنان، بلکه ارزان بودن این نیروهای کار است. در گفتگویی با زنان مناطقی از استان کهگیلویه و بویراحمد (دهدشت و چرام) و همچنین شهر بهبهان در خوزستان یک سخن مشترک وجود داشت و آن حقوق ناچیز آنها بود.
حتی زنانی که به‌عنوان معلم در مدارس غیرانتفاعی مشغول به‌کار هستند، با حقوق ماهیانه ۵۰۰ هزار تومان ناچار به پذیرش کارشان شده‌اند. در اغلب این موارد یا کارکنان زن بیمه نشده و یا یک ماهه و سه ماهه بیمه شده‌اند. حتی در شهری کوچک (سوق) از توابع شهرستان کهگیلویه، زنان بسیاری با حقوق ماهیانه ۲۵۰ هزار تومان هم به کار گمارده شده‌اند. شاید این‌گونه استدلال کنید که تفاوت حقوق مردان و زنان که یکی از نشانه‌های آشکار تبعیض جنسیتی به‌حساب می‌آید، امری جهانی است و برای بررسی این موضوع به پژوهش‌های نهادهای بین‌المللی (نقل‌شده در اکونومیست در ۹ اکتبر ۲۰۱۷) استناد کنید که در آن از تفاوت چشم‌گیر متوسط دریافتی بازنشستگان زن و مرد در چند کشور اروپایی گزارش می‌دهد؛ درنتیجه این‌گونه استدلال کنید که توسعه‌یافته‌ترین کشورها نیز با این معضل مواجه‌اند چه برسد به ایران؛ یا شاید به آمارهای سازمان‌ ملل متحد رجوع کنید که گزارش داده شکاف دستمزد میان زنان و مردان در ۷۲ سال گذشته، نه‌تنها برطرف نشده که هم‌چنان ادامه دارد.
زنان توقع‌شان از مردان پایین تر است!
در سفر به جنوب غرب کشور با مدیر یک شرکت خدماتی هم‌صحبت شدم. یکی از کارکنان زن این شرکت گفت: «ماه گذشته این شرکت ۸۰ میلیون تومان درآمد داشته است». این شرکت تنها ۷ نفر پرسنل دارد که تنها یکی از کارکنان آنجا حقوق ۷۰۰ هزار تومان دریافت می‌کند، مابقی کارکنان حقوقشان از ۳۰۰ هزار تومان تا ۵۰۰ هزار تومان است. مدیر شرکت که در شرکتش چندین زن مشغول به کارند، بعد از اصرارهای مکرر و جلب اعتماد وی، دلیل کم بودن میزان دستمزد زنان را این‌گونه بیان می‌کند: «در شهرهایی مثل شهر ما، پیدا کردن کار سخت است، کار نیست، از این رو بسیاری حاضرند به هر قیمتی استخدام شوند، خوب در‌این‌مورد، زنان توقع‌شان از مردان پایین‌تر است. البته این را هم بگویم شاید بسیاری از زنان کارآیی یک مرد را ندارند، از این رو فکر می‌کنم حقوق پایین‌تر برای آنان منصفانه باشد.» این سخن مدیر یک شرکت خدماتی در یک شهر کوچک حاشیه‌ای در یک کشور خاورمیانه‌ای، احتمالا همان نظری باشد که برخی کارفرمایان شرکتهای بزرگ در آمریکا و آسیای شرقی دارند. این‌که همیشه کسانی «کم‌تر‌مولد»ند؛ کارگران بدون بیمه و زنان از این جمله‌اند؛ پس باید به آن‌ها حقوق کمتری داد.
یکی از زنانی که با حقوق ماهیانه ۵۰۰ هزار تومان در این شرکت کار می‌کند، می‌گوید از حقوقش راضی است و وقتی برای او توضیح می‌دهم که در سال جدید، حداقل دستمزد اعلام شده یک میلیون و ۱۰۰ هزارتومان است و شما می‌توانید به لحاظ قانونی خواهان حقوق بیشتری باشید، می‌گوید: «نه. همین مقدار کافی است، بس است، به ریسکش نمی‌ارزد و نمی‌خواهم کارم را از دست بدهم.»
بر اساس گزارش سال مجمع جهانی اقتصاد در سال ۹۵، ایران با امتیاز ۰.۵۸۷ از لحاظ برابری جنسیتی در میان ۱۴۴کشور جهان در جایگاه ۱۳۹ قرار گرفته است.»
[همدلی ۲۱ اسفند۹۷]

در همین زمینه:
نقض سیستماتیک حقوق پایه ای زنان در نظام ولایت فقیه
زمان آن است که خود را سازمان دهید؛ ۸ مارس و مریم رجوی

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.