برای یک ایران آزاد

تراکتورهای کشاورزان ورزنه به کدام سمت باید حرکت کنند؟

0

تراکتورهای کشاورزان ورزنه در جاده‌ی منتهی به این شهر به ردیف ایستاده‌اند. بحران آب، کشاورزی در شرق اصفهان را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ آنچه جمعیتی ۳۰۰ هزار نفری از کشاورزان منطقه را هدف گرفته است و این البته تازه شروع بحران است.

تراکتورها در کنار جاده ورودی ورزنه به ردیف قرار داده شده است؛ صحنه‌ای برای ماه‌ها و به نشانه‌ی اعتراض. هستی مردمی در معرض نابودی قرار گرفته است؛ کشاورزان ورزنه‌ی اصفهان – که به‌خصوص – در این ماهها تصاویرشان در همه‌ی جهان منتشر شده است.

وضعیت فعلی آنها دارای زمینه‌های زیست محیطی و اقتصادی‌ست اما مهم‌تر از همه معلول سیاستگذاری‌هایست که بدون توجه به زندگی آنها صورت گرفته است.

حضور سیاسی‌شان اما یکی از نشانه‌های تغییر اوضاع در ایران است به‌خصوص هنگامی که صحن نماز جمعه را به تصرف درآوردندو شعار #رو_به_میهن_پشت_به_دشمن [از سر در دانشگاه تهران تا #رو_به_میهن_پشت_به_دشمن] را برای همیشه به‌نام خود ثبت کردند.

ریشه‌های مشکل

شرق استان اصفهان شاهد بحران کم آبی‌ست. ریشه‌های بحران بنا بر یک روایت به دهه‌ی ۴۰ باز می‌گردد؛ تا آن هنگام براساس توافقات و تقسیمات صورت گرفته میان کشاورزان از آب زاینده رود استفاده می‌شد و همین امر استفاده از آب زاینده رود در بالا دست و پایین دست آن‌را دارای نظم و سازمانی کرده بود که منافع کشاورزان در آن لحاظ می‌شد. کشاورزان افرادی را تعیین می‌کردند که نظارت بر این موضوع را انجام دهند. اما از دهه‌ی ۴۰ همزمان با تغییر نظام اقتصادی – اجتماعی ایران از بورژوا – ملاک به بورژوازی کمپرادور شاهد تغییراتی نیز در این منطقه بودیم. دولت نقش بیشتری برعهده گرفت و از جمله در مورد نظارت و کنترل بهره‌برداری از آب زاینده رود، سازمان آب منطقه‌ای جایگزین نحوه‌ی نظارت پیشین شد.

طبیعی بود که در این روند به تدریج کشاورزی از اولویت خارج خواهد شد به‌خصوص با شکل‌گیری ذوب‌آهن در استان اصفهان و برپایی کارگاه‌های پیرامونی‌اش بخش صنعت در این استان دارای اولویت اقتصادی می‌شد.

اما همچنان که در ایران چه در زمان نظام شاه و چه در دوران ولایت فقیه معمول بوده است، اقتصاد در پشت سر منافع صاحبان قدرت حرکت کرده است؛ به‌عبارت دیگر: اقتصاد تابعی از مؤلفه‌ی سیاست بوده که از بالا و توسط صاحبان قدرت و با هدف حفظ و بقایشان اجرایی می‌شده است.

با تسلط سازمان آب بر وضعیت آب زاینده‌رود در دهه‌ی ۴۰، تنها جایگزینی بخش دولتی به‌جای بخش غیر دولتی صورت نگرفت؛ در حقیقت بر خلاف افراد محلی که با موضوعات و مسائل بهره‌برداری از آب زاینده رود آشنا بودند و قواعد و قراردادهای قدیمی در منطقه را میان ذی‌نفعان اجرا می‌کردند؛ کارمندان اداره‌ی سازمان آب چنین آشنایی و درگیری مستقیمی با موضوع نداشتند؛ همین امر نخستین زمینه‌های ایجاد بحران در بهره‌برداری از آب زاینده رود را فراهم کرد.

امتداد زمینه‌های مشکل آب پس از انقلاب ۵۷

شدت کنترل دولت بر آب زاینده رود و به خدمت گرفتن آن در جهت مصالحی که تشخیص می‌داد با وقوع انقلاب ۵۷ شدت گرفت.

با وجود همه تغییرات اما تا سال ۸۳ هر دو استان اصفهان؛ و چهارمحال و بختیاری به‌عنوان حوزه‌های آبریز زاینده رود از مدیریت واحدی برخودار بودند. اما از سال ۸۳ مدیریت آن به صورت استانی درآمد. این امر موجب شدت گرفتن رقابت‌ها و نزاع‌های درونی نظام در بهره‌برداری بی‌رویه از زاینده رود شد.

از پاییز سال ۹۵ که بحران آب حوضه‌ی آبریز زاینده رود وارد مراحل بحرانی‌ترش می‌شد، صنف کشاورزی اصفهان براساس قراردادی مدیریت طرح رودخانه زاینده رود را بر عهده گرفت و تقریبا جانشین آب منطقه‌ای و وزارت نیرو برای اداره آب در مسیر شد؛ البته هزینه انجام این مأموریت به طور کامل تأمین نشد.

کاهش بارندگی علت بروز مشکل؟!

ساده‌ترین پاسخ در وقوع بحران آب می‌تواند کاهش بارندگی باشد؛ امری واقعی که البته در خیلی از موارد برای پوشاندن سیاستگذاری‌های اشتباه یا با اهداف خاص، به آن متوسل می‌شوند.

بنا بر گزارش‌ها در سال آبی ۹۵-۹۶ یعنی از مهر سال ۹۵ تا مهر سال ۹۶ میزان بارش در سرچشمه‌های زاینده رود در کوهرنگ هزار و ۳۵۰ میلی متر بود. در سال آبی پیش از آن یعنی سال ۹۴-۹۵ میزان بارش هزار و ۶۰۰ میلی‌متر، و در سال آبی ۹۳-۹۴ میزان بارش هزار و ۲۵۰ میلی‌متر گزارش شده است.

متوسط آمار بارش نیز طی ۴۰ سال گذشته در سرچشمه‌های زاینده رود در کوهرنگ هزار و ۲۰۰ تا هزار و ۴۰۰ میلی‌متر بوده است.

هرچند در سال آبی ۹۶-۹۷ که فصل اصلی بارش آنرا پشت سر گذاشته‌ایم، میزان بارندگی به ۶۰۰ میلی‌متر هم نرسید اما قطع حق‌آبه‌ی کشاورزان پیش از آن صورت گرفته بود که نشان از اعمال سیاست‌هایی مشخص درباره‌ی آنها دارد.

برداشت‌ها از زاینده‌رود

ایجاد نهرهای جدید و پمپاژ از رودخانه به‌عنوان عوامل اصلی ضربه زننده به زاینده رود گفته می‌شود؛ به‌خصوص برداشت‌هایی که در بالادست زاینده‌رود – چه اصفهان چه چهارمحال و بختیاری -صورت می‌گیرد ضررهایی متوجه پایین دست آن کرده است؛ یعنی جایی که کشاورزان ورزنه در آن قرار گرفته‌اند.

براساس آمار رسمی در فصل بهار ۹۷ دستکم هفت تا هشت متر مکعب در ثانیه آب در بالادست زاینده رود برداشت می‌شود. در حالی که در این فصل درخت به آب زیادی نیاز ندارد.

گفته می‌شود که دولت دست‌کم حدود ۹۰۰ میلیون متر مکعب تعهدات در حوضه زاینده رود دارد که از جمله شامل تأمین آب شرب، آب برای صنعت و آبی که به سایر مناطق می‌فروشد، می‌شود. اما نکته‌ی مهم این است که دولت از تولید این میزان آب ناتوان است.

مجموع آب اختصاص داده شده به این صورت است که ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون مترمکعب آب فروخته شده است. حدود ۴۰۰ میلیون متر مکعب هم به نیازمندی اصفهان و شهرستانهای اطراف آن اختصاص می‌یابد.

صنایع واقع در استان اصفهان نیز حدود ۱۰۰ میلیون متر مکعب از آب زاینده رود را در اختیار می‌گیرند.

صد میلیون متر مکعب آب نیز به یزد می‌رود که البته گفته می‌شود آنرا به ۵۰ تا ۶۰ میلیون مترمکعب کاهش داده‌اند.

۴۰۰ میلیون متر مکعب آب هم در چهارمحال و بختیاری صرف شرب می‌شود.

در شرایط فعلی نیز بهره‌برداری‌های جدید از زاینده‌رود متوقف نشده است. از جمله طرحی به‌نام بین-بروجرد در حال اجراست که می‌خواهد آب را از حوضه آب‌ریز زاینده رود به سمت حوضه کارون منتقل کند.

آبی که به حوضه زاینده‌رود وارد می‌شود

در کنار این حجم از برداشت، متوسط آورد سالانه زاینده‌رود حدود ۸۵۰ میلیون مترمکعب بوده است. افزون بر آن تونل اول کوهرنگ که در دهه ۳۰ ساخته شده، حدود ۳۰۰‌ میلیون مترمکعب آورد اسمی دارد. تونل دوم کوهرنگ نیز که در دهه ۶۰ ایجاد شد حدود ۲۵۰‌میلیون مترمکعب آورد اسمی دارد و در کنار چشمه‌لنگان و خدنگستان که دارای ۱۳۰‌میلیون مترمکعب آورد اسمی هستند، سرجمع آنها کمتر از ۷۰۰‌ میلیون مترمکعب می‌شود.

تونل سوم کوهرنگ نیز که قرار بود بر حجم آورد آب بیفزاید سال‌هاست متوقف شده و از آن استفاده نمی‌شود. این تونل ساخته شده، اما سد آن تکمیل نشده است. آورد اسمی آن را ۲۵۰‌ میلیون مترمکعب در سال اعلام کرده بودند.

یک طرح تونل انتقال آب دیگر نیز وجود دارد به نام بهشت‌آباد. آورد اسمی آن حدود هزار و صدمیلیون مترمکعب اعلام شده بود؛ اما به‌تدریج کاسته شده و به ۵۷۰‌ میلیون مترمکعب رسیده. این طرح قرار است آب را از حوضه دز و کارون منتقل کند.

آبی که در حال حاضر به حوضه زاینده‌رود منتقل می‌شود سرجمع ۷۰۰ تا ۸۰۰‌ میلیون مترمکعب در سال می‌باشد.

در صورت اجرایی شدن طرح تونل سوم کوهرنگ و طرح بهشت‌آباد سرجمع شاید ۸۰۰‌ میلیون مترمکعب‌ آب به حوضه زاینده رود اضافه شود.

این ۸۰۰ میلیون مترمکعب آب منتقل شده از حوضه دز و کارون در کنار ۸۰۰ میلیون مترمکعب آبی که در طرح تونل اول کوهرنگ؛ و تونل دوم کوهرنگ و چشمه‌لنگان و خدنگستان منتقل می‌شود. هرکدام حدود سه درصد از آورد حوضه کارون و دز را به حوضه زاینده رود منتقل می‌کند؛ آنچه در برگیرنده‌ی شش تا هفت درصد آورد حوضه دز و کارون می‌شود؛ امری که البته با مخالفت‌های گسترده‌ی مردم در استان خوزستان مواجه شده است و آنرا طرحی برای خشک کردن و نابودی استان خوزستان می‌دانند؛ نگرانی‌یی که با گسترش ریزگردها در استان خوزستان جامه‌ی واقعیت به خود می‌پوشد.

منابع تأمین آب زاینده‌رود نسبت به مصارفی که برایش تعیین شده سالی حداقل ۹۰۰‌میلیون مترمکعب کمبود دارند.

صنعت و جمعیت

صنایع به دو صورت موجب افزایش برداشت از آب زاینده‌رود شده‌اند. نخست برداشت مستقیم که عددی قابل توجه است. دوم جمعیتی که از استان‌های دیگر جذب صنایع می‌شوند و مصارف مورد نیازشان از آب زاینده‌رود را دارند.

شرکت سهامی ذوب‌آهن اصفهان که در دهه‌ی ۴۰ تأسیس و در سال ۵۰ به بهره‌برداری رسید و شرکت فولاد مبارکه اصفهان که ساخت آن در دهه‌ی ۶۰ آغاز و در سال ۷۱ افتتاح شد؛ صنایع عمده این منطقه را تشکیل می‌دهند. صنایعی هزاران کارگاه کوچک و بزرگ در زیر مجموعه‌ی آنها مشغول به کار هستند و همه‌ی آنها زمینه را برای جذب مهاجران جدید از استان‌های دیگر به استان اصفهان فراهم کرده است.

نکته جالب در این میان تداوم طرحی مشابه با زمان شاه در زمان نظام ولایت فقیه است. با اصلاحات ارضی و تغییر نظام اقتصادی – اجتماعی کشور شرکت ذوب آهن اصفهان برپا می‌شود و دو دهه بعد از آن در همان استان فودلاد مبارکه به راه می‌افتد این امر در روند تاریخی‌اش کشاورزی در استان اصفهان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و مصارف آب را از بخش کشاورزی به بخش صنعت منتقل می‌کند اما از دیگر سو بر محیط زیست استان اصفهان نیز تأثیر می‌گذارد.

مشابه همین وضعیت در استان خوزستان صورت می‌گیرد. به راه‌انداختن نیشکر هفت تپه در دهه‌ی ۴۰ به عنوان یکی از دست‌آوردهای! «انقلاب سفید شاه» در دوره‌ی هاشمی رفسنجانی گسترش می‌یابد و این‌بار با عنوان یکی از دست‌آورهای! «سردار سازندگی» از آن یاد می‌شود؛ در حالی که تأسیس و گسترش این طرح –بنا به گفته‌ی کارشناسان- در اساس با محیط زیست خوزستان در تعارض قرار داشته و دارد و موجبات خشک شدن تالاب شادگان را فراهم کرده و سبب فروپاشی کشاورزی و دامداری در بخش‌هایی از استان خوزستان شده است؛ [تالاب شادگان چرا و چگونه خشک شد؟؛ روایتی از یک پروژه شکست خورده به اسم سازندگی!] امری که خود یکی از زمینه‌های افزایش مهاجرت از استان خوزستان به نقاط دیگر کشور و از جمله اصفهان را فراهم آورده است.

ظاهر امر گسترش صنعت، و کشت و صنعت در دو نقطه‌ی کشور است اما هر دو طرح دارای آثار جدی زیست محیطی و جابه‌جایی جمعیتی بوده است؛ پروژه‌هایی که با گذشت سالیان تازه آثار خود را بارز می‌کنند.

حق‌آبه‌ی کشاورزان چه شد؟!

در سه یا چهار سال گذشته حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد حق‌آبه کشاورزان ورزنه پرداخت می‌شد؛ اما در سال آبی ۹۶-۹۷ که از مهر آغاز شد این میزان به صفر رسید.

در این سال آبی، با کاهش جدی بارندگی مواجه بودیم. بارندگی بسیار اندک بود. در حالی که متوسط آمار بارش طی ۴۰ سال گذشته در سرچشمه‌های زاینده رود در کوهرنگ هزار و ۲۰۰ تا هزار و ۴۰۰ میلی‌متر بوده است؛ در سال آبی جاری اما به ۶۰۰ میلی‌متر هم نرسیده است. در این سال آبی کشاورزان باید سهم آب پاییزه خود را دریافت می‌کردند تا بتوانند کشت کنند و دو ماه پس از آن به برداشت برسند؛ اما آبی در اختیارشان قرار نگرفت. با توجه به کاهش بارندگی این نگرانی در کشاورزان وجود دارد که در سال آینده هم آبی در کار نباشد.

اعتراض کشاورزان شرق اصفهان از چند سال پیش آغاز شده؛ اما در ماه‌های اخیر شدت بیشتری گرفته است. هم‌زمان با آغاز خشک‌سالی‌های دوره‌ای زاینده‌رود، کشت و کار آنها که تنها شغل و منبع درآمد‌شان، همین زمین‌های کشاورزی بود، به حالت تعلیق درآمده است.

در چنین وضعیتی کشاورزان شرق اصفهان در خواست می‌کنند که از همین آورد آبی موجود حق‌آبه و سهم آنها نیز پرداخت شود. آنها می‌گویند صنایع ذوب‌آهن و فولاد و همچنین کشاورزان غرب رودخانه سهم آب‌شان را دریافت کرده‌اند اما کشاورزان اصفهان سهمی از آب ندارند.

البته به نظر می‌رسد که این تازه شروع بحران در استان اصفهان است و می‌توان پیش‌بینی کرد که در قدم بعد بحران دامن کشاورزان در غرب اصفهان را نیز خواهد گرفت.

جمعیتی گرفتار

۱۵۰ تا ۱۶۰ روستا؛ و منطقه‌ای با جمعیتی در حدود ۳۰۰ هزار نفر از کشاورزان شرق اصفهان به طور مستقیم یا غیر مستقیم در این بحران آبی گرفتار شده‌اند.

در این مناطق پیشتر گندم و پنبه کاشته می‌شد و کشاورزی‌شان رونق داشت ولی بدون آب دیگر اثری از آن روزگار نیست.

اما موضوع تنها به کشاورزی و کشاورزان شرق اصفهان محدود نمی‌شود؛ موضوع اصلی‌تر محیط زیست اصفهان است که با پیشروی کویر و نشست زمین تهدید می‌شود.

مشکل آب به‌تدریج راه خود را به مناطق دیگر استان اصفهان باز می‌کند و به غرب اصفهان کشیده می‌شود. گفته می‌شود که حتی در بخش بالادست لنجانات -یعنی از جمله مناطقی که متهم به برداشت بی‌رویه آب هستند- هم مشکل آب وجود دارد.

کشاورزان محلی در شرق اصفهان اظهار می‌کنند که مشکل آب از ۱۸ سال پیش شروع شده و زندگی آنها را به تدریج دستخوش تغییرات منفی کرده است. شکایت کشاورزان در این مدت به جایی نرسیده است. هنگامی که آنها در سال ۹۱ برای حق‌آبه‌شان تجمع می‌کنند توسط نیروهای سرکوب متفرق می‌شوند.

اکنون از ورزنه شهری گرسنه بر جای مانده است. کشاورزان دیروز حالا عده‌ای به جمع‌آوری کارتن روی آورده‌اند، در حالی که هرکدام ۲۰ هکتار زمین دارند. برخی دیگر نیز به کار در معدن زباله و جمع‌آوری و فروش ضایعات مشغولند.

در کنار این وضعیت معیشتی؛ اعتیاد در شرق اصفهان رشد پیدا کرده و از سوی دیگر سرقت ادوات و تجهیزات کشاورزی و دام‌ها افزایش یافته است. [شرق ۱۶ اردیبهشت ۹۷]

برون رفت

آیا راهی برای برون رفت کشاورزان ورزنه و شرق اصفهان از مشکل آب وجود دارد؟ ادامه شرایط حال حاضر منجر به فروپاشی روستاها و مناطق کشاورزی، و مهاجرت این جمعیت ۳۰۰ هزار نفره خواهد شد. آنها احتمالا به خیل حاشیه‌نشینان در شهرهای بزرگ ملحق می‌شوند. در حالی که در پشت سرشان طبیعتی خشک و کویری گسترش یافته، و زمینی نشست کرده بر جای مانده است؛ انسان‌هایی که زندگی و خوشبختی خود را از دست داده‌اند بی‌آنکه صاحب جایگزینی شوند.

تراکتورهایی که در جاده‌ی منتهی به ورزنه به قطار ایستاده‌اند می‌توانند از سکون خارج و به حرکت در‌آیند آنچنان که جمعیت ورزنه پیشتر نشان دادند؛ آنچنان که کشاورزان شرق اصفهان پیشتر در همان بیابان‌ها یا شهر اصفهان قدرت خود را به نمایش گذاشتند و در حالی که پشت به امام جمعه خامنه‌ای کرده بودند شعار #رو_به_میهن_پشت_به_دشمن را سر می‌دادند.

آنها به میزانی که به سمت مقاومت، تغییر و انقلاب گام بردارند از امحای خود و سرنوشتی که در چشم‌انداز سایر نقاط اصفهان قرار دارد ممانعت خواهند کرد.

در همین زمینه:

سرکوب اعتراضات کشاورزان اصفهان؛ حرکت نظام بر لبه‌ی شمشیر و پایان ماجرا

خیزش‌های مردمی گامی در جهت قیام!؛ کنفرانسی از حسین میرداماد

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.