برای یک ایران آزاد

تظاهرات ایرانیان در همبستگی با قیام و مقاومت مردم ایران: گفتگو با دکتر سنابرق زاهدی

0

تظاهرات ایرانیان در آستانه سی‌وهشتمین سالگرد روز تاریخی ۳۰خرداد، سرآغاز مقاومت انقلابی در برابر رژیم آخوندی و سالگرد تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران و همچنین سالگرد کودتای استعماری ۱۷ژوئن  برگزارمیشود. درشرایطی که  شاهد اوج‌گیری تحولات داخلی و بین‌المللی، برعلیه حکومت آخوندی هستیم؛

دراین شرایط هموطنان ما درخارج ازکشور ؛ اقدام به برپایی تظاهرات و حمایت از مقاومت مردم ایران و تنها آلترناتیو نظام آخوندی میکنند .

درهمین زمینه دکتر سنابرق زاهدی مسئول کمیسیون قضایی شورای ملی مقاومت ایران درگفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به موضوع پرداخته وبه سئوالات پاسخ میدهد.

دکتر سنابرق زاهدی: فکر می‌کنم این کاری را که رژیم کرد و کسی هم شکی ندارد . رژیم دست به این راهزنی دریایی زده است، دو طور می‌شود این را خواند، یکی نشان از ماهیت رژیم آخوندی ولایت فقیه است و رژیم قرون وسطایی و فاشیزم مذهبی که در هر حال حتی بالاترین مهمان غربی (درست است ژاپن در شرق آسیا قرار دارد) ولی ژاپن یکی از پیشرفته‌ترین کشورهای جهان است و برای همه دنیا معروف است، نخست وزیر چنین کشوری از طرف امریکا وارد صحنه شده تا ببیند رژیم آخوندی آیا جایی برای مذاکره و تغییر رفتار وجود دارد یا خیر، در حالیکه این شخص بعنوان مهمان وارد ایران آخوندی شده همزمان با این دیدار کشتی‌های که حامل نفت یا مواد سختی برای ژاپن بودند را هدف قرار می‌دهد و آنها را منفجر می‌کند.این از یک طرف نشان می‌دهد آخوند و پاسدار و نظامی که بر ایران حکومت می‌کند در واقع ماهیتش است و هیچ اهرم دیگری برای پیشرفت و مذاکره ندارد، با انفجار مذاکره می‌کند، با عمل تروریستی کار می‌کند.

یک مضمونی دیگر که دارد و قابل توجه هست چون ماهیت رژیم آخوندی این هست بنابراین بستگی دارد خامنه‌ای، ظریف، قاسم سلیمانی و هر جنایتکار دیگری در این رژیم چقدر احساس بکند شرائط برای این نوع عمل وجود دارد، چقدر شرائط اجازه می‌دهد به چنین عملی دست بزنند، اگرنخست وزیر ژاپن به تهران نمی‌آمد شاید برای خامنه‌ای سخت‌تر بود که اقدام به چنین جنایتی بکند، وقتی به هرحال مجموعه معادلات بین‌المللی به طوری می‌چرخد که گامی برداشته می‌شود برای اینکه نوعی قابل مذاکره و پذیرش بودن رژیم آخوندی تست بشود و بعد شخصیتی مثل نخست وزیر ژاپن ایران می‌آید در واقع این شخص تبدیل به عاملی می‌شود برای رژیم آخوندی اهدافش را محقق بکند، به عبارتی دیگر خامنه‌ای از وجود آبه در تهران بعنوان پوش دیپلماتیک سیاسی استفاده می‌کند که این جنایت را انجام بدهد، فکر می‌کند اگر در این شرائط این کار را انجام بدهد خیلی بار زیادی نخواهد داشت، البته در عین حال خیلی خوب نشان داد هیچ منطق و پرنسیبی و مبادی و مبانی در این رژیم وجود ندارد، چون در هیچ فرهنگی قابل پذیرش نیست وقتی مهمانی در خانه شخصی می‌آید میزبان در پشت خانه و پستو ماشینش را منفجر بکند، بنابراین از دو طرف ماهیتش را نشان می‌دهد.

اهمیت تروریستی بعنوان ماهیت اصلی رژیم آخوندی و دیگری ماهیت ضداخلاقی و ضددیپلماتیک و ضدانسانی این رژیم که اصلاً مراعات مهمان مسئله‌ش نیست، فکر نمی‌کنم بغیر از نخست وزیر ژاپن از پارسال کسی به ایران سفر کرده باشد، به هر حال آدمی در سطح بالا، بلحاظ سطح دیپلماتیک هست و خامنه‌ای از این استفاده می‌کند تا آن جنایت را انجام بدهد در عین حال نمی‌تواند آن جنایت را انجام ندهد برای اینکه کارش فقط اینطوری پیش می‌رود، به این ترتیب من فکرمیکنم هیچ کسی تردید ندارد اینکار را رژیم آخوندی انجام داده است، حتی وزارت دفاع امریکا هم نشان داده که پاسداران در قایقها در دور و بر کشتیهای منفجر شده می‌چرخند، که مینهای عمل نکرده را خنثی بکنند، بنابراین مسئله روشن است.

دکتر سنابرق زاهدی: اینکه ردی باقی نگذاشته واقعی نیست همه ردها هست، این کشتی‌ها در ۴۵ کیلومتری مرز ایران بودند، از طرف دیگر موضوع خیلی روشن است واصلا ابهامی نیست دلائل و شواهد همه نشان می‌دهد و این وسط یک سؤال فلسفی وجود دارد در زمانی که نخست وزیر ژاپن برای وساط آمده کی انجام داده است، و خیلی روشن است رژیم تلاش می‌کند از یک طرف با چهره ظریف کار کند، چهره باصطلاح خنده‌ای که ظریف بر چهره دارد و یک خطی را بتواند با طرفها پیش برد، از یک طرف با دست اصلی خامنه‌ای قاسم سلیمانی انفجار می‌کند، این‌ها دیگر تاکتیک‌های رو است، چیزهایی نیست که برای کسی ابهام وجود داشته باشد، اگر ابهامی وجود داشته باشد که نیست آن است که در واقع کشورها می‌خواهند از رژیم حساب کشی بکنند، تردیدی در آن نیست و در واقع این سؤال را می‌شود مطرح کرد چرا رژیم اینکارها را انجام می‌دهد؟

رژیم چون در بن‌بست است کار دیگری نمی‌تواند انجام بدهد، از نقطه قوتهایش استفاده می‌کند و نقطه قوت رژیم آخوندی در طی ۴۰ سال حاکمیتش تروریزم بوده و همواره با تروریزم پیش برده است، در لبنان با گروگانگیری پیش برده در ایران با گروگان گرفتن امریکاییان سیاست پیش برده، در همه جهان با گروگانگیری سیاست پیش برده است، حال یا گروگانهای خرد یا کلان، این موضوع لو رفته‌ای است، در این باره با فیلمها و عکس‌ها می‌شود ساعتها و روزها صحبت کرد، تاکتیک لو رفته رژیم است و سؤال این است در این نقطه که نخست وزیر ژاپن در تهران است چرا به اینکار اقدام می‌کند؟ بخاطر اینکه در بن‌بست است، آخوند فکر می‌کند که نقطه قوتش که تروریزم است را بکار بگیرد شاید بتواند راهی باز بکند اما اینکار خطرناک است بخاطر اینکه این نقطه قوتها همواره نقطه قوت باقی نمی‌مانند، این نقطه قوتها در نقطه بحران در نقطه عکس عمل می‌کنند یعنی اگر یک اراده برای برخورد با رژیم باشد دیگر این نقطه قوت تبدیل به نقطه ضعف می‌شود، و من فکرمیکنم الان در این نقطه هست، یعنی این نقطه بن‌بست است و در واقع خامنه‌ای فکرمیکند با ترورریزم می‌تواند خط پیش ببرد اما تروریزم می‌تواند ۱۸۰ درجه به خودش برگردد، علیه خودش عمل بکند و به نظر می‌رسد که اوضاع بین‌المللی الان به مراد خامنه‌ای نمی‌چرخد، اینکه همه مقامات امریکایی موضعگیری کردند و اینکه انگلیس موضعگیری کرده و اینکه شورای امنیت تشکیل جلسه داده و اینکه اتحادیه عرب موضعگیری کرده و این ایزولاسیون رژیم را هر چه تنگتر و تنگ‌تر می‌کند.بنابراین خامنه‌ای اقدام انتحاری مرتکب می‌شود، البته کاری هم نمی‌تواند بکند، و مجبور به اینکار هست

دکتر سنابرق زاهدی: درواقع بعضی کشورهای کوچک هستند که کارشان کشتیرانی است و کشتی‌ها را در آن کشورها ثبت می‌کنند پرچم آن کشورها بالایش می‌آید و اجاره می‌دهند اینها خیلی اهمیت ندارد، مالکیت کشتی مربوط به کجا است اصلاً اهمیتی ندارد، مسئله روشن و سیاسی این است در هنگامی که نخست وزیر ژاپن بعنوان بالاترین فرستاده از طرف امریکا و از طرف شخص ترامپ به تهران برای مذاکره رفته است، که آیا راهی برای پیشرفت با این غول وحشی وجود دارد یا نه، کشتی که عازم ژاپن بوده مورد هدف قرار می‌گیرد و منفجر می‌شود همه معادله این است، در واقع کاری که نخست وزیر ژاپن آبه کرد به قول معروف سنگ روی یخ تعبیر خیلی محترمانه‌ای است، اخلاق اجازه نمی‌دهد تعبیر واقعی را بگوید واقعیت این است هیچ حرمتی و هیچ اعتباری برای نخست وزیر ژاپن نگه نداشت.

دکتر سنابرق زاهدی: من فکر مکینم رژیم آخوندی آنجا هم مثل همان داستان کشتی‌ها است، یعنی عمل ضدمردمی‌ش علیه زندانیان سیاسی، علیه آزادیخواهان، علیه کسانی که بدنبال حقوق خودشان هستند، کاری بغیر از این نمی‌تواند بکند اینکه در فرم چقدر مجرمانه و جنایتکارانه اینکارها را انجام می‌دهد، با ماهیتش برمیگردد، این طور که خواندم و شنیدم رژیم آن زندانیان را اجیر کرده و برخی از جنایتکاران حرفه‌ای را در آن زندان و این بنده خدا را کشاندند به اتاقی که آنان بودند و آنها با ۴۰ ضربه چاقو این را از پای در آوردند، این نوع کار از جنس کار آخوندها است، مگر همین مزدوران نبودند در جریان قتل‌های زنجیره‌ای آدمها را سلاخی می‌کردند و آمدند و اعتراف کردند، و با جزئیات گفتند اما در دهه ۹۰ داریوش فروهر تنها کسی که در رژیم آخوندی وزیر بود و همانها را خامنه‌ای توجیه کرد و رفتند در داخل خانه‌اش و خودش و همسرش را سلاخی کردند، فردایش خامنه‌ای به نفع فروهر روضه خواند.

دستگاه فاشیزم ولایت فقیه و آن باصطلاح دجالیتشان فکر می‌کنم برای هیچ کس، هیچ کس بجزء مجاهدین که رژیم را خیلی خوب می‌شناسند، از روزگار باستان با این سران رژیم آشنا بودند واین ها را می‌شناسند بنابراین کسی نمی‌تواند اینها را بفهمد که شخص خامنه‌ای دستور می‌دهد بروند کار تروریستی انجام بدهند یا یک نفر در تهران سلاخی بکنند بعد فردا خودش به نفع او روضه می‌خواند، که می‌گفت فروهر آدم خوبی بود و نماز می‌خواند واز او تعریف می‌کرد، منظورم این است اینکارها جزء تاریخچه رژیم هست، اما یک نکته به نظرم اینجا هست، که باید به آن توجه داشته باشیم پیام آن زندانی سیاسی که در برابر رژیم آخوندی مقاومت می‌کند، وقتی یک زندانی سیاسی در مقابل رژیم آخوندی مقاومت می‌کند، (البته بهایش را می‌پردازد با کتک، اعدام، با انفرادی)، در واقع تک نفر در برابر جبروت ولایت فقیه قدم علم می‌کند و در آن نقطه پیروز می‌شود، یعنی این زندانی سیاسی که سلاخی کردند بله بلحاظ انسانی که نگاه بکنیم جنایت فجیع‌صورت گرفته ولی وقتی بلحاظ سیاسی نگاه کنیم، آرمانی نگاه بکنیم این در برابر آخوندها پیروز شده برای اینکه به حاکمیت آخوندی تن نداد، در مقابل خواسته آنان کوتاه نیامده، ایستادگی کرده و به همین خاطر سلاخی‌ش کردند، بنابراین در این نقطه معادله بسیار جدی است بین یک فرد بدون هیچ امکانی و وسیله‌ای در داخل زندان بی دفاع کامل تک و تنها کل رژیم با همه پاسدارها و همه جنایتکارهایش به چالش طلبیده بعد مجبورشان می‌کند که یا اعدامش کنند یا سلاخی‌ش کنند و در آن نقطه پیروز می‌شود چون اگر دستگاه خامنه‌ای پیروز می‌شدند باید آن زندانی سیاسی می‌شکست، باید در برابر آخوندها زانو می‌زد، باید کوتاه میآمد در آن صورت خامنه‌ای پیروز شده بود الان دیدیم شکست خورده است.

ما برای اینکه پیام را بفهمیم باید به این ترتیب به این موضوع و موضوعات شبیه به این که زیاد هم اتفاق میافتد نگاه بکنیم. رژیم آخوندی از زندانی که بر روی مواضع میهن پرستانه و انسانی و آزادیخواهانه و دمکراسی طلبانه خودش باقی مانده باشد اعم از اینکه هوادار مجاهدین باشد یا نباشد حساس است، همین زندانیانی که دراوین و گوهردشت هستند حساس است، بحث سهل انگاری نیست اصلاً صحبت از آن زندانی سیاسی در رژیم آخوندی صحبت غیر جدی است، برای اینکه آخوند برای کسی که مخالف باشد حقی قائل نیست، یک نبرد بسیار عمیق تاریخی و خونین بین مردم و مقاومت ایران و رژیم از روز اول حاکمیت رژیم تا الان جریان داشته است، خمینی بهترین مبین این واقعیت بود که خطاب به مجاهدین گفت از هزار احتمال یک احتمال می‌دادم که شما از آن کارهای که می‌خواهید بکنید دست برمیدارید من خدمت شما می‌آیم، پس واقعیت این است مقاومت ایران و هر کسی که در صف مقاومت باشد از هزار احتمال یک احتمال هم وجود ندارد که مقابل رژیم آخوندی کوتاه بیاید، به همین خاطر هم آن ترفندها و دسیسه‌ها و توطئه‌ها می‌چیند تا بتواند حقوق آنان را سلب بکند.

حقوق زندانی سیاسی در چارچوب حقوق بین‌الملل مشخص است و باید ملاقات داشته باشد چون بخاطر عقیده و مرامش زندان رفته، بلحاظ حقوقی مرز عبور ناپذیری بین زندانی عادی و زندانی سیاسی وجود دارد، زندانی عادی یعنی کسی که جرم مرتکب شده، دزدی یا قتل کرده، کارهای دیگرکرده چک بی محل کشیده و این نوع جرائم، جرائمی که جرائم اجتماعی میگویند، اصطلاح جرم عادی است، یعنی نرم اجتماعی را نقض کرده است، بخاطر این زندان رفته و مجازات می‌شود، ولی کسی که بخاطر یک آرمان و بخاطر آزادی و بخاطر مخالفت با دیکتاتوری زندان رفته باید از همه حقوقی برخوردار باشد، در رژیم آخوندی ۱۸۰ درجه عکس است، در واقع زندانیان سیاسی از حقی برخودار نیستند، نه ملاقاتی و نه امکاناتی دارند، و مدتها در سلولهای انفرادی بسر می‌برند، ولی مقاومت می‌کنند.

دکتر سنابرق زاهدی: بحث طولانی است ولی اگر بخواهیم بصورت محوری بگوییم رژیم اخوندی الان در محاصره است، این کارها هم که می‌کند کار عاقلانه نیست، چه کاری که با این زندانی سیاسی کرد و چه کارهای که با کشتی‌ها در دریای عمان کرد، بظاهر کارهای نامعقولی است، رژیمی که مینیمم تعادل و آرامش را داشته باشد به اینکارها دست نمی‌زند، رژیم در بحران بسر می‌برد، محاصره در بحرانها است بحرانها هم یکی نیست، از یک طرف با بحرانهای داخلی مواجه هست، این بحرانها فصل هستند نه یک محور، بحران اقتصادی، بحران پولی، بحران تورم، بحران بی پولی، بحران سیل، انواع بحران محیط زیستی کشور، بحران‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را نگاه بکنید همه عرصه‌ها در بحران است، و رژیم آخوندی بدلیل ماهیت ضدتاریخی و ضدمردمی هیچ برون رفتی از این بحرانها ندارد این یک بخش آر بحرانها است.

بحران‌های داخل حکومتی، چند روز پیش ویدیویی بود از مرتضی الویری با مهدی خزعلی که افشاء کردند زن قاسم سلیمانی و محمدعلی دفتری دزدی کردند و سرقت کردند، اختلاس و امکانات عمومی را بلند کردند، گفتند ۱۲ پرونده مستند به قضائیه دادیم جوابی نگرفتیم، وقتی مناسبات داخلی رژیم به این نقطه می‌رسد، که پرونده نه علیه روحانی (که برادرش زندانی و دزد است)، علیه قاسم سلیمانی که عزیز دردانه خامنه‌ای است، وزیر خارجه واقعی خامنه‌ای است، کسی که خط خامنه‌ای را پیش می‌برد، وقتی اینطوری علیه همدیگر رو می‌کنند و افشاگری علیه همدیگر می‌کنند نشان می‌دهد تضادهای داخلی رژیم چقدر عمیق است، حالا در رأس رژیم بین خامنه‌ای و روحانی از بحرانهای بسیار جدی رنج می‌برد، بحران حاکمیت با مردم هم دارند، مردم اگر دستشان برسد بند از بند رژیم جدا می‌کنند.

نماینده خامنه‌ای در کازرون را مردم حسابش را رسیدند، این‌ها واقعیت‌های کوچکی هستند که حکایت از واقعیتهای بزرگ می‌کنند، وقتی هم قیام می‌شود چه شعارها و چه پیام‌های می‌دهند، پس بحرانهای سیاسی و بحران حاکمیت و الان خامنه‌ای می‌گوید می‌خواهد دولت حزب‌اللهی بیاورد، یعنی می‌خواهد روحانی را کنار بگذارد، در داخل حاکمیت بحران است در داخل مجلس رژیم هم که هر روز نشان می‌دهد چه وضعی است تریبونی که همیشه در داخل آن داد وفریاد بلند است، تا در جامعه بحرانهای اجتماعی که وجود دارد، از طرف دیگر با بحران بزرگتری بحران مقاومت مواجه هست، رژیم آخوندی تمام تلاش خودش را کرده و بلد بوده و نبوده کرده است، تا مقاومت مردم ایران را کمرشکن بکند، نتوانسته و در بین هماوردی بزرگ بین مقاومت و رژیم شکست خورده است.

بلاخره این مقاومت با رهبری واقعاً هوشیارانه و معجزه‌آسای خانم رجوی توانست نیروهای خود را از داخل عراق از دست رژیم بیرون بکشید، کما اینکه تلاشی که پارسال کرد و می‌خواست مرکز گردهمایی بزرگ مقاومت را منفجر بکند، نگاه کنید رژیم از هیچ کاری فرو گذار نکرد، از اعدامهای که جریان دارد وجریان داشته است، از قتل عام زندانیان سیاسی، یعنی از توطئه و دسیسه‌ای که همین الان در ابعاد کلان به آن مشغول است در این عرصه با بحران اپوزیسیون و آلترناتیو، که بحران کمی نیست و بزرگترین بحران سیاسی که رژیم با آن درگیر است، چون اگر رژیم آلترناتیو نداشت اگر می‌توانست آلترناتیوش را کمرشکن بکند طبیعی بود خیلی‌ها با او می‌رفتند، پاسخ ظریف هم که با لودگی تمام پارسال همین روزها که داستان بلژیک اتفاق افتاد گفت شگفت‌آنگیر است که زمانی که ما در اتریش هستیم و رئیس جمهور از اتریش دیدار می‌کند این اتفاق افتاده یعنی می‌خواست از این استناد بکند که گویا ما اینکار را نکردیم، در حالیکه ۱۸۰ درجه عکس است اتفاقاً روحانی آمده بود اتریش که انفجار حاصل بشود و بهره خودش را از این انفجار در معادله با اروپا بهره برداری بکند از این انفجار و شکستی که ممکن بودبه مقاومت وارد کرده باشد، اما در این توطئه شکست خوردند، کما اینکه همین حرف را در رابطه با کشتی‌ها تکرار کرده است، که خلاصه شگفت‌انگیر است وقتی ما نخست وزیر ژاپن اینجا هست داریم این کار را انجام می‌دهیم، پس رژیم بحرانی هم با آلترناتیو دارد و یک بحرانی در منطقه دارد کشورهای همسایه با او مخالف هستند، بحرانی که در سوریه با آن مواجه هست، تضاد جدی که با روسیه دارد، روسیه به تدریج در سوریه زیر پای رژیم را جارو می‌کند، در عراق مشکل دارد، من امروز خواندم وزیر مشاور در امور خلیج فارس عربستان با معاون وزیر خارجه امریکا در «دیرزور» بوده و با روسای قبایل آنجا دیدار کردند، «دیرزور»  نقطه تمرکز نیروهای رژیم هست، منظور این است از اطراف و اکناف برای او مشکل می‌بارد، کما اینکه در عراق رژیم لپر می‌خورد در حالیکه بیشترین سرمایه‌گذاری را در عراق کرده و نیرو تربیت کرده وسعی کرده عراق را بخورد، کما اینکه در یمن همین وضعیت را دارد، به هر حال رژیم مشکلات مختلفی در عرصه‌های به نظر خودش قدرتش بوده ابزار تعادل قوایش بوده در آنجاها در حال ضربه خوردن است، از طرف دیگر شاهد هستیم نیروهای منطقه علیه او قیام می‌کنند موضعگیری می‌کنند، همین سه کنفرانسی که همزمان در مکه در روزهای آخر ماه رمضان برگزار شد و رژیم اخوندی و تروریزمش را محکوم کردند.

در سیاست بین‌المللی با رفتن اوباما سیاست مماشات ضربه کلانی دریافت کرده است، الان سیاست‌های عمده امریکا علیه رژیم است، بنابراین رژیم چه بلحاظ بین‌المللی، چه بلحاظ منطقه‌ای، چه بلحاظ داخلی با بحرانهای همه جانبه مواجه هست، این بحرانهای مرگ هستند، به این معنا که هیچگاه در تاریخچه خودش نه در داخل ایران و نه در مقابله با مقاومت و نه در سیاست منطقه‌ای نه در سیاست بین‌المللی با چنین بحرانهای عظیمی روبرو نبوده و این بحرانها در نهایت به مرگ این رژیم خواهد انجامید

دکتر سنابرق زاهدی: در منطق حقوقی می‌شود اینکار را کرد، به این معنا که پولهای که مقامات رژیم و افراد مرتبط با آنان مثل فرزندان و کسان آنان و باصطلاح اموال خصوصی کسی نبوده این را اختلاس میگویند، پول‌های حاصل از اختلاس که در فرهنگ حقوقی ایران در زمان دکتر مصدق آمد (از کجا آورده‌ای)، این یک منصه حقوقی است، یک قانون بین‌المللی وجود دارد که بر اساس این پرنسیب می‌شود افراد را در دادگاه‌های کشورهای مختلف از آنان سؤال کرد (از کجا آورده‌ای) مثلاً فرانسه زندگی می‌کند و ۱۰ میلیون دلار پول دارد، این قبلاً مقام رژیم بوده است، اگر نظام مردمی در ایران حاکم باشد، می‌تواند از طریق سیستم قضائیه فرانسه در دادگاه‌های فرانسه اقامه دعوا بکند و بگوید از کجا آورده‌ای، و او باید اثبات بکند که این پولها حاصل کار، تلاش، معامله و تجارت خودش است، اگر نتواند اثبات بکند می‌شود از آنان گرفت، البته یک پروسه حقوقی خیلی سریعی نیست زمان می‌برد و کار می‌برد، اما در پراتیک عملی است یعنی اینطور نیست مقامات رژیم که پولهای کلانی می‌برند وغارت می‌کنند و به خارج منتقل می‌کنند از محاکمات بعدی از خلع ید از این پولها و برگرداندنش به خزانه مردم ایران در امان باشند.

دکتر سنابرق زاهدی: همانطور که میدانید ۳۰ خرداد ۶۰ بوده و الان در ۳۰ خرداد ۹۸ هستیم، یعنی ۳۹ سال پیش بوده، بنابراین از همان سال هر سال این روز را و سالروز آن را گرامی داشتیم چون آن روز فصل بین مردم و مقاومت ایران با رژیم آخوندی و آن تظاهرات بزرگی که در تهران برگزار شده بوده است، و رژیم آن را بخاک و خون کشید واز عصر آن روز اعدامهای جمعی در زندانها شروع شد، اما یک واقعیت دیگری وجود داشت در سال ۱۳۸۲ (۲۰۰۳ میلادی) که پلیس فرانسه به مقاومت ایران حمله کرد و آن اتفاقتی که افتاد، از آن سال در سالگرد آن که بلحاظ تاریخی می‌افتاد در خصوص۳۰ خرداد در آن روزها که در عین حال روز زندانیان سیاسی بود روز تشکیل ارتش آزادیبخش بود، و در واقع روز مقاومت ایران بود، این روز به برگزاری بزرگترین میتنگ مقاومت ایران در خارج ایران تبدیل شد.

از آن سال تا پارسال که ۱۵ سال گذشت هر سال برگزار شد و همگان دیدند و تمام آدمهای جدی که در آن برنامه شرکت داشتند می‌گفتند این بزرگترین تجمع سیاسی در یک سالن در اروپا بود و اصلاً چنین حادثه و واقعه‌ای بی نظیر بود، حتی مقامات امریکایی که شرکت می‌کردند می‌گفتند از جمع کنوانسیون جمهوریخواهان و دمکراتها شکوه و عظمتش بیشتر است، امسال این برنامه سالگرد ما به خیابانها کشیده شده است، حاوی یک تحول است این تحول پاسخ به تحولی که در کشور داریم هست، همان تحولی که بطور خلاصه به آن اشاره کردم، واقعیت این است الان ما در شرائط ویژه‌ای قرار گرفتیم، بلحاظ داخلی یک و نیم سال از شروع قیام‌ها می‌گذرد و رژیم با تمام امکانات سرکوبش خواسته قیام را از معادله ایران حذف بکند در این شکست خورده است، همچنان تظاهراتها واعتصابها تحصن‌ها و اعتراضات جریان دارد، کما اینکه این نوع از حرکتهای اجتماعی در شکل عملیات و فعالیتهای و کارهای که کانونهای شورشی شوراهای مقاومت در سراسر ایران تکامل یافته شده است، رژیم ناتوان از جلوگیری آن و روز به روز گسترده‌تر می‌شود و تعمیق بیشتری پیدا می‌کند و پیش می‌رود.

بخش دیگر اوضاع منطقه‌ای که رژیم در محاصره و ایزولاسیون کامل است، بلحاظ بین‌المللی رژیم تحت فشار است، در این شرائط باید پاسخ بدهیم بنابراین ما امسال به خیابانها آمدیم در واقع ایرانیان خارج کشور و هواداران مقاومت که در کشورهای مختلف زندگی می‌کنند به خیابان‌ها می‌آیند تا به نیاز واقعی در ایران پاسخ بدهند، چون امکان بیان خواسته خودشان را دارند، در واقع صدای مردم ایران می‌شوند، صدای در گلو مانده مردم ایران و می‌توانند اعلام بکنند که مردم ایران خواهان تغییر هستند، مردم ایران خواهان سرنگونی این رژیم هستند، و این صدا را در خیابانها فریاد کردن کیفیت بسیار متفاوتی است تا داخل سالنی فریاد کردن، دیگری به هر حال ما هر ساله در فرانسه برنامه اجرا کردیم به همین دلیل امسال اجرای آن کار خیلی ویژه‌ای نبود و برای اجرای آن در فرانسه مشکلی نداشتیم ولی کشاندن آن به خیابانها طبیعی است پیام مهمتر و جدی‌تر در معرض و در دید همه شهروندان کشورهای مختلف ایجاد می‌شود، و تأثیر جدی می‌گذارد، بعد هم نه یک جا امسال در لندن و استکلهم و واشنگتن هست و برلین هست و فردا در بروکسل هست، در واقع در کشورهای مختلف اروپایی و پایتخت امریکا برگزار می‌شود، این تظاهراتها که در آن ده‌ها هزار ایرانی در آن شرکت می‌کنند، و فریاد مردم ایران را بازگومیکنند و تکرار می‌کنند، تأثیر جدی‌تری خواهد داشت.

پیام را به مردم جهان و هم به مردم ایران بهتر منتقل می‌کند که هواداران مقاومت ایران در خارج ایران پشتیبان آن هستند آنان دفاع می‌کنند و خواستار همان چیزی هستند که مردم ایران خواستار آن هستند، که عبارت است از سرنگونی و برپایی ایران دمکراتیک و آزاد است در واقع اینها، این صدای آلترناتیو ایران است و این صدای مقاومت ایران و صدای شورای ملی مقاومت و صدای مجاهدین خلق ایران است، صدای خانم مریم رجوی است وصدای تمام خلق ایران است که در خیابانهای کشورهای اروپایی در روزهای آینده طنین خواهد انداخت

دکتر سنابرق زاهدی: اگر در خارج از ایران است که روشن است الان در واقع یک دستورروز بیشتر وجود ندارد هر چه با شکوه برگذار کردن همین تظاهراتی است که طی هفته‌های آینده در کشورها شروع می‌شود و طی هفته‌های آینده در ماههای آینده خرداد و تیرماه و ژوئن و ژوئیه فرنگی در کشورهای اروپایی و در امریکا برگزار می‌شود، هر ایرانی وطن پرست هر ایرانی میهندوست، هر کسی که قلبش بخاطر ایران می‌تپد و هر کسی که از گورخوابهای ایرانی از بچه‌های ایرانی که به فروش می‌روند و از آنهایی که برای لقمه نانی اعضاء بدنشان را می‌فروشند و هر کسی که عرق ملی و وطنی دارد باید به خیابان بیاید و فریاد بکند در کنار توده‌های هوادار مقاومت ایران قرار بگیرد و علیه رژیم آخوندی و علیه خامنه‌ای علیه ولایت فقیه و پاسداران به نفع مردم ایران و به نفع مقاومت فریاد بزند، به نظرم این وظیفه مبرم هر ایرانی وطن دوست هر ایرانی که دلش شوق آزادی دارد و شوق صلح و دمکراسی دارد، امسال در ابعاد کلان برگزار خواهد شد .

آنهایی که در داخل ایران هستند رهنمود اصلی (البته من در موضعی نیستم که بخواهم رهنمودی به داخل ایران بدهم)، ولی بعنوان یک مجاهد می‌توانم رهنمود بدهم، خط کاری که مجاهدین در حال پیش بردن آن در داخل ایران هستند را باید پشت آن رفت و خط کار عبارت است از هر چه بیشتر گسترش دادن کانونهای شورشی شوراهای قیام و کمک به کانونهای شورشی شوراهای مقاومت، این تنها راه سرنگونی رژیم آخوندی است چون این را هر روز باید تکرار بکنیم که هر چند شرائط بین‌المللی، هر چند شرائط منطقه‌ای بسیار پخته شده و علیه رژیم اخوندی است، ولی رژیم ولایت فقیه و رژیم اخوندی با دست پرتوان مردم ایران و مقاومت ایران باید سرنگون بشود، و به این ترتیب آزادی و دمکراسی به ایران برمیگردد بنابراین باید بدانیم که این حق وظیفه مردم ایران است تاریخ ایران و شهدای خلق ایران می‌طلبند و می‌خواهند از هر ایرانی شریف هواداران این مقاومت و هواداران آزادی و دمکراسی ایران هستند که به این خط و این باصطلاح با شاقول سرنگونی تراز بکنند و با این خودشان را سامان و سازمان بدهند.

دکتر سنابرق زاهدی: رژیم آخوندی ویژگیهایی دارد که ممتاز است در جنایت در اعدام و تروریزم و مثالهای که در ابتدا اشاره کردم ولی در یک چیزی متمایز از همه دنیا است، و آن هم در جنگ روانی، آخوند روضه خوان شغلش این است خودشان هم می‌گفتند طرف را منبری‌ش کرده، یعنی آن کسی که به منبر می‌رفت هر کی را می‌خواست و هدف و سوژه‌ش بود را سیاه می‌کرد، منظورم این هست که در این زمنیه استاد هستند، علیه همدیگر هم همین کارها را می‌کنند، وقتی به حکومت رسیدند هم منبر و روضه و تربیون نمازجمعه استفاده کردند و هم از تکنیکهای روز مثل سایبری، سیستم‌های ارتباطی مدرن، از رادیو و تلویزیون و روزنامه را به خدمت گرفتند، یعنی همه تکنیکها را بخدمت گرفتند و خوب آموزش دیدند در سیستمهای برجسته ضدجاسوسی جهان تاکتیکها را آموختند و همه را در هم ضرب کردند، و یک نظامی از جنگ روانی را سازماندهی کردند که ویژه است و واقعاً در عملیات شیطان سازی در عملیات جنگ‌روانی علیه مقاومت می‌کند که ظاهرا خیلی هم پیدا نیست در اهم ابعاد و عمقش بیشتر و گسترده‌تر از آن نبرد باصطلاح سختی است که علیه مقاومت می‌کند، مثل اعدام و شکنجه و کشتار از اینها سخت‌تر است، این خودش فصلی جداگانه باید به آن پرداخت از فیلمها و سریالهای که ساخته و کتابهای که چاپ کرده و از نمایشگاه‌های که برپاکرده است، در واقع بخش جدی و گسترده‌ش همین کار است، برای این اینکارها را می‌کند که در میان مردم اینطوری وانمود کند که مجاهدین آدمکش هستند بهتر از مانیستند، در خارج ایران اینطور پیش می‌برند بهتر از ما نیستند که بخواهند بیایند مسلمان هستند و از این حرفها، این سیاست شیطان‌سازی است منتهی یک هدف مشخصی برای اینکار هم دارد، تا بتواند با این کارش زمینه سازی کار تروریستی بکند، یعنی بتواند عمل تروریستی علیه مقاومت انجام بدهد، همان کاری که پارسال می‌خواست انجام بدهد، پارسال می‌خواست عمل تروریستی بزرگی را انجام بدهد، که اگر می‌توانست موفق بشود چیزی در حد ۱۱ سپتامبر بود.

بی تردید بزرگترین عمل تروریستی در تاریخ اروپا بود، (طراحی عمل تروریستی در ویلپنت پاریس)، چون سالنی که در آن ده‌ها هزار آدم هستند اگر انفجار صورت می‌گرفت حالا خود انفجار چکار می‌کرد بماند سیل جمعیتی که در هم می‌پیچید خودش حرف دیگری است و نمی‌دانم چه اتفاقی می‌افتاد، تصورش برای آدم سخت است، منظورم این است رژیم کارش این است که گل همه شیطان‌سازیهایش را در کار تروریستی بچیند، یعنی همزمان این دوخط را با هم پیش می‌برد، همین چند روز پیش اطلاعیه کمیسیون امنیت شورای ملی مقاومت بود در آلبانی در تحت پوش تجارت آدم‌هایش را آورده تا بتواند شناسایی بکند و علیه مقاومت و مجاهدین کار بکند، آدم می‌خرد و پول مردم ایران را خرج تروریزم می‌کند، روزنامه نگار، سیاستمدار و انواع و اقسام آدمها را می‌خرد، تا بتواند این سیاست را پیش ببرد، در سیاستهای بین‌المللی چون حاکم است و سفارت دارد امکانات دیپلماتیک دارد هم از تطمیع و هم از تهدید استفاده می‌کند، یعنی اگر بخواهیم بگوییم رژیم چکار می‌کند از روز اول اینکار را کرده والبته در سالهای اخیر ابعاد و گسترش بیشتری داده ولی دو خط را پیش می‌برد، شیطان سازی که فکر می‌کنم زیاد بیان نشود وباید کلمه‌ای برای آن خلق کرد اما اصطلاح جا افتاده‌ش جنگ روانی است، ولی به هر حال بدنام کردن یک جریان سیاسی در ذهن توده‌های ایرانی و خارجی.

دکتر سنابرق زاهدی: واقعیت این است تا حالا دستگاه خامنه‌ای دستگاهی است که چند وجه درست شده است قاسم سلیمانی و ظریف را دارد و هر دو تا وزیر خارجه هستند و با این دو اهرم کار پیش می‌برد، اما بی تردید خامنه‌ای و دستگاهی که دارد خط باز کردن، خط کوتاه آمدن، خط سازش و خط مذاکره نیست، فعلاً این را پیش می‌برد کاری که در دریای عمان کرد همین را نشان می‌دهد زدن موشک به فرودگاه شهر ابها در عربستان این را نشان می‌دهد، همه کارهای که می‌کند در این دستگاه است، اما سؤال این است بلاخره چکار می‌خواهد بکند، خامنه‌ای مدتها پیش گفته بود در پذیرش یکی از این دو سیاست، سیاست مذاکره، سیاست همراهی ولو نسبی با سیاست جهانی و سیاست بین‌المللی کاهش فشار از رژیم یکی هم سیاست انقباض یعنی خط بستن جلوی سیاست بین‌المللی سیاست انقباض، خامنه‌ای اسم اینها را گذاشته بود انتحار، و دیگری را مرگ گذاشته بود، سیاست انتحار آن سیاست مذاکره است، سیاست انقباض سیاست مرگ است، گفته بود ما از ترس مرگ انتحار نمی‌کنیم، حرفش این بود سیاست رفتن به غرب انتحار است حالا آیا انتحار خواهد کرد یا خواهد مرد، هر کدام را خواست انتخاب کند مشکلی نیست، ما با هر دو موافقیم هم با مرگ موافقیم و هم با انتحار موافق هستیم، بنابراین این سؤال را آنان باید پاسخ بدهند که کدام یک از این دو راه را انتخاب می‌کنند، مرگ را یا انتحار را؟

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.