برای یک ایران آزاد

آیا توافق رژیم با اروپاییها بر سر برجام و تحریم‌ها شدنی است؟ گفتگو با علیرضا معدنچی

0 148

آیا توافق رژیم با اروپاییها بر سر برجام و تحریم‌ها شدنی است؟موضوعی است که با سفر روحانی به کشورهای سوئیس واتریش مورد پرسش است . باندهای رژیم دراین رابطه درجدال بایکدیگر به آن پرداخته اند. برای پاسخ به این موضوع آقای علیرضا معدنچی طی گفتگویی با شبکه تصویری ایران آزادی آن را مورد بررسی قرارداده و به سئوالات پاسخ میدهد.

پرسش: دولت آمریکا به کشورهای اروپایی هشدار داده که اگر به تحریمها نپیوندند، تحریم‌های ثانویه را علیه شرکت‌های اروپایی که با رژیم ایران تجارت کنند، به اجرا می‌گذارد. منظور چیه؟ در این مورد بیشتر توضیح بدهید؟
علیرضا معدنچی: آمریکا چنین تهدیدی کرده و مجلة تایم هم از آن خبر داده است. اما حتی بدون این تهدید مستقیم هم، حتی با رو ترش کردن آمریکا، شرکت‌هایی که در ایران مشغول کار بودند از ایران بیرون کشیدند چرا که زیر پا گذاشتن قوانین تحریم آمریکا قیمت بسیار سنگینی دارد که هیچ یک از شرکتها از آن استقبال نمی‌کنند.
براساس تحریم ثانویة آمریکا شرکتهای غیرآمریکایی که تحریمهای اعلام شده آمریکا را زیر پا بگذارند، مجازات می‌شوند به این ترتیب که از چرخة دلار آمریکا حذف می‌شوند و از آنجا که چرخش پول در دنیا از طریق دلار است و اگر شرکتی از این چرخه بیرون انداخته شود، کارش تمام است برای بازگشت به این چرخه و برای این که بتواند با دلار معامله و تبادلات مالی‌اش را انجام بدهد، باید جریمة سنگین بپردازد که در یک مورد بانک فرانسوی BNP پاریباس دو سال پیش بخاطر معامله غیرقانونی با رژیم مجبور شد بیش از ۹ میلیارد دلار جریمه پرداخت کند.

پرسش: روحانی چند روز قبل به چند کشور اروپایی رفت؛ هدف واقعی روحانی از این سفر چی بود و آیا مسله ای هم حل شد؟
علیرضا معدنچی: روحانی در آستانة‌سفر به سوییس در فرودگاه مهرآباد حرفهایی زد بر اساس اظهارات او، این سفر در دو کلمه خلاصه می‌شود:‌
آویختن به اروپا! آن هم نه فقط در موضوع برجام، بلکه در مورد سایر مسائل و بحرانهای گریبانگیر رژیم. او گفت:‌ امروز که آمریکایی‌ها برخلاف مقررات بین‌المللی و تعهدات چندجانبه خود از برجام خارج شده‌اند، ارتباط و مذاکره با اروپا جایگاه خاصی دارد چرا که هر ۵ کشور شامل روسیه و چین و سه کشور اروپایی و مجموعه اعضای اتحادیه اروپا، تلاش می‌کنند که برجام بدون آمریکا باقی بماند.
روحانی در اظهارات خود، فاش کرد که گفتگو با اروپا و مشخصاً با این دو کشور سوییس و اتریش به برجام محدود نمی‌شود، بلکه شامل بسته پیشنهادی اروپا و مسائل دیگری مانند «ثبات و امنیت منطقه» و مسأله سوریه و یمن هم مورد بحث قرار می‌گیرد.
از آنجا که دست برداشتن رژیم از دخالت‌های منطقه ایش خواست جامعة بین‌المللی و مشخصاً از شروط اروپا برای مداکره با رژیم است، وقتی خود روحانی به آن اشاره می‌کند مضمونش عقب نشینی است.
اما مسأله این است که سوییس و اتریش به لحاظ سیاسی کشورهای درجة ۲ اروپا محسوب می‌شوند و مسألة برجام و بستة اروپا باید با ۳ کشور اصلی اروپا یعنی انگلیس و فرانسه و آلمان حل و فصل شود.
در این مورد روزنامة حکومتی سیاست روز در شمارة ۱۳ تیر خودش نوشته است: «اگر آقای روحانی برای بقای برجام به سفر اروپایی به دو کشور سوئیس و اتریش رفته است، چنین سفری هم نمی‌تواند پیکر مرده برجام را زنده کند، اکنون بازیگران اصلی در برجام، انگلیس، فرانسه و آلمان هستند نه سوئیس و اتریش، هر آنچه که در اتحادیه اروپا به تأیید برسد براساس آن تصمیمی است که این سه کشور با در نظر گرفتن منافع ملی خود که با منافع آمریکا و رژیم اسرائیل گره خورده و مشترک است، اجرا خواهد شد.»
بنابراین این سؤال مطرح می‌شود که پس هدف روحانی از سفر به این دو کشور چی بود؟
۳ تابلو مطرح است:
تابلوی اول : این سفر یک سفر نمایشی است برای آن که رژیم در درون خودش و برای نیروهایش و هم در بیرون چنین جلوه بدهد که منزوی نیست. این تابلو را اظهارات خود روحانی که شرایط موجود و از جمله طرد و انزوای بین‌المللی رژیم را ناشی از جنگ روانی دشمن قلمداد می‌کرد که طبعاً برای خنثی کردن آن باید به تبلیغات پرداخت و همچنین اظهارات اخیر خامنه‌ای که او هم در دیدار با قضاییه رژیم، به آنها خط می‌داد که بایستی به طور هنرمندانه‌یی تبلیغات کنند و یاد بگیرند که چطور می‌شود با پروپاگاندا سیاه را سفید جلوه داد، تقویت می‌کند.
تابلو دوم: آویختن به کشورهای درجه ۲ اروپا پس از نا امیدی از ۳ کشور اصلی اروپا در مقابله با تحریمهای آمریکا و تلاش برای کاهش آثار تحریمها که این جنبه در اظهارات روحانی هم در سوییس و هم در اتریش و اشاره به قراردادهایی که بسته برجسته بود.
تابلو سوم: دریوزگی از سوییس به عنوان کشور حافظ منافع آمریکا در ایران که از قدیم هم نقش واسطه بین رژیم و آمریکا بازی می‌کرد برای پل زدن با آمریکا. یعنی این که در سوییس مذاکرات محرمانه‌یی یا با واسطة سوییس یا بدون واسطه مستقیماً با امریکا صورت گرفته است. این البته یک فرض است که این فرض را در رسانه‌های خود رژیم می‌شود پیدا کرد از جمله یکی از کارشناسان سیاسی رژیم به نام مطهرنیا در مصاحبه‌یی با خبرگزاری حکومتی ایلنا، امروز گفته: «با توجه به این که سوییس در میان کشورهای اروپایی از جایگاه و احترام زیادی برخوردار بوده و هچنین حافظ منافع آمریکا در ایران است این سفر از اهمیت بالایی برخوردار بوده و شاید بتوان از آن به عنوان گفت‌وگویی نیابتی یاد کرد».
اگر چنین فرضی درست باشد، مضمون آن عقب‌نشینی و کوتاه آمدن رژیم است.
اما این که این سفر موفق بود یا نه؟ مسأله‌یی از رژیم حل کرد یا نه؟ در یک کلام این سفر یک شکست و خفت بود برای رژیم. چرا که در حالی که روحانی در اتریش بود، اتریش مصونیت دیپلوماتیک یک دیپلومات تروریست رژیم به نام اسدالله اسدی را که در توطئة تروریستی علیه گردهمایی بزرگ مقاومت ایران نقش داشت لغو کرد که مقدمة تحویل این فرد به قضاییه بلژیک برای محاکمه است.

پرسش: موقعی که روحانی در سفر خارجی بود. در پاسخ به سؤالی که آمریکا اعلام کرده نخواهد گذاشت یک قطره نفت شما صادر شود، موضع شما چیست؟ روحانی جواب داد اگر نفت ما صادر نشود نفت هیچ کدام از کشورهای منطقه صادر نخواهد شد و ما را تهدید بکنند تا نتیجه‌اش را ببینند. تفسیر شما از این حرف روحانی چیه؟
علیرضا معدنچی: این یک نمایش و مانور به خاطر سرپوش گذاشتن بر نهایت ضعف و طرد و انزواست که البته در عین حال ماهیت روحانی را هم به نمایش گذاشت و بخصوص که این حرف را در اروپا زده بود به همه نشان داد که حرف مقاومت ایران تا کجا درست است که در سرکوب و تروریسم و جنگ افروزی هیچ فرقی بین روحانی و خامنه‌ای و روحانی و خاتمی با قاسم سلیمانی و پاسدار جعفری وجود ندارد.
به هر حال روحانی با این مانور و نمایش می‌خواهد با سیلی صورت سرخ کند و خود را در دید مزدوران داخلی و برون مرزی‌اش که به شدت در معرض ریزش هستند، قوی و مهاجم نشان دهد که البته این هم بهای سنگینی برایش خواهد داشت و در برابر سرکردگان سپاه که تبریک گفتند، اما بعضی مقامهای رژیم که از عواقب این تهدید تروریستی وحشت داشتند مثل فلاحت پیشه رئیس کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع به صحنه آمدند و سعی کردند حرف روحانی را رفع و رجوع و توجیه کنند مثلاً فلاحت پیشه رئیس کمیسیون امنیت و سیاست خارجی مجلس ارتجاع گفت:« منظور رئیس جمهور این است که اگر قرار باشد بر اساس اراده‌ها، قوانین بین المللی بر هم بخورد باید برای همه باشد»
این مانور همچنین برای انحراف اذهان از شرایط فوق‌العاده وخیم اقتصادی و اجتماعی است که از جمله موجب شده که کنترل بازار ارز و سکه و خودرو و تقریباً همه کالاهای تعیین کننده از دست رژیم خارج شود.
پرسش: بعد از سفر روحانی به اروپا؛‌ بحث کش دار چیزی به اسم بستة اروپا در اغلب رسانه‌های رژیم و اظهارات مقامات نظام مطرحه. مگه از رژیم چه چیزهایی خواسته شده و آیا بعد از سفر روحانی موضوع بستة اروپا که خیلی در مورد اون بحث میشه؛ روشن شده که چیه؟ آیا نظام حاکم چنین بسته‌ای را می‌پذیرد؟
علیرضا معدنچی: شروط اروپا برای این که مذاکرات برای حفظ برجام را ادامه بدهند و در مقابل تحریمهای آمریکا به رژیم کمک کنند روشن است. همان ۴ شرطی است که ماکرون اعلام کرده و وزیر خارجه فرانسه هم در سفر به تهران آنها را جلو رژیم گذاشت که عبارت است از
۱- پایبندی کامل به برجام و پذیرش بازرسی بدون قید و شرط از هر نقطه کشور که بازرسان آژانس بخواهند.
۲- دست برداشتن از برنامة موشکی و ساخت و آزمایش آنها
۳- دست برداشتن از دخالتهای منطقه‌یی و بیرون کشیدن نیروهایش از سوریه و یمن و عراق
۴- رعایت حقوق بشر
در مقابل اروپا یک سوم از نفت صادراتی ایران را می‌خرد اما برای آن که ارسال این پولها از طریق شبکة بانکی امکان پذیر باشد، رژیم بایستی به معاهدة FATF بپیوندد. که معنی آن این است که مجلس رژیم ۴ قانون مربوط به پیوستن به قانون شفافیت مالی و ممنوعیت تغذیة مالی تروریسم را تصویب کند که برای رژیم مثل خوردن زهر است و مجلس سه تای آن را تصویب کرده و یکی مانده که بر سر آن دعوا و کشمکش است.
بنابراین مضمون این بسته این است که رژیم باید چیزهایی را بپذیرد که برایش زهر است و از طرف دیگر نقد است و اروپا تضمینهایی به رژیم می‌دهد مثل خرید نفت یا سرمایه‌گذاری شرکتهای اروپایی در ایران که اینها نسیه است.
اما به طور واقعی اروپا قادر به چنین کاری نیست زیرا مثلاً کشورهای اروپایی نمی‌توانند و چنین اتوریته‌یی ندارند
در یک کلام بستة اروپا یک شیرینی است که روی آن شیرین ولی درونش پر از زهر کشنده برای رژیم است.
اجازه بدین در اینجا تیترهای بعضی از روزنامه‌های رژیم درباره بستة اروپا را برایتان بخوانم:
کیهان: بسته اروپا پر از خالی بود!
خراسان: نگرانی ایران از کلی گویی اروپا
رسالت: اروپا هم روحانی را مأیوس کرد
سیاست روز: نشست برجامی در وین با دستاورد تقریباً هیچ به کار خود پایان داد؛
قدس: ترفند تکراری اروپا؛ مذاکره برای مذاکره
عصرایرانیان: جفت پوچ

پرسش: آیا رژیم در این نقطه، مذاکره در مورد برنامه موشکی خودش و دخالت‌های منطقه ای ش و خارج کردن نیروهایش از سوریه و بقیه کشورها را می‌پذیرد یا خیر؟ نظر شما در این مورد چیه؟

علیرضا معدنچی: گفتم که اگر رژیم بپذیرد معنی‌اش چیست. اما اگر نپذیرد معنی‌اش رویارویی با تحریمهای خفه کننده‌یی است که آمریکا گفته اجازه نمی‌دهد یک قطره نفت ایران صادر شود. اما البته گفته که جلو واردات دارو و مواد غذایی را نمی‌گیرد.
بنابر این رژیم بر سر یک دو راهی است که خودش به آن می‌گوید دو راهی مرگ و خودکشی. اگر شروط آمریکا را نپذیرد یعنی مرگ چون مواجه می‌شود با تحرمهای خفه کننده بسیار شدیدتر از تحریمهایی که رژیم را ناچار کرد پای امضای برجام برود، آن هم در شرایطی که پس از قیام دی ماه وضعیت اجتماعی انفجاری است و به قول جهانگیری معاون روحانی وضعیت جامعه مثل یک اتاق پر از گاز است که یک جرقه کافی است تمام آن را به آتش بکشد.
اما اگر بپذیرد، و به این شروط گردن بگذارد راه می‌برد به نفی سپاه و در قدم بعد نفی ولایت فقیه.
من برای آن که شرایط رژیم را برای شما بگویم اجازه بدهید فقط به یک نمونه اشاره کنم:
اخیراً حجاریان نامه‌یی به نوبخت سخنگوی دولت روحانی نوشته و در آن در رابطه با درخواست نوبخت مبنی بر این که مردم بیایند و طلاها و سکه‌های خود را تحویل دولت بدهند تا رژیم از این بحران اقتصادی نجات پیدا کند؛ مانند کاری که مصدق کرد یا چند سال پیش کرة جنوبی کرد.
حجاریان که خودش یکی از کهنه اطلاعاتی‌ها و کهنه دژخیمان رژیم است می‌نویسد:
مردم را دسته دسته کردید به میزان‌های نامیزان دینی و اقتصادی و جناح بندی‌های هیچ و پوچ…
و حالا درخواست کمک دارید که طلای ملت و ارز انباشته ملت چند روز بیشتر به شما فرصتِ فرصت سوزی بدهد!
مردم کمک کنند که شما چه کار کنید؟ مگر روحانی نگفت ما در هر شرایطی به فلسطین و لبنان کمک می‌کنیم، چطور در هر شرایطی می‌شود به آنها کمک کرد و به مردم خودمان نمی‌شود!؟
اکنون دست گدایی برای چه به ملت دراز می‌کنید؟
پرداخت‌ها به حزب الله عقب افتاده؟ امریکا و اسراییل تجهیزات شما را در سوریه دود هوا کرده‌اند و نیاز به سرمایه گذاری مجدد دارید!؟
پول برای ساخت موشک جهت تحویل به حوثی‌های یمن کم دارید!؟
برادران و برادر خوانده‌های شما که با وثیقه آزاد اند، نیازمند منابع جدید جهت اختلاس‌اند!؟
بودجه گشت ارشاد و هزار و یک مرکز فرهنگی که کاری غیر تخریب فرهنگ این ملت نکرده‌اند، کم آمده است!؟
برای این ملت چه کردید که اکنون دست نیاز به سمت آنها دراز می‌کنید و چرا باید کسانی که چهل سال جیب آنها را زده‌اید، امروز آخرین قطره‌های جام‌های تهی خود را در گلوی شما بریزند!؟
بروید یاد بگیرد که روی موشک نمی‌شود حساب کرد، یاد بگیرید که روی موشک اسم دیگر کشورها را ننویسد، یاد بگیرید که حرمت کشورهای همسایه را حفظ کنید، یاد بگیرد با دیگران تعامل کنید. یاد بگیرید حسینه کردن کاخ سفید یک شعار پوچ است وقتی نوسانِ دلارِ کاخ سفید شما را به فنا می‌دهد، شما هنوز با ماشین جنگی امریکا روبه رو نشده‌اید، دارند با شما شوخی اقتصادی می‌کنند و به زانو افتاده‌اید!
مردم پول بدهند شما رودخانه‌ها را خشک، جنگل را حذف، کشاورزی و اقتصاد را نابود کنید و بعد فرزندان شما با خودروهای میلیاردی به آنها فخر بفروشند که ما ژن برتریم!؟
آقای دکتر بجای گدایی از مردم فقیر بروید به بزرگان حاکمیت حالی کنید که دیگر شعارهای پوچ ندهند که هنگام دفع مجبور به التماس و نرمش قهرمانانه و غیر قهرمانانه نباشند…
اما این کشور در معرض تهدید جدی و از دست رفتن و تکه تکه شدن است. بخود آیید، همین امروز، حتی فردا خیلی دیر است.
درهمین زمینه :

خروج آمریکا ازبرجام ، تحریم ها و ادغام سپاه در ارتش – گفتگو باهادی روشن روان
آیا با خروج آمریکا از برجام؛ اروپا توان ارائه تضمین‌های لازم به ایران را دارد؟
خروج آمریکا از برجام و آینده نظام ولایت فقیه

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.