برای یک ایران آزاد

نگاهی به جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه؛ رویاها و واقعیتهای ۴۰ ساله

0

دیدار مجدد تیم فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه، برای من، با یك چشم گریان و یك چشم خندان همراه بود. خندان از دیدن جوانان پرغرور و سرحال ایرانی كه خواستار پیشرفت و سربلندی فوتبال و كشور ایران در جامعه جهانی بودند. و گریان از این كه جدا از اعدامهای بازیكنان ایران در جام جهانی و ملی پوشها، تیم ایران زیر نظام سیاسی ملاهای حاكم بر ایران، امكان بروز استعدادهای خود را نمی‌یابد.

حسن نایب آقا؛ بازیكن تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین

۴۰ سال قبل كه من در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین به همراه تیم ملی فوتبال ایران شركت داشتم، تیم ایران چهره‌یی پرقدرت و جذاب داشت. تیمی كه بدون شكست در مسابقات طولانی مقدماتی جام جهانی و شكست كلیه رقیبان آسیایی و اقیانوسیه، به‌عنوان تنها نماینده دو قاره به جام جهانی راه یافته بود. ایران قادر بود در آن زمان سه تیم بزرگسال و جوانان در حد قهرمانی آسیا به زمین بفرستد و با تیمهای اروپایی رقابت كند.
در آن زمان ما آرزو داشتیم كه اگر نظام سیاسی حاكم بر ایران، از یك دیكتاتوری سلطنتی، به یك جمهوری كثرت‌گرا و دموكراتیك تغییر كند و حكومت ژنرالهای نظامی شاه بر سازمان ورزش و باشگاههای ایران، با كارشناسان زبده و با صلاحیت ایرانی تعویض شود، فوتبال ایران می تواند شانه به شانه بهترین تیمهای اروپایی بساید. كشوری كه در مسابقات باشگاهی آن ۱۰۰ هزار نفر به استادیوم آزادی می‌روند، بی‌تردید شایسته چنین بزرگی‌یی می‌باشد.
در آن زمان، ما، در تیم ملی فوتبال ایران، سه دوره قهرمان جام ملتهای آسیا، قهرمان پنجم المپیك ۱۹۷۶ مونترآل و تنها تیم شركت كننده از آسیا و اقیانوسیه در جام جهانی بودیم. با این حال همه ما معتقد بودیم كه شایستگی فوتبال ایران بسا بیشتر از اینهاست. متاسفانه بعد از سرنگونی دیكتاتوری سلطنتی توسط مردم ایران و روی كار آمدن ملاها، روند تحولات برعكس شد. در این ۴۰ سال دیگر تیم فوتبال ایران رنگ قهرمانی در جام ملتهای آسیا را نه در تیم بزرگسال و نه در تیم جوانان ـ كه هرساله قهرمان آسیا می‌شد ـ ندید. دیگر هیچ گاه به بازیهای المپیك راه نیافت. و از برتری بی‌چون و چرا در فوتبال آسیا به یكی از تیمهای پنجگانه آن تبدیل شد.
نظام سیاسی ملاهای حاكم بر ایران، ابتدا فوتبال را از جرگه ورزشهای قانونی در ایران خارج ساخت و نزدیك به یكی دو سال آن را، به اتهام ورزش غربی، تعطیل كرد. سپس دست به آزار و اذیت ورزشكاران و كارشناسان و زندان و اعدام آنها به اتهام عقاید سیاسی‌شان زد. طی سالهای دهه ۶۰، دهها تن از بهترین قهرمانان ملی ایران در رشته‌های مختلف اعدام شدند. سرشناسترین آنها حبیب خبیری، كاپیتان تیم ملی فوتبال ایران در سال ۱۹۸۲ بود. حبیب، همبازی من، خیلی جوان بود كه در بازیهای مقدماتی جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین به تیم ملی ایران پیوست. او در آخرین بازی تیم ایران در برابر كویت، با یك ضربه تماشایی از فاصله ۲۵ متری دروازه كویت را گشود. اما رژیم بنیادگرای مذهبی حاكم بر ایران وی را در سال ۱۹۸۴ دستگیر و به زندان انداخت و بعد از یكسال وی را به جرم هواداری از مجاهدین اعدام كرد. خبر اعدام وی در روزنامه نیویورك تایمز، اسپرت ایلاستریتد، لوموند و بسیاری رسانه‌های معتبر دیگر دنیا منتشر شد. علا كوشالی، هوشنگ منتظرالظهور، فروزان عبدی، شهلا شهدوست، صمد منتظری، مهشید رزاقی، جواد نصیری و دهها تن دیگر از قهرمانان ملی پوش ایران، تنها به جرم وابستگی‌شان به سازمان مجاهدین خلق، به دست رژیم بنیادگرای اسلامی در ایران اعدام شدند. كمتر كشوری در تاریخ دست به چنین اعدامهای وحشیانه‌ای علیه قهرمانان ملی خود زده است.
دیدار مجدد تیم فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه، برای من، با یك چشم گریان و یك چشم خندان همراه بود. خندان از دیدن جوانان پرغرور و سرحال ایرانی كه خواستار پیشرفت و سربلندی فوتبال و كشور ایران در جامعه جهانی بودند. و گریان از این كه جدا از اعدامهای بازیكنان ایران در جام جهانی و ملی پوشها، تیم ایران زیر نظام سیاسی ملاهای حاكم بر ایران، امكان بروز استعدادهای خود را نمی‌یابد. اگر به ارقام واقعی و آمار (استاتیستیك) مسابقات جام جهانی ۲۰۱۸ در وبسایت فیفا نگاه كنید، واقعیت دردناك نهفته در این تراژدی بهتر دیده می‌شود. ایران ضعیف‌ترین تیم جام جهانی، حتی در میان پنج تیم منتخب آسیا بود. این جوانان شایسته كه به خوبی قادرند از بهترین تیمهای جام جهانی باشند، در دو بازی مقابل مراكش و اسپانیا، قادر نبودند در یك دقیقه دو سه پاس به یكدیگر بدهند. در بازی با مراكش ۶۴ درصد بازی را به مراكش واگذار كرده و در مقابل اسپانیا ۷۰ درصد بازی در اختیار اسپانیا بود. ایرانیها قادر نبودند طی ۹۰ دقیقه، كه اسپانیاییها ۸۰۰ پاس به یكدیگر دادند، بیشتر از ۲۰۰ پاس به هم بدهند. بازیكنان تیم ایران، تنها در چند دقیقه پایانی مسابقه با اسپانیا، كه از دست تاكتیك خسته كننده و ضدبازی كیروش، مربی پرتغالی خود، رها شده بودند، مقداری از استعدادهای خود را به نمایش گذاشتند. و نشان دادند كه این تیم پتانسیل بزرگی در پیش رو دارد كه اكنون در نظام دیكتاتوری مذهبی حاكم بر ایران و بر فدراسیون فوتبال رژیم، اسیر است. آرزویم این است كه در جام جهانی ۲۰۲۲، ایران آزاد با بازیكنان رهاشده از قید و بند دیكتاتوری، یكی از بهترین تیمهای جهان را روانه جام جهانی كند.

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.