برای یک ایران آزاد

جنبش برابری زنان چگونه به اهداف خود می رسد؟:گفتگو با لیلاجزایری

0

جنبش برابری زنان(روز ۸ مارس)،دارای تاریخچه مبارزاتی که حاصل مقاومت وایستادگی زنان برای احقاق حقوقشان می‌باشد راداراست. زنان آزاده میهن‌مان نیز بطور خاص ازدوران مشروطه درمبارزات برای آزادی وبرابری شرکت داشتند .این مقاومت درحاکمیت خمینی  همراه با رزم و رنج و خون و فدای بیکران شده است.نه تنها تسلیم سرکوب و استبداد سیاه مذهبی حکومت پلید ولایت فقیه نشدند، بلکه پیشتاز و سکان‌دار مقاومت سترگی شدند، که لرزه سرنگونی را به ارکان سست بنیاد حکومت آخوندی انداختند.

زنانی که محکم و استوار، به شیخ پلید تشنه به خون، گفتند: نه! …، و استوار و ثابت قدم، پرچم رزم و نبردی بی امان را، چه در کوچه‌ها و شهرهای میهن‌مان، چه در فریادهای حق‌طلبانه مردم محروم، چه در زنجیر کردن در برابر دژخیمان سرکوبگر، چه در زندانها و مقاومت‌های حداکثر فراروی طاقت فرزند انسان، و چه در صحنه های رزم و نبرد و چه در هدایت این مقاومت سترگ و بی نظیر، که نسل‌های آینده، بیشتر و بیشتر از آن خواهند گفت: ضمن گرامیداشت این روز خانم لیلاجزایری درگفتگویی باتلویزیون ایران آزادی به موضوع ۸ مارس پرداخته وبه سئوالات دراین مورد پاسخ میدهد.

لیلا جزائری: سابقه روز جهانی زنان ۸ مارس ‌ به جنبش زنان در آمریکا برمیگردد که در نیمه دوم قرن نوزدهم شروع شد و به صورت منطقه‌ای و محلی اعتراضات وجود داشت و کم کم منسجم و گسترده و سازمان یافته شد، زنان در آمریکا دنبال حق رأی و دستمزدهای برابر با مردان بودند در نهایت این زنان متشکل و سازماندهی شدند و در ایالات مختلف تظاهرات ادامه پیدا کرد و نهایتاً در سال ۱۹۲۰ موفق شدند حق رأی را بدست بیاورند.

در اوائل قرن بیستم زنان اروپا به آنان پیوستند، و در شهرهای مختلف اروپا زنان با همین هدف به پا خواستند، این تظاهراتها در کشورهای مختلف در لندن، آلمان و دانمارک همه جا بود، همچنین کنفرانس‌ها و متینگ های مختلف که همه بدنبال حقوق زنان و بدست آوردن حقوق برابر و حق رأی بودند، در یکی از این متینگ ها و کنفرانس‌های بزرگ که درکپنهاک دانمارک صورت گرفت به پیشنهاد چند زن و بطور مشخص زن قهرمانی که جلودار جنبش زنان بود فکر کنم کلارا زتکین بود که قرار شد یک روزی در جهان و در سال تثبیت کنند، که بعدها آن روز ۸ مارس نام نهاده شد، یعنی از آن سال ۸ مارس بعنوان روز جهانی زن شناخته شده و جشن گرفته می‌شود.

لیلا جزائری: در ایران خودمان هم زنان همیشه نقش و جایگاه خودشان را داشتند، ما در زمان قاجار طاهره قره العین را داریم، اولین زنی که در آن دوران به هر حال خیلی چیزها خلاف عرف بود از جمله برداشتن حجاب، اولین زنی بود که حجابش را برداشت به اعتراض به نابرابری‌ها و ستم جنسی و فرهنگ مردسالاری بعد جلوتر که می‌آییم ما زمان مشروطه زینب پاشا را داریم که زینب در تبریز بود و زنان را بسیج کرد زنان را حتی مسلحانه بسیج کرد و به یاری ستارخان شتافت در تاریخ داریم که بیش از ۲۰ زن در لباس رسمی مردان در انقلاب مشروطه به شهادت رسیدند، متاسفانه ما در مورد زنان پیشتاز و قهرمان در جنبش مشروطه زیاد نمی‌شنویم و زیاد نوشته نشده و بیشتر در مورد مردان و قهرمانان ملی مردان نوشته شده است، ولی جا دارد که حق این زنان را بجا بیاوریم.

زینب پاشا خودش در واقع رزمجویی بود که گاها در بازار و کوچه‌های تبریز می‌چرخید و مردان را به قیام و به مقاومت دعوت می‌کرد و در واقع نقش کلیدی داشت، نقش اساسی در جنبش زنان و در حمایت از قیام مشروطه داشت، البته در تاریخ آمده وقتی در تبریز قحطی بود و میگویند ۷۰ هزار خروار گندم را باصطلاح مجتهد شهر در تبریز در خانه خودش قایم کرده بود، و زینب پاشا ۳ هزار زن را بسیج کرد و همه چوب بدست به سوی خانه مجتهد راه افتادند، آن روز درگیری شد و پنج زن و یک مرد شهید شد، روز بعد قیام ادامه پیدا کرد و ۳ زن شهید و چند مرد زخمی شدند، یعنی آن نقش ویژه را زینب پاشا در مشروطه ایفا کرد.

باز جلوتر می‌رویم ما همچنین بی بی مریم بختیاری را داریم، خود بختیاری‌ها به او میگویند سردار مریم، بی بی مریم در بختیار به دنیا آمد و در آنجا رشد کرد و در آنجا بزرگ شد و تحصیل کرد، زن متفکر و روشنفکری بود که حتی تیراندازی را یاد گرفت و خواهر سردار اسعد بختیاری بود که از مشوقان سردار اسعد در فتح تهران در قیام مشروطه بود و زنی بود که در واقع در تاریخ مشروطه و همزمان با مردان و پا به پای مردان جنگید و اینجا باید یاد کنیم که پا به پای مردان علیه رضاخان جنگید، حتی علیه کودتای ۱۲۹۹ رضاخان بود، رضا خان دستور داد که پسرش را به شهادت رساندند ولی او همچنان محکم ایستاد، حتی یکسری از ایل بختیاری‌ها با انگلیسی‌ها باصطلاح مسالمت و سازش کردند، ولی سردار مریم قاطعانه در مقابل آنان ایستاد و موضع گیری کرد و دکترمحمد مصدق هم که آن زمان حاکم فارس بود و خلع ید شد میگویند آن زمان به کوهستانهای بختیار و نزد سردار مریم رفت، یعنی همچنین قهرمانانی داریم، جلوتر می‌آییم ما صدیقه دولت آبادی را داریم که یک روشنفکر و روزنامه نگار حامی حقوق زنان بود، که ۱۰۰ سال پیش یک مدرسه دخترانه ایرانی به همت او بنیان نهاده شد و حتی بیاییم جلوتر زمان شاه میدانیم قهرمانان مجاهد و قهرمانان فدایی جنگیدند، شهید شدند و شکنجه شدند، در زمان شاه و بعد از انقلاب کارنامه زنان ایرانی روشن است، در حکومت فعلی ۱۲۰ هزار شهید داده شده که یک سوم آنان را همین زنان قهرمان تشکیل داده‌اند، این تاریخ مبسوطی در باره زنان ایران و نقش زنان در این یکصدساله که داشتند.

لیلا جزائری: من فکر می‌کنم نباید حتی باکشورهای پیشرفته دنیا مقایسه کرد و با کشورهای عقب مانده دنیا که بخواهیم مقایسه کنیم بسیار توحش و ستمی که بر زنان ایران می‌آید، بسیار بالاتر و برتر است، کشورهای پیشرفته را بگذاریم کنار چرا؟ چون ستم و تبعیض طبقاتی وحشیگری علیه زنان ایرانی نهادینه شده است یعنی در قانون اساسی رژیم گنجانده شده است، یعنی ثبت شده و رژیم این اعمال را توجیه می‌کند، و قانونش کرده است، شلاق و سنگسار و اعدام، چشم درآوردن و اسید پاشی همه تئوریزه شده است، بنابراین وضعیت در ایران نسبت به کشورهای عقب مانده وخیم‌تر است، چه برسد به کشورهای متمدن، چرا اینطوری شد؟ در زمان انقلاب ضد سلطنتی زنان نقش اساسی داشتند و یک پایه انقلاب زنان ایرانی بودند، خمینی وقتی سر کار آمد یک پتانسیل عظیمی در جامعه بود بخصوص پتانسیل زنان، خمینی برای حاکمیت خودش باید این پتانسیل را از بین می‌برد، و زنان را خانه نشین می‌کرد برای سرکوب اول از زنان شروع کرد خمینی دو هفته بود که بر سر کار آمده بود یعنی بعد از ۲۲ بهمن، خمینی در ۷ اسفند اولین کار قانون خانواده را ملغی کرد، ۸ اسفند خدمات اجتماعی را ملغی کرد، ۹ اسفند این تبعیض را به عرصه ورزش برد، ۱۱ اسفند ۵۷ حکم کرد که زنان نمی‌توانند قاضی باشند، تمام زنان قاضی و کسانی که در این زمینه درس می‌خواندند را خانه نشین کرد، در ۱۵ اسفند به وزارتخانه‌ها دستور داد که زنان برای کار با پوشش بر سر کار بیایند، و از همان فردای این حکم اوباش او شروع بعد سرکوب و کتک کاری و شعار یا روسری یا توسری و اسید پاشی به جان زنان افتادند، حق طلاق را از زنان ایرانی گرفت و منحصراً به مردان دادند حتی مردان می‌توانند در غیاب زنان آنان را طلاق بدهند، چند همسری را وسیع کرد، چند همسر با صیغه، حق حضانت کودکان را از زنان گرفت، یعنی زن سرپرستی بچه‌ش را از دست داد، در اول خرداد ۵۸ اولین زن در ملاءعام شلاق خورد، در ۲۱ تیر زنی را به جرم منکرات اعدام کردند، در ۲۱ فروردین ۵۹ زنان خواننده و هنرمند را به دادگاه فراخواندند، و باتهدید زنان خواننده را خانه نشین کرد، در تیر ۵۹ اولین زن در کرمان سنگسار کرد، من یادم هست در اینجا که فیلم آن را در اینجا به خبرنگاران نشان دادیم آنقدر فجیع بود که خبرنگاران از هوش رفتند، یعنی یکسال و نیم بعد از انقلاب زن ایرانی را سنگسار کرد، خمینی وقتی به قلع و قمع نسلی که پتانسیل زیادی برای تغییر داشت شروع کرد و در سی خرداد ۶۰ با اعدام ۱۶ دختر مجاهد شروع کرد، ۱۲۰ هزار را اعدام کرد که یکسوم این‌ها را زنان تشکیل می‌داند و اعدام زنان باردار شامل زنان ۷۰ ساله، شامل دختران ۱۳ و ۱۵ ساله که حتی اسمشان را به این دژخیمان ندادند، به آنها گفته می‌شد اسم‌تان چیست پاسخ می‌داند مجاهد خلق، این کاری بود که خمینی با مردم و زنان ایران کرد.

لیلا جزائری: این سؤال بسیار خوبی است، زیاد می‌شنویم بخصوص از اضداد مقاومت ایران، در محتوی بحث بر سر دو دیکتاتوری است، دیکتاتوری مدرن و دیکتاتوری استبدادی ملاها، در محتوی فرق چندانی با همدیگر ندارند، در بحث حجاب، پهلوی می‌گفت حجاب را به زور بردارید حالا ملاها میگویند حجاب را به زور بگذارید، هر دو زور است و دیکتاتوری است، اینجا تنها چیزی که در نظر گرفته نشده انتخاب و آگاهی و حق آزادی خود زن است، خود زن باید انتخاب کند چی بپوشد و چی را نپوشد، روسری بپوشد و نپوشد، رنگ لباسش چی باشد و چی نباشد، دیکتاتوری‌ها چه شیخ و چه شاه که نباید تعیین کنند، در محتوی یکی است در ضمن فراموش نکنیم تفاوت‌ها این بود که آن یکی دیکتاتوری سرمایه داری وابسته بود و ناچار بود یک سری رفرمها را بپذیرد، شاه برای اینکه در قدرت بماند مجبور بود رفرم انجام بدهد، به همین دلیل یکسری قوانین را به مجلس دست نشانده اش برد که برای حفظ قدرت خودش بود و این نبود برای حفظ برابری‌ها و آزادی به زنان داده بشود که بطور طبیعی اعاده حقوق کنند، و این حقوق و خواسته‌ها را به مجلس ببرند و بصورت قانون در آوردند، چون اگر این آزادیها را می‌داد زنان آزادی بیان هم می‌خواستند آزادی عقیده هم می‌خواستند، یعنی آزادی به معنای واقعی کلمه را می‌خواستند و شاه نمی‌توانست این آزادیها را بدهد، بنابراین در نهایت این رفرمها که صورت گرفت و حجاب و یکسری قوانینی که در زمان شاه بود، در مقابلش کرنش در مقابل دیکتاتوری شاه و سرسپردگی به همین قوانین شاه و همین دیکتاتوری و ظلمهای که بود چرا که همان زمان زنانی علیه تبعیض و نابرابری قیام کردند و از آزادی و دمکراسی خبری نبود.

لیلا جزائری: در یکسال اخیر بخصوص از دی ماه گذشته که قیام شروع شد و همچنان و استمرار دارد تعمیق شده وگسترش پیدا کرده است، می‌بینیم که زنان ایران همواره جلودار بودند، شما نگاه کنید تظاهراتی نیست که صدای یک زن شنیده نشود در کازرون در اصفهان در هفته‌تپه و من وقتی که صدای زنان را در این تظاهرات‌ها می‌شنوم به واقع به عنوان یک زن ایرانی به خودم می‌بالم، در واقع زنان ایرانی نقش تضمین و نقش تعیین کننده و نقش تضمین پیروزی این انقلاب، انقلاب جدید و جنبش جدید را دارند، الان خود رژیم می‌گوید با معضل جدی بنام کانونهای شورشی مواجه هست، من در تلویزیون مقاومت می‌بینم در کانونهای شورشی زنان در کنار مردان فعالیتهایشان را می‌بینیم، البته صورتهایشان را بایستی بدلیل اختناق بپوشاندند ولی می‌بینیم چه نقش آفرینی‌های می‌کنند، چطور در جای جای ایران شعارنویسی می‌کنند و مردم را به تظاهرات و انقلاب فرامیخوانند نقش ویژه‌شان را الان می‌بینیم، فراموش نکنیم نقشی که این زنان دارند، و نقش تعیین کننده و راهگشا و راهبری که زنان دارند، و نقش کانونهای شورشی همینطوری فی‌البدایع نبوده، این‌ها از مقاومتی ناشی می‌شود که از فردای سر کار آمدن خمینی شروع شده و از نقشی که زنان مجاهد خلق در این ۴۰ سال به عهده گرفتند که به تشکیل جنبشی با هزار زن مجاهد انجامید و به شایستگی در راهبری این جنبش نقش خود را نشان دادند، من فکر می‌کنم با این هزار زن و با این کانونهای شورشی نمی‌توانند جلوی این جنبش را بگیرند، رژیم هم این موضوع را خوب می‌داند و حرف آخر را همین زنان خواهند زد یعنی همین زنان شورشی و همین راهبران یعنی هزار زن که حرف آخر هم سرنگونی است.

لیلا جزائری: خمینی که برسر کارآمد، تنها کسانی که ماهیت او را خوب شناختند مجاهدین بودند، مجاهدین همانجا انگشت گذاشتند که این یک دیکتاتوری دینی است، ایدئولوژی‌ش بر جنسیت و برتری مرد بر زن سوار است، تمام پولتیکها و سیاستهایش از ضدیت هیستریک با زن ناشی می‌شود، این را مجاهدین خوب شناختند و در مقابلش قد علم کردند، یعنی آن طرف سکه، میلیشیا که خط مقدمش همین زنان بودند را تشکیل دادند، و این مقوله جلو آمد و رشد کرد و بهاء پرداخت کرد، ۳۰ هزار نفر قتل عام شدند و یکسوم آنان زن بودند، قیمت دادند و در قرارگاه اشرف ارتش آزادیبخش را تشکیل دادند، سرکوب شدند و تاریخی که بر این مجاهدین رفت، زنان مقاومت در خط مقدم این مقاومت ایستادند و نشان دادند که فی‌الواقع آن روی سکه بنیادگرایی هستند و آنتی‌تز رژیم هستند، و نقش خودشان را ایفا کردند، تا رسیدیم به نقش آن هزار زن که مسئولیت رهبری جنبش را عهده گرفتند و تبدیل به سمبلهای در ایران شدند، این کانونهای شورشی که می‌بینیم و زنانی که جلودار آن هستند به هر حال از اینان الهام گرفتند، این‌ها راه را باز کردند. مجاهدین خوب شناختند، خوب تشخیص دادند که این دیکتاتوری مذهبی است و ریشه آن در ضدیت هیستریک با زنان بنا شده است، و این را بر سر او آوار کردند و یک غیر ممکن را در درون خودشان ممکن کردند، زنان مجاهد به آن حد از بلوغ تشکیلاتی و شعور سیاسی و توانمندی رسیدند که توانستند رهبری جنبش را به عهده بگیرند، و این درست عکس حکومت جهل و جنایت ملایان است و رژیم به شدت از آن وحشت دارد و همیشه هم این را می‌گوید.

لیلا جزائری: من هموطنان عزیزم را دعوت می‌کنم که به برنامه ده ماده‌ای خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت مراجعه کنند و آن را ببینند، تمام مواد این برنامه یکی به یکی احقاق حقوق مردم ایران و احقاق حقوق زنان، برابری زن و مرد در همه امور، زن حق انتخاب پوشش دارد و زن می‌تواند انتخاب کند و انتخاب بشود، زن حق رأی دارد، حق قضاوت دارد، حق انتخاب شوهر دارد، یعنی حق و حقوق زنان ایران و آن چه که زنان ایران تا بحال تحت این حکومت جهل و جنایت از آن محروم بودند، در این برنامه شما می‌بینید، و هر کسی که ریگی به کفش ندارد و هر کسی که خواهان ایران آزاد و آباد و ایرانی که در آن دمکراسی به معنای واقعی وجود داشته باشد، اگر این برنامه را بخواند باید پشت این برنامه بیاید و حمایت بکند، هر کسی هم هر ایرادی یا انتقادی به مجاهدین به شورای ملی مقاومت و به این آلترناتیو دارد فقط کافی است این برنامه را مطالعه بکند، دست‌هایش را بالا خواهد کرد، چون بهترین برنامه برای ایران فردا است، یعنی زن ایرانی در ایران آزاد فردا و در تمام جهان به واقع خواهد درخشید و من به این شک ندارم.

لیلا جزائری: این سؤال خوبی است که پرسیدید، ما ۴۰ سال را دیدیم که زنان انقلابی مجاهد در این ۴۰ سال جلوی این نظام ایستادند، شکنجه شدند، تجاوز شدند، اعدام شدند، شلاق خوردند و بمباران شدند ولی باز ایستادند و فرزندانشان را دادند، از همه چیزشان گذشتند ولی باز ایستادند، قیمت دادند و خون دادند، در دنیای مفت و مجانی چرا؟ و بخاطر چی و چرا؟ باید این همه قیمت بدهند و چرا باید یک زن حاضر باشد در این سطح که در مخیله من نمی‌گنجد، چگونه یک مادر می‌تواند این همه فدا بکند، و از عزیزترین‌ش بگذرد، چرا؟ چون برای دیگران و برای مادران دیگر، برای بچه‌های محروم ایران همانی را می‌خواهد، که برای خودش خواسته است، این‌ها قیمت دادند و من فکر می‌کنم یک عامل تضمین همین قیمتی است که داده شده است و کاری را که کرده و نبردی را که در این ۴۰ سال تا اینجا رسانده است و هنوز ادامه دارد، من از خودم میگویم من مجاهد خلق نیستم ولی هوادار مخلص مجاهدین هستم، چه در درون مناسبات خودشان و چه با ما و امثال ما هواداران و چه با ایرانیان، بلاخره با جوامع ایرانی و با بیرون از خودمان تماس دارند و من به چشم می‌بینم در گردهمایی‌ها و برنامه‌ها از مناسباتی که با زنان دیگر برقرار می‌کنند، با ایرانیان دیگر برقرار می‌کنند، من با چشم می‌بینم در نهایت متانت و بردباری و مساوی دیدن و به واقع مناسباتی ویژه که من تا به حال ندیدیم، زن مجاهد خلق خودش انتخاب کرده و اتفاقاً روسری هم می‌گذارد، به هر دلیلی مخیر است و خودش انتخاب کرده، ولی دارد می‌جنگد که زن ایرانی در فردا سرنگونی آخوندها و آزادی کشور از دست این آخوندها آزاد باشد و انتخاب کند، معیار این است، بنابراین یکی که خدمتتان عرض کردم یکی با قیمتی که دادند و پشتکارشان و با سوزن کوه کندنشان، تا امروز که ادامه دارد و بر آن هستند که ریشه ملاها را بکنند، همین هزار زن با همین کانونهای شورشی‌شان، دوم روابط و مناسباتشان چه در درون خودشان و چه با اطراف خودشان و چه ارتباطشان با بیرون از خودشان به من و امثال من و ایرانیان دیگر دیدم، به نظر من این بینه است که این حقوق و آزادیها و این برنامه ده ماده‌ای شک نکنید در ایران فردا محقق خواهد شد.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.