برای یک ایران آزاد

جنبش دادخواهی جانباختگان «قتل عام ۶۷» چیست؟

0

جنبش دادخواهی جانباختگان «قتل عام ۶۷» چیست؟

شکست خمینی
با شکست خمینی در جنگ هشت ساله با عراق و  ناچاری او در پذیرش قطعنامه ۵۹۸ با هدف برقراری «آتش بس» که خمینی از آن به نوشیدن جام زهر تعبیر کرد، نظام مقدس! به لحاظ سیاسی و ایدئولوژیک نیاز داشت تا تعادل خود را در صفوف درونی اش و در برابر جامعه ایران دوباره باز یابد.
راه حل خمینی برای کسب تعادل بعد از شکست در جنگ با عراق، کشتار زندانیان سیاسی بود، تا به این وسیله در برابر جامعه معترض ـ به ۸ سال جنگ ویرانگر خمینی با رویای توسعه طلبی در خارج و هدف سرکوب آزادی های مردم در داخل ـ، پیشدستی کرده و مانع خروج شرایط از کنترلش شود، همچنین خمینی نیازمند بود تا با عبور دادن نیروهایش از یک حمام خون دریابد که برای دوران پس از جام زهر «آتش بس» چه کسانی هنوز به خلافت او وفادار هستند.

آغاز قتل عام ۶۷
از ابتدای مرداد ۶۷ با حکم خمینی مبنی بر کشتار همه زندانیان مجاهد خلق در زندان های سراسر کشور قتل عام آغاز می‌شود. در دادگاه هایی که عموما چند دقیقه بیشتر طول نمی‌کشید هیئت سه نفره مرگ مرکب از نماینده «وزارت اطلاعات»، نماینده «دادستانی»، و «حاکم شرع» موظف بودند تا تشخیص دهند که آیا زندانی کماکان به مجاهدین خلق وفادار هست یا خیر؟ تأیید وفاداری زندانی به آرمان آزادی و نفی ولایت فقیه، منجر به صدور حکم اعدام می‌شد؛ حکمی که دستکم در مورد ۳۰ هزار زندانی سیاسی اجرا شد. همه چیز با نهایت مخفی کاری و رعایت اصول امنیتی انجام می‌شد تا حداکثر کشتار در حداقل زمان و بدون مزاحمت خارجی انجام پذیرد.

افشاگری
در همان مقطع مجاهدین بیرون از زندان به محض مطلع شدن از فاجعه ای که در زندان ها در حال جریان بود شروع به افشاگری و اطلاع رسانی پیرامون آن کردند تا مگر از ادامه و گسترش ابعاد قتل عامی که به تدریج دامن مبارزان غیر مجاهد را در زندان ها نیز فرا می‌گرفت بشوند.

مسعود رجوی
در ۳ شهریور ۶۷ مسعود رجوی در تلگرامی به دبیرکل ملل متحد در مورد اعدام های گسترده در زندان های سراسر کشور نوشت: «طبق اطلاعات موثق، خمینی چند هفته پیش طی حکمی به خط خودش، دستور اعدام زندانیان سیاسی مجاهد خلق را صادر کرده و متعاقبا همزمان با موج گسترده‌ی دستگیری های سیاسی در شهرهای مختلف، اعدام جمعی زندانیان سیاسی که بسیاری از آنان دوره‌ی محکومیتشان پایان یافته، آغاز گردیده است. به عنوان مثال فقط در روزهای ۲۳، ۲۴، و ۲۵ مرداد، ۸۶۰ جسد از زندانیان سیاسی اعدام شده از زندان اوین تهران به گورستان بهشت زهرا انتقال داده شده است».

عفو بین الملل
در ۱۱ شهریور ۶۷ عفو بین الملل به دنبال دریافت رونوشت نامه مسعود رجوی به دبیرکل ملل متحد بیانیه یی در محکومیت «رژیم خمینی» و در اعتراض به اعدام های سیاسی در ایران صادر کرد و خواستار اقدام فوری برای توقف اعدام ها شد.
جمهوری اسلامی! همیشه از اعدام به عنوان یکی از ابزارهای پایه ای برای حفظ نظام و عبور از بحران های داخلی خود استفاده کرده است. اعدام ها پیش از سال ۶۷ با فتوای خمینی آغاز شده بود و بعد از آن تا همین امروز نیز ادامه یافته است. بنا بر اعلام عفو بین الملل ۵۵ درصد اعدام های اعلام شده در سال ۲۰۱۶ در ایران صورت گرفته است.

استمرار اعدام
ولایت فقیه زمانی از جنگ با عراق (۵۹ تا ۶۷)، به بهانه جنگ خارجی برای نقض حقوق بشر و اجرای حکم اعدام استفاده می‌کرد. بعد از شکست خمینی در جنگ با عراق، ولایت فقیه تلاش کرد تا چهره ای نو و قابل تحمل از یک خلافت مادون سرمایه داری به جهان عرضه کند. هاشمی رفسنجانی که از پایه گذاران نظام و جزء دو مسئول ارشد آن بود در قواره‌ی «سازندگی» و توسعه اقتصادی برای هشت سال بر مسند ریاست جمهوری قرار گرفت. خاتمی نیز که از ابتدای دهه ۶۰ از مسئولین بخش تبلیغات نظام بود برای ۸ سال بعدی و با شعار «اصلاحات» خود را به جهان عرضه کرد. در این دوران هرگز از اعدام ها کاسته نشد، زیرا پیشبرد پروژه های امنیتی «سازندگی» و «اصلاحات» برای حفظ نظام، بدون اعدام مستمر از جامعه امکان پذیر نبود.

بمب اتمی
در همین دوران نظام مقدس! کوشید تا با مجهز شدن به تکنولوژی بمب اتمی، شکست خود در جنگ با عراق را جبران کند. پروژه مخفی اتمی نظام ادامه داشت تا در تابستان ۸۱ یک اطلاع رسانی وسیع درباره آن توسط مجاهدین خلق صورت گرفت. اگر جمهوری اسلامی! به بمب اتمی مسلح می‌شد، تداوم سلطه خود بر ایران را تضمین می‌کرد اما از طرف دیگر کشور و منطقه را می‌توانست در کام جنگ های ویرانگر فرو ببرد.

زهر اتمی
اطلاع رسانی مجاهدین خلق درباره پروژه های اتمی خامنه ای به طور مستمر ادامه یافت، در نتیجه جامعه جهانی برای جلوگیری از رقابت اتمی در خاورمیانه و تهدید بروز یک نزاع اتمی در منطقه ناچار به اعمال فشارهای اقتصادی بر جمهوری اسلامی! شد. در نهایت امر خامنه ای از ابتدای سال ۹۲ به ناچار پذیرفت تا وارد مذاکرات اتمی بشود. مذاکراتی که در سال ۹۴ با سرکشیدن جام زهر اتمی توسط او و پر کردن قلب راکتور نیروگاه اراک به پایان رسید. در واقع نیش اتمی ولایت فقیه کشیده شد.

جنبش دادخواهی
درهم شکستن رویاهای اتمی خلافت اسلامی! دومین گام پیشروی جنبش را الزام می‌کرد. جمهوری اسلامی! باید در برابر کارنامه خود در رابطه با اعدام هایی که به طور مستمر در طول سالیان انجام داده است قرار می‌گرفت؛ نقطه کانونی اعدام های انجام شده توسط جمهوری اسلامی! در تابستان ۶۷ بود که هزاران زندانی سیاسی به اعدام سپرده شدند. در نتیجه باید دادخواهی از جمهوری اسلامی از همین نقطه آغاز می‌شد.
در اوایل تابستان ۹۵، مجاهدین خلق فراخوان به دادخواهی جانباختگان تابستان ۶۷ دادند، به فاصله ای کوتاه فرزند آقای منتظری که در زمان قتل عام جانشین خمینی محسوب می‌شد، مبادرت به انتشار فایل صوتی او در مرداد ۶۷ به هنگام ملاقات با هیئت مرگ خمینی در تهران کرد. منتظری خطاب به هیئت مرگ گفت: «به نظر من بزرگترين جنايتی كه در جمهوری اسلامی شده از اول انقلاب تا حالا»، «این کاری است که به دست شماها انجام شده است»،‌ و «در آینده، تاريخ ما را محكوم می‌كند و شما را در آینده،‌ جزو جنایتکاران در تاریخ می‌نویسند.» [اجرای عدالت درباره‌ی آمران و عاملان قتل عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷، در ایران]
آقای منتظری به دنبال این موضعگیری شجاعانه از مقام جانشینی خمینی عزل شد و باقی عمر را در حصر خانگی به سر برد. اما پیش بینی او کاملا درست بود و تاریخ، جمهوری اسلامی! را به خاطر این جنایت هولناک محکوم کرد.

جامعه
به دنبال فراخوان برای جنبش دادخواهی برای قتل عام شدگان ۶۷ موجی وسیع در جامعه به حرکت درآمد. در موارد متعدد دانشجویان در دانشگاه ها برای دادخواهی اعدام شدگان سخنرانی کردند از جمله دانشجویی در دانشگاه مدنی آذربایجان خطاب به جمهوری اسلامی! گفت: «گفتمان شما دفاع از قتل عام های فجیع، غیر انسانی، غیر قانونی و غیر شرعی سال ۶۷ است». [چرا حسن عباسی پاسخی برای قتل عام ۶۷ ندارد؟]
در ایام «انتخابات ریاست جمهوری ولایت فقیه» که به حضور یکنفر از اعضای هیئت مرگ ـ ابراهیم رئیسی ـ مزین! شده بود موضوع دادخواهی درباره قتل عام شدگان ۶۷ بالاتر گرفت. مردم در خیابان ها در اشاره به ابراهیم رئیسی شعار می‌دادند: «یک هفته دو هفته، قاتل شصت و هفته». [جدال بولدوزرها و زندگان ۶۷]

نظام
آنچه در درون جامعه ایران بر سر دادخواهی اعدام شدگان ۶۷ می‌گذشت بازتاب خود را در نزاع بین اجزای ولایت فقیه نشان می‌داد. روحانی که همواره یکی از تصمیم سازان و تصمیم گیران ارشد ولایت فقیه بوده است برای آنکه مهندسی خامنه ای در انتخابات! علیه خود را برهم بزند به ناچار در ۱۸ اردیبهشت ۹۶ در همدان اعلام کرد که مردم «آنهایی که در طول ۳۸ سال فقط اعدام و زندان بلد بودند را قبول ندارند». [روحانی و قتل عام ۳۸ ساله] متعاقبا خامنه ای در ۲۰ اردیبهشت در دانشگاه امام حسین سپاه خطاب به روحانی اعلام کرد: «اگر کسی بخواهد در انتخابات برخلاف امنیت کشور اقدامی انجام دهد، قطعاً با واکنش و سیلی سختی مواجه خواهد شد.» [سیلی خامنه ای به روحانی] اما کار از کار گذشته بود و نگرانی خامنه ای درباره از کنترل خارج شدن اوضاع او را ناچار کرد که از کاندیدای مطلوب خود ـ رئیسی ـ صرف نظر کند.

شهید و جلاد
متعاقبا خامنه ای در ۱۴ خرداد بر سر قبر خمینی اعلام کرد که جای شهید و جلاد در نگاه بدنه‌ی نظام او تغییر کرده است. [دهه ۶۰؛ جلاد و شهید] به این معنی که در نظام او کسانی هستند که اعدام شدگان دهه۶۰ را برخلاف تبلیغات رسمی حکومت شهید می‌دانند و افرادی به مانند «لاجوری» ـ از شکنجه گران معروف ـ را به عنوان جلاد می‌شناسند. معنی این اظهار نگرانی خامنه ای فروریختن مشروعیت نظام در بخشی از بدنه آن بود.
در همین دوران یعنی از اسفند ۹۵، یک فیلم ساخته شده توسط اطلاعات سپاه به نام «ماجرای نیمروز» اکران عمومی شد. فیلم تلاش می‌کرد تا با بازسازی گوشه ای از تاریخ ایران در مقطع ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۱۹ بهمن همان سال نشان دهد که کشتار مجاهدین خلق از مشروعیت برخوردار بوده است. فیلم با کشتن شخص موسی خیابانی بالاترین مسئول وقت مجاهدین در داخل کشور به پایان می‌رسد. چند ماه بعد نمایش اینترنتی این فیلم آغاز می‌شود اما نتیجه ای که از فیلم برای نظام حاصل می‌شود نه قانع کردن جامعه برای کشتارهای دهه۶۰ که کنجکاوی نسل جوان در شناخت موسی خیابانی و مجاهدین خلق است.

ورود جلادها
بالا گرفتن جنبش دادخواهی باعث شد تا بسیاری از دست اندرکاران آن سال ها به صحنه بیایند و هر یک به نحوی از کشتارهای صورت گرفته در دهه۶۰ و به طور مشخص سال ۶۷ دفاع کنند. رازینی از مقامات قضایی حال حاضر نظام در یک نمونه اذعان کرد که در شهر کوچکی مانند بجنورد ۸۰ تا ۹۰ درصد مردم مخالف نظام بوده اند و او تنها به وسیله اعدام توانسته است تعادل را در آنجا بچرخاند. [رازینی؛ برگرداندن ورق با اعدام] فلاحیان وزیر سابق اطلاعات جمهوری اسلامی! اعلام کرد که حکم همه این افراد مرگ بوده است و اگر کسی هم حکم دیگری به غیر از آن داده، اشتباه کرده است. [علی فلاحیان در مصاحبه با دهباشی؛ دهه۶۰ و اعدام برای همه] محسن رفیق دوست از مسئولین ارشد سپاه در طول سال های متمادی در مصاحبه ای گفت: خمینی «عاقل ترین فرد در قرون اخیر» است زیرا «دستور داد که هر کسی بر عقیده نفاقش هست مهدور الدم است.» [محسن رفیق دوست: امروز هم «منافقین» را می کشیم]

گسترش
موضع گیری دست اندرکاران اعدام ها نشان می‌دهد که جنبش دادخواهی نه تنها تا اعماق جامعه که حتی تا اعماق جناح های نظام مقدس! نیز رسوخ کرده است. این جنبش هر روز ابعاد گسترده تری به خود می‌گیرد زیرا جمهوری اسلامی! به اعدام ها ادامه می‌دهد و به اشکال مختلف به سرکوب اقشار گوناگون جامعه می‌پردازد و همین امر بردامنه جنبش می‌افزاید.

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.