برای یک ایران آزاد

جنگ‌افروزی، نشانه قدرت یا علامت ضعف: علیرضا معدنچی

0

جنگ‌افروزی نظام آخوندی همراه با تنش در روابطش با آمریکا بویژه بعد از انفجار نفتکش‌ها و حمله موشکی اش به یک پهپاد آمریکا در آبهای خلیج فارس افزایش یافته  است . دراین وضعیت  رژیم  با راه‌اندازی هیاهوی تبلیغاتی تلاش میکند تا این حملات را علامت قدرت خود نشان بدهد. اما واقعیت چیست؟ این جنگ‌افروزی‌ها نشانه قدرت است؟ آیا آمریکا و غرب  خط مماشات  با رژیم را از سرگرفته‌اند؟ مسأله ایران کجا و چگونه تعیین تکلیف می‌شود؟

آقای علیرضا معدنچی درگفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به سئوالات فوق جواب میدهد

علیرضا معدنچی: خوش خبر باشید خبر از این خوب‌تر نمی‌شود، و من تبریک به همه هموطنان عزیز میگویم به همه کوشندگان راه آزادی ایران بخاطر این پیروزی که بدست آوردند، این خواسته تمامی مردم ایران در این سالیان بوده، بخاطر اینکه ولی فقیه رأس جنایت و رأس غارت چپاول در همه این سالها بوده، تمام این جنایتهای که شاهد هستیم و تمام این غارتهای که مردم ایران را به خاک سیاه نشانده، همه‌ش به بیت‌العنکبوت خامنه‌ای برمیگردد، و همه‌ش از زیر عمامه این هیولاء ناشی شده است، از قتل‌های زنجیره‌ای تا کشتار و اعدامهای تا کشتار مردم سوریه و عراق و جنگ‌افروز در منطقه و متزلزل کردن شرائط امنیتی منطقه از لبنان و عراق و یمن تا سوریه نمی‌شود گفت ولی فقیه مسئول خون و جان چند میلیون نفر از مردم بیگناه هست، البته بزرگترین قربانیانش مردم ایران بودند آن هم بلحاظ سرکوب و هم بلحاظ غارت و چپاولگری که در ایران داشته، و همانطور که خانم مریم رجوی در پیامشان گفتند: این تحریم ولی فقیه بهترین ضروری‌ترین تحریم هست بخاطر اینکه رأس نظام را هدف قرار داده است، این همان چیزی است که مردم ایران بخصوص خانواده شهداء و زندانیان سیاسی را قلب شان را شاد می‌کند، و نوید این را می‌دهد که سرنگونی رژیم بدست مردم ایران هر چه نزدیک‌تر می‌شود بخاطر اینکه دشمن اصلی مردم ایران به این ترتیب یک ضربه کاری دریافت کرده است، و خوشحالیم بخاطر اینکه آن چیزی را که مقاومت مردم ایران در سالیان می‌گفت الان جامعه بین‌المللی به آن نزدیک می‌شود و درک می‌کند این رژیم پلید ولایت فقیه اصلاج پذیر نیست و باید در وهله اول سر مار را کوبید و سر مار همان جای است که امروز هدف تحریم یعنی بیت‌العنکبوت خامنه‌ای و شخص خامنه‌ای قرار گرفت.

علیرضا معدنچی: رژیم چون هیچ راهی بجزء این ندارد اقدامات رژیم نه از سر قدرت بلکه از روی نهایت ضعف و استیصال است، درست مثل قمار بازی که همه چیزش را در قمار می‌بازد معمولاً اینطور آدم‌ها جسارت بیشتری پیدا می‌کنند میگویند حالا که باختیم این هم روی آن، رژیم چنین وضعیتی دارد، و دست به چنین تحرکات خطرناکی میزند، اما چرا دست به اینکارها میزند یکی مطمئن هست که امریکا اقدام به جنگ نمی‌کند، حتی امریکا خواستار جنگ نیست، و به دلائل مختلف بر روی این حساب کرده هم بدلیل انتخابات امریکا که پیش رو هست، هم در جامعه امریکا مخالفت با ورود به یک جنگ دیگری بدلیل آن جنگ احمقانه با عراق وجود دارد، که الان همه به آن اذعان دارند و کسی نیست از آن حمایت بکند، مصداق مار گزیده از ریسمان سیاده و سفید می‌ترسد از هر جنگی هم اجتناب می‌کنند، رژیم با این حسابها است دست به اینکارها زده ضمن اینکه اگر بخواهد دست به این اقدامات نزند باید پای میز مذاکره برود، میز مذاکره برای او مثل زهر کشنده است بخاطر اینکه در مذاکره چی از رژیم می‌خواهند، اتمی و موشکی و عدم دخالت در کشورهای منطقه، دست برداشتن از تروریزم، حقوق‌بشر را می‌خواهند، هر کدام از اینها به تنهایی جام زهر است.

رژیم برای فرار از این به ماجراجویی‌های تروریستی به بمبگذاری در بدنه نفت‌کش‌ها، به اقدامات تروریستی توسط نیروهای نیابتی خودش پناه می‌برد، که در عین حال تاکید بکند، و ضعف رژیم از آنجا می‌شود دریافت با تکذیب شدید و غلیظ ما نبودیم و خبر نداریم بخشی از اقدامات خودش را خنثی می‌کند و نشاندهنده این است که ضعیف‌تر از این هست که بتواند مسئولیت اقدامات خودش را به عهده بگیرد.

پاسخ قسمت دوم سوالتان حتماً می‌ترسد و این ریسک را به جانش می‌خرد، بخاطر اینکه آن قسمت قضیه برایش هولناک‌تر است این ترس را در اظهارات نشریات و رسانه‌های رژیم را بهتر می‌توان دید، یعنی این شرائط متشنج و پر تنش منطقه باعث می‌شود هر اقدام ناخواستهی جرقه جنگ ناخواسته را بزند این در حرفها و تحلیلهای خیلی از مهره‌ها و تحلیلگران رسانه‌های رژیم هست از جمله در رسانه حکومتی فرارو به تاریخ ۲۹ خرداد اینطور نوشته بود: «از دیدگاه کاخ سفید استراتژی حداکثری امریکا در برابر ایران نیاز به جنگ جدی ندارد، (یعنی می‌گوید امریکا نیازی ندارد ریسک جنگ را به جان بخرد و به این گزینه نیازی ندارد)، سیاستمداران واشنگتن معتقدند که تحریمهایشان علیه ایران در بلند مدت بدون شلیک یک گلوله نتیجه مطلوب امریکا را محقق خواهد کرد، البته این به این معنا نیست که وضعیت فعلی به همین شکل ادامه خواهد یافت، (یعنی می‌گوید این شرائط همیشه در حالت نجنگ باقی نماند و وضعیت ناخواستهی پیش بیاید و منجر به جنگ و درگیری نظامی بشود)، به همین دلی ترامپ اخیراً گفت ما برای ایران بسیاری آماده هستیم و خواهیم دید چه اتفاقی خواهد افتد»، مطالب در این زمینه زیاد است که من بخاطر وقت از آنها صرف نظر می‌کنم. بزرگ‌ترین منشاء ترور همین بیت خامنه‌ای هست برای اینکه خیلی از ارگانهای مربوط به ترور در بیت خامنه‌ای سازماندهی شدند مثل همان دم و دستگاه‌های که زیر نظر مجتبی خامنه‌ای هست بعضی از ارگانها مثل ارگان سازمان اطلاعات سپاه پاسداران هم مستقیماً از بیت خامنه‌ای می‌گیرند همچنین لباس شخصی‌ها که در قیامهای سال ۸۸ و قیام دی ماه ۹۶ سرکوب و کشتار مردم را بر عهده داشتند اینها هم تحت فرمان بیت خامنه‌ای هستند. اطلاع ندارم چقدر از این پولها و اموال در بانکهای خارجی هستند مقدار زیادی از این اموال ممکن است به اسم خامنه‌ای نباشد ولی به اسم مجتبی پسرش و یا بچه‌های دیگرش هستند و یا قوم و خویشاوندانش، حالا باید دید تحریم شامل آنان هم می‌شود یا خیر به هر حال این ضربه جدی هست و دست خامنه‌ای را در غارت و چپاول و سرکوب و جنایت خیلی می‌بندد.

علیرضا معدنچی: رژیم از جنگ خیلی می‌ترسد در وهله اول نمی‌خواهد جنگ به معنی وسیع کلمه راه بیندازد، ولی می‌داند امریکا هم اراده جنگ ندارد و نمی‌خواهد بجنگد به این دلیل از این قضیه جرات پیدا می‌کند، سیاست رژیم باجگیری است بخاطر اینکه از بعضی احتیاط‌ها و ملاحظاتی که طرف مقابل دارد، از این می‌خواهد استفاده بکند، یک دلیل دیگر این اقدامات ماجراجویانه و جنگ‌افروزانه رژیم وضعیت داخلی او است، رژیم به شدت در منگنه فشارهای اقتصادی، اجتماعی و انواع فشارها است و این وضعیت نیروهای رژیم را خیلی آشفته کرده است، یک جریان گسترده و تشدید شونده ریزش در نیروهای رژیم را ما شاهد هستیم شاخص آن هم سرکرده سپاه پاسداران بود و اعدامهای ماه اخیراً گفتند در برخی از ارگانهای رژیم تحت عنوان جاسوسی و نفوذ شده و رژیم نیاز دارد نیروهای خودش را اینگونه سرپا نگه بدارد و رژیم هم صحبت می‌کنیم اعم ازپاسداران داخلی رژیم یا مزدوران خارجی او مثل حزب الشیطان لبنان یا حوثی‌ها و یا شبه نظامیانی که در سوریه و عراق درست کرده اینها اهداف رژیم را پیش می‌برند وقتی احساس بکنند رژیم ضعیف شده ریزش می‌کنند و زیر پای رژیم خالی می‌شود .

بنابراین رژیم متکی است به سرکوب در داخل و تروریزم در خارج و این را بوسیله نیروهایش پیش می‌برد، نیاز دارد به بمبگذاری ها و اقدامات تروریستی و در واقع لگد پرانی‌های تروریستی یکطوری نمایش قدرت بدهد و نیروهای خودش را حفظ بکند این یکی از دلایل مهم اقداماتی است که رژیم انجام می‌دهد البته همانطور که گفتم باجگیری از کشورهای دیگر منطقه هم مد نظرش هست ولی فکر می‌کنم عهد این بسر آمده و از انجای که طرفهای خارجی خوب می‌دانند اقدامات رژیم منشاش ضعف است و نه قدرت، حاضر نیستند به او باج بدهند.

مثلاً همین دیروز که معاون وزیرخارجه انگلستان به ایران آمده بود از فحوی کلام کمال خرازی که طرف صحبت او بود می‌شد دریافت خیلی با رژیم تند برخورد کرده درواقع به آنان التیماتوم داده منابع خبری رژیم از اظهارات اندری مولسون معاون وزیرخارجه انگلستان چیزی نگفتند ولی از صحبتهای این معلوم بود به آنان هشدار داده و خرازی گفت حرف جدید نداشتند و تکراری بود از قضاء من می‌خواهم بگویم اینها چرا ما را به بمبگذاری تروریستی در خلیج فارس متهم می‌کنند ما اعلام کردیم ما نبودیم معلوم بود که معاون وزیرخارجه به آنان چنین هشداری داده بوده کما اینکه منابع خارجی هم گفتند وقتی تکذیب کردند گفته نه ما میدانیم شما بودید و می‌خواهیم دست از اینکارهایتان بردارید.

علیرضا معدنچی: مقامات امریکا خیلی صریح گفتند خط‌شان خط ادامه فشار حداکثری از طریق تحریمهای اقتصادی هست، می‌بینیم هر روز هم بر دامنه و شدت تحریمها اضافه می‌کنند که آخرینش هم تحریم شخص خامنه‌ای بود برای این تحریمها اقتصادی امریکا نیاز به چتر سیاسی دارد این چتر سیاسی هم از طریق اجماع و ائتلاف منطقه‌ای و بین‌المللی می‌تواند بدست بیاورد، به این دلیل هست که به جد در پی ایجاد یک اجماع هست و می‌بینیم در این زمینه خیلی فعال است همین دیروز و پریروز برایان هوک در کشورهای منطقه بود و از امروز پمپئو به کشورهای منطقه آمده عربستان، کویت، امارات آمده و می‌رود به کشورهای شرق آسیا به هند، ژاپن، کره جنوبی و از آنجا به اروپا و تقریباً همین مسیر را برایان هوک طی کرده او هم از منطقه می‌خواهد به اروپابرود و در پاریس با وزراء سه کشور اروپایی دیدار داشته باشد بولتن هم در منطقه هست و الان در اسرائیل هست و محور صحبتهایش مسئله ایران است.

این سفرها به دو منظور صورت می‌گیرد یکی اطمینان دادن به سران کشورهای منطقه هست که امریکا با تمام قوا از آنان حمایت می‌کند و اینکه جواب نظامی به رژیم نمی‌دهد بخاطر اینکه اصلاً نیازی به اینکار ندارد اما همانطور که رئیس جمهور امریکا گفته گزینه نظامی را از روی میز برنداشتند و بر نمی‌دارند، کما اینکه از قول کارشناسان و رسانه‌های رژیم خواندم که امریکا همچنان این را حفظ کرده و این برای ما خطرناک است و دیگری اجماع بین‌المللی هست چون اگر بخواهد دست به هر اقدامی هم بزند از جمله اقدام نظامی نیاز به همراهی جامعه بین‌آلمللی دارد و می‌بینیم دبیرکل ملل متحد هم به رژیم هشدار داده و در واقع همانطور خیلی از مهره‌های رژیم احساس خطر می‌کنند و هشدار دادن به رژیم این اقدامات رژیم می‌تواند منجر به این بشود که یکی از اهداف امریکا هم همین است که احاله به شورای امنیت بدهد و اگر آنطور که رژیم ادعا می‌کند در سدد خروج تدریجی و گام به گام از برجام هست آن وقت بعنوان ناقض برجام پرونده‌ش خود به خود به شورای امنیت احاله داده می‌شود و تحت بند هفتم منشور ملل متحد قرار می‌گیرد که هر گونه اقدام نظامی را این بند برای کشور خاطی مشروع می‌شمارد.

علیرضا معدنچی: رئیس جمهور امریکا در باره اینکه چرا دست به اقدام نظامی نزده گفت درپاسخ به این کاری که اینها کردند در واقع من در ۱۰ دقیقه آخر قبل از اینکه فرمان نهایی حمله صادر بشود من این حمله را متوقف کردم، بخاطر اینکه وقتی از ژنرالها پرسیدم تلفات انسانی آن چقدر است گفتند ۱۵۰ نفر برآورد می‌کنند ومن حساب کردم این متعادل نیست با آن کاری که رژیم کرده است، البته اگر رژیم دست به اقدامی می‌زد که جان امریکاییان را به خطر می‌انداخت آن وقت وضعیت فرق می‌کرد، این حرف رئیس جمهورامریکا است شما می‌توانید این حرف را قبول بکنید یا نکنید، می‌توانید بگویید نه خیر محاسبات سیاسی در نظر داشته نه ملاحظات انساندوستانه، می‌توانید بگویید ملاحظات انتخاباتی را در نظر داشته، هر چیزی می‌شود گفت، ولی در یک چیز نمی‌توان تردید کرد امریکا بدلیل ضعف نظامی نبوده که عمل نکرده، از قدرت نظامی رزیم نمی‌ترسیده، این‌های و هوی رژیم چیزی خنده دار و مسخره است، حتی سر عقب مانده‌ترین بسیجی‌های خودش را با این حرف نمی‌تواند شیره بمالد، که امریکا از قدرت نظامی ما ترسیده، ظریف قبلاً گفته بود و همه می‌دانند اگر امریکا اراده جنگ داشت، در عرض ۲۰ دقیقه می‌توانست دم و دستگاه رژیم را جمع بکند.

بنابراین علتش ضعف نیست، ملاحظات دیگری در کار است، یکی مسئله اجتماعی امریکا، اینکه اول امریکا نیاز دارد اجماع جهانی را شکل بدهد، تا بتواند وارد درگیری نظامی بشود، و همینطور الان از قول یکی از رسانه‌های رژیم خواندم امریکا نیازی به اینکار نمی‌بیند، به قول معروف گرهی را که با دست بتوان باز کرد چرا با دندان باز بکند، چرا برای آن هزینه اضافه بپردازد، هم هزینه مالی چرا که جنگ هزینه مالی سنگینی دارد، هم هزینه انسانی، هزینه سیاسی، امروز پمپئو گفته بود ما با تحریمهای خودمان ۸۰ درصد اقتصاد ایران را تعطیل کردیم، این را همه مردم ایران به چشم می‌بینند، واقعاً این وضعیت درب و داغان اقتصاد کشور، حالا ممکن است روحانی و غیره دروغ و دغلی را سرهم بکنند که اوضاع خوبه و فلان، اما این حرفهای است که هر کسی به آنان می‌خندد، و مردم ایران بخوبی خبر دارند اوضاع اقتصادی از چه قراری است وقتی اوضاع رژیم اینطوری است و امریکا روز به روز حلقه خودش را تنگ‌تر می‌کند همانطور که اول سپاه پاسداران بود بعد پتروشیمی و بعد صنایع فلزی الان به شخص خامنه‌ای رسید و در حال ادامه پیدا کردن است، فردا نوبیت ظریف هست.

رژیم به همه لحاظ در حال فلج شدن است، بلحاظ اقتصادی و سیاسی، دیگر شاید نیازی به ا ین کار نمبیند، البته اگر رژیم دست به اقدامات دیگری بزند ممکن است از گزینه‌های دیگری هم استفادده بشود، ولی بطور خلاصه عرض کنم نیازی به این نمی‌بیند، یک نکته هم بگویم این قضایای اخیر بخصوص حمله به پهباد و خودداری امریکا از عکس العمل و جواب دادن متقابل نظامی بادکنک تبلیغاتی رژیم در مورد اینکه آهای امریکا جنگ‌طلب هست و امریکا می‌خواهد جنگ راه بیندازد ترکاند، الان در تمام دنیا همه می‌دانند خط امریکا خط جنگ نیست، و آن تبلیغات رژیم دود هوا شد، الان همه می‌بینند کسی که جنگ‌طلب هست و در واقع بر طبل جنگ می‌کوبد رژیم هست با اقدامات پشت صحنه‌ش و این لگدپراگنی های پشت سرهم از خلیج فارس و دریای عمان تا تاسیسات نفتی عربستان تا فرودگاه‌های عربستان، توسط نیروهای نیابتی‌ش که انجام می‌دهد به نظرم امریکا می‌خواهد از این فرصت استفاده بکند این را خوب جا بیندازد که ببینید منتقدان سابق امریکا الان به میزان زیادی قانع شدند که این امریکا نیست که خواهان جنگ است، بلکه رژیم هست که جنگ می‌خواهد و امریکا می‌خواهد ثمره سیاسی ضعیت را و برگی که ورق خورده بچیند.

علیرضا معدنچی: جواب این سؤال نیاز به صدها کتاب و مقاله تحقیقی تا علائم اینکه یک رژیم با ثبات و قدرتمند چی هست، خلاصه شاخص‌های قدرت یک سیستم حالا این سیستم می‌تواند یک ارگانیسم زنده باشد یا یک دولت باشد یا یک سازمان و حزب و یا هر چیز دیگری یعنی یک پدیده طبیعی یا سیاسی باشد، اولاً چقدر قدرت انطباق با شرائط متحول پیرامون خودش را دارد چقدر قدرت انطباق و منطبق با مقتضیات پیرامون خودش هست، یکی دیگر در درون خودش نظام به سامان است، چقدر منسجم، متشکل، هست یا نیست، هر کدام از اینها را تجزیه و تحلیل بکنید یک دولت چه وقت میکوییم با شرائط پیرامون منطبق هست؟ وقتی برآمده از آرمانها و خواسته‌های جامعه باشد، هر چقدر نظامی دمکراتیک‌تر باشد قوی‌تر و با ثبات‌تر است، در این زمینه نیروی نظامی یکی از آخرین مؤلفه‌های هست که (البته نیروی نظامی هر کشوری نشانه قدرت هست) در ردیفهای آخر قرار می‌گیرد، در ردیف اول آن نظام چقدر متکی به مردم هست، چقدر خواسته‌ها و آرمان مردم را نمایندگی می‌کند، اگر با این شاخص‌ها بخواهیم بسنجیم رژیم هیچ پوئنی نمی‌گیرد، بلکه تماماً ضعف است.

مثال بزنیم آلمان هیتلری را در اوج آن قدرت و نمایشهای قدرتی که چشمها را خیره می‌کرد و آن لشکرکشی‌ها، اما در واقع و در باطن یک نظام ضعیف بود، آنطور که در تعریف فاشیزم میگویند برآمده از بحران سرمایه داری است وقتی سرمایه داری نمی‌تواند مسئله خودش را حل بکند منجبر به فاشیزم می‌شود، همینطور دیکتاتوری، یک دیکتاتوری در ذات خودش ضعیف است اگر ضعیف نباشد دست به سرکوب مردم نمی‌زند، یک نظام برآمده از آراء مردم رژیم با ثبات است.

چرا هیچکس از ثبات کشورهای اسکاندیناوی صحبت نمیکند که با ثبات هستند یا نه ممکن است دولتهای زیادی بروند و بیایند و دولتها با بحران مواجه بشوند اما نظام با بحران مواجه نیست، اما یک کشور دیکتاتوری در ذات خودش ضعیف است، یا یک نظام چقدر توانسته به مسائل جامعه خودش جواب بدهد، تضادهای جامعه خودش را حل بکند.

مثال دیگری بزنم، اتحاد جماهیر شوروی در آخرین سالهای عمر خودش بدلیل اینکه نتوانست تضادهای جامعه خودش را حل بکند برغم اینکه بیش از ۱۰ هزار کلاهک اتمی برخوردار بود در بعضی از موارد و در این مورد کلاهک‌های اتمی قدرتش بیشتر از امریکا بود ولی دیدیم نظام ضعیفی بود و از درون فرو پاشید، حالا به رژیم برگردیم، رژیم توانسته یک معضل و مشکل اجتماعی را حل بکند یا پیوسته آنها را تشدید کرده است از مسائل قومی و اقلیتها، (از بکار بردن کلمه اقلیتها معذرت می‌خواهم) در واقع از حل مسئله تنوعات قومی و زبانی مردم ایران،‌ آیا مسئله زنان، مسئله بیکاری کدام مسئله را توانسته حل بکند و کدام مسئله را باضاف تشدید نکرده، از مسائل اجتماعی تا مسائل اقتصادی و هر مسئله دیگری که در نظر بگیریم، بدلیل عدم انطباقش با جامعه ایران رژیم محکوم به شکست است، محکوم به نابودی و سرنگونی است.

علیرضا معدنچی: رژیم اگر منظورشان آن توافق با کشورهای اروپایی و برجام هست و اینکه برجام باعث شد نارضایتی مردم کاهش پیدا بکند اصلاً اینطور نیست یک شاخص روشن دارد و آن هم قیام مردم ایران در دی ماه ۹۶ است اگر نارضایتی‌ها کاهش پیدا کرده بود پس این قیام نتیجه چی بود؟ نخیر نارضایتی‌ها پیوسته افزایش پیدا کرده و متراکم شده و مسئله ایران با توافق برجام با کشورهای اروپایی حل نمی‌شود، مسئله ایران با مردم ایران هست که حل می‌شود.

رژیم ناتوان‌تر از این هست که مسئله مردم ایران را حل بکند، اما در مورد سوالشان که مجاهدین و شورای ملی مقاومت معتقدند اگر رژیم پای مذاکره بیاد سرنگون می‌شود رژیم پای میز مذاکره نخواهد آمد این را خامنه‌ای صراحتاً گفته و به نوعی اشاره کردند مذاکره در بستر تعادل قوای به شدت نابرابر هست و آنها خواسته‌های خودشان را دیکته می‌کنند، این را رژیم و ولی فقیه می‌گوید از رژیم چی می‌خواهند دست از اتمی بردار، دست از موشکی بردار، دست از دخالت و جنگ افروزی در منطقه بردار، دست از نقض حقوق بشر بردار، هرکدام از اینها را اگر رژیم دست بردارد هر کدام به تنهایی رژیم را ساقط می‌کند، خامنه‌ای خودش گفت دخالت در کشورهای منطقه و سوریه عمق استراتژی نظام محسوب می‌شود، هر رژیمی تکیه گاهی نیاز دارد یا در داخل است که به مردم خودش تکیه داردکه رژیم ندارد، یا تکیه گاهش به بیرون است یا مثل رژیم شاه وابسته است و تکیه گاهش کشور خارجی است یا تکیه گاهش به نیروهای مزدور خودش مثل حزب‌الله (حزب‌الشیطان)، حشدالشعبی عراق، رژیم بشار اسد یا حوثی‌های یمن، رژیم الان قدرتنمایی مقطعی خودش را و نانش را از حوثی‌ها می‌خورد، حوثی‌ها موشک به عربستان میزند و رژیم می‌گوید من نبودم و حوثی‌ها در زمینه موشکی پیشرفت کردند اگر این را از رژیم بگیریم رژیم به چی بند است؟ اتکا رژیم به چی است؟ به سپاه پاسداران و عنوان سپاه پاسداران چی هست؟ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وخودشان میگویند انقلاب اسلامی مرز نمی‌شناسد، بنابراین رژیم دست از تروریزم و دخالت در کشورهای منطقه بردارد سپاه از موضوعیت میافتد، سپاه در مرحله بعد باید منحل بشود، کما اینکه در رژیم شاه دیدیم وقتی رژیم شاه شلاق را کنار گذاشت ساواک فرو ریخت، تمام آن هیمنه و ابهت ساواک بخاطر شکنجه و زندان بود وقتی که در اثر سیاست حقوق‌بشری کارتر ناچار شد شلاق را کنار بگذارد ساواک فرو ریخت .

ساواک که ستون نگهدارنده در داخل بود فرو که ریخت رژیم شاه هم سرنوشتی جزء سقوط نداشت، وابستگی رژیم به سرکوب هم خیلی روشن‌تر از آن است که نیازی به توضیح داشته باشد، کافی است یکروز پاسداران در خیابان نباشند، یکروز رژیم دست از سرکوب عریان خودش بردارد آن وقت همین توده‌ها و همین ارتش رژیم را جارو می‌کنند و از صحنه حذف می‌کنند.

علیرضا معدنچی: رژیم ذلیلانه و منت کشانه بشدت بدنبال رابطه با عربستان و امارات هست برغم تیرگی شرائط هر وقت سردمداران رژیم دهن باز می‌کنند میگویند ما آماده برای گفتگو هستیم ما آماده هستیم اختلافات‌مان با همسایگان را حل بکنیم، منتهی این همسایگان ۴۰ سال رژیم را آزمودند و هر بار آمدند و دهها بار فریب رژیم را خوردند و هر رژیم نزدیک شدند گزینه شدند و رژیم در خاک این کشورها و در میان این کشورها از طریق عوامل خودش در صدد به هم زدن امنیت و آرامش کشورها است و باز کردن جا پای خودش بوده، و هر بار از این ادعاها می‌کند جوابشان به رژیم این است اول دست از دخالت در کشورهای عربی بردار تا آن وقت ما حاضر بشویم با تو گفتگو بکنیم.

علیرضا معدنچی: برای کوتاه شدن اجازه بدهید من از روی یادداشتی که کردم برای شما بخوانم کلاً سه عامل بحران رژیم را که الان ما به آن میگوییم بحران سرنگونی شکل داده است.

عامل اول و مبنایی اکثریت مردم ایران و یا اکثریت قریب باتفاق مردم ایران بعد از دهه‌ها سرکوب علیه رژیم بپا خاستند و امیدی به رژیم نمی‌بینند این را در رسانه‌های رژیم هم با عنوان بی اعتمادی مردم را بوضوح می‌شود دید و آنها اسم این را رویگردانی و تنفر و خشم مردم در قیام ۹۶ شعله کشید اسم این را بی اعتمادی مردم می‌گذارند.

دوم حضور یک اپوزیسیون در هیئت سازمان مجاهدین خلق ایران و یک آلترناتیو شناخته شده در هیئت شورای ملی مقاومت ایران که تظاهرات و حضور این مقاومت را طی این روزها ما می‌بینیم آخرینش در روز جمعه گذشته در واشنگتن بود و دیدیم معاون رئیس جمهور امریکا گفت در کنار مردم ایران همینهای که در واشنگتن تظاهرات کردند در کنار اینها ایستادیم، یعنی مقاومت ایران با این تظاهراتها به اثبات رسانده که نماینده مردم ایران هست، و این یعنی آلترناتیو .

یک عامل دیگر این مقاومت سازمانیافته‌ای است که حضور خودش را در هیئت کانونهای شورشی و استراتژی هزار اشرف نشان می‌دهد، چیزی که رژیم را به شدت دچار وحشت کرده است، این‌ها پایه‌های تحلیلی است که بر اساس این پایه‌ها است ما میگوییم رژیم دچار بحران سرنگونی و از آن خلاصی ندارد، عامل زمان هم بشدت در جهت تقویت این عوامل هست که هر روزی که می‌گذارد ما شاهد پیروزیهای مقاومت ایران و اپوزیسیون و آلترناتیو ایران هستیم و شکستهای که یکی پس از دیگری به رژیم وارد می‌شود و این روندی است که رژیم روز بروز به آن مرحله نهایی خودش و پرتگاه سرنگونی نزدیک‌تر می‌شود.

علیرضا معدنچی: همین تحریمها گواه این است که جامعه جهانی فهم درستی از رژیم پیدا می‌کند مقاومت ایران همیشه گفته این رژیم هیچ پایگاهی در میان مردم ایران ندارد، این را در صحبتهای مایک پنس معاون رئیس جمهور امریکا می‌شود به وضوح دید و هر یک از سخنرانان که در تظاهراتهای واشنگتن و در سایر تظاهراتها این را مطرح می‌کنند.

دوم به این نتیجه رسیدند باصطلاح ماجراجویی‌ها و لگدپرانی‌ها رژیم از تروریستی تا این چسباندن بمب به کشتی‌های تجاری و نفتکش ها از علائم قدرت نیست علامت ضعف است، این چیزی است که جامعه جهانی به فهم آن نزدیک شده است، متاسفانه سیاست مماشات در این سالها سعی می‌کرد نشانه قدرت جلوه بدهد، یک موقعیتی که جامعه جهانی به آن پی برده این است که هیچ مدراسیون و مدره و میانه‌روی در میان این رژیم وجود ندارد، اصلاح‌طلب و اصولگرا سروته یک کرباس هستند همان شعاری که مردم ایران در قیام دی ماه ۹۶ فریاد می‌زدند که «اصلاح‌طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا»، این چکیده تجربه سیاسی مردم ایران بخصوص اقشار آگاه از این رژیم هست، و الان جامعه بین‌المللی به این نزدیک شده است، در اظهارات پمپئو وزیرخارجه امریکا دیدیم که گفت این سیاستهای که با آن مواجه هستیم نتیجه ۴۰ روز برخورد ما با این رژیم نیست نتیجه ۴۰ سال برخورد ما با این رژیم هست، و طی آن سخنگوی وزیرخارجه امریکا گفت مشخص شده هیچ مدره‌ای در ایران وجود ندارد، چیزی که سیاست مماشات تکیه خودش را بر این گذاشته بود که گاها اینطرف و آنطرف می‌شنویم که سیاست قاطع و سخت‌گیرانه علیه رژیم اعمال می‌شود باعث می‌شود مدره ها تضعیف بشوند و سخت سران قوی بشوند، دیگر پنبه این حرفها زده شده و معلوم شده در این رژیم هیچ این خبرها نیست و به قول معروف همانطور که رهبر مقاومت آقای مسعود رجوی گفتند: «افعی کبوتر نمی‌زاید»، و این رژیم افعی است که هیچ امکان اینکه یک جناح یا فرد یا عنصر میانه‌روی از این رژیم بیرون بیاید و مثلاً به اصلاحات منجر بشود وجود ندارد.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.