برای یک ایران آزاد

«جنگ اقتصادی» چیست؟ جنگ اقتصادی علیه نظام یا جنگ اقتصادی علیه مردم

0

جنگ اقتصادی عبارتی‌ست که از طرف گردانندگان نظام برای توصیف شرایطی که خلافت اسلامی! در آن به سر می‌برد استفاده می‌شود. آنها می‌کوشند به این ترتیب مرزبندی افکار عمومی با نظام را از میان بر‌دارند. محتوای عملی گفتمان سازی نظام از جمله شامل جنگ اقتصادی علیه مردم نیز می‌شود.

خروج از برجام و ادامه ماجرا
ترامپ در ۱۸ اردیبهشت خروج آمریکا از برجام را اعلام کرد. تا اینجای کار تنها یک «خروج» صورت گرفته بود. اما مواضع آمریکا در همین نقطه باقی نماند گام بعد ارائه شروط ۱۲ گانه از طرف مایک پمپئو وزیر خارجه این کشور بود. شروطی که اگر نظام ایران آنها را رعایت کند راهی برای ایجاد یک توافق جدید با آمریکا باز می‌شود.
شروط ۱۲ گانه پمپئو بر روی چهار محور قرار دارد:
۱.تضمین نظام ایران به اینکه هرگز به سلاح اتمی مجهز نخواهد شد
۲.عدم توسعه فعالیت‌های موشکی
۳.عدم دخالت در کشورهای منطقه
۴.آزاد کردن گروگان‌های غربی در ایران. [۱۲ شرط وزیر خارجه آمریکا برای نظام ایران – تغییر سیاست؛ تغییر دوران]
ضمانت اجرای خواسته‌های ۱۲ گانه آمریکا از نظام ایران، تحریم‌هایی بود که در دو نوبت نیمه مرداد و نیمه آبان از راه می‌رسید. تحریم‌های مرحله نخست از جمله شامل فلزات، خودروسازی و خرید ارز می‌شد. و تحریم‌های مرحله دوم شامل تحریم نفتی و بانکی.

شرایط پیچیده شونده
خامنه‌ای در نخستین واکنش به وضعیت جدید آنرا «جنگ اقتصادی» علیه نظام اعلام کرد. او در سخنرانی خود به تاریخ ۲ خرداد ۹۷ در حضور «مسئولان نظام» گفت: «دشمن ما اتاق جنگ را برده است در وزارت خزانه‌داری؛ [اتاق] جنگ علیه ما به جای وزارت دفاع، وزارت خزانه‌داری آنها است». [خامنه‌ای در پاسخ به پومپئو چه گفت؟]
به این ترتیب خامنه‌ای پذیرفت که نظام او از طرف جامعه جهانی در معرض یک جنگ قرار است و البته او ماهیت این جنگ را اقتصادی توصیف کرد. در جنگ اقتصادی قبل از هرچیز منابع مالی نظام مورد تهدید قرار می‌گیرد. با مراجعه‌ای به همان سخنرانی خامنه‌ای مشاهده می‌کنیم که او بر روی چه عاملی دست می‌گذارد. او از اروپایی‌ها می‌خواهد که خرید نفت نظام را تضمین کنند و تضمین کنند که نظام به پول نفت فروخته شده دست خواهد یافت.
در این جنگ اقتصادی به تعبیر خامنه‌ای هدف اصلی ممانعت از فروش نفت توسط نظام است زیرا اقتصاد متکی به نفت خلافت اسلامی! از همین نقطه آسیب پذیر می‌شود. هرچند بقیه تحریم‌ها نیز به میزانی بر گردش مالی و منابع درآمدی سپاه تاثیر گذار است اما در مقایسه با آنچه فروش نفت نصیب سپاه می‌کند چندان قابل توجه نیست.
جدیت آمریکا در امر تحریم‌ها و تشویق شرکت‌ها به خروج از ایران اثر خود را گذاشت. برخلاف آنچه رهبران اروپایی و سایر امضا کنندگان برجام از تداوم آن دفاع می‌کردند اما در صحنه‌ی عمل شرکت‌ها شروع به ترک ایران کرده و می‌کنند. [۵۳ شرکت از بازار ایران خارج شدند؛ جغرافیای خروج]
از این زاویه نظام خود را با شرایطی مواجه می‌بیند که هرچه به جلو می‌رویم پیچیده‌تر و دشوارتر می‌شود. به‌خصوص آنکه تحریم‌های نفتی هنوز آغاز نشده است با این وجود بسیاری از خریداران خرید خود را کاهش داده یا قطع کرده‌اند و از سوی دیگر تولیدکنندگان عمده‌ای همچون عربستان و روسیه برای پر کردن خلاء ناشی از تولید نفت ایران اعلام آمادگی کرده‌اند. [روسیه و تحریم‌ نفتی نظام ایران؛ روایت حسین کاظم‌پور اردبیلی از پایان نگاه به شرق]

گفتمان «جنگ اقتصادی»
در چنین شرایطی «گفتمان» حاکم در درون نظام بر مبنای «جنگ اقتصادی» شکل می‌گیرد. در سخنرانی‌های متعدد چه در میان مقامات ارشد یا کارشناسان نظام، به طور مستمر درباره جنگ اقتصادی سخن گفته می‌شود. به این ترتیب نظام از یک سو می‌خواهد به بدنه‌ی خود این آرامش خیال را بدهد که جنگ خارجی در کار نخواهد بود و از سوی دیگر امیدوار است تا با فروکاستن نزاع موجود در سطح جامعه به یک فشار اقتصادی خارجی، افکار عمومی را در برابر امکان قیام و سرنگونی در موضع بن‌بست یا همدردی و همراهی با نظام قرار دهد. نزاع موجود در جامعه که بین اکثریت مردم و اقلیت حاکم در جریان است، اساس و موجودیت نظام را نشانه گرفته است و خلافت اسلامی! تلاش می‌کند تا در جنگ ‌رسانه‌ای و به تعبیر دقیق‌تر جنگ روانی به نحوی از آن عبور کند.
روحانی عصر سه‌شنبه ۲۰ شهریور در جلسه «شورای عالی انقلاب فرهنگی» گفت: «توطئه دشمنان نظام اسلامی برای ضربه زدن به اقتصاد کشور و ایجاد مشکل در زندگی مردم» است. او سپس افزود: «از این مرحله نیز عبور خواهیم کرد». [پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری ۲۰ شهریور ۹۷]
در همان روز معاون روحانی؛ جهانگیری گفت: «شرایط دشوار است اما بن‌بست نیست.» او سپس افزود: «ما امیدواریم که با همت مردم و میدان‌داری فعالان اقتصادی و دولت از این شرایط با کمترین هزینه عبور کنیم». با این همه جهانگیری تصریح کرد: «طبیعی است که تحریم‌ها تاثیر زیادی داشته و آمریکا جنگ اقتصادی علیه مردم ایران را آغاز کرده و اتاق جنگ علیه ایران ایجاد کرده است.» [ایلنا ۲۰ شهریور ۹۷]
معاون روحانی در همین تاریخ در اظهار نظر دیگری در مراسمی دیگر گفت: «آمریکایی‌ها» «امروز» «با نهایت بی اعتنایی به مقررات بین المللی و توافقنامه‌ای که خود امضا کردند، از برجام خارج شده و مجدداً تحریم‌های یکجانبه‌ای را علیه ملت ایران وضع کردند.» [ایلنا ۲۰ شهریور ۹۷]
فردای آن روز در ۲۱ شهریور، روحانی در جلسه هیأت دولت ضمن آنکه به‌مناسبت ایام محرم روضه خواند و خود به همراه سایر اعضای هیأت دولت گریه کرد، گفت: «ایران» «با جنگ اقتصادی ناخواسته روبرو است».
روحانی سپس در تبیین وظایف «مسئولان و کارگزاران و رسانه‌ها»ی نظام افزود: «اگر ایستادگی کرده و به مردم روحیه بدهیم، هزینه ملت را کاهش داده‌ایم، اما اگر ترس، هراس و ناامیدی ایجاد کنیم، هزینه ملت را بالا برده‌ایم و چه کاری ضدانقلابی‌تر از این که ما در صفحه اول روزنامه‌ها، سایت‌ها و خبرگزاری‌ها و رسانه‌های خود، در دل مردم هراس ایجاد کنیم.»
رئیس جمهور نظام ادامه داد: «مردم در این جنگ بدون مشکل نخواهند بود، چرا که جنگ بدون کشته و مجروح نمی‌شود، اما این جنگی است که مطمئن هستیم، پیروزی نهایی با ماست و دشمن را در آن شکست خواهیم داد.»
نتیجه گیری نهایی روحانی اینگونه خلاصه شد: «مردم مشکل دارند و ما در جنگ اقتصادی و روانی قرار داریم». [ایلنا ۲۱ شهریور ۹۷]

رهنمودهای بخش جنگ روانی نظام
براساس رهنمودهای بخش جنگ روانی نظام، تاکید مقامات بر «جنگ اقتصادی» منافع گوناگونی برای نظام به همراه دارد. آنچنان که در سخنان روحانی و جهانگیری و البته بسیاری دیگر از مقامات و کارشناسان نظام مشاهده می‌شود مقوله جنگ اقتصادی دارای تعدادی کلید واژه یا عبارات کلیدی‌ست که از آن رمزگشایی می‌کند:
۱.جنگ اقتصادی توسط آمریکا علیه نظام شروع شده است
۲.این جنگ تنها علیه نظام نیست بلکه علیه کشور و مردم است
۳.این جنگ سختی‌ها و تلفات خودش را خواهد داشت
۴.نظام از این جنگ عبور خواهد کرد.
در بستر تولید ادبیات پیرامون «جنگ اقتصادی» در قدم نخست مرزبندی موجود میان نظام با مردم و کشور برداشته می‌شود. رودررویی مردم با نظام و ضدیت نظام با منافع کشور تبدیل به هم‌جبهگی مردم، کشور و نظام علیه آمریکا می‌شود. در این ادبیات هدف سرنگونی نظام جای خود را به عبور کشور از شرایط جنگ اقتصادی می‌دهد.

دو جنگ اقتصادی؛ علیه نظام
اما واقعیت امر این است که یک جنگ اقتصادی علیه نظام ایران و در رأس آن نهادهای تحت کنترل خامنه‌ای و به طور مشخص سپاه وجود دارد. در این جنگ اقتصادی آنچنان که از طرف مقامات آمریکا اعلام شده است قرار بر این است که شریان مالی سپاه قطع شود. در این جنگ اقتصادی که شاخص اصلی آن تحریم نفتی و تحریم مالی نظام است، منابع مالی سپاه قطع و دست آن برای سرکوب بسته‌تر می‌شود.
از سال‌ها پیش مقاومت ایران مدافع و مروج تحریم نفتی و تسلیحاتی و مالی سلطنت ولایت مطلقه فقیه بوده است. مقاومت ایران با افشای پروژه‌های مخفی اتمی نظام، طرح‌های موشکی و ارتباط آن با ساخت بمب اتمی، و دخالت‌های نظام در منطقه، نقش اصلی، محوری و تعیین کننده در اعمال تحریم‌ها علیه نظام ایران و به طور مشخص سپاه داشته است.

؛ علیه مردم
اما از جانب دیگر یک جنگ اقتصادی دیگر نیز در جریان است. این جنگ اقتصادی، جنگ نظام علیه مردم ایران است. خلافت اسلامی! با مردم ایران به‌مثابه یک گروگان رفتار می‌کند. او در قول و در عمل به جامعه جهانی می‌گوید که هرگونه جنگ اقتصادی علیه سپاه از طرف سپاه بر روی جامعه سرشکن خواهد شد.
در ماه‌های اخیر گزارش‌های متعددی از درون نظام منتشر شده است که نشان می‌دهد با وجود آنکه در عرصه‌های مختلف تحریمی در کار نبوده است اما بنا به دلایل مشخصی در سطح بازار کمبود ایجاد شده است. در همین رابطه می‌توان به کمبود داروهای خاص، [احتکار دارو توسط انحصارات؛ یکی دیگر از راه‌های پول درآوردن سپاه] کمبود تجهیزات پزشکی [کمبود تجهیزات پزشکی ناشی از تحریم‌ها نیست؛ سخنگوی نگران وزارت بهداشت] و عدم واردات دارو در مواردی [کمبود دارو به بهانه سال تولید داخلی؛ از صرفه‌جویی ارز تا فساد هماهنگ] اشاره کرد. در تمام این موارد کالاهای مورد نیاز در انبارها نگهداری شده یا به بهانه تولید داخلی از اختصاص ارز برای آنها خودداری شده است.
همچنین برخلاف آنچه تبلیغ می‌شود که به خاطر بالا رفتن قیمت دلار قیمت کالاهای ضروری نیز افزایش می‌یابد، روحانی به ناچار اذعان کرد که «مگر ارز خارجی در اقتصاد کشور ما چند درصد نقش دارد؟ اگر تولید ناخالص داخلی(GDP) را برمبنای قدرت خرید یا ارزش بازار محاسبه کنیم، واردات کالا و خدمات که متکی به ارز است درصد بسیار کمی است و براساس برخی محاسبات حدود ۵ درصد و براساس برخی دیگر که ارزش و قدرت خرید را در آن در نظر نمی‌گیرند، حدود ۱۰ درصد است.»
رئیس جمهور نظام افزود: «بر فرض آنکه واردات کالا و خدمات ۱۰ درصد نقش دارد، باید ببینیم که از این میزان چه مقدار با ارز ۴۲۰۰ تومان، چه مقدار با ارز حدود ۷ هزار تومان و چه میزان برای بازار سوم، می‌ماند. بازار سوم در برابر ارزش تولیدات داخلی کشور، کمتر از یک درصد و یا ۱.۳ درصد است.» [ایلنا ۲۱ شهریور ۹۷]
افزون بر این موارد بارها در درون نظام تاکید شده است که مشکلات اقتصادی مردم بیش از آنکه ناشی از تحریم‌ها باشد ریشه داخلی دارد. خامنه‌ای طی یک سخنرانی به تاریخ ۲۲ مرداد با اشاره به «مشکلات اقتصادی و معیشتی کشور و گرانی‌های فراوان اخیر که به بخش‌هایی از مردم به شدت فشار وارد کرده است»، تصریح کرد که «اکثر کارشناسان اقتصادی و بسیاری از مسئولان متفق هستند که عامل همه این مشکلات تحریم‌ها نیست بلکه ناشی از مسائل درونی و نحوه مدیریت و سیاست گذاری اجرایی است.» [تسنیم ۲۲ مرداد ۹۷]
به این ترتیب می‌توان نتیجه گرفت آنچه به عنوان مشکلات و مسائل اقتصادی بر مردم ایران تحمیل می‌شود مشابه فشارهای‌ست که یک گروگان‌گیر بر گروگانش یا یک زندانبان بر زندانی وارد می‌کند. با این تفاوت آشکار که این گروگان‌گیری و اسیر گیری دارای اهداف مشخص سیاسی و اقتصادی‌ست. سپاه از مردم ایران به‌عنوان عاملی استفاده می‌کند تا بتواند حلقه تحریم‌ها را از گردنش باز کند. به عبارت دیگر در کنار جنگ اقتصادی که جامعه جهانی علیه نظام به پیش می‌برد؛ سپاه نیز جنگ اقتصادی خود را علیه مردم ایران به پیش می‌برد.

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.