برای یک ایران آزاد

حزب حاکم سپاه را چگونه می‌توان به زیر کشید؟؛ کانون‌های شورشی، مفتاح شرایط

0

حزب حاکم سپاه، بر ایران حکم می‌راند؛ نهادی نظامی، ایدئولوژیک، اقتصادی، سیاسی؛ دارای سلسله مراتبی نظامی، با برخورداری از گسترده‌ترین امکانات. در ۴۰ سال گذشته عموم مردم ایران هراندازه فقیرتر شده‌اند، این نهاد به‌همان اندازه و حتی بیشتر، ثروتمند و غنی شده است.

سرنگون کردن سلطنت ولایت مطلقه فقیه تنها از به زیر کشیدن سپاه می‌گذرد. ولی فقیه بدون سپاه وجود خارجی نخواهد داشت. در نتیجه آنچه در پهنه‌ی سیاسی ایران باید بیش از هر چیز مورد اشاره قرار بگیرد چیزی جز سپاه نیست؛ نهادی که گاه در شکل موسسات اقتصادی، کارشناسان اقتصادی و سیاسی، متخصصین فرهنگی، اعضای مجلس، اصحاب رسانه؛ به صحنه می‌آید؛ و گاه با همان لباس زیتونی شناخته شده و قواره فرماندهان رسمی‌اش موضع می‌گیرد.
اما همیشه یک پرسش وجود دارد: چگونه می‌توان نهادی این‌چنین بزرگ و گسترده که از ثروت‌های یک ملت تغذیه می‌کند را شکست داد؟ پاسخ در همان ملتی که تحت چپاول سپاه قرار دارد نهفته است. عروج ستم سپاه بر عموم مردم، اجل این نهاد تروریستی را نیز خواهد رساند.
در سخنرانی نوروزی مریم رجوی، به اجزایی از جامعه ایرانی اشاره می‌شود که اساس امکان تغییر را در خود نهفته دارند. او سخنرانی‌اش را با مخاطب قرار دادن این اجزاء آغاز می‌کند؛ و از جانب خود و مقاومت ایران اعلام می‌کند که «در لحظات تحویل سال در کنار» آنان قرار داریم:
۱.کارگران؛ که «می‌دانیم سفره‌هایشان خالی است.»
۲.کشاورزان؛ که «می‌دانیم مزارع‌شان خشک و بی‌آب است.»
۳.معلمان؛ که «مورد تبعیض و تحقیر قرار گرفته‌اند».
۴.«ارتش میلیونی جوانان و فارغ‌التحصیلان بیکار»؛ که «هر سال بر تعدادشان افزوده می‌شود.»
۵.«زنان و کودکانی» که «در فقر و اختناق می‌سوزند و به‌خصوص در حاشیه‌های شهرهای بزرگ محروم و بی‌پناه‌اند.»
تجلی این بخش از جامعه ایران در دو نقطه نمایان می‌شود:
۱.«مزار فرزندان مجاهد و مبارز» مردم ایران؛ یا به عبارت دیگر «مزارهای ۱۲۰ هزار شهیدان راه آزادی، در خاوران، در زمین‌ها و خاک‌های بی‌نام و نشان، در هر شهر و روستا در ایران.» زیرا این شهیدان «در سرود سرخ آزادی هر روز بر زبانها جاری» هستند.
۲.کانون‌های شورشی.
کانون‌ شورشی نقطه‌ای است که اجزای مستعد جامعه‌ی ایران برای ایجاد تغییر، و میراث شهیدان آزادی، در فعالیت‌های ضد اختناق آن گره می‌خورد. سال ۹۷، سالی بود که مولفه قدرتی به‌نام کانون‌های شورشی در پهنه سیاسی ایران به ثبت داده شد. این واقعیت نشان داد که قیام ایران که از دی ۹۶ آغاز شد؛ هر چه به پیش رفت، سلول‌های متشکل خود را تاسیس و گسترش داد. یک کانون شورشی، جمعی کوچک و جدا از بستر اجتماعی خود نیست. یک کانون شورشی از جمله متکی به همان کارگران، کشاورزان، معلمان، جوانان و فارغ‌التحصیلان بیکار، و حاشیه‌نشینان حرکت می‌کند. پشتوانه اجتماعی باعث می‌شود تا فعالیت کانون‌های شورشی در خاکی که در اشغال سپاه قرار دارد تداوم پیدا کند؛ تداومی که در آن رشد و گسترش قطعی است.
رئیس جمهور برگزیده مقاومت، سال ۹۷ را «سال گسترش کانون‌های شورشی» و در نتیجه «سال درخشش استراتژی هزار اشرف و ارتش آزادی در میهن اشغال شده» توصیف می‌کند.
در تشریح آنچه کانون‌های شورشی در سال ۹۷ انجام داده‌اند، مریم رجوی می‌افزاید: «راستی که کانون‌های شورشی با عمل و اقدام ضداختناق علیه مراکز سرکوب و نمادهای حاکمیت غوغا کردند. در برخی ماه‌های این سال آنها به بیش از یک صد رشته عمل و اقدام ضداختناق دست زدند. از این نظر سال ۹۷ سال شکوفایی بهار استراتژی این مقاومت بود. سالی که هم چشم‌انداز سرنگونی را گشود، هم مسیر و چگونگی آن را نشان داد.» [مجاهدین ۱ فروردین ۹۷]
برای پیدا کردن پاسخ به این پرسش که چگونه می‌توان، ایران را از اشغال سپاه آزاد کرد، باید به کانون‌های شورشی نگاه کرد؛ پدیده‌ای که در شرایط سرکوب با اتکا به پشتوانه اجتماعی‌اش راه خود را رو به جلو باز کرده است.

در همین زمینه:
«مسأله این است که حکومت کردن آخوندها دچار بحران است»؛ سخنرانی نوروزی مریم رجوی

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.