برای یک ایران آزاد

عواقب بازی سیاسی با اهرم تروریسم در حمله به نفتکش‌ها

0

حمله به نفتکش‌ها در نظام آخوندی و در دستگاه تروریستی اش اهرمی است که با آن بازی میکند تا ازطرف حسابهای مقابل باج بگیرد یا وادار به عقب نشینی کند.اما اکنون سیاست مماشات دیگر حاکم نیست و حکومت ولایت فقیه با ا ین اقداماتش بی‌تردید پروسة تکوین «اجماع جهانی» برضد خودش را تسریع می‌کند و این البته آن قسمت از معادله‌ای است که رژیم یا از آن غافل است یا برایش راه‌حلی ندارد

پنجشنبه شب ۲۳ خرداد تلویزیون رژیم آخوندی یک گزارش پرآب‌تاب و با ذکر جزئیات انفجار دو نفتکش دریای عمان را پخش نمود.
خبرگزای آسوشیتدپرس همان‌ روز طی گزارشی روی گاف سیاسی دستگاه تبلیغاتی رژیم انگشت گذاشت و نوشت: «حادثه در زمانی است که رسانه‌های رژیم ایران بدون اشاره به هیچ مدرکی ادعا کردند انفجاری در این منطقه صورت گرفته است که نفتکش‌ها را هدف قرار داده است».
البته حمله به کشتی‌های غیرنظامی و نفتکش‌ها خلیج فارس موضوع جدیدی نیست و سابقة آن به دوران جنگ با عراق برمی‌گردد. در سال‌های اخیر هم سردمداران رژیم بارها جامعه‌جهانی را تهدید به بستن تنگه هرمز کرده‌اند از جمله روحانی به صریح‌ترین صورت گفت:
«اگر ما نتوانیم نفت خود را صادر کنیم کشورهای دیگر هم نمی‌توانند و نباید نفت‌شان را صادر کنند».
دور اخیر هم در جریان حمله به نفتکش‌ها در بندر فجیره در امارات و همچنین تأسیسات نفتی عربستان، رژیم با جاروجنجال تبلیغاتی که گویی فتح‌الفتوحی انجام داده، تلاش کرد که نان قدرت‌نمایی پوشالیش را بخورد. تا جایی که در نمایش جمعهٔ هفتة گذشته [گماشتهٔ خامنه‌ای در سنندج]، به صریح‌ترین صورت گفت که «دستور حمله را مقام معظم رهبری داد و سپاه پاسداران آن را به مورد اجرا گذاشت».این هفته هم حمیدرضا ترقی از مهره‌های باند مؤتلفه در خطبه‌های پیش ار نمایش جمعة مشهد آن را تکرار کرد.
علاوه بر همه اینها تصاویر منتشر شده توسط ارتش آمریکا هرگونه شک و شبهه‌یی در مورد نقش سپاه تروریستی پاسداران در حملات صورت گرفته به نفتکش‌ها را از بین برد.
اما سؤالی مطرح می‌شود این است که رژیم آخوندی با چه منطقی دست به چنین اقداماتی می‌زند؟ آن‌هم در حالی که نخست‌وزیر ژاپن در تهران است!آیا از پیامدها و هزینهٔ سنگینی که دست زدن به این حملات ممکن است برایش داشته باشد، نمی‌ترسد؟
در پاسخ باید گفت رژیم روی این حساب باز کرده که «آمریکا ارادة جنگ ندارد» خامنه‌ای این را صراحتاً بیان کرده و سرکردگان سپاهش هم بارها همین ارزیابی را تکرار کرده‌اند. بخصوص اینکه وقتی بعداز انفجار بندر فجیره پاسخی درخور نگرفت، «جری‌تر» شد.
خامنه‌ای عمد داشت که در آستانه دیدارش با [نخست‌وزیر ژاپن ]یک به اصطلاح قدرت‌نمایی بکند. در عمل هم دیدیم که تلاش کرد این اقدام تروریستی را هم حمله با اژدر و مشابه یک جنگ دریایی جلوه دهد و از طرف مقابل باج بگیرد. اما این‌که چرا در عین‌حال ظریف و سایر مهره‌های سیاسی رژیم این اقدام را محکوم می‌کنند؟ و مثلا آن را توطئهٔ دشمنان قلمداد می‌کنند؟
پاسخ آن را باید در بن‌بست و استیصالی که گریبان رژیم را گرفته جستجو کرد! تلاش برای حفظ نیروهایش با حرف‌ها و حرکات متناقض! این خصوصیت رژیم‌های بی‌ثبات و بطور مشخص رژیم ضدتاریخی ولایت‌فقیه است که تنها از طریق بحران سازی میتواند به حاکمیت خود ادامه بدهد. کمااین‌که در محافل خودشان این اقدامات ضدونقیض را به حساب زرنگی و سیاستمداری خامنه‌ای!! می‌گذارند که از یک طرف حمله کنند و در حول آن هلهله کنند و کف‌ودف بزنند و از طرف دیگر ظریف را به صحنه فرستاده و با لودگی بگویند این توطئه دشمنان علیه ماست!!
همین نمایش را چندی پیش ظریف در مصاحبه با سرویس جهانی بی‌بی‌سی در پاسخ به خبرنگار که چرا می‌خواستید در ویلپنت و در اجتماع اپوزیسیون بمب‌گذاری کنید، جوابش این بود که مگر ما دیوانه‌ایم در شرایطی که رئیس جمهورمان در اروپاست، در خاک اروپا بمب‌گذاری کنیم؟! البته خبرنگار بی‌بی‌سی تنها با حیرت به این همه شیادی نگاه کرد و چیزی نگفت ولی اگر می‌خواست پاسخ بدهد‌ باید می‌گفت بله دیوانه نیستید، بلکه به‌شدت درمانده و در برابر نیروی اپوزیسیون مجاهدین خلق بی‌نهایت وحشت‌زده هستید که دست به چنین کارهای دیوانه‌واری می‌زنید.
با همین منطق خمینی ساخته بود که مجاهدین را شکنجه می‌کرد می‌گفت مجاهدین خودشان خودشان را شکنجه می‌کنند که ما را بدنام کنند! دکتر کاظم رجوی را ترور کرد و گفت این تصفیهٔ درون گروهی مجاهدین بوده است! در عراق بمب‌گذاری می‌کند و می‌گوید کار خود آمریکاست! به داعش کمک می‌کرد و آن را به کشورهای دیگر نسبت می‌داد!
البته این موارد برای دولت‌های غربی پنهان نبود اما سیاست مماشات بود که راه را برای رژیم باز می‌کرد.
اما اکنون سیاست مماشات دیگر حاکم نیست و رژیم ناچار است دیر یا زود نه تنها بهای این اقداماتش را بپردازد، بلکه بهای جنایتهای قبلی‌اش را هم بپردازد. به‌خصوص که جهان به این درک رسیده که تنها زبانی که این رژیم می‌شناسد،‌ زبان زور است. بی‌تردید اقدامات رژیم پروسة تکوین «اجماع جهانی» برضد خودش را تسریع می‌کند و این البته آن قسمت از معادله‌ای است که رژیم یا از آن غافل است یا برایش راه‌حلی ندارد چرا که به هرحال بازی در طاس لغزنده تروریسم پیامدهای خاص خودش را دارد و این انتخاب خود رژیم از روز اول تاکنون بوده است، خربزه‌ای است که رژیم ناگزیر از خوردن آن است و دیر یا زود باید آماده «لرز» ناشی از آن هم باشد.

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.