برای یک ایران آزاد

خامنه‌ای چگونه به مجاهدین خلق می‌نگرد؟؛ تنها آلترناتیو بالفعل و سرانجام نظام

0

خامنه‌ای چگونه به مجاهدین خلق می‌نگرد؛ تنها آلترناتیو بالفعل و سرانجام نظام خامنه‌ای می‌داند که به جز مجاهدین خلق آلترناتیو بالفعل دیگری ندارد. او تلاش می‌کند تا آنها را به طور کل از صحنه حذف کند زیرا در غیر اینصورت مجاهدین هستند که نظام او را سرنگون خواهند کرد. کوشش‌های اجزای نظام خامنه‌ای با نزدیک شدن به موعد کهکشان ۹۷؛ گردهمایی سالیانه مجاهدین در پاریس، بالا گرفته است؛ نتیجه نبرد بین دو طرف آینده ایران را رقم خواهد زد.

آشنایی قدیمی

خامنه‌ای به‌مثابه رأس نظام سلطنت ولایت مطلقه فقیه بسیار درباره مجاهدین خلق ایران می‌اندیشد. او سابقه‌ای طولانی از آشنایی با این سازمان دارد. در دهه ۴۰ او بنیان‌گذار مجاهدین را از نزدیک دیده بود. در دهه ۵۰ شاهد آن بود که محبوبیت اجتماعی مجاهدین، آخوندها را در افکار عمومی به حاشیه راند.

پس از انقلاب ۵۷ خامنه‌ای در دستگاه خمینی مراتب ترقی را طی می‌کرد. او در زمره سران حزب جمهوری اسلامی! که محل اجتماع پیروان خمینی بود قرار گرفت. نماینده مجلس، امام جمعه تهران و پس از شروع کشتار مجاهدین خلق در موضع ریاست جمهوری خمینی قرار گرفت.

خامنه‌ای از بهمن ۵۷ تا ۳۰ خرداد ۶۰ شاهد بود که مجاهدین خلق با وجود آنکه توسط چماقداران حزب جمهوری اسلامی! و نیروهای سپاه ضرب و شتم شده یا کشته می‌شوند اما مجاهدین به دفاع از خود بر نمی‌خیزند. او در آن سال‌ها نیروی مجاهدین را در سازماندهی اجتماعی به چشم دید. از طرف دیگر خامنه‌ای به یاد دارد که وقتی مجاهدین در برابر به گلوله بسته‌شدن تظاهرات ۳۰ خرداد ۶۰ به فرمان خمینی و سپس شروع سلسله‌ی اعدام‌ها توسط نظام، تصمیم به مقاومت در برابر نظام سلطنت ولایت مطلقه فقیه گرفتند، دیگر کسی یارای ایستادگی در برابر آنها را نداشت؛ مقاومتی که تا همین امروز ادامه یافته است. [به‌عنوان نمونه: ۳۰ خرداد؛ خلافت! یا آزادی]

خامنه‌ای از جمله سخنران‌های جلسه عزل نخستین رئیس جمهور نظام در پایان خرداد سال ۶۰ بود از جمله اتهاماتی که او خطاب به بنی‌صدر در آن زمان اعلام کرد و او را شایسته‌ی عزل دانست، نزدیکی وی به مجاهدین بود. [به‌عنوان نمونه: کوشکی: کشتگان دهه۶۰ معیار دموکراسی]

مرز سرخ

برای خمینی، و همه‌ی اجزای نظام ولایت فقیه و در رأس آنها خامنه‌ای به‌مثابه وارث خمینی، مجاهدین خلق همواره به‌عنوان یک مرز سرخ شناخته می‌شوند که بود و نبود نظام در حفظ یا عدم مرزبندی قاطع با آن محقق می‌شود.

در نخستین انتخابات مجلس شورای ملی پیش از آنکه توسط خمینی نام آن به مجلس شورای اسلامی تغییر یابد، خمینی مانع از ورود حتی یک نماینده از مجاهدین به مجلس شد؛ در حالی که با وجود همه‌ی تقلب‌های صورت گرفته توسط سپاه و حزب‌اللهی‌ها، -از جمله به استناد مدارکی که در همان زمان توسط مجاهدین به وزارت کشور ارائه شد- مجاهدین در تمام کشور بعد از حزب خمینی در مرتبه دوم قرار گرفتند.

در نخستین انتخابات ریاست جمهوری نیز خمینی کاندیدای معرفی شده مجاهدین خلق را با یک فتوا حذف کرد و مانع از حضور او در انتخابات شد.

با چنین پیش زمینه‌ای خامنه‌ای اکنون به مجاهدین چگونه می‌نگرد؟

خامنه‌ای می‌داند که به جز مجاهدین آلترناتیو بالفعل دیگری ندارد. تنها نیروی سراسری، متشکل، منضبط، دارای تداوم تاریخی، برخوردار از ریشه‌های ملی و مذهبی در ایران، دارای برنامه‌ای که در برگیرنده‌ی همه‌ی ارزش‌های شناخته شده بشریت معاصر است، برخوردار از روابط بین‌المللی گسترده و … مجاهدین هستند. و این موضوع خامنه‌ای را بسیار بیمناک می‌کند.

کنش‌هایی که واکنش است

کسانی که مطالعات دقیقی بر روی تاریخچه‌ی نظام ولایت فقیه انجام داده‌اند کنش‌های گوناگون این نظام در مراحل مختلف حیاتش را در اساس واکنش‌هایی به کنش‌های آلترناتیو آن می‌دانند.

در این رابطه می‌توان نمونه‌های بسیاری ذکر کرد؛ از جمله برآمدن خاتمی در سال ۷۶ واکنشی در برابر آلترناتیو مجاهدین بود. چهار سال پیش از آن یعنی در نیمه‌ی سال ۷۲ مریم رجوی به‌عنوان رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران برای دوران انتقال حاکمیت از ولایت فقیه به مردم معرفی شد. پس از آن مریم رجوی راهی اروپا شد تا با حضور در جوامع ایرانیان و مراکز بین‌المللی به معرفی این آلترناتیو بپردازد.

جالب آنکه از همان مقطع واکنش‌های حیرت انگیزی از طرف نظام آغاز شد. در ۳۰ خرداد سال ۷۳ حرم امام هشتم شیعیان در مشهد توسط وزارت اطلاعات منفجر شد و بلافاصله موضوع به مجاهدین نسبت داده شد. در همان زمان حتی در محافل درونی نظام نیز کسی تردید نداشت که این کار مجاهدین نبوده است بعدها در جدال‌های درونی نظام افشا شد که وزارت اطلاعات طراح این ماجرا بوده است.

در همان مقطع برخی از نشریات زرد نظام به تبلیغ دختر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت نظام به‌عنوان کاندیدای احتمالی ریاست جمهوری پرداختند؛ اتفاقی عجیب و البته کمی خنده‌دار که حکایت از آن داشت که در درون نظام به دنبال یک گزینه زن می‌گردند تا به دنیا نشان دهند و بگویند که اگر در رأس مجاهدین یک زن قرار گرفته در درون نظام مادون سرمایه‌داری ولایت فقیه هم یک زن می‌تواند برای ریاست جمهوری مطرح باشد.

این نمایش در انتخابات مجلس در انتهای سال ۷۴ نیز ادامه پیدا کرد و دختر هاشمی رفسنجانی به‌عنوان نماینده دوم تهران معرفی شد و البته به صورت درگوشی اینگونه در افکار عمومی منتشر می‌کردند که او در حقیقت اول شده است اما چون آقای ناطق نوری، روحانی‌ست و از مقامات، برای رعایت احترام او را نفر نخست تهران اعلام کرده‌اند.

در بهار سال ۷۶ واکنش‌های نظام ولایت فقیه به آلترناتیو شورا و معرفی مریم رجوی به‌عنوان رئیس جمهور دوران انتقال به اوج خود رسید. به یکباره نیروهای خط امام سابق که در حافظه عمومی جامعه ایران به اعمال خشونت، سرکوب و کشتار شناخته می‌شدند در ردای اصلاح طلبی، جامعه مدنی و اعطای آزادی وارد صحنه شدند تا به دنیا نشان دهند مشابه همان آلترناتیوی که در بیرون نظام در شورای ملی مقاومت ایران وجود دارد در نظام ولایت فقیه نیز موجود است.

موضوع عاجل خامنه‌ای

موضوع عاجل خامنه‌ای اما قیام ایران است؛ آنچه در ۷ دی ۹۶ آغاز شد و به سرعت ۱۴۲ شهر کشور را درنوردید. سخنگویان خامنه‌ای از همان فردای قیام بر روی نقش مجاهدین در قیام دست گذاشتند؛ از جمله علم‌الهدی در مشهد روز ۸ دی، قیام را در پاسخ به فراخوان‌های مریم رجوی دانست. [به‌عنوان نمونه: خیزش مشهد و مجاهدین خلق به روایت علم‌الهدی]

در ادامه سلسله‌ای از این دست از موضع‌گیری‌ها توسط هر دو جناح نظام، در نهایت خامنه‌ای در ۱۹ دی طی یک سخنرانی، مجاهدین را فراخوان دهنده و سازمان‌ده قیام معرفی کرد. در آن سخنرانی خامنه‌ای به عامل بین‌المللی، شرایط منطقه‌ای و زمینه‌های داخلی به عنوان دیگر مؤلفه‌های موجود در شکل‌گیری قیام اشاره کرد. [به‌عنوان نمونه: روایت یک شکست نظام؛ سخنرانی خامنه‌ای درباره‌ی قیام ایران]

از نظر خامنه‌ای همه‌ی مؤلفه‌های قیام دارد در آلترناتیو بالفعل نظام یعنی مجاهدین خلق گره می‌خورد و این وضعیت خطرناکی برای موجودیت نظام است.

اکنون با نزدیک شدن به موعد گردهمایی سالیانه مجاهدین خلق در پاریس این دست از نگرانی‌ها اوج تازه‌ای می‌گیرد؛ به خصوص در شرایطی که قیام ادامه یافته است و هر روز در نقاط مختلف کشور شاهد اعتراضات و اعتصابات با چهره‌ها و روش‌ها و رویکردهای جدیدتری هستیم؛ مثال‌های اعتصاب سراسری کامیونداران [به‌عنوان نمونه: اعتصاب سراسری رانندگان کامیون؛ قانون جرقه و حریق] و تظاهرات اعتراضی مردم کازرون [به‌عنوان نمونه: چه کسانی قیام کازرون را به راه انداختند؟] و کشاورزان اصفهانی [به‌عنوان نمونه: تراکتورهای کشاورزان ورزنه به کدام سمت باید حرکت کنند؟]بسیار جلب توجه می‌کنند.

شرایط جوشنده‌ی داخل با محاصره بین‌المللی و منطقه‌ای نظام همراه شده است. خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریم‌ها فرصت برجام را برای نظام به پایان برده است.

مهار آلترناتیو!

در چنین شرایطی بیش از همیشه نظام بقای خود را در مهار آلترناتیو مجاهدین خلق می‌یابد. تمرکز فعالیت نمایندگان خامنه‌ای علیه گردهمایی ۹ تیر در پاریس گویای این وضعیت است.

در همین رابطه «سیاست روز» طی گزارشی می‌نویسد: «این گروهک با سندسازی به شکل مستقیم و یا غیرمستقیم تمام تلاش خود را برای از بین بردن ارتباط میان ایران و سایر کشورهای جهان از جمله کشورهای اروپایی به کار بسته و پس از خروج یکجانبه و غیرقانونی رئیس جمهور آمریکا از توافق برجام، منافقین می‌خواهند با سنگ اندازی در روابط ایران و سایر اعضای برجامی به ترامپ برای ایجاد فشار بیشتر ایران کمک کنند.»

در همین گزارش از مرتضی صفری نطنزی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نقل می‌شود: «با توجه به خروج آ‌مریکا از برجام و تاکید مقام معظم رهبری بر ضمانت گرفتن از اروپا، یکی از گامهای اروپایی‌ها در نشان دادن صداقتشان باید حل منطقی این مسئله [مجاهدین] باشد.»

اظهارات نقوی حسینی دیگر نماینده مجلس موضوع خطر مجاهدین برای نظام را کمی صریح‌تر و شفاف‌تر توضیح می‌دهد: «منافقین با نشست آتی خود در صدد خدشه‌دار کردن مناسبات ایران و اروپا هستند، این گروهک‌ها در تلاشند تا تمام مناسبات و مسالمت‌آمیز بین ایران و اروپا از بین رود، نشست آتی هم با هدف تاثیرگذاری بر رفتار اروپایی‌ها برگزار می‌شود، به ویژه در شرایط کنونی که مذاکرات برجامی بین ایران و اروپا در حال انجام است.»

حذف از سیستم!

سیاست روز در پایان این گزارش راه حل بقای نظام را در حذف مجاهدین از «سیستم» اعلام می‌کند؛ «دولت ایران باید خواستار اقدامات مؤثر و ملموس اروپایی‌ها برای نشان‌دادن حسن‌نیت نسبت به ایران باشد. در نهایت باید گفت که دیپلماسی قوی می‌تواند یک جریان سازماندهی شده را که مورد حمایت و گرایش غرب است از سیستم حذف کند.» [سیاست روز ۲۴ خرداد ۹۷]

از نظر خامنه‌ای در حال حاضر مجاهدین نقش بین‌المللی بی‌بدیلی را برعهده دارند. آنها موفق شده‌اند به میزان زیادی سیاست بین‌المللی مماشات با نظام ایران را به شکست بکشانند. در نتیجه خامنه‌ای با خود می‌اندیشد که تنها امکان او برای حفظ سیاست مماشات در عرصه بین‌المللی، حذف عامل اصلی یعنی مجاهدین از «سیستم» است. او به این طریق می‌خواهد علاوه بر به دست آوردن یک پیروزی بین‌المللی تنها عامل سراسری و بالفعل علیه خود در داخل را نیز از میان بردارد یعنی همان نیرویی که آنرا فراخوان دهنده و سازمان‌ده قیام دی ۹۶ معرفی کرد.

آنچه نمی‌توان درباره آن تردیدی به خود راه داد این است که آینده ایران در نبرد بین این دو نیرو رقم خواهد خورد. یا ایران در سیطره‌ی نظام ولایت فقیه باقی می‌ماند و کشور همچون تیولی اشغال شده در کنترل سپاه و سایر دسته‌جات تشکیل دهنده‌ی نظام به سر خواهد برد یا آنکه شاهد ایرانی دمکراتیک، سکولار، بر اساس برابری در همه‌ی عرصه‌ها خواهیم بود؛ ایرانی مروج صلح و همکاری. گزینه‌ی سومی متصور نخواهد بود.

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.