برای یک ایران آزاد

خشم فزاینده مردم :گفتگو با حسین میرداماد

0

خشم فراینده مردم در درگیریهای متعدد مردم با نیروهای سرکوبگر رژیم در شهرهای مختلف کشور را شاهد بودیم. علت افزایش این درگیرهای چیست و چه روندی را طی می‌کند؟ آیا رژیم ایران قادر به مهار این درگیریها هست یا نه؟ آقای حسین میرداماد درگفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به این موضوع پرداخته وبه سئوالات پاسخ میدهد .

حسین میرداماد: امروز روز مرگ دجال هم است در حقیقت حاکمیتی را بنا کرده که از الف تا ی در همه کارها نمره‌ش صفر است و خرابکاری و تبهکاری است، از روز اول که آمده تا همین امروز، همه مسیرها به نقطه کانونی بحران رسیده است، هم رژیم به نقطه بازگشت ناپذیری رسیده و هم مردم در نقطه بازگشت ناپذیری با رژیم هستند، البته نیروی پیشتاز (مجاهدین خلق) رژیم را در سی خرداد سال ۶۰ تعیین تکلیف کردند، رژیمی که در آن نقطه مشروعیت خودش را از دست داده بود اما در طی دهه های مختلف که جلو آمدیم قیامهای مختلف و متعددی مردم داشتند، که پیام مرگ بر خامنه‌ای و مرگ بر اصل ولایت فقیه سراسری شد، این پیامها از سال ۷۸ تا سال ۸۸ تا سال ۹۶ و الان که جلو آمدیم در هرمدرسه، کوچه و خیابان، کارخانه و بازار شاهد صف بندی بین مردم ورژیم هستیم، در واقعیت رژیم آخوندی توسط قیام مردم ایران محاصره شده است.

حسین میرداماد: اتفاقاً رژیم هر چه سرکوب را بالا می‌برد یعنی مقاومت در برابر او بیشتر است پیام بالا بردن اعدام یعنی سرکوب می‌کند، اخیراً قرار است یکی از هواداران مجاهدین را اعدام بکند، یعنی از طرف نیروهای مقاومت، از سوی نیروهای کانونهای شورشی زیر فشار شدیدتری رفته است، هر چه گشت ارشاد را بیشتر وارد می‌کند و سپاه را بیشتر وارد می‌کند علامت وضع خرابی او است، لرزان‌تر است، نتوانسته با آن قوای که قبلاً داشته پاسخگو باشد، بنابراین نیروی جدید وارد کرده است، از آن طرف نشان می‌دهد قدرت مردم بیشتراست، که توانستند دشمن را به چنین مواضعی بیندازند، بنابراین وضعیت طوری است که ما به آن موقعیت انقلابی میگوییم، مردم از هر فرصتی پیدا می‌کنند قیام تولید می‌کنند.

حسین میرداماد: یک نگاهی به کارنامه این ۴۰ ساله نگاه کنیم ببینیم این موقعیت انقلابی چگونه پدید آمده است، جزء یک تا دو درصد باندهای مافیایی رژیم درون دستگاه خامنه‌ای و دولت و مجلس و قضائیه‌ش، بقیه مردم ایران فقیر مستضعف و نا برخوردار هستند، شما اگر نگاه بکنیدرژیم هر روز در خانه‌ای نارنجکی می‌اندازد، نارنجک گرانی، نارنجک فقر، نارنجک نپرداختن حقوق، نارنجک نپرداختن حق حقوق بیمه‌ها، نارنجک اخاذی که از مدارس می‌گیرند، ما ۱۴ میلیون کارگر داریم این ۱۴ میلیون کارگر ایرانی هیچکدام بالای خط فقر نیستند، هر کدام از این فشارها از گرانی تا تورم و تا بالا بردن قیمت ارز همه بر روی زندگی کارگر تأثیر می‌گذارد، و کارگر نمی‌تواند جلوی خانواده‌ش سر بلند بکند، شرمگین هستند، کدام قشر در ایران هست که دلش خوش باشد در این رژیم زندگی می‌کند، بازنشسته‌ها پس از سی سال دلخوشی دارند؟ ۷۰ درصد بازنشستگان زیر خط فقر هستند، و حداقل بگیر هستند، یعنی سی سال کار کرده هنوز حداقل بگیر هستند، معلم‌ها دو و سه میلیون بازنشسته آیا دلخوشی از رژیم دارند؟ یک و نیم میلیون معلم هست اغلب زیر خط فقر حقوق می‌گیرند و بسیاری حتی نصف حقوق یک کارگر حقوق می‌گیرند، حق التدریسی‌ها بخصوص خانم معلم‌ها بقدری استثمار می‌شوند و زیر فشار می‌برند که حد ندارد، دانشجویان، کدام دانشجو از این رژیم دلخوش دارد بجزء آن لایه وابسته به رژیم و سهمیه بندی شده و پاسدار استادانی که تحت اسم علمی به خورد دانشگاه داده و دانشجویان را از رژیم متنفر کرده است، یا با گذاشتن دوربین‌های مدار بسته و کنترل دانشجویان با کمیته‌های حراست و بازرسی و معاونت دانشجویی و نهاد رهبری و امثال اینها برای کنترل دانشجو در دانشگاه بکار گرفته شدند، در مرزها، وضعیت همینطوری است عین شهرها، همه امکانات و مقدورات اقتصادی که می‌توانسته برای رفاء مردم خرج بشود از آنان دریغ شده است، برای همین با کمترین فرصتی مردم قیام می‌کنند بلند می‌شوند، شورش می‌کنند چون هیچ چیزی برای ازدست دادن ندارند، به نقطه صفر رسیده و این یعنی همانی است که ما میگوییم موقعیت انقلابی که مردم رژیم را نمی‌خواهند و از هر فرصتی علیه او استفاده می‌کنند.

حسین میرداماد: بدلیل اینکه رژیم به هیچکدام از مشکلات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و مسائل جامعه پاسخ نداده هیچی ؛ بلکه همه چیز را خراب کرده است، اولین دلیلش این است زیر ساخت جامعه خراب شده است، پول‌های که باید خرج جامعه ایران می‌شده خرج جای دیگری شده است، یا خرج آقازاده‌ها شده یا خرج تروریزم شده یا خرج مداخلاتش در کشورهای دیگر شده است، جایی برای مردم ایران باز نشده که در زمینه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی‌شان و جایگاه خودش را داشته باشد.

مردم در چندین قیام متعدد (قیام‌های بزرگ و کوچک) اثبات کردند که رژیم را نمی خواهند، شرائطی که بالایی نمی‌توانند حکومت بکنند پایینی‌ها حکومت را نمی‌خواهند، در چند ده گذشته قیامهای داشتیم از قیام ۸۸ تا قیام ۹۶ تا کازرون، قیام بازار، قیام کرج بگیرید تا بقیه شهرهای ایران که شعارها مرگ بر خامنه‌ای و اصل ولایت فقیه بوده است.

سوم اینکه رژیم هیچ راه حلی برای خروج از بحرانهایش و بن‌بستهایش ندارد، چون اگر بخواهد از هر کدام از این بن‌بستها خارج بشود، باید یکی از پایه‌های ولایت فقیه را بزند، چون همه بن‌بست‌ها گره در خامنه‌ای می‌خورد، به دزدیهای سپاه، به سیاستهای ضدمردمی در صدور تروریزم و صدور بنیادگرایی، به صدور ارتجاع به منطقه، به سرکوب داخلی، کدام را بزند چون هر کدام را بزند از دست و پای اختاپوس هشت پای ولایت فقیه زده است؛  بنابراین اینکار را نمی‌کند.

موضوع بعدی حضور فعال مجاهدین و مقاومت ایران چه در صحنه داخلی و چه در صحنه خارجی که امان به رژیم نمی‌دهد، از افشاگری اتمی، ا افشای مداخلاتش در سوریه و امثال اینها، ا افشا جنایاتش در قتل عام سال ۶۷ و جنبش دادخواهی و هر روز حمایت از قیام مردم ایران از ایستادگی قیام مردم و کانونهای شورشی شوراهای مردمی، پس این هم یک پارامتر است.

پارامتر بعدی گیر کردن سر ولایت در خمره برجام است، بن بستی که در آن گیر کرده است، نه می‌تواند مذاکره بکند و نه نمی‌تواند مذاکره بکند، مذاکره بکند از ضعف و ذلت خودش گفته مذاکره نکند تحریم و فشارهای بیشتر ناتوانی‌های بیشتر رژیم، در واقع جام زهر باید بنوشد، جام زهری که الان مثل دوران خمینی نیست، که بتواند با قتل عام سر خودش را بلند بکند، و حکومتش را بر روی جمجمه‌های جوانان ایران بساط‌ش را پهن بکند، بنابراین به این موارد می‌توانیم موقعیت انقلابی را تقسیم بکنیم البته موارد دیگری را هم می‌توان گفت ولی من در همین حد گفتم.

حسین میرداماد: چرا بسیار نگران کننده است، چون اینها در هر خیابانی یا بازاری و مدرسه‌ای که می‌روند جزء لعنت چیزی نمی‌شنوند، من چند نمونه از روزنامه‌های اخیر رژیم را میگویم .

روزنامه حکومتی ابتکار روز ۱۱ خردادماه: خشونت در جامعه ایران تبدیل به یک پدیده اجتماعی می‌شود (خشم مردم را خشونت نامیده است) باید زنگ خطر جدی به صدا در بیاید شوربختانه اما واکنشها نشان می‌دهد چندی است چنین اتفاقاتی را جدی نگرفتیم.

روزنامه حکومتی همدلی ۱۱ خردادماه: کاهش منزلت اجتماعی رجل مذهبی (یعنی پشمی به کلاه‌شان نمانده است، نه مراجع‌شان و نه آخوندهایشان) کاهش نفوذ رسانه‌ها و تربیون های رسمی، ننگ ما ننگ ما صدا و سیمای ما، همه می‌دانند یکسری سایت و زنجیره و شبکه اجتماعی مربوط به سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات این را تغذیه می‌کنند، و چگونه باید سیاست حجاب اجباری را دنبال کنیم نیز پژوهشی دیگری می‌طلبد، (یعنی سیاست حجاب اجباری که این همه سرکوب هم می‌کنند می‌گوید راه پیش نمی‌برد و هیچکش گوش نمی‌دهد)، بخصوص به نظر می‌رسد بخش عمده‌آی از مخالفتها با حجاب اجباری به نوعی با انگیزه با گفتمان رسمی و در واقعیت شکلی از کنش اجتماعی است، بخشی به قبول نداشتن و بخشی به دهن کجی به رژیم است.

روزنامه حکومتی رسالت روز ۵ خرداد مطلبی در افزایش درگیری‌های شخصی در جامعه ایران: یک پرخاشگری عمومی در جامعه حاکم است، و از فقر اجتماعی است که از دلائل مهم آن است، ما همگی میدانیم در شرائطی قرار گرفته‌ایم که هر چه می‌دویم باز درجا می‌زنیم، و امیدی به بهبود اوضاع خود را نداریم، (این مربوط به باند موتلفه است که در واقع باند خامنه‌ای هم هست)، روزنامه حکومتی همدلی (تازه امروز سالمرگ دجال هم هست) اگر توانسته بودیم عدالت سیاسی و اقتصادی را اجرا بکنیم، در نتیجه شاهد فقر و بیکاری از یک سو و فسادهای گسترده مکرر مالی از سوی دیگر نبودیم، شاید اگر سرمایه‌های نهاد دین و رجال دینی را پای سیاست حراج نکرده بودیم، شاید اگر اعتبار دین و حاکمیت را به اشخاص گره نزده بودیم (کنایه به خامنه‌ای میزند) شاید اگر کمی آینده نگری در پرداختن به مسائل را داشتیم، شاید اگر بعد از ۴۰ سال توانسته بودیم مشکل بانکداری ربوی که رسماً محاربه با خدا است را رعایت بکنیم اکنون نسل جدید گوش شنوائی برای شنیدن حرفهای ما می‌داشت، (می‌گوید اگر همه اینکارها را می‌کردیم شاید حرف‌مان را گوش می‌دادند)، الان که هیچکدام از این کارها را نکردیم و همه‌ش نمره‌ش منفی است.

روزنامه حکومتی رسالت از قول یک کارشناس حکومتی روز ۵ خردادماه: هم اکنون در مناطق سیلزده چرا مردم فریاد می‌زنند زیرا مسئول قول می‌دهد می‌رود و خبری از کمک نیست، مردم زندگی خود را از دست دادند، واعتماد نمی‌کنند و در شرائط سختی قرار دارند، این مردم عصبی هستند، و گنجایش مردم تمام شده است پس به امدادگر هم رحم نمی‌کنند، بر سر مسئولان فریاد می‌زنند توان حفظ آرامش خود را ندارند، در همین سال ۹۸ بیست درصد مترو و اتوبوس گران شد همه اقلام اساسی هم ۴۰ تا ۵۰ درصد گران شدند، حال فردی که هر سال نسبت به سال قبل ۵۰ درصد فقیرتر می‌شود چگونه می‌تواند با شرائط روانی و اقتصادی این روزها کنار بیاید در این وضعیت با کوچکترین تنش کار به درگیری و ضرب و شتم خشونت می‌کشد، ادامه وضعیت فعلی باعث انفجار جامعه خواهد شد، اگر به این آسیبها توجه نشود نتیجه بحرانی در پی خواهد داشت.

حسین میرداماد: رژیم تا آنجا که درتوانش هست تلاش می‌کند این کار را بکند و تلاش می‌کند با سرکوب خودش را نگه بدارد، ولی همه چیز درید قدرت رژیم نیست، همه تحولات را رژیم نمی‌تواند از جمله تحولات داخل ایران و چه تحولات بیرون از ایران را رقم بزند،، مجاهدین و مقاومت ایران بعنوان یک پدیده تأثیر گذار بر روی همین مسئله دارند کار می‌کنند، که در واقع به دیوار سرکوب و اختناق هر چه بیشتر ضربه بزند، این نیاز به یک همکاری و همیاری و همبستگی مشترک همه آحاد مردم ایران دارد، برای اینکه بتوانیم چنین رژیم فاسد و تبهکاری را با این کارنامه ننگین از جا برداریم باید خیلی دست به دست هم بدهیم فداکارانه مثل همه مردمی که بلند شدند و قیام کردند رژیم‌های دیکتاتور را سرنگون کردند، اینکار را انجام بدهیم چنانکه نسل دهه ۵۰ ما در سال ۵۷ دیکتاتوری سلطنتی را از بین برد، برای الان هم باید همان همبستگی‌ها باشد تا این فاشیزم مذهبی را بیرون بریزیم.

اما خود رژیمی‌ها اعترافات جالبی دارند، من یک نمونه را بگویم، آخوند موسوی‌فرد گماشته خامنه‌ای در جمعه بازار اهواز است میگوید: مشکل اساسی ما در داخل است که بعضی از افراد بعنوان پیاده نظام جریان سلطه دنبال تضعیف روحیه مقاومت و انقلاب اسلامی است تلاش میکنندچون پیاده نظام استکبار به حساب می‌آیند، درصحنه‌های گوناگون پیروزی ما مجاهدین این نقش را ایفا می‌کنند، (یعنی مجاهدین از مردم پیاده نظام علیه رژیم جور می‌کنند)، برای اینکه روحیه انقلابیون (منظورش خودش و مرتجع امثال خودش است)، تضعیف کنند، جریان غرب گرا این جایگاه را به خودش اختصاص داده دائماً تلاش می‌کنند باورهای نظام را تضعیف بکنند، (ابراز وحشت می‌کند از فعالیت و حضور پیوسته مجاهدین در بین مردم).

مصطفی تاج‌زاده از باند اصطلاح‌طلب (معاون سیاسی وزارت کشور دوران خاتمی) می‌گوید دی ماه ۹۶ مثال خوبی است چون وقتی مردم صندوق رأی را بی تأثیر می‌بینند میگویند از طریق خیابان با حکومت صحبت کنیم چرا که حاکمان فقط از خیابان می‌ترسند و نه از صندوق رأی، حالا اینجا کار ما اصطلاح‌طلبان سخت می‌شود، به خیابان آمدن مردم می‌تواند بسرعت تبدیل به خشونت شود این خشونت می‌تواند پیامد وحشتناکی برای کشور داشته باشد، که نمونه‌های آن را در کشورهای منطقه دیده‌ایم مثال میزند مصر، تونس، لیبی عراق و کشورهای که در واقع یمن که دیکتاتورها را سرنگون کردند، بنابراین از تظاهرات استقبال نمی‌کنیم باز همان مسیر دستگاه خودشان است، بنابراین هر دو جریان رژیم بسیار نا امید هستند و از آن طرف شرائط مهیا برای مردم و نیروهای انقلابی است.

حسین میرداماد: در شرائطی که اختناق در حداکثر است، و فضای برای بروز اعتراضات مردم نیست، راه را مردم به کدام سمت می‌برند؟ یا افراد باید خودشان را بکشند، یا پاسخ جنایات رژیم را بدهند، و حق‌شان را کف دستشان بگذارند، همین فردی که امام جمعه کازرون را کشته است، در صحبتهایش که رادیو فارس پخش کرده می‌گوید، (حمیدرضا درخشنده) دلیلش یکسری چیزهاشنیده بودم از بی عدالتی و حتی خودم آنجا می‌رفتم صدها مورد می‌دیدم چقدر بخرم و چقدر به مستضعف بدهم، (کمک مردم می‌رفته کمک می‌کرده بلکه تعداد مستضعف کمتر بشود)، می‌رفتم این جنایتها را می‌دیدم ما چاقوکش نیستیم چهت اطلاعتان بگویم اولین بارم بود من حکم قران را انجام دادم، ملت ایران دورتان بگردم، دور مستضعفین بگردم، دور آنانی که نان شب ندارید، دور آنانی که قسط وام بیمارتان کرده است. وقتی میگوییم جامعه در آستانه انقلابی است یعنی به هیچ وجه هیچ چیز رژیم برایش قابل تحمل نیست، هر کس به نحوی از گوشه‌ای بیرون میزند، و عمل می‌کند، بنابراین همه بدنبال راه حل می‌گردند، راه حلی که پاسخ مناسب به این رژیم باشد، حالا آن جوان اینطوری راه حل پیدا کرده کسی دیگری طوری دیگری پیدا می‌کند، در واقع آن چیزی که نکته مهمتر است این است که در شرائط کنونی تمام این خشم و تمام وضعیت انفجاری اعتراضات باید در کانونهای شورشی و شوراهای مردمی کانالیزه بشود تا مردم کار را دست بگیرند، و در سرنگونی رژیم دخالت بکنند.

حسین میرداماد: رژیم وضعیت نهایی‌اش را ما مردم ایران تعیین می‌کنیم، همین الان که امریکا از مماشات فاصله گرفته بر اثر افشاگریها و بر اثر ۴۰ سال مبارزه مردم ایران بوده که انجام داده، و این را بر روی میزتمام دنیا گذاشته که از این رژیم اصطلاح‌طلب در نمی‌آید، این رژیم تغییر پذیر نیست و« افعی کبوتر نمی‌زاید »(حرف آقای مسعود رجوی در سال ۱۳۶۱ است و الان در سال ۱۳۹۸ هستیم)، و در ۳۷ سال پیش این را به جهان گفت و هر سال هم تکرار کرده است، چقدر زیر بال خمنی را گرفتند، مگر جریان کلت و کیک نبود، شعار ضد امریکایی می‌داد ولی از آن طرف داستان ایران کنترا و خرید سلاح و ایران گیت، چقدر از رفسنجانی حمایت کردند، چقدر از خاتمی حمایت کردند اصلاً بدرخواست خاتمی ما را در لیست بردند، بدرخواست خاتمی قرارگاههای مجاهدین در اشرف و سایر قرارگاه‌ها در عراق را بمباران کردند، به درخواست خاتمی مجاهدین را خلع سلاح کردند، همه این کارها را امریکا کرده است، همه کاری کردند که بلکه از این رژیم تغییری حاصل بشود ولی نشد و نه توانستند بکنند، (البته همان موقع برادر مسعود رجوی گفت اگر اشرف بایستد جهانی خواهد ایستاد)، آن‌ها وقتی از هوا بمباران می‌کردند و پایین آمدند آخوندها و پاسدارانش را دیدند که چقدر عناصر رذلی هستند، تازه عراق را در سینی طلایی تقدیم آخوندها کردند، اصلاً اینها کسانی نیستند که از این فرصتها برای خودشان هم استفاده کنند یک جریان قرون وسطایی، عقب مانده و پوسیده، چطور می‌تواند از حمایتهای بین‌المللی استفاده بکند بر عکس تلاشش این است جنایاتش را و بنیادگرایی و ارتجاعش را صادر کند، این طرفی‌ها هم فهمیدند منافع‌شان را از دست می‌دهند، و در دستگاهی آمدند که سیاست مماشات را کنار بگذارند، ما نباید چشم به این بدوزیم که رابطه امریکا با رژیم چی خواهد شد، این ما را به بیراهه می‌برد، این نمی‌تواند تعیین کننده باشد، راه ما مردم ایران با قدرت خودمان است با بازوی خودمان است، اگر بخواهیم بحث سیاسی صرف بکنیم رژیم هر چه بیشتر ایستادگی بکند با وضعیت از هم پاشیدگی بیشتر مواجه هست، خامنه‌ای مگر نگفت ما مذاکره نمی‌کنیم این هفته را در گوگل سرچ بزنید ببینید چقدر برای مذاکره التماس می‌کنند، هر چه بیشتر فشار بیاورند اینها بیشتر به جان همدیگر میافتند، هر چه بیشتر به جان همدیگر بیافتند فرصتهای بیشتر برای به زیر کشیدن، بیشتر برای اعتراضات، فرصت برای قیام زمینه‌ش بیشتر می‌شود.

  • حسین میرداماد: این سؤال برداشت اشتباه از بحث استراتژیک است، اگر کسانی معتقد به سرنگونی باشند استراتژی‌های متعددی جلوی آن‌ها می‌گذارند کدام مسیر به سمت سرنگونی می‌رود، آیا تظاهرات میلیونی و چند دهه هزار نفره؟ یا مثلاً کانونهای شورشی؟ ارتش آزادیبخش؟ بحث همه سرنگونی است، ما اگر به واقعیت رژیم آخوندی نگاه بکنیم ما به این رژیم فاشیزم مذهبی میگوییم، اختناق مطلق در این رژیم حاکم هست، در این رژیم امکان تشکل‌های رسمی مردمی که بخواهند کاری را انجام بدهند نیست، شما نمونه‌های هفت تپه و فولاد اهواز را دیدید؟ کارگر فقط برای حقوق‌ش اعتراض می‌کرد، چگونه سرکوب کرد این را اختناق مطلق میگویند، والا اگر فرصت باشد دانشگاه‌ها رژیم را لوله می‌کنند، پس وقتی با رژیمی مواجه هستیم که هار و وحشی و فرصتی برای مردم برای اعتراض نمی‌گذارد راه به قهر می‌برد، این می‌تواند مسیر را باز کند، تمام دروغهای رژیم در مورد سرنگونی رژیم شاه از همینجا نشات می‌گیرد، چون فرصت طلبانه و با بند و بست فضا را دست گرفتند و شاه انقلابیون را زندانی و اعدام کرده بود و مجاهدین یا اعدام و یا در زندان بودند و ضربه اپورتونیستی هم بود و در مقطعی متلاشی شده بود، و تعدادی زیاد شهید شده بودند، فرصت طلبانه از خلاء استفادده کردند لذا بر روی آن پروسه ۱۳ و ۱۴ ساله مسلحانه را خاک می‌پاشند در حالیکه مگرمیشود به چنین رژیمی به پایه‌ها و اساس آن ضربه زد.

تظاهرات و قیام‌های اجتماعی خوب است به شرطی که پایه‌ای داشته باشیم، موتوری برای به حرکت در آوردن آن باشد و آن موتور را رژیم نتواند خاموش کند، چرا تشکیلات مجاهدین توانسته مستحکم باقی بماند؟ تمام دوستانی که از این نوع سؤالات دارند به این سؤال علمی و دقیق نگاه کنند، چرا این تشکیلات توانسته خودش را حفظ بکند، بدلیل اینکه در خط سیاسی مرزبندیش با خمینی از روز اول تیز بوده است، که این فرد نامشروع است، مشروعیت سیاسی گذاریش همان دو سال اول تا ۳۰ خرداد بوده است، و بعد از آن هیچ مشروعیتی نداشته و باندهای درونی رژیم ظرفیت اصلاح‌طلبی ندارند، ولایت فقیه با تغییر، انقلاب و پیشرفت و توسعه در تعارض است، این جریان قرون وسطایی است، پس وقتی از نظر سیاسی این را در بر می‌گیرد، راه رسیدن به سرنگونی با توجه به اختناق موجود قهر است.

در اسناد سازمان ملل هم هست وقتی مردمی نمی‌توانند حرفشان را از طروق قانونی با رژیمی بیان کنند باید با قهر رژیم را سرنگون کنند، حتی در دادگاه‌های فرانسه که رژیم آخوندی که خواستند مجاهدین را محکوم بکنند که مجاهدین مبارزه مسلحانه کردند در همان دادگاه‌ها گفتند این مبارزه مسلحانه حق و مشروع است، چرا؟ چون رژیم جایی برای بیان مردم نگذاشته است، مجاهدین را کنار بگذاریم برای کدام گروه کارگری سندیکا آزاد است؟ برای کدام گروه دانشجویی انجمن دانشجویی‌آزاد و مستقل وجود دارد؟ برای کدام گروه بازار انجمن مستقل آزاد است؟ همه چیز در اختیار سپاه پاسداران و اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات است آن هم با این کثافت کاریهای که می‌بینید، ما نباید اصل و ریشه را در بحث استراتژی کنار بگذاریم و بگوییم مثلاً چرا تظاهرات نمی‌شود، تظاهرات خیلی ساده بدلیل اختناق نمی‌شود، اختناق را مقداری کنار بزن ببین چه خبر می‌شود، هر جایی که رژیم شکاف دارد و شکاف در آنجا ایجاد می‌شود ببینید مردم چه می‌کنند، همین تظاهراتی که در فولاد اهواز شد در اصفهان شد، دانشگاه به محض باز شدن شکاف باز شروع می‌شود، اما برای یک عنصر پیشتاز و پیشرو و عنصر آگاه که بدنبال انجام تعهداتش نسبت به جامعه است که اجرا بکند، راه همان کانون شورشی است، اتفاقاً بحث قیام سازمانیافته و سازمانیافتگی مبارزه علیه رژیم متفاوت با تصورات دوران شاه است و اعمالی که انجام دادیم هست.

زمان شاه را نباید با زمان خمینی قیاس کرد، به دلائل بسیار زیاد که الان فرصت آن نیست، ماحصل مطلب همه وضعیتهای که ما با آن مواجه هستیم، یک پیام دارد موقعیت انقلابی، موقعیت انقلابی افراد انقلابی می‌خواهد، افراد آزادیخواه، از جان گذشته می‌خواهد و افرادی که قیمت مبارزه‌شان را بدهند، قیمت آزادی را باید داد، آزادی را برای هیچ ملتی در سینی طلایی نگذاشتند تا تقدیمشان بکنند، در مشروطه انبوهی شهید دادیم، در انقلاب ضد سلطنتی انبوهی شهید دادیم تا آن رژیمها سرنگون شدند، و آن شرائط عوض شده است، در همه جا همینطور بوده است.

بنابراین انتظار اینکه رژیم فضایی را باز کند و یک تظاهراتی راه بیفتد، هچنین چیزهای نیست، امکان دارد در شکافهایی رژیم بیفتد ولی ما نباید سر آن شکافها سرمایه گذاری بکنیم سرمایه گذاری بر روی کانونهای شورشی و شوراهای مردمی باید باشد که در قدرت رژیم نیستند و وصل به نیروی پیشتاز و انقلابی یعنی مجاهدین و ارتش آزادیبخش هستند.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.