برای یک ایران آزاد

خشونت و نابرابریهای جنسیتی و اجتماعی علیه زنان در نظام ولایت فقیه

0

خشونت و نابرابریهای جنسیتی و اجتماعی علیه زنان، بدلیل نهادینه بودن در نظام ولایت فقیه، تنها با تغییر این حاکمیت پایان می‌یابد.

امید کوهنورد

فکرش را هم نمی‌کردم بخاطر اعتراض به حجاب حق حضانت از فرزندم را از من بگیرند
اعظم جنگرَوی در تهران بر روی سکو رفت و در اعتراض به حجاب اجباری روسری‌اش را از سر برداشت. پس از این اقدام مدتی بازداشت بود. اما او با مجازاتی عجیب نیز روبرو شد؛ حکم طلاق او که یک سال پیش از این حرکت اعتراضی صادر شده بود از سوی قوه قضائیه بازگشت داده شد و حق حضانت فرزندش نیز که به دلیل اعتیاد پدر به مادر داده شده بود از او سلب شد.
او گفت که انتظار زندانی شدن را داشته اما اصلا فکرش را هم نمی‌کرده که به خاطر اعتراض به حجاب اجباری حق حضانت فرزندش را از او بگیرند.
علاوه بر این، شغلش را نیز از دست داد. او که پیش از این در مرکز مطالعات و تحقیقات زنان کار می‌کرده، پس از آزاد شدن از زندان محترمانه اخراج می‌شود: «اعضای هیأت امنا خانم ابتکار، خانم مولاوردی و خانم بروجردی بودند و رئیس هیأت مدیره نیز خانم اکرم مصوری منش. بعد از حرکت دختران خیابان انقلاب، محترمانه از من خواستند دیگر سر کار نیایم و محترمانه اخراج شدم. حتی یک ماه حقوقم هم پرداخت نشد.»
وی گفت که تمام «دوستان اصلاح‌طلبش» پس از این ماجرا با او قطع رابطه کردند و برای آنها «اعظم جنگروی کلا تمام شد.»
با همه اینها او از کارش پشیمان نیست و می‌گوید: «به نظر من مهمترین کاری که ما دختران خیابان انقلاب انجام دادیم این بود که به حکومت نشان دادیم با تمام ابزار خشونت و ارعاب نتوانستند ما را وادار کنند تا دست از اعتراض برداریم.»
[دویچه وله ۱۴فوریه۲۰۱۹]

اصلا این مواد مخدر از کجا می‌آید؟ چرا ما باید به این روز بیفتیم؟
تابستان ۹۱، ضمن همکاری با یک مؤسسه‌ی غیردولتی که به زنان آسیب‌دیده‌ی اجتماعی در تهران خدمات درمانی و بهداشتی می‌داد، مجموعه عکسی از این زنان تهیه کردم و آنها داستان‌هایی از زندگی خودشان را برایم شرح دادند…
«یکی از این زنان در پارک هروی که مواد مخدر مصرف می‌کرد، به من گفت: عکس بگیر و ببر پیش شهردار که چند ماه پیش به ما قول داده بودند، برای ما خوابگاه و کار تهیه کنند، اما خبری نشد. او گفت: ما هم حق زندگی داریم، درست است که به این روز افتاده‌ایم اما دلیل نمی‌شود که هم از خانواده و هم از جامعه طرد شویم. ما کار و جا خواستیم تا مجبور نباشیم در این پارک‌ها به خاطر پول و مواد دزدی و کارهای پرخطر کنیم. اصلاً چرا ما باید به این روز بیفتیم. اصلاً این مواد مخدر از کجا وارد می‌شود؟
زن دیگری را دیدم که جوان بود و دو دختر پنج، شش ساله همراهش بودند. یکی از آن‌ها کیسه‌ی نایلونی به دست داشت که دفتر نقاشی و مداد‌رنگی‌هایش را در آن گذاشته بود. چند هفته پیش مادرش شبی در همین پارک مرده بود، و صبح مأموران شهرداری جنازه‌اش را برده بودند. گفت: در سیزده یا چهارده سالگی مادرش به خاطر پول و مواد او را فروخته بود… .
زن دیگری که نمی‌خواست ازش عکس بگیرم، گفت نمی‌خواهم فرزندانم در این وضعیت مرا ببینند. اعتیاد داشت، و می‌گفت شوهرش او را معتاد کرده و بعدها خودش از اعتیاد دست کشیده، و او را طلاق داده است. شوهرش با زن دیگری ازدواج کرده و حق دیدار فرزندانش را هم از او گرفته بود.»
[ما زنان۲۰بهمن۹۷]

فعالان حقوق زنان در سنندج خشونت علیه زنان را محکوم کردند
۲۵ بهمن، جمعی از فعالان حقوق زنان در سنندج با حضور بر مزار لیلا حسین‌پناهی، خشونت علیه زنان را محکوم کردند.
این مراسم با یک دقیقه سکوت به یاد همه زنان قربانی خشونت آغاز و سپس قطعه شعری خوانده شد. در ادامه، بیانیه جمعی از فعالان حقوق زنان در سنندج قرائت گردید.
سپس شرکت‌کنندگان در این مراسم در رابطه با محکومیت خشونت علیه زنان سخنانی را ایراد کردند.
فعالان حقوق زنان در این مراسم اعلام کردند: لیلا حسین‌پناهی و سوما صلواتی قربانی سنت‌های عقب مانده و خشونت علیه زنان گشته و جان خود را از دست داده‌اند.
لازم به یادآوری‌ست که روز یکشنبه بیست و یکم بهمن‌ماه، یک زن سنندجی به نام لیلا (نازنین) حسین‌پناهی با ضربات چاقو و آجر توسط شوهرش در پارک کودک سنندج کشته شد. [آژانس کردپا۲۵بهمن۹۷]

در همین زمینه:
درد و رنج «زن بودن» در نظام ولایت فقیه؛ حتی برای معلولان جنگ خانمانسوز با عراق
حمله گارد زندان قرچک به زنان زندانی در پاسخ به تقاضای رسیدگی به زندانی بیمار

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.