برای یک ایران آزاد

چرا خمینی آتش بس  جنگ عراق و ایران را پذیرفت و آن را جام زهر نامید؟‌ گفتگو با عباس داوری

0

چرا خمینی آتش بس  جنگ عراق و ایران را پذیرفت و آن را جام زهر نامید؟‌چون دینامیزم توسعه طلبی و جنگ افروزی رژیم ولایت فقیه را از بین می‌برد. قطعنامه ۵۹۸شورای امنیت در ۲۹ تیر ۱۳۶۶ صادر شد اما رژیم یک سال بعد آن را با گفتن این که جام زهر است، پذیرفت. برای داشتن تصویری از جنگ طلبی خمینی ، شبکه تصویری ایران آزادی طی گفتگویی با  آقای عباس داوری ، موضوع آتش بس و جام زهر را  مورد بررسی قرارداده  و  به سئوالات پاسخ  میدهد .

قبل از پاسخ به سئوالات  نمونه هایی  از موضع گیری خمینی از خرداد تا شهریور ۶۷ که در صحیفه نور خمینی جلد بیستم آمده .آورده میشود

موضع گیری های خمینی از خرداد تا شهریور ۶۷

یکم-روز ۱۳ خرداد ۶۷ یعنی یک ماه و نیم قبل از پذیرش آتش بس، خمینی رفسنجانی را به سمت جانشینی فرمانده کل قوا منصوب کرد. هدف خمینی این بود که کلیه کارهای نظامی و تولیدات نظامی متمرکز شود. به عنوان مثال در ماده سوم حکم نصب رفسنجانی خمینی نوشته «تمرکز صنایع نظامی و تهیه ما یحتاج دفاع مقدسمان و انسجام امکانات تعمیراتی، پشتیبانی، فنی، مهندسی رزمی، آموزشی و تحقیقاتی…»

دوم- روز ۱۳ تیر ۶۷ یعنی دو هفته قبل از قبول آتش بس، خمینی در پاسخ به آقای منتظری که آن موقع جانشین خمینی بود می‌نویسد «‌ این جنگ محصور در مرز و بوم نیست، این جنگ خانه و کاشانه و شکست و تلخی کمبود و فقر و گرسنگی نمی‌داند… مسئولین نظام باید تمامی هم خود را در خدمت جنگ صرف کنند… غفلت از مسائل جنگ، خیانت به رسول الله است»

سوم-خمینی در ۸ شهریور ۶۷ یعنی یک ماه و نیم بعد از قبول آتش بس، به هیأت دولت به مناسبت هفته دولت می‌گوید: «نباید حساب کنیم که جنگ تمام شده … باید مردم مهیا باشند، قوای مسلحه مهیا باشند، مردمی که باید به جبهه بروند و جبهه‌ها را پر کنند…»

پیام خمینی در مورد خوردن جام زهر.

در حالی که روز ۲۹ تیر در پیام بسیار مفصلی، خمینی می‌خواست خوردن زهر آتش بس را به مردم بگوید، بازهم گفت «امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار و جنگ پابرهنه‌ها و مرفهین بـی درد شـروع شـده اسـت… ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعـوا نـداریـم … ما اعلام می‌کنیم که جمهوری اسلامی ایران برای همیشه حامی و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است و کشور ایران بـه عـنـوان یـک دژ نـظـامـی و آسـیب ناپذیر نیاز سربازان اسلام را تأمین و آنان را به بـه اصول و روش‌های مبارزه علیه نظام‌های کفر و شرک آشنا می‌سازد….»

ملاحظه می‌کنید که ابتدا خمینی با دجالیت و عوامفریبی میخ جنگ و تروریسم خودش را محکم می‌کند.

سپس می‌گوید «من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می‌دیدم ولی به واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلاً خودداری می‌کنم… بـا قـبـول قـطـعـنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم… بدا بـه حـال مـن کـه هنوز مانده‌ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیده‌ام…» .

خوب دجال چرا نگفتی موضوع چیه؟ سپس مجدداً بر طبل جنگ کوبیده و می‌گوید: «قبول قطعنامه از طرف جمهوری اسلامی ایران به معنای حـل مـسـاءله جـنـگ نیست» فردای پیام زهر خوردن خمینی یعنی ۳۰ تیر او در ملاقات با پاسدار محسن رضایی که فرمانده سپاه بود، مجدداً گفت: «فـرزنـدان انقلابی‌ام! تـوجـه کنید که امروز روز حضور گسترده در جبهه‌هاست، فکر نـکـنـیـد کـه دیگر جنگ تمام شده است» می‌بینید خمینی چگونه ماهیت جنگ طلبی و جنگ افروزی خودش را برملا می‌کند؟ اگر بخواهیم تاریخ را مثل خمینی و خامنه‌ای جعل نکنیم و آنطوری که اتفاق افتاده بیان کنیم، خوراندن جام زهر آتش بس به خمینی یک عمل فوق العاده ملی و میهنی بود.

پرسش : چرا خمینی در حالی که چند روز قبلش شعار قدس از طریق کربلا می‌داد اما یه دفعه آمد و قطعنامه و آتش بس را پذیرفت؟

عباس داوری :  دلیل اصلی این مسئله را باید در شکست سخت دو لشگر خمینی در مهران از ارتش آزادیبخش دید. درست است که پاسدران خمینی در فاو و قسمتهای دیگری که از عراق اشغال کرده بود، شکست خورده بودند. اما وقتی رزمندگان ارتش آزادیبخش در آزاد سازی شهر مهران شعار می‌دادند امروز مهران فردا تهران، خمینی را وادار به سرکشیدن جام زهر کرد و خمینی در پیامش گفت به واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلاً خودداری می‌کنم… بـا قـبـول قـطـعـنامه و آتش بس موافقت نمودم.

ولی چرا حوادث و عوامل را نگفتی؟‌ بعداً دستیارانتان لو دادند که داستان اصلی امروز مهران فردا تهران رزمندگان آزادی بود. چون اگر دولت عراق حتی دو استان را هم اشغال می‌کرد، که نمی‌توانست رژیم را ساقط کند و از قضا به جنگ افروزی خود اضافه می‌کرد.

پرسش:  یکی از فرماندهان اون موقع جنگ گفته خمینی به این دلیل آتش بس رو پذیرفت که می‌خواست بقای رژیم رو تضمین کنه خب این مگه همون حرف مجاهدین نیست؟

عباس داوری :  البته اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم باید گفت که خمینی بعد از آزادسازی مهران دیگر سرنگونی رژیمش را به چشم می‌دید. البته خمینی و خامنه‌ای برای حفظ حاکمیت خونخوار خود نه تنها دست به هر جنایتی می‌زنند بلکه اگر ضروری ببینند تن به هر ذلتی هم می‌دهند نمونه آن قرارداد الجزایر بعد از گروگانگیری است.

پرسش:  چرا مجاهدین به عراق رفتند؟‌

عباس داوری : سئوال بسیار خوب و منطقی است:

اولا-سازمان مجاهدین خلق ایران، در سال ۱۳۶۵ یعنی در سال ششم جنگ ایران و عراق به عراق رفت و تا این سال رژیم مناطقی از جنوب و شمال عراق از جمله فاو را اشغال کرده بود و خمینی سال ۶۵ را هم سال تعیین تکلیف جنگ اعلام کرده بود یعنی سالی که تبلیغ می‌کرد می‌خواهد عراق را اشغال کند.

ثانیا-از ۴ خرداد ۶۱ که عراق اعلام کرد به مرزهای بین المللی عقب نشینی می‌کند، رهبر مقاومت برادر مسعود با نوشتن نامه از کشورهای عربی خواست که برای صلح بین ایران و عراق اقدام کنند. وقتی خمینی با همهٔ طرح‌های ارگان‌های مختلف برای صلح، مخالفت کرد، شورای ملی مقاومت در اسفند ۱۳۶۱ طرح صلحی را منتشر کرد که در برگیرندهٔ منافع ایران برمبنای قرارداد ۱۹۷۵  الجزایر بود. دولت عراق رسماً اعلام کرد که این طرح مبنای قابل قبول برای مذاکره است. اما خمینی گفت «صلح دفن اسلام است» سازمان یک کارزار بسیار گسترده برای برقراری صلح هم در داخل ایران و هم در خارج ایران به راه انداخت.

طرح صلح شورای ملی مقاومت از طرف بیش از۶ هزار شخصیت و پارلمانتر و حزب و سندیکاهای بزرگ اروپایی حمایت شد. اما خمینی نه تنها تن  به صلح نمی‌داد بلکه شعار می‌داد «جنگ جنگ تا رفع فته از عالم» خمینی جنگ را سرپوش سرکوب و چپاول وحشتناک مردم فقیر قرار داده بود.

حال من از شما سئوال می‌کنم که یک سازمان مسئول و انقلابی که همه چیز خود را برای خلقش فدا می‌کند، چه کاری می‌توانست انجام دهد؟ جز این که ریسکی بزرگی را برای خلقش بپذیرد و برای گل گرفتن تنور جنگ طلبی خمینی به وسط جنگ وارد شود؟‌ سازمان می‌دانست که توان گل گرفتن تنور جنگ خمینی را دارد. از طرفی هم بسیار آگاه بود که خمینی و دشمنان مردم ایران مارکهای بسیار زیادی به سازمان خواهندزد. سازمان با حفظ استقلال عمل کامل خود در عراق ضمن ۲ سال با صدرشته عملیات توانست آتش بس را به خمینی تحمیل کند که خمینی آن را جام زهر توصیف کرد. پس رفتن به عراق برای پایان دادن به جنگ خانمانسوز و ضدملی خمینی بود بنا بر این یک عمل ملی و برای مردم ایران بود.

 

پرسش:  اینکه شما میگویید جنگ، سرپوش سرکوب و اختناق بود یعنی چه؟

عباس داوری :  واقعیت این است که انقلاب ضدسلطنتی، انرژی‌های بسیار زیادی را در جامعه آزاد کرده بود. جامعه ایران، تشنه آزادی، آبادی و پیشرفت بود. اگر خمینی حکومت را به مردم واگذار می‌کرد، باور کنید الان ایران یکی از کشورهای نمونه جهان شده بود زیرا ملت ما تجارب زیادی دارند.

این مردم ما بودند که در خاورمیانه انقلاب مشروطیت راه انداختند این مردم ما و مصدق بود که بعد از چند دهه حاکمیت سلطنت وابسته به استعمار، پرچم استقلال را بلند کردند و نفت ایران را ملی نمودند که الگویی برای کشورهای دیگر شد. از نظر سطح تولید و سطح تخصص ، کشور ما استعدادهای زیادی داشت. اما خمینی چون مربوط به قرون وسطا بود، یا باید حکومت را به مردم واگذار می‌کرد یا اگر می‌خواست حاکمیت خود را حفظ کند نتیجهٔ آن جز سرکوب آزادیها و مردم چیز دیگر نبود.

اما این سرکوب را خمینی با جنگ افروزی خودش مشروع نشان می‌داد و هر نارسایی خودش و سران رژیم را با جنگ حل و فصل می‌کرد.

به عنوان مثال رانندگان شرکت واحد برای گرفتن حقوق خود اعتصاب کردند اما همین بهزاد نبوی که سخنگوی دولت بود مشتی پیرزن را جمع کرد و آنها رفتند به روی رانندگان آب دهان انداختند که بچه‌های ما در جنگ کشته می‌شوند شما اعتصاب می‌کنید؟ یا وقتی از جبهه‌های جنگ هزار هزار به جسد به  شهرهای مختلف می‌آوردند، اعدام صدها مجاهد و مبارز در روز جامعه را تکان نمی‌داد.

پرسش:  چرا خمینی پذیرش آتش بس رو معادل جام‌زهر میدونست؟

عباس داوری :  این موضوع را باید در ماهیت رژیم خونخوار و چپاولگر ولایت فقیه که خمینی بنیانگذار آن بود، دید. وقتی خمینی می‌گوید «جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم» معنی این حرف این است تا زمانی که این حاکمیت وجود دارد باید با جنگ افروزی کارش را پیش ببرد. در مقدمه قانون اساسی این رژیم در قسمتی با عنوان «شیوهٔ حکومت در اسلام» نوشته «قانون اساسی با توجه به محتوای اسلامی انقلاب ایران که حرکتی برای پیروزی تمامی مستضعفین بر مستکبرین بود، زمینه تدوام این انقلاب را در داخل و خارج کشور فراهم می‌کند. بویژه در گسترش روابط بین المللی، با دیگر جنبشهای اسلامی و مردمی می‌کوشد تا راه تشکیل امت واحد جهانی را هموار کند…»

اگر به تک تک کلمات به کار گرفته شده در این متن نگاه کنید ملاحظه می‌کنید که

اولا-قانون اساسی از دید رژیم یعنی زمینه ساز تداوم انقلاب در داخل و خارج

ثانیا-این قانون رسماً به همه کشورهای اعلان جنگ کرده است.

وقتی ماهیت رژیم این است و وقتی خمینی می‌گوید جنگ موهبت الهی است، چنین شخصی وقتی مجبور می‌شود که آتش بس را بپذیرد یعنی دست از جنگ بطور موقت بردارد حتماً برایش جام زهر است. تعبیر زهر خوردن متعلق به خود خمینی است چون از درونش همین می‌جوشید وقتی خونریزی قطع شود برای او جام زهر است.

پرسش:  چرا مجاهدین جام زهر آتش بس رو با برجام یکی می دونند و میگن جام زهر اتمی. این‌ها چه ارتباطی با هم دارند؟

عباس داوری :  جام زهر را خود خمینی در مورد آتش بس گفت. چرا؟‌ برای این که آتش بس خمینی را از هدفش دور می‌ساخت هدف او جنگ افروزی بود، این هدف علیه عالیترین منافع ملی ما و ضدهدف مردم ما که صلح دوست و مسالمت جو هستند، بوده‌است. بنا براین آن را جام زهر گفت. پروژه اتمی رژیم نیز، علیه منافع عالیه مردم ما بود زیرا عمر این رژیم سفاک را بیشتر می‌کرد و مردم ما را هر روز ضعیفتر و فقیرتر می‌کرد. وقتی رژیم از هدف ضدمردمی خودش دور می‌شود، خودش به دست خودش کیکهای زردی که سالها رویهم انباشته بود به کشور دیگری می‌دهد و یا به دستگاه آب سنگین اراک به دست خودش بتون می‌ریزد، این دیگر جام زهر است. اگر جام زهر نیست، پس چیست؟‌ از قضا تعدادی از سرکرده‌های رژیم نیز جام زهر می‌گویند.

پرسش:  منظور از جام زهر منطقه ایی که این روزها از اون صحبت میشه چیه؟

عباس داوری :  جام زهر منطقه‌ای یعنی عقب نشینی رژیم از سوریه، لبنان، یمن و عراق. خامنه‌ای و همه مهره‌های ریز و درشت رژیم مانند پاسدار شمخانی می‌گویند اگر در سوریه نجنگیم باید در شهرهای ایران بجنگیم، چه معنی می‌دهد؟ معنی این حرف این است که اگر این تروریسم و کشتار در این کشورها را ول کنم، بدون کمترین تردیدی سرنگون خواهم شد. رژیم برای جلوگیری از سرنگونی خود به کشورهای دیگر تروریسم صادر می‌کند. حال اگر رژیم قبول کند که باید از این کشورها بیرون بیاید، یعنی قبول کرده که جام زهر بخورد. به این می‌گویند جام زهر منطقه‌ای.

پرسش:  آیا مجاهدین از خوردن جام زهر منطقه‌ای توسط رژیم استقبال می‌کنند؟ نظر شما در این مورد چیه؟

عباس داوری :  جام زهر خوردن به معنی عقب نشینی رژیم است. یعنی رژیم از خواستهٔ خود کوتاه آمده است. کوتاه آمدن رژیم یعنی از مردم ما خونریزی کمتری صورت می‌گیرد. بنا بر این مجاهدین همچنان که بارها برادر مسعود گفته است، از هرگونه کوتاه آمدن رژیم و از هرگونه واپس تمرگیدن رژیم استقبال می‌کنند. ما از خدا می‌خواهیم که رژیم جام زهر منطقه‌ای بخورد از خدا می‌خواهیم که جام زهر حقوق بشر بخورد چون به نفع مردم ماست. اما رژیم هرگز جام زهر حقوق بشر نمی‌خورد چون پایان عمرش می‌باشد. اما ما به عنوان مجاهدین از هرگونه زهر خوردن رژیم و از هرگونه عقب نشینی رژیم بغایت استقبال می‌کنیم.

پرسش:  می گوییم که رژیم یک پایه حفظ حکومتش صدور تروریسم است چه تفاوتی بین آتش بس جنگ ضد میهنی و اخراج الان رژیم از منطقه است و چه تاثیری روی سرنگونی دارد؟

عباس داوری :  هدف خمینی از جنگ با عراق همچنان که بارها اعلام کرده بود، برقراری حکومت اسلامی از نوع خودش بود. به دلیل این که مطابق برخی آمارها ۶۰ درصد مردم عراق شیعه هستند و مزار ۶ نفر از امامان در عراق است. خمینی این هدف را در دسترس می‌دید و اگر خمینی به این هدف می‌رسید، گام‌های بعدی را برای کشورهای دیگر منطقه برمیداشت. به این دلیل خمینی یک جنگ ۸ ساله یعنی طولانی‌ترین جنگ قرن بیستم و عواقب آن را به مردم ایران و عراق تحمیل کرد.

زهر آتش بس، رؤیاهای تشکیل امپراطوری خمینی را درهم ریخت. اما چون خمینی بود توانست با قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی شوک بزرگی به جامعه ایران وارد کند و مجبور شد جانشین خودش را برکنار کند و از زیر بار پاسخگویی در مورد جنگ بیرون بیاید. اما اخراج رژیم در مرحله‌ای که رژیم درسراشیب سقوط است و قیام مردم از رژیم دست بردار نیست، اخراج رژیم از منطقه عواقبی برای رژیم دارد که خامنه‌ای نمی‌تواند آن را حل و فصل کند و یک گام کیفی رژیم را به سرنگونی نزدیک می‌کند یعنی جنس آن جنس سرنگونی است.

پرسش:  من دهه هفتادی هستم اگر امکان دارد در مورد شرایط زمانی که خمینی جام زهر را سرکشید و اخراج الان رژیم از منطقه بیشتر توضیح دهید؟

عباس داوری :  تأکید می‌کنم که خمینی با خامنه‌ای بسیار متفاوت بود. او توانست جانشین خودش را کنار بزند و چند نفر از نزدیکان خودش مانند اردبیلی که شروع به غر زدن کرده بود که بهتر بود همان سال ۶۱ بعد از خرمشهر جنگ را تمام می‌کردیم، سرجایش نشاند و فتوای قتل سلمان رشدی را صادر کرد. اما خامنه‌ای در شرایط فعلی همچنان که گفتم بسیار بسیار ضعیف است و اگر بپذیرد که از منطقه خارج شود، گامی به سوی سرنگونی حتمی است.

پرسش:  در مورد تاریخچه جنگ و پذیرش قعطنامه سازمان ملل بیشتر توضیح دهید

عباس داوری :  واقعیت این است که وقتی خمینی سرکار آمد، عراق از اولین کشورهایی بود که رژیم خمینی را به رسمیت شناخت. اما همچنان که توضیح دادم، خمینی از روز اول حاکمیت خود، شروع به دخالت در امور عراق کرد.

کیهان ۷ اسفند ۵۷ را ببینید هنوز یکماه از انقلاب نگذشته مردم کشورهای منطقه را دعوت به شورش و نافرمانی برضد حکامشان می‌کند. شما اگر آرشیو روزنامه‌های کیهان و اطلاعات در فروردین و اردیبهشت سال ۵۸ را ورق بزنید واقعاً از کثرت توطئه‌های رژیم علیه حکومت عراق که هنوز صدام رئیس جمهور نشده بود، شگفت زده می‌شوید. ابراهیم یزدی. کیهان ۵ مهر ۵۸: «ما که آمدیم روی کار، محور اول این بود که یک سفیر وارد به اوضاع عراق نصب کنیم که قادر باشد ارتباطات سری را با گروههای مسلمان مخالف رژیم عراق، در داخل عراق برقرار کند. سیاست ما هم علیه عراق و سایر اعراب خصوصاً در رابطه با مردم عراق اجرای برنامه‌های تبلیغاتی به زبان عربی بود».

۱۹ فروردین ۱۳۵۹: فراخوان خمینی به ارتش عراق برای سرنگون کردن رژیم صدام حسین! (تصویر روزنامه کیهان)

فروردین ۵۹: وزیر خارجة عراق، طارق عزیزمورد یک سوقصد نافرجام قرار گرفت.

اردیبهشت ۱۳۵۹: بر تعداد زد و خوردهای مرزی و دامنه آن از هر دو سو، افزوده شد.

۱۳ شهریور۱۳۵۹: رژیم شهرهای خانقین و مندلی را در عراق مورد حمله قرار داد.

۳۱ شهریور ۵۹: آغاز جنگ گستردة ایرانـ عراق با بمباران فرودگاه مهراباد توسط عراق!

روزنامه جمهوری رژیم در ۱۸ شهریور سال ۵۹، یعنی ۱۲ روز قبل از آغاز جنگ، رسماً اعلام کرد: ” به فرمان امام، نیروهای انقلاب آمادگی خود را برای تصرف عراق با پشتیبانی مسلمین اعلام کردند“ موضوع دخالتهای رژیم در عراق تاریخچه بسیار طولانی دارد که اگر فقط به آرشیو روزنامه‌ها نگاه کنید موضوع تاحدودی دست شما می‌آید.

درهمین زمینه :

صلح دفن اسلام بود؟ حقایقی از جنگ ایران و عراق

دفاع مقدس یا جنگ ضد میهنی؟ حقایق جنگ هشت سالة ایران و عراق

حقایق جنگ ایران و عراق؛ چرا مجاهدین به عراق رفتند؟

 

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.