برای یک ایران آزاد

داستانهای غم انگیز هر روز در ایران ، گزارشی از سایت های« یورونیوز » و «نیوزبلیر»

0

 داستانهای غم انگیز ، هر روز در ایران اتفاق می‌افتد

 داستانهای غم انگیز موضوعی است که هرروز درشهرهای ایران اتفاق می‌افتد . نمونه هایی از وضعیتی که مردم ایران در حاکمیت نظام آخوندی به آن گرفتار شدند. فقر و تنگدستی مردم است که آنها را به نقطه ای رسانده که برای ادامه زنده ماندن درصدد فروش بخشی از اعضای بدن خود هستند و این وضعیت ، حاصل ۴دهه غارت و چپاول اموال مردم و اختلاس های میلیاردی سران حاکمیت آخوندی است . مطلبی که درسایت های بین المللی « یورونیوز » و «نیوزبلیر» نیز منعکس شده که بخشی ازاین مطلب در ادامه آورده شده است .

 

پرویز خزایی

 سایت « یورونیوز » آمریکا  :چند ماه قبل در خیابان اعلامیه ای را روی دیوار دیدم که در مورد فروش کلیه بود و یک شماره تلفن هم روی آن بود. حس عجیبی پیدا کردم. افکار مختلفی به سرم زد،  چند بار دور و بر این اعلامیه چرخیدم . وضع خودم هم خوب نبود. اما اگر مبلغ در حد وسعم بود باید کاری می‌کردم. خواستم تماس بگیرم. با خودم گفتم اصلاً شاید جعلی باشد. چه کسی حاضر است برای مبلغی پول یک عضو حساس بدنش را بفروشد؟ حتی برای پس از مرگ هم عموماً حاضر به این کار نمی‌شوند چه برسد به زنده بودنشان. اما موضوع دیگری هم بود که تصمیم گرفتم تماس بگیرم. باید بدانم وضعیت چگونه است. باید بدانم که وخامت و انحطاط تا کجاست. در نهایت تماس گرفتم کارمند اداره … در تهران بود. مبلغ را گفت. آن موقع در توانم نبود و گفتم که کلیه نمی‌خواهم اما تا نصف آن مبلغ را می‌توانم جمع ‌و جور و تقدیم کنم. وضع مالی من چندان رو به راه نیست و فقط به اندازه توانم می‌توانم کمک کنم. آن انسان شریف صحبتی کرد که من شرمنده شدم. گفت: «نه! شما هم ظاهراً گرفتاری، پول شما را نمی‌خواهم. بگذار با کسی که وضع مالی خوبی داشته باشد و کلیه بخواهد بدبختی و مشکلم را حل کنم»! بله این سیاه ‌نمایی نبود این عمق سیاهی بود. این صدای کسی بود که در جا می‌توانستم قرار بگذارم و او را ببینم و فقط معذوریت مالیم مانع می‌شد. آن هم نه فردی که نمی‌فهمد کلیه چیست بلکه کسی که می‌داند و می‌فهمد و به استیصال رسیده است.

آن زمان تازه به این محصول جدید حاکمیت سیاه برمی‌خوردم و پس از آن بود که با انبوه اعلامیه‌های فروش اعضای بدن به‌خصوص جلوی بیمارستانها برخوردم و شاید هم از قبل بوده و من خبر نداشتم. هر چه بود غیر از این نیست که در این ۴۰سال به مواردی برخورده‌ایم که فقط محصول و مختص حاکمیت آخوندهاست  . یکی از این محصولات همین فروش اعضای بدن است. بعداً فهمیدم فروشندگان بی‌پناه می‌خواهند بدون واسطه با مشتری روبه‌رو شوند تا دلالان مبلغ زیادی را برندارند.

 

«نیوزبلیر» نیز مطلبی را منعکس کرده ونوشته است: درحاکمیت آخوندی نصب اعلامیه فروش کلیه را هم قدغن می‌کنند تا حاکمیت آخوندها منزه بماند  . تا تزویر آخوندی خش نپذیرد. خامنه ای معتقد است که فروش عضو بدن که خیلی هم خوب است. قرنیه چشم، کبد و هر چه را خواست بفرو شد هیچ اشکالی ندارد. تازه مجوز شرعیش هم صادر می‌شود.

ولی فقیه خودش استاد اینکار هاست . از فروش دریا ی خزر به روسیه و یا ماهیهای دریا به چین و خاک و نفت تا خزر و عمان و آب و معادن و… از فروش ذخایر زمین تا دین و غیرت و شرف و ناموس هر چه دم دستش بیاید می‌فروشد. فقط نباید افشا شود اگر هم بر سبیل اتفاق چیزی لو رفت باید زود به یاری “دوستان” در میان گرد و خاک و خبرسازی و خودفروختگان و آدرسهای عوضی و گفتار و امید و دروغ‌درمانی و دجالگری و سخن‌پراکنی شرق و غرب و شمال و جنوب عالم گم شود.

همان‌طور که جوانان شکنجه و خودکشی شده نباید اخبارشان فاش شود.

همان‌طور که کشتار کولبران و بلوچها نباید فاش شود.

همان‌طور که زنان و مردان زندانی نباید بگویند چه بر سرشان آمده.

همان‌طور که کشتار جمعی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ نباید از پرده برون افتد.

البته این خواست آخوندهاست اما در برابر آنها، خواست آنهایی هم که در کانون های شورشی سازمان یافته و تظاهراتهایی را در ایران راه اندازی می کنند که همه چیز را از تاریکی به روشنائی می آورد، قرار دارد. آنان می دانند که حقیقت، تو را آزاد می کند. عاملان اعمال تاریکی ها قادر به غلبه بر خواستشان برای مخفی ماندن، نخواهند بود.

درهمین زمینه:

مینای ۱۹ ساله می‌خواهد کلیه و کبد خود را بفروشد؛ چرخه فقر و مرگ تدریجی یا برون رفت قیام؟

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.