برای یک ایران آزاد

انقلاب برای چه بود ولی بعد چه شد؟ درچهلمین سال پیروزی انقلاب۵۷: محمدحیاتی

0

چهلمین سال پیروزی انقلاب ضدسلطنتی ۵۷که بزرگ‌ترین، تحولِ سیاسیِ تاریخِ معاصرِ ایران، بعد از انقلابِ مشروطه محسوب میشود، به‌علت سرقت رهبری انقلاب توسط خمینی به انحراف کشیده شد.سئوالاتی مطرح است ازجمله : ریشه‌های این انقلاب ازکجا سرچشمه گرفت؟ چگونه آخوندها در سال ۵۷، از خلأ عدم حضور مجاهدین در صحنه، با استفاده از شبکه آخوندی در سراسر ایران استفاده کردند و روی موج انقلاب سوار شدند و انقلاب را به سرقت بردندو…با نگاهی به ۴۰سال گذشته، می بینیم که آخوندها، با چه مکانیزم‌هایی حاکمیت ارتجاعی‌شان را با سلب آزادی‌ها بر مردم ایران تحمیل کردند.در همین رابطه آقای محمدحیاتی طی گفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به این سئوالات پاسخ میدهد

محمد حیاتی: اول باید ببینیم خود انقلاب چگونه رخ داد، انقلاب که خودبخود آن هم تغییر نظام که به این سادگی‌ها نمی‌شود، ملت ایران بخصوص جوانان انقلابی تسلیم شاه نشدند، از زمان مصدق شاه چکار کرد؟ با یک کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ مصدق را برکنار کرد و یک دیکتاتوری ۲۵ ساله را برقرار کرد، و ساواکش را برای سرکوب ایجاد کرد، ولی مگر مردم ایران ساکت نشستند، چه کسانی به حرکت درآمدند تمامی گروه‌ها بخصوص بعد از ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ که رژیم شاه با سرکوب تظاهرات سراسری نشان داد رفرمیسم و مبارزه سیاسی پایان یافت.

ایران گورستان رفرمیسم است و هیچ کس وارد نشد الا دو گروه، خود خمینی که به حجره خودش رفت، و ۱۳ سال در عراق لب از لب تکان نداد، چرا یک کاری کرد، علیه سیاهکل مبارزین انقلابی چریکهای فدایی خلق اطلاعیه داد و گفت گول اینها را نخورید، خمینی کارش همین بود با شاه که کاری نداشت بلکه شریک شاه بود.

می‌خواهم بگویم سرقت یعنی چی؟ ولی کی در صحنه بود، دو سازمان انقلابی چریکهای فدایی خلق و سازمان مجاهدین خلق که ول کن نبودند و آمدند، تمام شکنجه‌ها و اسارتها، فداکاری‌ها و شهادتها را به جان خریدند، بخاطر اینکه آزادی را به خلق‌شان برسانند، این‌ها در صحنه بودند خمینی کجا بود؟ انقلاب آلترناتیوی داشت، جوانان مبارزی داشت، همینطوری که نمی‌شود اما با توطئه‌های که شد، خمینی آمد و انقلاب را به سرقت برد، من می‌خواستم فقط بگویم سرقت یعنی چی، و چرا میگوییم سرقت، کسی که کاره‌ای نبود، آمد و انقلاب را در اختیار گرفت، آن‌هایی که همه کاره بودند کنار زده شدند، به این سرقت انقلاب میگویند.

محمد حیاتی: اول این را بگویم که شاه چکار کرد، اگر کسانی یادشان باشد شاه قبل از سرنگون شدن در کنفرانس گوادلوپ کشورهای غربی نشستن وتصمیم گرفتند، دیدند اگر از ایران غفلت بکنند، حکومت دست انقلابیون میافتد، چون مجاهدین و فدائیان بودند واز این وحشت کردند، پس تصمیم گرفتند جلوی این را بگیرند و به شاه گفتند شلاق را زمین بگذارد و شکنجه دیگر نه، چرا برای اینکه انقلاب گر نگیرد، ولی شلاق را کنار گذاشت وانقلاب گر گرفت و فضا، فضای انقلاب بود و مردم میلیونی ریختن در خیابانها و سال ۵۶ تا ۵۷ تقریباً دوسال، ولی رهبران واقعی انقلاب آن کسانی که شهید داده بودند و شکنجه شده بودند و سالها در زندانها بود ند آنها را در زندان نگه داشت در رأس آنها هم برادر مسعود بود.شاه خودش با خمینی زدوبند کرد، خمینی هم به آنان قول داد که نفت را نمی‌بندم، اجازه نمی‌دهم یک نفر از انقلابیون در حکومت بیایند، به قولش هم وفادار بود، به این ترتیب رهبران در زندان، دزد زد وبند کرده با آمریکا و آقا از فرانسه تشریف آوردند و حکومت را در دست گرفتند.

اما سؤال می‌کنید، مردم برای چی انقلاب کرده بودند، می‌توانیم به تاریخ آنها نگاه کنیم، مردم چی می‌خواستند؟ مردم در خیابانها چه شعارهای می‌دادند؟ جمهوری اسلامی نه، آزادی، مردم بدنبال آزادی بودند، شاه دیکتاتوری ایجاد کرده بود و بچه‌های آنان را زندانی کرده بود، بخشی را اعدام کرده بود و آنها علیه دیکتاتوری انقلاب کرده بودند، پس مردم می‌خواستند دیکتاتوری را کناربزنند، فقر را کنار بزنند ، حق مردم داده بشود، زندانی‌ها آزاد بشوند، آن موقع مردم در خیابانها شعار «آزادی زندانی سیاسی که آزاد باید گردد » بود، و این شعار مردم و خواست مردم بود، ولی آیا این شد؟ بجای آن چی شد؟ آیا مردم صدور انقلاب می‌خواستند؟ یا آزادی می‌خواستند؟ مردم حجاب اجباری می‌خواستند یا آزادی؟ مردم چی می‌خواستند؟ البته گام به گام، خمینی خیلی توطئه‌گر بود، خیلی هم دروغگو مثل همین خامنه‌ای امروز، قول‌هایی داد اما کم کم و گام به گام پیش رفت.

بنابراین مردم آزادی می‌خواستند، از شعارهای امروز مردم در ایران شما متوجه می‌شوید، که مردم چی می‌خواستند، شعار مرد م در ایران چیست؟ مرگ بر خامنه‌ای و روحانی، ما اینها را نمی‌خواهیم، چرا؟ چون دیکتاتوری را حاکم کردند، این‌ها حقوق مردم را نمی‌دهند، این‌ها حقوق کارگران را نمی‌دهند، اقتصاد را درب و داغان کردند، پس مرگ بر اینها.

بنابراین در پاسخ به سؤال مردم برای چی انقلاب کردند بله؛ مردم برای آزادی انقلاب کردند، چی شد بجای آزادی دیکتاتوری آمد، بجای حاکمیت مردم حجاب اجباری آمد، برای اقتصاد مترقی و پیشرو، اقتصاد لرزان و داغان شده، حالا مردم چی می‌خواستند به چی رسیدند، ما از شعار مردم باید این را بفهمیم که مردم داغ آن انقلاب به سرقت رفته به دلشان نشسته بود اینها به خیابان آمدند و شعار قرار انقلاب ما این نبود حبس و فساد و تبعیض نبود، این شعار معلمان آزاده اصفهان در دی‌ماه ۹۷ است، مردم این را می‌خواستند چی به آنها داده شد؟ فشار سرکوب و دیکتاتوری و اعدام به آنان داده شد.

محمد حیاتی: اگر یک نگاهی به تاریخچه مبارزات مردم ایران در زمان خمینی بکنند جواب خواهند گرفت .یک کلام در قزوین؛  اسلام‌شهر؛ شیراز، مشهد، چه تظاهرات عظیم انجام شد، بازرگان می‌گفت:  یک شب چند هزار نفر در قزوین کشتند، در همان سی خرداد ۵۰۰ هزار نفر از مردم در خیابانها چی گفتند؟ برای آزادی شعار دادند که کم نبود، در سال ۷۸ قیام دانشجویان در زمان خاتمی چه قیامی کردند؟ در سال ۸۸ چکار کردند؟ در دی‌ماه همان سال کاری کردند که تمام ارکان نظام بلرزه در آمد، تمام بنرهای خمینی را آتش زدند و درب و داغان کردند هنوز که هنوز است از شنیدن اسم قیام ۸۸ لرزه به تن‌شان میافتد، و نمی‌دانند چگونه توصیف بکنند، بعد از ۱۰ سال توانستند آن هم به دلیل با خیانتی که میرحسین موسوی و کروبی کردند و از پشت خنجر زدند این عمل باعث آرامش شد.

اما در دی‌ماه ۹۶ مجدداً گر گرفت و تا الان همانطور که رهبر مقاومت برادر مسعود گفت؛  این قیام متوقف شدنی نیست و هر چه به عمق می‌رود می‌بینیم رژیم هم از پس آن برنیامده است، بن‌بستی هست که نمی‌تواند از پس آن بربیاید، شما میگویید قیام نشد، این رژیم یک رژیم معمولی نبود، کدام رژیم سی هزار زندانی دادگاه رفته و نرفته، محکومیت تمام شده و نشده را  قتل عام می‌کند، کجای دنیا اینطوری بوده است؟ بعد مماشاتگران سی سال است لب‌تر نمی‌کنندو سی سال است هیچ کاری نکردند، این مماشاتگران بخاطر منافع خودشان و غارت منابع ایران دنبال خمینی بودند، خود خمینی با وحشی‌گری تمام اجرا کرد ولی این تغییر ساده نیست، قیمت می‌خواهد، تشکیلات و رهبری می‌خواهد و امروز کانونهای شورشی به بهترین وجه با شعارها و ضرباتی که به رژیم می‌زنند و تمام فعالیتهایشان که این روزها کانون شورشی از دهان آخوندها نمی‌افتد، انشاءالله به ثمرمیرسانند.

محمد حیاتی: نکته‌ای که هست خمینی صاف که نیآمد دیکتاتوری حاکم بکند، قدم به قدم اینکار را کرد، وقتی در فرانسه بود می‌گفت آزادی عقائد، سوالاتی که مقداری سخت بود می‌گفت نمی‌دانم بعداً در برنامه است، روزبه‌روز و گام به گام از حق برقراری حاکمیت ملت کاستند و به قدرت مطلقه ولی‌فقیه افزودند تا جایی‌که رسماً در غیاب شاهی که سرنگون شده بود، از عبارت «سلطنت مطلقه فقیه» اسم بردند!‌ یک خاطره از ملاقات برادر مسعود با خمینی را برای شما بازگو کنم، تا روشن شود گام به گام منظور چیست.

۱۲ بهمن خمینی ایران آمد، خمینی حساب کرده بود که مجاهدین چه نفوذ و پایگاه وسیعی در ایران دارند، حتی آقای طالقانی که میلیونی مردم به استقبالش در هنگام آزادی از زندان آمدند، خودش وقتی برادر مسعود از زندان آزاد شده بود به استقبال برادر مسعود در خانه رضایی‌های شهید آمد، خمینی اینها را می‌فهمید و تلاش می‌کرد به نوعی با برادر مسعود ملاقات بکند، ما درخدمت برادر مسعود به ملاقات خمینی در مدرسه علوی در خیابان ایران رفتیم، همانجایی که می‌ایستاد و دست تکان می‌داد، من به این خاطر رفته بودم چون قبلاً من آنجا معلم و دبیر بودم؛  موقعی که رفتم بچه‌های آنجا ما را می‌شناختند راه را باز کردند و ما داخل رفتیم، احمد خمینی که ما را دید خیلی خوشحال شد، گفت بیایید کجایید و از قبل هم که از فرانسه تلفن می‌زد، مرا به اتاقی برد و گفت ترا بخدا آخوندها شما را نبینند، چون به خون شما تشنه هستند، گفت بشینید بابام که به مردم دست تکان می‌دهد وقتی خسته شد و برای انتراکت آمد من او را اینجا را می‌آورم، ما هم در اتاق نشستیم و بعد از مدتی درب باز شد یک آدمی بخت‌النصر وارد شد و تا وارد شد دستش را دراز کرد تصور می‌کرد ما هم مثل بقیه دستش را می‌بوسیم ؛ چون سرلشکر و کشوری و لشکری همه چون رسم بود ؛دستش ایشان را می‌بوسیدند، برادر مسعود دستش را کنار گذاشت و دست خودش را بر روی شانه او گذاشت و با او روبوسی کردکه خیلی به او برخورد، ما هم به تقلید از برادر مسعود همین کار را کردیم، می‌خواهم گام به گام را بگویم، خمینی نشست، نگاه کنید چون دجالگرانه خودش نمی‌خواست وارد بشود و ضایع بکند و دیکتاتوری را روز اول حاکم کند، آمده بود که از طرف برادر مسعود این کار را بکند.

چطوری؟ گفت آقای رجوی جوانان ما آخوندها را قبول ندارند ولی شما را قبول دارند جوان هستید، می‌خواست فریب بدهد، حالا جالب این است که چه کسی را می‌خواهد فریب بدهد؟ یک رهبر هوشیار و ذیصلاح، فداکار و قیمت دهنده، گفتیم چی می‌خواهید و منظورتان چییست؟ گفت هیچی یک کاغذ بردارید و دو خط بنویسید کسانی که مذهبی نیستند حق فعالیت سیاسی ندارند، همین و امضاء و هیچ چیز دیگری از شما نمی‌خواهم. حالا خمینی که ۶ میلیون به استقبال او رفتند و در عرش و آسمانها است، یک چنین خواسته!!، ببینید برادر مسعود چی به او جواب داد، برادر مسعود گفت آقای خمینی اگر من این را بدهم ملت چی میگویند، ملت خواهند گفت من با تو مخالفم، خمینی گفت من به تو میگویم چی چی مخالف، برادر مسعود گفت یادتان نیست یک هفته پیش شما در فرانسه بودید و خبرنگار از شما سؤال کرد آزادی عقاید چگونه خواهد بود، شما گفتید عقاید آزاد است، شما اول میگویید آزاد است و الان من بگویم آزاد نیست، خمینی انتظار چنین برگی و چنین سیلی واقعاً عجیب و غریبی را نداشت، رنگش مثل گچ شد، زبانش بند آمد، خداحافظی هم نکرد و از اتاق بیرون رفت.

می‌خواهم بگویم از روز اول دیکتاتوری اعمال نکرد و بگوید آزادی نیست، نه، نه، خودش هم نمی‌توانست دیکتاتوری اعمال بکند، می‌خواست قیمت را از کس دیگری بگیرد و می‌گفت جوانان، کسی که در جوانان نفوذ دارند، بنابراین می‌خواهم بگویم که گام به گام یعنی این، بعد در گامهای بعدی خمینی چکار کرد، گفت مجلس موسسان ولی اولین کاری که کرد، مجلس موسسان یعنی نمایندگان ملت ایران قوانین را برای حق و حقوق مردم وضع کنند، این آمد و گفت نه مجلس موسسان نمی‌خواهیم بلکه مجلس خبرگان، یعنی یک مشت آخوند را آورد که هر چی میگویند به نفع خودش باشد.

گام به گام گفتم این اولین گامش بود، یک قلم هم که جلو رفت، مجلس شورای ملی اسمش را عوض کرد و مجلس شورای اسلامی گذاشت، به این ترتیب کاری که کرد، قدم به قدم حق مردم را گرفت با همان تغییراتی که انجام داد به قدرت خودش اضافه کرد و اینکه قدرت را در جیب ولی فقیه ریخت تا جای که به اوج خودش رساند، که ولایت مطلقه فقیه را درست کرد در حالیکه ملت این را نمی‌خواستند.

برای نمونه بگویم، در مجلس خبرگان یک قانون اساسی فاشیستی تحت عنوان قانون اساسی ولایت فقیه تنظیم کرد که در آن ولی‌فقیه به‌قول آذری قمی «ولایت دارد بر تمامی دنیا اعم از موجودات زمینی و آسمانی و جمادات و نباتات و حیوانات» (صحیفه نور جلد ۱۱). قدم به قدم در مجلس این کار را انجام داد، دادستان خراسان بعدها گفت اختیارات دادستان تنها یک بند انگشت از اختیارات خداوند عالم کمتر است! و اینگونه دادستانی را در مشهد داشت و این بزرگترین کودتا خمینی بر علیه حاکمیت مردم بود، پس اول مجلس موسسان را به مجلس خبرگان تغییر داد، در گام بعد شورای نگهبان را بالای سر اینها گذاشت، شورای نگهبانی که خود ولی فقیه منتصب کرده و تمام اختیارات را به دست آنان داد، وقتی مجلس خبرگان کارش را تمام کرد، شورای نگهبان را تشکیل داد که همه اعضاء آن دست خودش بود، و باز هم به این اکتفا نکرد، خمینی پس از آن با تشکیل نهادی به اسم مجمع تشخیص مصلحت نظام، در بالای سر مجلس و شورای نگهبان، آن‌ها را نیز منکوب سلطنت مطلقه خود نمود، خود این مجمع را هم باز خودش تعیین کرده است، می‌خواهم بگویم از اول قدم به قدم آمد تا نقطه‌ای که هیچ جایی برای ملت قائل نباشد، در مقابلش هم مجاهدین از همان روز اول از آن ملاقات اولیه تا الان در هیچ جا سکوت نکردند و حتی رفراندوم قانون اساسی را تحریم کردند.

محمد حیاتی: رژیم ادعا می‌کند ایران جزء آزادترین کشورها است، رژیم ادعا می‌کند ایران ارزانترین کشورها است، آن هم ادعای انتخابات آزاد می‌کند، از خودشان بگویم در رفراندوم قانون اساسی که انجام داد، بیست میلیون نفر رأی دادند، البته ما تحریم کردیم اما ۲۰ میلیون رفتند و رأی دادند، در اولین انتخاباتش شد ۱۰ میلیون، ۵۰ درصد پایین رفت، در همان سال اول که مردم کم کم شناختند، بین ۲۵ تا ۵۰ درصد افت کرد، یعنی این ریاست جمهوری تازه بخشی از آن ۵۰ درصد به رأی آن‌ها می‌رود حکومت می‌کند، مردم شناختند که انتخابات آزاد نیست، فضاحت انتخابات آخوندی به جایی کشید که نخست‌وزیر اسبق نظام (موسوی) رسماً اعلام کرد که آرای انتخابات در نهادی به اسم اتاق تجمیع آرا، مهندسی شده (یعنی درستش کردند) و به میزان ۸ برابر افزایش یافته تا قابلیت اعلام شدن در رسانه‌ها را پیدا کنند! (دو میلیون رأی می‌دهند می‌گوید ۱۶ میلیون شرکت کردند)، لذا این انتخابات آزاد نیست و این افتضاح هست، این‌ها با عددسازی و رقم سازی عدد و رقم ساختند، والا آنقدر دیکتاتوری حاکم بود که کسی نمی‌توانست انتخاب کند، تازه انتخابات برگزار می‌کنند یک شورای نگهبانی گذاشته است، تنها کسانی می‌توانند درانتخابات کاندید باشندکه این شورا انتخاب بکند، این شورا را ولی فقیه انتخاب کرده، این انتخابات آزاد هست؟ هرگز ذره‌ای از آزادی در آن نیست و حتی به ادعای خود اینها، حتی محمود احمدی‌نژاد (۷ اردیبهشت ۹۲) از باند مقابل نیز به نوعی و با اعدادی مشابه تأیید کردند! گرچه که احمدی‌نژاد کمی بعد حرفش را پس گرفت اما بحث مهندسی کردن انتخابات آخوندی اینک یکی از پیش‌فرض‌های ثابت در انتخابات این رژیم است.

محمد حیاتی: خمینی حرفش این بود فقط یک حزب و لاغیر، خودش هم رسماً علام کرد و گفت هر چه می‌خواهید بگویید، ما یک حزب بیشتر نمی‌خواهیم، فقط حزب جمهوری اسلامی!! و با این حکم قتل مجاهدین را صادر کرد، در حالیکه فضا هنوز سیاسی بود، هیچ جنگ سیاسی وجود نداشت، دستور داد نشریه مجاهد ممنوع است، همه نشریات را ممنوع اعلام کرد، فرمان دستگیری چند نفر از رهبران سازمان مجاهدین حتی موسی را داد، با بقیه گروه‌ها هم اینکار را کرد تا گروهی باقی نماند، و همانطور که خودش گفت فقط یک حزب و لاغیر، احزاب هم یا باید در مقابلش بایستند یا تسلیم یا مبارزه، یا آنهای که میگویند نه ما اهلش نیستیم، تا اینکه همه کنار بروند، فقط سازمان مجاهدین تا دینش ایستاد و گفت مرا بین مرگ و ذلت مخیر می‌کنی؟ هیهات منا الذله، همان حرفهای امام حسین، هرگز، ادامه خواهم داد و داد.

محمد حیاتی: دم و دستگاه خمینی از روز اول که برای آزادی نبود، برای اینکه حق ملت را بدهند نبود، از همان سال اول باندهای خمینی ۱۲۰ میلیارد تومان دزدیدند، خمینی تمام دستگاه‌های اقتصادی را به افراد خودش داد، به قول خودشان ۲ هزار نفر و دوباند هستند، ۴ سال این می‌آید و ۴ سال بعد آن یکی، این دزدیهای او را رو می‌کند آن یکی دزدیهای آن یکی را، اتفاقاً خیلی جالب است و کمتر حکومتی را دیدیم دزدیهای آن نجومی باشد، فسادش نجومی باشد، بعد همدیگر را اینطوری لو بدهند، امروز خوب می‌فهمیم، که جواب اینها را ملت با شعار «اصلاح‌طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» داد، روز اول برادر مسعود گفت افعی کبوتر نمی‌زاید، بین اینها اصلاح‌طلبی وجود ندارد، دو باند نیست یکی بیشتر نیستند، ولی به ظاهر نگه داشتند تا بیشتر کلاه بر سر ملت بگذارند، تا بیشتر فریب ملت را بدهند، که الحمدالله دستشان هم برای مردم رو شده با همان شعاری که دانشجویان دادند.

کنفرانس متنی

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.